کانال کتاب و کتابخوانی
Ir al canal en Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
Mostrar más405
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-230 días
Archivo de publicaciones
چند لحظه ساکت می مانم و بعد میگویم: خودت معنای زندگی رو بهتر از من میدونی. زندگی یعنی همین. نمیخوام دلداریت بدم اما گاهی چیزهایی در زندگی ما اتفاق میفته که نمیتونیم از وقوع شون جلوگیری کنیم.میفهمی؟ نمیتونیم!
نتوانستن در اینجور وقتها تنها توضیحیه که میشه داد.
📚روی ماه خداوند را ببوس
#مصطفی مستور
آدمها
همیشه خوب را
برای یافتن خوب تر رها میکنند
غافل از اینکه خوب همانیست
که وقتی ازهمه چیز وهمه کس بریدی
یادش می افتی
همان کسی که
هر روز حالت را میپرسد
و تو سرسری میگویی خوبم
همان کسی که
تو حضورش را همیشه دیدی و حس کردی
اما ساده گذشتی
همان کسی که
وقتی که کم حوصله ای زمین و زمان را
به هم میدوزد تا تو لبخند بزنی
خوب
همان کسی است که
بی منت تو را دوست دارد
که تو صدبار دست رد به سینه اش میزنی
اما یکبار هم خواهشت را رد نمیکند
خوب همانیست
که طاقت قهر ندارد
میگوید قهر اما دلش
دوری ات را تاب نمی آورد
خوب همانیست که
همه احساسش را خرج تو و اطرافیانش میکند
خوب همانیست که
به جرم احساسش هرلحظه غرورش رامیشکنی
دلش را میشکنی
و او دم نمیزند
کجا با این عجله
لحظه ای درنگ کن
خوب خود را با خود نمیبری ؟
خوب یک نفر است
و هرگز تکرار نمیشود
مبادا از دستش بدهی
"مرتضیخدام"
چه لذتی دارد آغاز !
دمیدنِ سحر !
اولین چمن
وقتی که رنگ سبز
تقریباً از یاد رفته است.
وای، اولین صفحه ی کتاب دلخواه ات! غافل گیری !
آهسته بخوان
بخش ناخوانده اش
خیلی زود باریک خواهد شد !
و نخستین مشتِ آب
بر چهره ی رنگ پریده.
پیراهن پاکیزه ی خنک.
آغاز عشق.
نگاهِ اغواگر.
وای! آغازِ کار.
ریختن روغن در ماشین سرد
نخستین تکان دست
و نخستین غرش و جهش موتور!
و نخستین پُک سیگار
که ریه ها را پر می کند.
آه! یک فکر تازه!
#برتولت_برشت
به رهبر ارکستر دقت کردید؟
پشتشو میکنه به همه و کارشو انجام
میده، یک وقتایی تو زندگیت باید پشتتو
به همه کنی و با تمام وجود کاریو که
دوست داری انجام بدی
آخرش همه بلند میشن و تشویقت میکنند ...
مادربزرگ !
گم کردهام در هیاهوی شهر
آن نظربندِ سبز را
که در کودکی
بسته بودی به بازوی من!
در اولین حملهی ناگهانیِ
تاتارِ عشق،
خُمرهی دلم بر ایوانِ
سنگ و سنگ شکست..
دستم به دستِ دوست ماند،
پایم به پای راه رفت!
من چشم خوردهام!
من چشم خوردهام!
من تکّهتکّه از دست رفتهام،
در روز روزِ زندگانیم ...
#حسین پناهی
#حکایت_آموزنده
روزي حضرت داوود از يك آبادي ميگذشت. پيرزني را ديد بر سر قبري زجه زنان. نالان و گريان. پرسيد: مادر چرا گريه مي كني؟ پيرزن گفت: فرزندم در اين سن كم از دنيا رفت. داوود گفت: مگر چند سال عمر كرد؟ پيرزن جواب داد:350 سال!! داوود گفت: مادر ناراحت نباش.
پيرزن گفت: چرا؟ پيامبر فرمود: بعد از ما گروهي بدنيا مي آيند كه بيش از صد سال عمر نميكنند. پيرزن حالش دگرگون شد و از حضرت داوود پرسيد: آنها براي خودشان خانه هم ميسازند، آيا وقت خانه درست كردن دارند؟ حضرت داوود فرمود: بله آنها در اين فرصت كم با هم در خانه سازي رقابت ميكنند. پيرزن تعجب كرد و گفت: اگر جاي آنها بودم تمام صد سال را به عبادت و خوشحال کردن دیگران ميپرداختم.
شنیدهاید که آسایش بزرگان چیست
برای خاطر بیچارگان نیاسودن
بکاخ دهر که آلایش است بنیادش
مقیم گشتن و دامان خود نیالودن
همی ز عادت و کردار زشت کم کردن
هماره بر صفت و خوی نیک افزودن
ز بهر بیهده، از راستی بری نشدن
برای خدمت تن، روح را نفرسودن
برون شدن ز خرابات زندگی هشیار
ز خود نرفتن و پیمانهاي نپیمودن
رهی که گمرهیش در پی است نسپردن
دریکه فتنهاش اندر پس است نگشودن
#پروین_اعتصامی
انعکاس چیزی باش ،
که میخواهی در دیگران ببینی !
اگر عشق میخواهی ، عشق بورز
اگر صداقت میخواهی ، راستگو باش
و اگر احترام میخواهی ، احترام بگذار
#مهاتما_گاندی
ناپلئون هیل:
در کتاب کلید طلایی ۱۵ نوع ثروت
را معرفی می کند که داشتن آنها ما
را ثروتمند میکند ...
این ثروتهای پانزده گانه عبارتند از:
۱. رویکرد یا نگرش ذهنی مثبت.
۲. تندرستی واقعی.
۳. هماهنگی در روابط انسانی.
۴. رهایی از ترس.
۵. امید به موفقیت.
۶. نیروی ایمان.
۷. اشتیاق به بخشش و سهیم شدن
داشته های خود.
۸. عشق ورزیدن به کار.
۹. داشتن قلب و زبان شاکر
۱۰. انضباط شخصی.
۱۱. توانایی درک دیگران.
۱۲. امنیت اقتصادی.
۱۳. اعتماد به نفس
۱۴. استفاده موُثر از زمان
۱۵. داشتن برنامه و هدف
مي گويند با هر كس بايد مثل خودش رفتار كرد !
شما گوش نکنید ، چون اگر چنين بود از منش و شخصیت هیچكس ،چيزى باقى نمي ماند !
هركس هر چه به سرت آورد فقط خودت باش...
نگذار برخورد نادرست آدمها ، اصالت و طبیعت تو را خدشه دار کند.
اگر جواب هر جفايى ، بدى بود که داستان زندگی ما خالى از آدم های خوب می شد !
اگر نمي توانى آدم خوبه ى زندگي كسى باشى...
اگر براى ياد دادن همان خوبى هايى كه خودت بلدى ، ناتوان هستی
اگر خوبى كردى و بدى ديدى...كنار بكش!!! .... اما بد نشو....
اين تنها كاريست كه از دستت بر مي آيد...
تو آدم خوبه ى زندگی خودت باش..
و با وجدانت آسوده بخواب!
خاطرهی بدِ آدمها نباشید!
کسی نباشید که دیگران،
بدترین احساسات ممکنشان را
کنار شما تجربه کنند و
یادآوریِ نام و حضورتان
برای آنان تداعیِ خاطرات تلخ و
احساسات ناخوشایند باشد.
به قدری که نخواهند
بار دیگر شما را ببینند
و بار دیگر صدای شما را بشنوند و
به شما اعتماد کنند و
حتی از شما حرف بزنند!
باید حواستان به جزئیات احساسی که
با گفتار و رفتار و نگاهتان
در دیگران ایجاد میکنید، باشد.
گریزِ انسانها از همدیگر نیست،
از احساسیست که کنار همدیگر و
با همدیگر تجربه کردهاند.
کاش آدمی
عشقش را بردارد
برود یک گوشهی دنج
زیر آفتاب
روی مهتاب
لابلای خواب!
به صدای پای اینهمه عابر، بیتفاوت شود
فقط برای یک صدای پا
دلش هُـــــری بریزد
کاش عشــــــق
مثل خواب معصومانهات
ساده باشد...
#عباس_معروفى
از خاطرات پیکاسو:
مادرم ميگفت اگر سرباز شدى مطمئن باش روزى ژنرال ميشوى
اگر راهب شدى روزى پاپ خواهى شد در عوض من يك نقاش بودم و پيكاسو شدم!
هر چه كه هستيم،
بهترين باشيم
هنگامیکه از درون زلال باشی
خداوند به تو نوری می بخشد، آنچنان که ندانی
و مردم تو را دوست ميدارند از جایی که ندانی....
و نیازهایت از جایی برآورده شود که ندانی
این یعنی پاک نیتی....
و پاک نیت کسی است که برای همه، بدون استثناء ، خیر بخواهد.....
چون میداند
سعادت دیگران از خوشی او نمیکاهد....
و سلامت آنها عافیت و آرامش او را سلب نخواهد کرد....!!!
پس چه زیباست که همیشه
نیک اندیش و خیر خواه باشیم.....
عابدی شب خواب دید، در خواب به او گفتند: تو هشتاد،سال عمر می کنی، چهل سال در رفاهی و چهل سال در فشاری. کدام یک را اول می خواهی چهل سال زندگی خوب را یا چهل سال در فشار؟
او گفت : من عیال صالحه ای دارم، از او مشورت می کنم. ببینم او چه می گوید؟ از خواب بیدار شد. رفت پیش عیالش و گفت: «من چنین خوابی دیده ام، تو چه مےگویی؟»
زن گفت: بگو من چهل سال اول را در رفاه می خواهم. شب بعد خواب دید و گفت: «من چهل سال اول را در رفاه می خواهم».
از آن شب به بعد از در و دیوار برایش مےآمد. به هر چه دست مےزد طلا می شد.
زنش هم می گفت: «فلانی خانه ندارد، برایش خانه بخر، فلان جاوبیمارستان ندارد، فلان جا معبد ندارد، فلان پسر مےخواهد عروسی کند، فلان دختر مےخواهد شوهر کند ندارد.»
همسرش به او دستور می داد و او هم تا می توانست کمک می کرد. سَرِ چهل سال خواب دید به او گفتند: «خدا مےخواهد از تو تشکر کند. چهل سال اول به تو داد، تو هم به دیگران دادی، مےخواهد چهل سال دوم را هم در رفاه باشی»
حال کودکی را دارم
که گفتی همین جا بمان
زود برمیگردم ..
چند سال می گذرد جانم
همان جا مانده ام !
کودک است دیگر
همه چیز را باور میکند ...
علی نظام
Repost from کانال کتاب و کتابخوانی
Garsha Rezaei - Moo Meshki.mp3
زیبایی های این دنیا را
کنار رنگ گل
کنار صدای آب
کنار آواز پرندگان
کنار بوی خاک
کنار طعم نان
کنار گرمی آفتاب
کنار آرامش شب
کنار چشمان زیبا
کنار آبي دریا
کنار لالایی مادر
کنار گرمی دست پدر
کنار نوازش معشوق
لمس می توان کرد
#ع_دباغ
بهترین چیز برای آدم همین است... اعتقاد داشتن به حرفی که میزند و دوست داشتنِ کاری که میکند.
#ماریو_بارگاس_یوسا
📗 گفتگو در کاتدرال
