es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
624
Suscriptores
+924 horas
+687 días
+7330 días
Archivo de publicaciones

زندگی آی زندگی ، خسته ام @simar50

‌‌... **من خوشگلم ...؟!!!! در روزگاری نه چندان دور، پنجاه شصت سالگی سن آرام و قرار بود. سن آرامش و آسایش بود سن نشستن و نتیجه یک عمر تلاش کردن،را دیدن بود... عروس داری و پسرداری و نوه داری بود... پنجاه شصت ساله ها جزو بزرگان فامیل و خانواده بودند و برای خودشان حرمت و احترام و برو و بیایی داشتند. برای نوجوانان و جوانان فامیل الگو بودند . اما امروز پنجاه شصت ساله های ایرانی وضع ديگرى دارند . نه مانند پنجاه شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل احترام بزرگتری و ریش سفیدی دارند ! و نه همچون  پنجاه شصت  ساله‌های جوامع پیشرفته ثبات مالی و امنیت اجتماعی ! پنجاه شصت ساله‌ امروز ایرانی هنوز دارد زبان خارجی یاد می‌گیرد تا بعد ببیند چه باید بکند! نگرانی‌های یک آدم بیست ساله را دارد . در روزگاری که فرزندانش ، خیلی برایش تره خُرد نمی‌کنند ، او باید حواسش به همه‌ آنها باشد. و باید مشکلات همه را سر و سامان بدهد . و مشکلات خودش را نیز به تنهایی بدوش بکشد . پنجاه شصت ساله ‌امروز باید به فکر تامین مسکن و شغل فرزندانش باشد و  برآورده کردن کوهی از توقعات ریز و درشت انها . بدتر اینکه هیچکس حال و روزگار او را درک نمی کند و نمیفهمد. برای رسیدن به خیلی از خواسته هایش 50 - 60 سال دویده اما هنوز چشم به آینده دارد!!؟ باید به تنهایی با همه این مشکلات  کنار بیاید همه منتظر او و متوقع از او هستند. اگر بازنشسته شود ، ماندن در خانه ، همان و اوقات تلخی های سرزنش کننده همان !!! روزگارش ثبات اقتصادی ندارد . و آینده‌اش نيز هنووووووووز مبهم است !؟ اما دیگر بدنش طاقت ندارد گاهی فشارش بالا می‌رود و گاهی پایین می آید ، گاهی تپش قلب می‌گیرد ، وگاهی بی حوصله ، گاهی نفس نفس میزند ، گاهی قند خونش بالا میرود گاهی قند خونش افت میکند گاهی تنگی نفس میگیرد، خلاصه ...... ، حتی جرأت نمیکند بگوید بابا عمری از من گذشته است! نیم قرن و.... اندی ... پنجاه شصت ساله‌هاى این روزگار همان‌هایی هستند که در بلاتکلیف‌ترین دوران این سرزمین رشد کرده اند ، نسل سوخته ای که تمامی آزمون و خطاها ، روی آنها صورت گرفته ، بدیهی‌ترین تفریحات دوران نوجوانی و جوانی برای آنها جرم محسوب میشد ، هر چیز خوبی برایش بد بود! همه چیز گناه سنگینی بود حتی خندیدن ! دلهره و ترس و نگرانی جزئی از وجودشان شده و با آن هابزرگ شده اند. به جای لذت دوران جوانی تیر و ترکش نصیبشان شده و به جای نجوای عاشقانه های یار، نفیر موحش آژیر خطر و سوت کر کننده خمپاره و بمب او همه راه ها را رفته است همه سدها را شکسته است اما هنوز پشت درهای بسته ایستاده ! چون باید به دیگران کمک کند ، تا قفل های واقعی و مصنوعی را بازکند. آنها در بچه گی مطیع بودند و پر کار، در هر صفی که فکر کنید ایستاده اند ، این پنجاه شصت ساله های امروز در بزرگسالی نیز مطیع هستند ، و آماده به کار! همیشه منتظر سرابی به نام آینده ‌بهتر بوده اند ، توهّمی که نیامد و شاید هیچوقت هم نیاید !؟ پنجاه شصت سا‌له‌ عزیز قوی باش .......    همانا مانند منی و من دردت را میدانم چرا که حتی دیگر بجز خودمان کسی ما را نمیفهمد اگر اعتباری هنوز باقی است نه به این خاطر که معتبری بلکه هنوز برای این میخواهند ترا که بفکرشان باشی و باشی تا بمانند همیشه پایدار باشی هم نسل من که هنوز هم شاید اعتباری بدنیا داشته باشی پس قوی باش و قدر همین را بدان....   @simar50

photo content

🟡« فقر، خشونت، فساد؛ سه عامل تیره‌بختی جامعه‌ی ایران » در شرایطی بسر میبریم که سه عامل فقر، خشونت و فساد؛ گریبان حاکمیت و ملت را در سطوح خرد، میانه و کلان گرفته‌است. حاکمیت دچار این مشکلات شده است: ۱- فقر مشروعیت ۲- فقر اعتماد و سرمایه‌ی اجتماعی ۳- فقر راستگویی و شفافیت ۴- فقر قدرت دیدن و شنیدن ملت ۵- فقر عدالت و پاسخ‌گویی ۶- فقر قانون‌گرایی ۷- خشونت بایکدیگر در ساختار قدرت ۸- خشونت با ملت ۹- خشونت با تاریخ و تمدن کهن این سرزمین ۱۰- خشونت با محیط زیست ۱۱- خشونت با جهان ۱۲- فساد سیستماتیک اقتصادی ۱۳- فساد سیاسی ۱۴- فساد اجتماعی ۱۵- فساد سیاست خارجی ۱۶- فساد رسانه‌ای ۱۷- فساد امنیتی ۱۸- فساد ایدئولوژیک و آرمان‌گرایانه ۱۹- فساد قدرت و ملت نیز دچاراین مصیبت‌هاست: ۱- فقر اقتصادی ۲- فقر اجتماعی ۳- فقر آسایش و رفاه فردی و اجتماعی ۴- فقر شادی و نشاط و شادکامی ۵- فقر قانون‌گرایی ۶- فقر سلامت جسم و روان ۷- فقر ارتباطات گروهی و اجتماعی ۸- فقر فرهنگی و آموزشی ۹- خشونت افکاری ۱۰- خشونت رفتاری ۱۱- خشونت خانگی ۱۲- خشونت اجتماعی ۱۳- خشونت ایدئولوژیک ۱۴- خشونت سیاسی ۱۵- فساد فردی و خانوادگی ۱۶- فساد اقتصادی ۱۷- فساد حرفه‌ای و شغلی ۱۸- فساد عاطفی پیش‌از این در نوشتاری یادآور شده بودم، آن که نفرت بکارد؛ بی‌گمان خشم درو خواهد کرد. خشونت و فساد به‌طور مداوم درحال بازتولید و چرخش در جامعه‌ای است که به واسطه‌ی این دو عامل، در چنبره‌ی فقرِ بسیاری از دارایی‌هاست. دارایی‌هایی چون؛ مهر، شادی، رواداری، دوستی، قانون‌گرایی، شایستگی، یادگیری، عذرخواهی، فروتنی، همدلی، عدالت‌ورزی، خشونت‌پرهیزی، هنردوستی، زیباپسندی، احترام به انسان. نفرت و خشم هردو از خشونت‌ورزی تغذیه می‌کنند. و در کنار فساد و فقر و نداشتن‌ها، زندگی را از جامعه می‌ربایند و آدمی را به تیرگی می‌کشانند. ساده‌ترین تعریف جامعه را بار دیگر با دقت مرور می‌کنیم: گروه‌هایی از انسان‌ها که در گستره‌ی مشخص جغرافیایی، به‌طور مداوم، در کنارهم، با ارتباط متقابل اجتماعی پیچیده و مشارکتی؛ امکان بقا و زیست خود را فراهم می‌سازند. جامعه‌ی ایران با تاریخی پرفراز و نشیب، تمدنی کهن، زبانی پربار و غنی و مفاخری بسیار؛ اینک دچار فقر و خشونت و فساد شده است. سخت در اشتباهیم اگر گمان کنیم تنها حاکمیت دچار این تیرگی و بیماری است یا صرفاً ملت و بدنه‌ی جامعه در چنبره‌ی این مصیبت گرفتار آمده است. ما نیاز داریم باهم جمع شویم، تا دارایی‌هایمان را دوباره بدست آورده و ثروتمند شویم، خشونت‌پرهیز شویم، و از هر نوع فساد و ابتذال فردی و اجتماعی؛ پاک گردیم. ما باید کنش‌گرانه، وطن را، ایران را، و خود را دوباره بسازیم... #فریبا_نظری @simar50 #رواداری #صلح_اجتماعی #خشونت‌پرهیزی #کنش‌گر_باشیم

... عشق و بلوغ اگر آدم‌ها را به «خوب مطلق» و «بد مطلق» دسته‌بندی کنیم، روابط را با عشق آغاز می‌کنیم و در نهایت از همدیگر متنفر می‌شویم. همه‌ی آدم‌های جهان، مجموعه‌ای از خوبی‌ها و بدی‌ها هستند. هیچکس خوب مطلق و هیچکس بد مطلق نیست. بلوغ، توانایی فهم این نکته است که هیچ قهرمان یا گناهکاری وجود ندارد. همه‌ی ما مجموعه‌ای پیچیده از خوبی‌ها و بدی‌ها هستیم. عشق، تحسین نقاط قوت و تحمل نقاط ضعف کسی است که دوستش داریم. @simar50 #عشق #بلوغ #آلن_دوباتن #از_عشق_گفتن #مدرسه_توسعه #روانشناسی_فردی

سهمم از دنیا تویی شاید… https://t.me/NasimAtaei

🟡 ‌‌چکش حجاب خبرگزاری فارس خبر داده که ‌ #فاطمه_رجایی‌راد⁩ برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد ‏همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شده‌اند همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان‌ بودید. تمام دستورات به این فرمان می‌رسید: زن زُدایی. از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیب‌مان نشده، الّا«حذف». فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگواره‌ی زنِ نوازنده‌ی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال. آواز را از زنان گرفتید. در نقاشی‌ها دست بردید. ما زنان را از نقاشی‌ها پاک کردید. حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید. شما خوب می‌دانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذف‌تان است. چکش‌تان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود. «زنان سریع‌تر از صاعقه، ثبات را انکار می‌کنند» دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟ وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودی‌اش به خطر می‌اندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد. کسی که به این مرحله می‌رسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمی‌گوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار می‌کنند» جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباخته‌اند. زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزه‌بند می‌زدند تا زیاد حرف نزند. زنان از آن پوزه‌بند و نیش‌افسار و نصب زنگوله‌ی بدنامی و جادوگری بالای سر و  … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جاده‌اش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم. هرگز به عقب برنمی‌گردیم....

... چکش حجاب ... خبرگزاری فارس خبر داده که ‌ #فاطمه_رجایی‌راد⁩ برای روز شنبه، ۶ مهر به دادستانی آمل احضار شده و حق ورود به دانشگاه و حضور در کلاس را ندارد ‏همچنین رییس بیمارستان آمل اخراج شده و دو تن از مسئولان علوم پزشکی و رییس نظام پزشکی مازندران نیز به هیات تخلفات اداری علوم پزشکی احضار شده‌اند همیشه و همه جا در پی حذف ما زنان‌ بودید. تمام دستورات به این فرمان می‌رسید: زن زُدایی. از مواهب حقوق شهروندی در این سرزمین، هیچ، نصیب‌مان نشده، الّا«حذف». فلان کنسرت لغو. چرا؟ چون نوازنده زن است. آن هم در سرزمینی که سنگواره‌ی زنِ نوازنده‌ی چنگ دارد با قدمت شش هزار سال. آواز را از زنان گرفتید. در نقاشی‌ها دست بردید. ما زنان را از نقاشی‌ها پاک کردید. حتا نقش صورت ما را روی سنگ گور تحمل نکردید. شما خوب می‌دانید حجاب اجباری یکی از ابزارهای حذف‌تان است. چکش‌تان است. اما سر ما آن میخِ زیر چکش شما نبوده و نخواهد بود. «زنان سریع‌تر از صاعقه، ثبات را انکار می‌کنند» دیروز لیست زنان محروم از بازیگری را منتشر کردید. واکنش زنان حذف شده را دیدید؟ استغنا را دیدید؟ وقتی کسی منافعی را که جامعه به او داده در راه صداقت و اصالت درونی و وجودی‌اش به خطر می‌اندازد، مَثَلِ اعلای استغناست و نشان از غنای ناب درون دارد. کسی که به این مرحله می‌رسد، هر آنچه دارد را پرچم کاویانی کرده و بالای سر برده. ترس دیگر برایش معنا ندارد. شوپنهاورمی‌گوید« غیرممکن است ترساندنِ مردمی که بر سر زندگی خود قمار می‌کنند» جنگاوران بسیاری اعتراف کردند زنان هیچ جنگی را نباخته‌اند. زمانی در همین اروپای مدرن بر دهان زنان پوزه‌بند می‌زدند تا زیاد حرف نزند. زنان از آن پوزه‌بند و نیش‌افسار و نصب زنگوله‌ی بدنامی و جادوگری بالای سر و  … تا امروز راهی سخت و جانفرساطی کردند. راهی که جاده‌اش را باید قدم به قدم پیش روی خودمان بسازیم. هرگز به عقب برنمی‌گردیم....