SevenHells
Ir al canal en Telegram
468
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
-730 días
Archivo de publicaciones
468
عکس نوزادیشو دیدم. شبیه پفکه. یه دونه پفک نمکی کوچولو. داره گریه میکنه و صورتش همهش چینچین شده. به خودش نگاه میکنم، خرس گندهٔ من، قد کشیده، پهن شده، بزرگ شده ولی دلش همونقدر لطیف و پفکیه که عکسش هست. وقتی فکر میکردم دیگه هیچ زاویهٔ جدیدی برای دوست داشتنش نیست، یک دفعه زاویه خودش سر زد، اومد توی دلم نشست.
468
هر روز زور میزنم جور جدیدی بهش بگم دوستش دارم. چند روزه همهش بهش میگم اگه مجسمهساز بودم تو رو میساختم.
468
امیدوارم قبل مرگم نقاشیم خوب بشه و یه مشت نقاشی در مدح غم بکشم و بعد موزهها نقاشیامو قبول نکنن و من تو قبرم به ریش بچههای پولپرستم بخندم تا بار آخرشون باشه یادگار مادرشونو بخوان بفروشن.
468
از جون شما دور باشه چنان مریض شدم که بازگشتی به سلامتی جلوی خودم نمیبینم. حالا ارشدم ثبتنام کردهم و برای رزومهم کلی کار ترجمه تحویل گرفتهم. همینجوری بیحال و نزار میافتم یه گوشه برای کارایی که نمیتونم بکنم غصه میخورم و بعدش از درد میرم تو کما تا درد و غصهٔ بعدی. این زندگی هم عجب امتحان سختگیرانهایه. :(
468
حالا سر چی؟ من که نمیدونم ولی همهش میگه گه خوردی بازش کردی ریختیش. یکی ندونه فکر میکنه بچه مواد قاچاق میکرده اینجوری سرش داد میزنه. اونم بچهٔ چار-پنج ساله. همسایههای زیبایی دارم. 🙂
468
اینقدر که من نگران بچهٔ همسایه میشم پدر مادرش نمیشن. داره دعواش میکنه بچه هم میگه باشه دیگه نمیکنم. داد میزنه سرش که تو گه خوردی که باشه! انتظار داره اون بچه یه گوشه وایسه، جیغ و داد بشنوه، بترسه، هیچی هم نگه. وقتی میگه باشه دوباره شروع میکنه داد زدن! وقتی میگه ببخشید دوباره شروع میکنه داد زدن. از جون اون بچه چی میخوای خب حیوون؟
468
بدیشم اینه که توی این دستهبندیای زنانه هممممهش چیزای منفی میشنوم. تو خودت احساس ضعف میکنی چرا بقیه رو با خودت میکشی پایین؟
468
مخصوصا مخصوصا مخصوصا دستهبندیهای زنانه اذیتم میکنن، اون هم وقتی از طرف خود زنها مطرح میشن. ما خانوما حساسیم. ما خانوما گریه میکنیم. ما خانوما سیاست داریم. ما خانوما دوست داریم مادر بشیم. ما خانوما از خدمت به همسرمون لذت میبریم. ما خانوما کار خونه دوست داریم. ما خانوما به همسرمون تکیه میکنیم. ما خانوما نباید صدامون بره بالا. ما خانوما نباید فلان کار بکنیم. تو گه خوردی از طرف همهٔ خانوما نظر میدی.
468
یکی از چیزهایی که ازش متنفرم اینه که قبل از خودم بودن، به چشم جزء فلان دسته بودن بهم نگاه بشه. مثلا بهم بگن شما جوونا فلانید، شما زنا فلانید، شما نسل جدید فلانید، شما فلانا فلانید، ما خانوما فلانیم. کوفت بخوری نکبت. کوفت بخوری که بلد نیستی آدما رو با هویتی که خودشون ساختن ببینی.🖕
468
سر ترجمهٔ یک عبارت، هفتاد صفحه خوندم و بستم، تهشم نفهمیدم چی شد. از اینجا تا گور شکسپیر پرانتز. :))))))))))))))))))))))))))
468
یکی از لذتهای پدرم هیستریک کردن منه. یک نیاز سادیستیک به آزاردیدن من داره. بدیش اینه که بافت خانوادگی ما اینجوریه که یا باید قبولش کنم یا باید ریسک کنم که همه از من ناراحت بشن و رابطهشون رو با من کم کنن. ریدم تو سر تا پایین خانوادهٔ ایرانی.
468
۱. فوتبالو سیاسی کن.
۲. یه بازی رو برنده شو و به همه بگو پماد سوختگی بزنن که قراره پوز دنیا رو بزنی.
۳. مثل سگ بباز.
۴. بگو فوتبال سیاسی نیست.
۵. بگو موشک مهمه که داریم.
468
خدایا خودت میدونی منم میدونم. میتونستی همهٔ آدما رو با یه جنسیت درست کنی ما رو اینقد بگا ندی. ولی نههههه. محاله خدای تبارک و تعالی از راه آسونتر بره. یه وقت ما بندههای بیسروپا پررو میشیم. 😒
468
نوشته هدف از زندگی آدما نوشتن تاریخه. ولی راستشو من بهت میگم دوستم. زندگی هدف نداره. ما اومدیم که چند روز اینجا باشیم و بعد بمیریم. دنیای ما اینقد کوچیکه که تاریخ من و تو جاودانه نشه و اینقد بزرگه که کسی حتی یک بار هم اون رو نخونه. زحمت نکش. خودت یک تیکه از تاریخ شو و برو.
468
امروز اتفاقی افتاد که باعث شد فکر کنم هرگز حالم خوب نمیشه. گمان میکنم اتفاقهایی که باعث تغییر آدمها میشن همه همینطورن. یک لحظه میآن و زندگی آدمو زیر و رو میکنن و میرن. وقتی رفتن تو میمونی و خونهٔ بیسقف و سگسوز سرما. دوست دارم قوی باشم و اینجای زندگیم یه مونتاژ از قوی شدنم و گریه کردنم پخش شه و بعدش همهٔ زندگیمو پس بگیرم. ولی هم خودم میدونم هم شاید شما بدونید که چنین اتفاقی نمیافته. زندگی من همچین فیلمی نیست. نویسندهش خودمم و از من چنین پلاتهایی درنمیآد. من میرم زیرزمین و گریه میکنم و میرم زیر پتو و گریه میکنم و میرم توی حموم و گریه میکنم و چایی میریزم و گریه میکنم و جارو میکنم و گریه میکنم. آره. این داستان بیشتر شبیه منه. شاید روزی بیاد که امروزو هم یادم بره و حالم بهتر باشه ولی تنها چیزی که قطعیه اینه که من هیچوقت مثل فیلما قوی نمیشم.
