es
Feedback
کانال کتاب و کتابخوانی

کانال کتاب و کتابخوانی

Ir al canal en Telegram

📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.

Mostrar más
410
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
New 🔥🔥 علیرضا طلیسچی ❤️✨ Join ↬ @MusicFika🫧

آدم ها همیشه ... نیاز به "نصیحت" ندارند ... گاهی تنها چیزی که به آن محتاج اند دستی است که بگیرد، گوشی است که بشنود، و قلبی است که آن ها را درک کند ...

زمانش که برسد خواسته‌هایت، داشته‌هایت شده‌اند و آرزوها، جزئی از روزمرِگی‌هایت... زمانش که برسد رفتنی‌ها رفته‌اند و ماندنی‌ها عزیزترین دلخوشی‌هایت شده‌اند و تو یاد گرفته‌ای که با ساده‌ترین چیزها شاد باشی! زمانش که برسد به این درک خواهی رسید که دنیا کوتاه‌تر از آنی است که آرامشت را برای غصه‌های بیهوده و رنج‌های بی‌نتیجه خراب کنی؛ می‌رسد زمانی که آینه‌ها فقط لبخندهای تو را ببینند، زمین، اشتیاقِ تو را به دوش بکِشد و زمانه، اتفاقاتِ خوب را حوالی تو بیندازد. زمانی که غصه و اندوه‌های زودگذر، پشتِ دیوارِ بی‌تفاوتی‌ات ته‌نشین خواهند شد و تو با آرامشی عمیق، زندگی خواهی کرد...!

میگویند ... چشمی که دائم عیب‌های دیگران را ببیند آن عیب‌ها را به ذهن منتقل می‌کند و ذهنی که دائما با عیب‌های دیگران درگیر است ،آرامش ندارد و درونش متلاطم و آشفته است در عوض چشمی که یاد گرفته است همیشه زیبایی‌ها را ببیند اول از همه خودش آرامش پیدا می‌کند چون چشم زیبابین عیب‌های دیگران را نمی‌بیند و دنیای درونش دنیای قشنگی‌هاست...

انسان ها زود پشیمان می شوند ! گاه از گفته هایشان، گاه از نگفته هایشان ...! اما سراغ ندارم کسی را که از "مهربانی" خسته شده باشد .. خوشابه حال آنان که می دانند مهربانی منطقی ترین گفت و گوی زندگیست ...!

آلن_دو_باتن آدمها تنها با بُردهایی که بدست میاورند راضی نمیشن آنها دوست دارن " باختنِ " بقیه رو هم تماشا کنند !!

اغلب کسانی که در زندگی خویش احساس آرامش می‌کنند لبخند را مشق می‌کنند با امید دعا می‌کنند عشق را ‌ تدریس می‌کنند و"محبت"را فراموش نمی‌کنند.

هيچ اشكالى ندارد احساساتى داشته باشيم كه ديگران چيزى از آن درك نكنند ، هر كسى سفر خودش را مى‌رود... #جوجو_مویز 📗 پس از تو

می‌گویند درد آدم‌ها را به هم نزدیک می‌کند. به من بگو کداممان شاد هستیم که این همه از هم دور مانده‌ایم؟ #اوغوز_آتای

به درختان نگاه کن، به پرنده‌ها نگاه کن، به ابرها نگاه کن، به ستارگان نگاه کن.... اگر چشم دیدن داشته باشی خواهی دید که کل هستی در سرور و شادمانی است. همه چیز فقط شاد است. درختان بی هیچ دلیلی شادند، آنها قرار نیست نخست وزیر و یا رئیس جمهور بشوند و قرا نیست ثروتمند بشوند و هرگز حساب بانکی نخواهند داشت. به گل ها بنگر گل ها بی هیچ دلیلی به گونه های باور نکردنی شادند... #اوشو

رمان درباره ی پسر آسیاب بانی به نام یوهانس است که عاشق دختر اربابش ویکتوریا میشه اما به خاطر جایگاه اجتماعی که دارد… 📕 ویکتوریا #کنوت_هامسون

‌ باید خیلی جنس وجودت ناب باشد که دیگران را تحسین کنی و از تماشای موفقیت و خوشبختیِ آنان لذت ببری. باید خیلی اصیل باشی که رنج‌های دیگران تو را غمگین کند و شادی‌های آنان تو را خوشحال... باید خیلی از عقده‌ها و کمبودها به دور باشی و از انسانیت، سرشار! و آنقدر قوی که شکست‌ها و ناکامی‌ها، از تو یک انسانِ سَرخورده و حقیر نساخته‌باشند، انسانی بی‌منطق، که علیه دستاوردها و داشته‌های دیگران جبهه می‌گیرد! باید خیلی شخصیت محکمی داشته‌باشی که با وجود چیزهایی که بر تو گذشته، همچنان از اینکه آدم‌هایی هستند که اراده می‌کنند، تلاش می‌کنند و موفق می‌شوند، احساس خوبی داشته‌باشی. باید آنقدر اصالت داشته‌باشی که برای دیگران هم آرزوهای خوب کنی، برای دیگران هم خوشحال باشی و برای دیگران هم خوب بخواهی. باید خودت را زیاد دوست داشته‌باشی و با خودت کاملا کنار آمده‌باشی. و چقدر کم‌اند آنان که خودشان را دوست دارند و با خودشان و با جهانشان کنار آمده‌اند... و چه انگشت‌شمارند، آنان که به شادیِ کسانی به جز خودشان هم فکر می‌کنند... #نرگس صرافیان طوفان

فیلم ابرها (دوبله فارسی) https://www.aparat.com/v/7rdqR

Siavash-Ghomayshi-Parvaneh-kashanmusics.ir-320.mp3

گوشه ی چادر مادرم را می‌گرفتم باهم می‌رفتیم مخابرات نبش کوچه ششم می‌گفتند مخابرات! اما اسمش اصلا مخابرات نبود که همیشه‌ی خدا هم شلوغ بود نوبت می‌گرفتیم و می‌نشستیم بعد از چند دقیقه صدا می‌زدند و می‌گفتند خانم فلانی کابین شماره‌ی سه یک اتاقک چوبی نیم در نیم، یک تلفن قدیمی و کثیف روی دیوار و بوی عرق نفر قبلی اما چه ذوقی داشتیم تقریبا هر دو روز یک بار می‌آمدیم تلفن می‌زدیم و چند دقیقه‌ای با پدربزرگ و مادربزرگم حرف میزدیم. محل ما سیمکشی تلفن نداشت که آنها هم که داشتند وضعشان تقریبا همین بود. حرف زیاد داشتیم اما مجبور بودیم زود قطع کنیم قطع نمی‌کردیم خودش قطع می‌شد ارتباط ها کم بود، اما با جان و دل با ذوق و شوق. حرف ها هیچوقت تکراری نمی‌شد همه برای هم وقت داشتند هیچکس تیک دوم تلفنش را برنمی‌داشت که مثلا صدایت را هنوز نشنیده ام! هیچکس حرف هایش را ادیت نمی‌کرد دوستت‌دارم هایش را پاک نمی‌کرد جایش نقطه بگذارد وقتی می‌گفت دلم برایت تنگ شده، شک نداشت که می‌گفت صدا را که نمی‌شد پاک کرد، می‌رسید. گروه هم نداشتیم اما هروقت تلفن می‌زدیم حتما یکی بود که آنلاین باشد و جوابمان را بدهد. آن روزها یک مخابراتِ نبش کوچه‌ی ششم بود و یک دنیا عشق که همه را از سیم‌های تلفنش رد می‌کردیم اما امروز یک دنیا وسیله‌ی ارتباطی‌ که یک "دلم برایت تنگ شده" از امواجشان رد نمی‌شود اگر هم رد شود، می‌شود پاکش کرد می‌ترسم در بروز رسانی بعدی همدیگر را هم بتوانیم پاک کنیم

بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند و ثروت خود را به رخ آنها بکشند. اما این نوع آدمها در درون خود زجر می کشند ... زیرا شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است. "مهم بودن" را فراموش کنید تا آرامش نصیب تان شود. هر چه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشید، بیشتر تحسین می شوید.