547
Suscriptores
-124 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
546
- تنهایی دیکتاتور
موسولینی وقتی در ایتالیا به قدرت رسید همچون رهبری فرهمند با آغوش باز مردم روبرو شد. در آن سالهای نخست حکومتش «قهرمان ملی» ایتالیاییها بود و «بهترین شمشیرزن و سوارکار» ایتالیا و «مردِ مردان» ایتالیا؛ همهٔ ایتالیاییها گوش به فرمان او بودند. اما بهتدریج ستارهٔ بخت دیکتاتور غروب کرد و پس از بیست سال حکومت جابرانه عاقبت مجبور به فرار شد. با این حال حتی در آخرین روزهای حکومتش باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه پشت سرش هستند.
موسولینی در دسامبر ۱۹۴۴ از پایتخت به شمال ایتالیا فرار کرد. او در صدد این بود تا به نحوی جان خودش را از دست مردم و نیروهای متفقین نجات دهد.او طی فرار گذارش به شهر شمالی میلان افتاد. مردم شهر که از حضور ناگهانی موسولینی مطلع شده بودند دور ماشینش جمع شدند. شمار جمعیت به دهها هزار نفر بالغ میشد. آنها به هر دلیلی شروع کردند به شعار دادن به نفع موسولینی (رفتار مردم بعضی وقتها غیرقابل پیشبینی و گولزننده است).
حاکم فراری ایتالیا باورش نمیشد که در اوج فرار و سقوط با چنین واکنش پرشوری روبرو شود. او چند ساعت بعد به همسرش گفت: «من بیست سال در این مملکت حکومت کردم اما هرگز چنین استقبال پرشوری را تجربه نکرده بودم. تشویقها به قدری کوبنده بود که دیوارها به لرزه درآمده بود.حس فوقالعادهای بود. روی صندلی ماشین ایستاده بودم و به فریادهای اعلام وفاداری آنها گوش میدادم...»
موسولینی تا چند روز باورش شده بود که مردم ایتالیا یکپارچه حامی خودش و رژیمش هستند. اما همهٔ اینها توهم بود. درست است که میلانیها از دیدن رهبر فراری کشورشان ذوق زده شده بودند و فریاد «دوچه دوچه» سر داده بودند اما دیکتاتور عملاً هیچ طرفداری نداشت. دو سه ماه بعد از تظاهرات میلان، موسولینی امیدوار بود که لشکر انبوه پیراهن سیاهانش به کمک او بیایند. او از همهٔ طرفدارانش خواسته بود که به نقطهای در شمال کشور بیایند تا همراه او با دشمن بجنگند. تعداد پیراهن سیاهان (بسیجیهای شبهمسلح) به بیش از چهار میلیون تن بالغ میشد تا آنجا که در هر روستا و دهکورهٔ ایتالیا یکی دو پایگاه داشتند. اما این مربوط به دورانی میشد که دیکتاتور در قدرت بود...
موسولینی از دستیارش پاوولینی پرسید: «چند نفر آمده اند؟» پاوولینی سکوت کرد.
موسولینی: «میگم چند نفر از پیراهن سیاهان آمدهاند؟»
پاوولینی :«قربان فقط دوازده نفر»
خلاصهای از کتاب «موسولینی»
ترجمهٔ : #بیژن_اشتری
@simar50
546
...
پرسشهای بدون پاسخ!
#رحیم_قمیشی
سؤال: به نظر شما مشکل کمبود گاز در کشور مهمتر است یا مشکل تامین برق، و یا آنکه بحران آب از آن دو بحران با اهمیتتر است؟
پاسخ: هر سه دچار بحران هستند و نمیتوان اولویت را به یکی داد!
سؤال: به نظر شما سیستم درمان کشور، در پیشگیری بیماریها موفقتر بوده، یا درمان، و یا مراقبتهای پس از درمان؟
پاسخ: در هیچکدام
سؤال: به نظر شما وضعیت اینترنت در دوره روحانی خستهکنندهتر و افتضاحتر بود، یا در دوره رئیسی، و یا در دوره پزشکیان؟
پاسخ: در هر سه دوره، یکی از دیگری بدتر
پرسش: امید به زندگی و شادی، در کدامیک از مقاطع حاکمیت ۴۶ ساله بهبود یافته؟
پاسخ: هیچ مقطعی
پرسش: سیستم آموزشی در زمینه آموزش بیشتر موفق بوده یا در زمینه پرورش استعدادها؟
پاسخ: هیچکدام
پرسش: مردم در هنگام صدارت کدام رئیسجمهور اجازه اعتراض قانونی داشتهاند؟
پاسخ: هیچکدام
پرسش: آیا انتظار دارید در ده سال آینده نظام موجود با پذیرش رفراندوم همگانی، تن به تغییرات اساسی مطابق تمایل رسمی مردم بدهد؟
پاسخ: خیر
پرسش: به نظر شما با تغییر دولتها امیدی به بهبود روابط خارجی با جهان آزاد پدید میآید؟
پاسخ: خیر
پرسش: با توجه به کاهش دائمی ارزش پول ملی، آیا اگر سال آینده بشنوید نرخ برابری دلار و ریال به یک میلیون رسیده، برای شما تعجبآور خواهد بود؟
پاسخ: خیر
پرسش بدون پاسخ آخر:
آیا باید دست بر روی دست گذاشت تا همه آنچه که تصورش هم وحشتناک است یک به یک اتفاق بیفتند؟
اگر اکثر مردم به این نتیجه رسیدند که روند وضعیت کشور رو به وخامت میرود، و هر روز بحران جدیدی بوجود میآید، راهی برای برون رفت نباید پیدا کرد؟
اگر حاکمان تصمیم بگیرند بیتوجه به نارضایتیها مسیر خود را ادامه بدهند، آیا راهی برای انتقال خواست مردم و بازگرداندن حق انتخاب به آنها وجود ندارد؟
آیا نمیتوان قبل از مرگ به فکر درمان بود.
و آیا شرایط کشور برازنده ملتی متمدن، دارای ذخایر اقتصادی مهم، و جوانانی مستعد است؟
اگر نیست، آیا باید به امید حوادث نشست تا آنها به رهایی از فقر و سیاهی و شروع پیشرفت کمک کنند؟!
@simar50
546
...
پرسشهای بدون پاسخ!
#رحیم_قمیشی
*)سؤال: به نظر شما مشکل کمبود گاز در کشمهمتر است یا مشکل تامین برق، و یا آنکه بحران آب از آن دو بحران با اهمیتتر است؟**
پاسخ: هر سه دچار بحران هستند و نمیتوان اولویت را به یکی داد!
سؤال: به نظر شما سیستم درمان کشور، در پیشگیری بیماریها موفقتر بوده، یا درمان، و یا مراقبتهای پس از درمان؟
پاسخ: در هیچکدام
سؤال: به نظر شما وضعیت اینترنت در دوره روحانی خستهکنندهتر و افتضاحتر بود، یا در دوره رئیسی، و یا در دوره پزشکیان؟
پاسخ: در هر سه دوره، یکی از دیگری بدتر
پرسش: امید به زندگی و شادی، در کدامیک از مقاطع حاکمیت ۴۶ ساله بهبود یافته؟
پاسخ: هیچ مقطعی
پرسش: سیستم آموزشی در زمینه آموزش بیشتر موفق بوده یا در زمینه پرورش استعدادها؟
پاسخ: هیچکدام
پرسش: مردم در هنگام صدارت کدام رئیسجمهور اجازه اعتراض قانونی داشتهاند؟
پاسخ: هیچکدام
پرسش: آیا انتظار دارید در ده سال آینده نظام موجود با پذیرش رفراندوم همگانی، تن به تغییرات اساسی مطابق تمایل رسمی مردم بدهد؟
پاسخ: خیر
پرسش: به نظر شما با تغییر دولتها امیدی به بهبود روابط خارجی با جهان آزاد پدید میآید؟
پاسخ: خیر
پرسش: با توجه به کاهش دائمی ارزش پول ملی، آیا اگر سال آینده بشنوید نرخ برابری دلار و ریال به یک میلیون رسیده، برای شما تعجبآور خواهد بود؟
پاسخ: خیر
پرسش بدون پاسخ آخر:
آیا باید دست بر روی دست گذاشت تا همه آنچه که تصورش هم وحشتناک است یک به یک اتفاق بیفتند؟
اگر اکثر مردم به این نتیجه رسیدند که روند وضعیت کشور رو به وخامت میرود، و هر روز بحران جدیدی بوجود میآید، راهی برای برون رفت نباید پیدا کرد؟
اگر حاکمان تصمیم بگیرند بیتوجه به نارضایتیها مسیر خود را ادامه بدهند، آیا راهی برای انتقال خواست مردم و بازگرداندن حق انتخاب به آنها وجود ندارد؟
آیا نمیتوان قبل از مرگ به فکر درمان بود.
و آیا شرایط کشور برازنده ملتی متمدن، دارای ذخایر اقتصادی مهم، و جوانانی مستعد است؟
اگر نیست، آیا باید به امید حوادث نشست تا آنها به رهایی از فقر و سیاهی و شروع پیشرفت کمک کنند؟!
@simar50
546
دور زدن در کوچه بن بست و تعریف و تمجید از راننده
✍#شهابالدین_حائری_شیرازی
یک کشور پس از جنگ جهانی دوم دو نیم شد نیمه شمالی به شیوه چپ کمونیست اداره شد و نیمه جنوبی به شیوه سرمایه داری آزاد آمریکایی.
نیمه شمالی از فقیرترین کشورهای دنیا شده که اغلب با قحطی مواجه است و برای تأمین قلات و گندم و جو بایست گدایی کند و نیمه جنوبی به یکی از ثروتمندترین کشورهای دنیا مبدل شده.
عجیب تر اینکه نیمه شمالی که نظامی دیکتاتور و خونریز با کمترین حق و حقوق و آزادی برای مردم است، رهبر خود را فرشته ای نازل شده از بهشت برین می شمارد اما نیمه جنوبی که یکی از دموکرات ترین کشورهای آسیاست با بیشترین حقوق سیاسی اجتماعی و اقتصادی برای مردم، بارها رهبران خود را به واسطه کمترین تخطی از قانون و سوءاستفاده به زندان محکوم نموده.
نتیجه آنکه، نظامهای دیکتاتوری وقتی از تغییر سیاستها به واسطه سالها گرداندن مردم در کوچه های بن بست ناتوان می شوند، به جای تلاش برای خارج کردن سیاست از کوچه بن بست و تغییر مسیر، به تعریف و تمجید خنک و بی حاصل از خصوصیات شخصیتی راننده که آنهم عموما دروغ و بافته خیال است روی می آورند.
#سیاسی
@Roshanfkrane
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
