607
Suscriptores
+2724 horas
+477 días
+5030 días
Archivo de publicaciones
606
...
چاله و بيمارستان
#محمد_فاضلی
حکايت کردهاند که چالهای در بزرگراهی ايجاد شده بود و هر شب و روز موتورسواران و خودروها در آن افتاده و کشته و زخمی میشدند.
سه مدير را برای حل مشکل فراخواندند:
اولی گفت: «بهتر است بيمارستاني در حاشيه بزرگراه بسازيم تا زخمیهای حوادث، زودتر به بيمارستان برسند و قربانيان کمتر شوند.»
دومی دغدغه هزينههای ساخت بيمارستان داشت و پيشنهاد کرد: «دو تيم اورژانس در شيفتهای شب و روز در محل مستقر شوند و حادثهديدگان را به نزديکترين بيمارستان منتقل کنند تا هزينه ساخت بيمارستان بر بيتالمال بار نشود.»
سومی خواستار بهترين استفاده از امکانات موجود بود و از اينرو پيشنهاد داد: «اين چاله را پر کرده و چاله ديگری جلوی يکی از بيمارستانهای موجود حفر کنند تا هزينهی ساخت بيمارستان يا استقرار اورژانس در محل چالهی موجود بر دوش خلقالله تحميل نشود.»
تفکرات قهرمانان اين داستان بسيار احمقانه به نظر ميرسند. اما واقعيت اين است که مديران سازمانها، سياستگذاران و سياستمداران همواره در معرض اين سبک از تصميمسازی و تصميمگيری قرار دارند.
سبک چاله و بيمارستان، محصول چند چيز است:
خو گرفتن با چالهها، تصور بزرگراه بدون چاله را برای بخشی از مديران ناممکن کرده است. چاله به بخشی از طبيعت سازمان، کشور و پيش از همه، ذهن مدير و تصميمگير بدل شده است. (مانع ذهنی)
وجود چاله برای افراد و گروههايی منفعت دارد. چاله براي کسب و کار بيمارستان، آمبولانسهای اورژانس، و حتی رسانهها نفع دارد. پزشکی را تصور کنيد که در تلويزيون گزارش میدهد: در ماه گذشته به هزار مصدوم رسيدگی شده و بيمارستان در ارائهی خدمات بسيار فعال بوده است. او هرگز نخواهد گفت اينها مصدومان چالهای بودهاند که از اساس میتوانست وجود نداشته باشد. رانندهی آمبولانس راضی، بيمارستان راضی، پزشک راضی، رسانه و مجری پوشش خبری راضي، مقام سياسی راضی؛ و گور پدر ناراضی.
جامعهی قدرتمند و مطالبهگری وجود ندارد يا رسانههای آزادی نيستند که بزرگراههایی در دنيا را به تصوير بکشند که در آنها چاله وجود ندارد؛ و آيندهپژوهانی نيستند که آيندهی بزرگراه بدون چاله را تصوير کنند.
نظام درست و حسابی انتخاب مديران و کارگزاران بخش عمومی وجود ندارد تا جمعی را در سمتهای مديريتی قرار دهد که شايستگی مديريت داشته باشند و بتوانند بزرگراه بدون چاله را تصور کنند.
ما در انبوهی از چالهها افتادهايم که به عوض پرکردن آنها، بيمارستان میسازيم، اورژانس نزديک به چاله مستقر میکنيم يا چالههای جديد نزديک بيمارستانهای موجود احداث مینماييم. بگذاريد نمونههایی از آنها را برای شما يادآوری کنم:
- ايجاد دانشگاههای جديد و افزودن بر شمار پذيرش دانشجو در نظام دانشگاهی که از شدت گسترش کمی و تلنبار شدن دانشجو، کيفيتش از دست رفته؛ ساخت بيمارستان کنار چالهای در بزرگراه است.
- تأمين مالی بيشتر برای نظام بهداشت و درمانی که از فقدان نظام کنترل هزينهها رنج ميبرد، استقرار تيم اورژانس در کنار چاله موجود است.
- انتقال آب بينحوضهای از نقطهی الف به ب، مثل درپوش گذاشتن موقت روی چالهی کمآبی ناشی از بدمصرفی در ب و حفر چالهی جديد در الف است.
- ايجاد يک شبکه تلويزيونی يا خبرگزاری در بزرگراه اطلاعرسانی موجود که مردم به آن اعتماد ندارند، مثل حفر يک چاله جديد است، حتی بدون آنکه چاله قبلی پر شود.
بدترين حالت، بهکار گرفتن چندباره مديرانی است که وقتی دفتر خاطراتشان را بخوانيد، چند چاله در هر برگ از آن خودنمايی میکند و بيل و کلنگشان را برای حفر چالههای جديد آماده کردهاند.
کافی است به دنيای بدون چاله فکر کنید!
#مدیریت
@simar50
#چالههای_۴۴ساله
#مدرسه_توسعه
606
...
آیا سیاست کثیف است؟!!
حتماً شماهم زیاد شنیدهاید یا خودتان هم این عبارت را بکار بردهاید که "سیاست کثیف است" اما شاید هیچوقت به این موضوع دقت نکرده باشید که چرا سیاست که یکی از علوم انسانی و مهم بهشمار میرود، اینگونه در بین مردم از آن به زشتی و پلشتی یاد میشود؟
در سالهای اخیر هرزمان که سخن از سیاست به میان آمده است، مردم جامعهی ما همواره یک تصویر جعلی از آنرا در ذهن خود ترسیم کردهاند و نهتنها سیاست را یک علم کاربردی نمیدانند، بلکه آن را مملو از دروغ، خشونت، ریا و جنایت میپندارند و از این رو دچار افراط و تفریط بسیار زیادی هم شدهایم.
متأسفانه در جامعهی ما دو حالت بیشتر وجود ندارد؛ یا با افراد سیاست زدهای مواجه هستیم که حتی با کمترین مطالعه و آگاهی سیاسی، در هر فرصتی که در تاکسی و اتوبوس یا در شبنشینی و دورهمی بدست میآورند مشغول بحثهای سیاسی میشوند، و بالعکس گروهی دیگر از مردم نیز همواره از سیاست و بحث سیاسی گریزان هستند و آن را کثیف و خطرناک میدانند!
با نگاهی به کشورهای موفقی که توانستهاند سطح بالایی از عدالت و رفاه اجتماعی را برای مردم خود فراهم نمایند، خواهیم دید که سیاست در حوزهی حاکمیت به درستی و با بهترین روشهای مطالعه شده درحال اجراست اما در سطح جامعه اثری از سیاست مشاهده نمیشود، چراکه مردم این کشورها اساساً نیازی به پیگیری مستمر مسائل و جریانات سیاسی کشور نمیبینند و شاید برایتان جالب باشد که در برخی از این کشورها، مردم حتی نام رئیسجمهورشان را هم نمیدانند!
وقتی سخن از کشورهای موفق در این زمینه به میان میآید، برخلاف آنچه که مقامات و رسانههای جمهوریاسلامی سعی دارند آن را بعنوان قبلهی آمال سیاسیون ایران نشان دهند، لزوماً آمریکا مطرح نیست، چراکه با بررسی بیشتر در این حوزه، شاهد آن هستیم که کشورهای اسکاندیناوی مانند سوئد، نروژ، فنلاند، دانمارک و... در صدر کشورهای موفق دنیا بهلحاظ برقراری عدالت و رفاه اجتماعی بر پایهی استفادهی صحیح از علوم سیاسی قرار دارند.
بنابراین کشورهایی که سیاست را به اهل آن سپردهاند و ساختار سیاسی کشورشان را به بهترین شکل ممکن پایهریزی کردهاند، بدون آنکه سیاستورزی را به سطح خانوادهها و اقشار مختلف بکشانند و منجر به دودستگی، دلزدگی و در نهایت تنفر و گریز جامعه از سیاست شوند، برآیند سیاست را بهخوبی نشان داده و مردم هم نهتنها آنرا کثیف نمیپندارند، بلکه از وجود آن بهره میبرند...
#احسان_پورطاهریان
#مدرسه_علوم_انسانی
606
موسیقی عزیز "
مرسی که وقتی هیچکس نیست تو اینجا هستی
یک جرعه آرامش در کانال موسیقی بی کلام:
https://t.me/bikalamusicnasim
606
...
خربازار غریبی است...!!!
بخشی از نامه ذکاءالملک فروغی به سید حسن تقیزاده در صدسال پیش.
- متحیرم که چه عرض کنم. مجلس شورای ملی نمایش غریبی از خود میدهد. آنچه در روزنامهها ملاحظه میفرمایید نمونهی خیلی ضعیفی از حقیقت است. بیرون مجلس هم نعوذ بالله.
- میفرمایید در این مدت کسی به فکر من نیفتاد. بفرمایید کسی به فکر چه افتاد؟ آنچه من میبینم در این مملکت همهکس از اعلی و ادنی بدون استثنا ( یعنی اگر استثنایی باشد همان در حکم النادر کالمعدوم است ) وجههی همتش تحصیل مال است و بس. آنهم گویی ملتزم شدهاند از غیر مجرای صحیح باشد و انصاف این است که از مجرای صحیح میسر نمیشود. مگر اینکه شخص به قوت لایموت قانع شود. آنهم باز نه برای همهکس.
- یگانه وسیلهی تحصیل شغل و مقام و هر مقصود دیگر، امروز دستهبندی و انتریگبازی و شارلاتانی است. تا آنجا که معلم شدن و حتی رد و قبول شاگردان در امتحانات از روی دستهبندی و به ملاحظات شخصی میشود.
- وزرا به قول عوام مثل پیراهن و زیرجامه عوض میشوند و هر وزیری که عوض میشود و بر سر کار میآید، اجزای ادارات را بیرون میکند و یک دسته تازه از قوم و خویشهای خود یا دوستان یا کسانی که با او برای وزیرشدنش در دسیسهکاری شریک بودهاند، بر سر کار میآورد بیهیچ مناسبتی.
- تجار و کسبه دست از کاسبی برداشته و سیاستمآب شده و منظور واحد از سیاستمآبی این است که از این نمد کلاهی داشته باشند. هرچه آخوند و ملا هست میخواهد یا در ادارات مستخدم باشد (استخدام شود) یا مستمریخور باشد.
- حضرتعالی میدانید که قحطالرجال امروزی ما نتیجه آن است که در دوره ناصرالدین شاه و مظفرالدین شاه از لیاقت اشخاص صرفنظر کرده و هوسناکی اولیای مملکت، مدار امور بود.
- حالا به مراتب بدتر شده و فقط انتریگ و دسیسه و دستهبندی و فحاشی و بستگی به مقامات مقتدرهی خارجی و داخلی میزان پیشرفت مقصود است و بنده پیشبینی میکنم که اگر امر بر همین منوال بگذرد، تا ده پانزده سال دیگر معلومات ایرانیها به درجهای برسد که یک نفر آدم قابل مخاطبه و مصاحبه یافت نشود و اعضای ادارات، همه اشخاصی باشند که پانزده سال قبل، قابل مهتری و جلوداری شمرده نمیشدند.
- سست عنصری و سبکسری ما به جایی رسیده که از یک طرف جراید جدیدالتاسیس ما به مناسبت احوال روسیه موسوم به «طوفان» و «آتشفشان» و «احشویروش» میباشند( به مناسبت اینکه وزیر مختار روس، یهودی است ). از طرف دیگر آخوند و ملا و روضهخوان، منکر مدارس جدیده شده، میخواهند درِ آنها را ببندند و روزنامهای را که برای نسوان طبع میشود توقیف کنند. مختصر خر بازار غریبی است.
بنده که عقلم نمیرسد که چگونه تصور نجاح و فلاحتی برای این قوم میشود کرد. فقط امیدی که میتوانم به خود بدهم این است که همانطور که برخلاف قواعد عقلی تاکنون این ملت و دولت باقی مانده ( اگرچه به کثافت و فضاحت ) باز هم بماند، یا بهبودی یابد و الا در جبین این کشتی نور رستگاری نیست.
@simar50
#سیاست
#مدرسه_علوم_انسانی
606
قطعه جدید همایون شجریان❤️
"یادگار عمر"
• ساخته انوشیروان روحانی
• با آواز زیبای همایون شجریان
• و شعر اهورا ایمان
• اجرا شده در کنسرت تورنتو کانادا - دی ۱۴۰۲
https://t.me/NasimAtaei
