SevenHells
Ir al canal en Telegram
468
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-130 días
Archivo de publicaciones
468
The man's finger slowly went around her neck, strangling her. He breathed deeply near her ear and whispered " It's cute that you think you have a choice. " and kissed her.
468
در جلد دوم این کتاب، قهرمان داستان پیروانی پیدا میکنه که هدف اصلی اون ها نابود کردن افرادیه که ادعای دانش دارن ولی حتی یک کلمه رو هم درست نمیتونن بنویسن. در میان این پیروان یک نقش اصلی دوم با عمیق نگری برمیخیزه و کسانی رو که ضعف املاشون رو پشت از قصد غلط نوشتن پنهان میکنن با روش های مخوفی از بین میبره.
468
واقعا چجوری میخوایم بریم مدرسه؟الان همه ساعت شیش صبح با لبخند میرن تو آشپزخونه صبونه میخورن بعد آلارم میزارن واسه ناهار و می خوابن.
468
دارم روی یه کتاب کار میکنم که قهرمان داستان یک آدم فضاییه و به شکل آدم های نرمال وارد کوچه بازار میشه و افرادی رو که جای «بسه» میگن «بسته» به طرز مرموزی به قتل میرسونه.
468
حالا چارتا عکسم به جای اینکه گوشیو بچسبونین به پیشونی که برآمدگی های دماغتون مشخص نشه، از این پایین ترا بگیرین ما قول میدیم فک کنیم دماغتون اورجینال عملی بوده.
