es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
547
Suscriptores
+124 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones

... حفظ یا اصلاح وضع موجود حکایت اقتصاد ایران، با حفظ وضع موجود امکان پذیر نیست. مردم دوام نمی آوورند. یاس و افسردگی نهاد انسان ایرانی را بد جوری آزرده نموده است. وضعیت دو طبقه فقیر و متوسط جامعه به سمت فلاکت و فقر مطلق سیر نموده است. حکایت تحول مبانی اقتصاد این سرزمین پر از گنج در قیاس زیر قابل شهود است. «سال ١٣۵۵ کلِ اقتصاد کره‌جنوبی نصفِ اقتصاد ایران بود و امروز فقط اندازه شرکت سامسونگ کره‌جنوبی دو برابر کل اقتصاد ایران است.» چرا ایران به این سرنوشت دچار گشته است؟ دارون عجم اوغلو در کتاب « چرا ملت ها شکست می خورند؟» دلیل این سرنوشت را با دلایل و شواهد معتبر در مورد  کشورهای جهان «پدیده غفلت» عنوان می کنند. پدیده غفلت؛ یعنی حکومت گران نمی دانند چگونه از ثروت کشورهای خود دارایی و سرمایه بسازند و با تکیه برکرسی قدرت فقط و فقط به منافع خود می اندیشند. اوکتایو پاز شاعر و نوبسنده متفکر مکزیکی می نویسد: ''شکست اقتصادی از شکست سیاسی ناشی می شود.... بدبختی های اقتصادی ما، مخصوصا آن چه را «کم رشدی» گذاشته اند، از سیاست، از نقش حکومت در کشورهای ما ناشی می شود. این حکومت ها مانع اساسی نوسازی کشورهای ما بوده اند.'' آن چه حکومت ایران برای گذار از این وضع نامطلوب موجود به وضع  مطلوب ناموجود پیش روی دارد. صرفا اصلاحات هم از بالا و هم از پایین در سه قوه اجرایی، قضایی، و مقننه است. حکومت ایران نباید با حفظ وضع موجود، صرفا تبلیغات تغییراتی راه بیندازد. و یا بخواهد وضع موجود را تغییر دهد ولی تلاش کند  با  افراد کهنه به این مقصود برسد که آش همان آش کاسه همان کاسه می شود. چون با برداشت از سخن لنین؛ «با خشت کهنه نمی توان بنای نو ساخت،» از آن جایی که عرصه اقتصاد در ایران به سیاست شدیدا وابسته است. شرط لازم و کافی جدایی از روسیه پوتین که دنبال تز امپراتوری تزاری است، بوده و با جهان سرمایه داری جهت حضور شرکت های چند ملیتی در ایران به توافق برسد. از این مجراست که حصار تحریم ها به تدریج برداشته می شود. زیرا با این اقدام در جارچوب نظریه واقع گرایی؛ ایران با دولت ها و نه گروه ها، تعامل تفاهمی و ابزاری می یابد. #ع_پرویزی @simar50 #اجتماعی #سیاسی

... شمال کشور کج شد 😂😂 @simar50 #طنز_شمال #جوک #مسافرت_به_شمال

Saeid-Hossein-ZadeAshegh-Deldarema-R-320.mp3

... جیب مردم خالی است نه بیمار #مهدی_سلیمی ابتدا حرف از صدور انقلاب زدند یک جنگ را بر کشور تحمیل و هشت سال بی ثمر ادامه دادند و در نهایت جام زهر نوشیدند اما در واقع جام زهر به کام مادرانی ریخته شد که پسرانشان را از دست دادند، زنانی که بیوه شدند و بار یک زندگی را به تنهایی بر دوش کشیدند،فرزندانی که حتی نشانی از قبر پدر خویش ندارند، جانبازانی که تمام عمر را در گوشه آسایشگاهها سپری کردند و خرمشهر و آبادانی که نه از خرمی نشانی برایشان ماند و نه آبادانی پس از جنگ به نام سازندگی، آزاد سازی قیمت ها و .. فشار اقتصادی را باز بر مردم تحمیل کردند. بعدش به نام انرژی هسته ای، محور مقاومت و بسیاری عناوین دیگر دهه هاست هر روز تحریم ها گسترش پیدا کرده،‌ فرصت رشد و توسعه از ایران گرفته شده، پول ملی بی ارزش و فقر و فلاکت خط قرمز را رد کرده است از ابتدای تاسیس این حکومت تا کنون فشار تمام سیاست های غلط آن بر جان و مال مردم تحمیل شده و حال رییس جمهور جدید سخن از ناگزیر بودن جراحی اقتصادی و درد آن میزند! باز هم از کجا؟ از جیب مردم! باید به آقای پزشکیان متذکر شد اقتصاد نیاز به جراحی دارد اما بیمار جیب مردم نیست آنجا خالی است و خیلی وقت است ته کشیده و در کماست اگر واقعا قصد جراحی دارید باید بدانید ریشه اصلی بیماری سیاست های کلان حکومت در زمینه داخلی و خارجی است و چاره خروج از انزوا بین المللی، اجازه فعالیت رسانه های آزاد، از بین بردن مافیاهای فربه اقتصادی، قطع بودجه نهادهای غیر ضروری که به اسم کار فرهنگی هر سال به آنها و بودجه شان افزوده شده و قطع خرج گروههای تروریستی خارجی است نه جیب سوراخ شده ما مردم #گناه_مومنانه @simar50

... مرگ مذهب در آیندهٔ نزدیک! در آینده‌ای نه چندان دور و با مرگ نسل‌های دههٔ ۴۰ به پایین، دیگر چیزی به نام مذهب ‌و اعتقاد، در بین نسل‌های جوان، دیده نخواهد شد! مردم، عامل فقر، بیچارگی و گرفتاری خود را، در ایدئولوژی می‌بینند و با مرگ هر روحانی، به ویژه مرگ مسؤولان، شادی خود را بروز می‌دهند! به نظر می‌رسد سیاست، آسیب فراوانی به دین و مذهب در کشورمان وارد ساخته است و ‌هر کدام از ما، متوجه فاصله گرفتن از اعتقادات مذهبی در بین آحاد مردم شده‌ایم. تنها راه نجات دین و مذهب از آسیب بیشتر، خروج روحانیت از پست‌های حکومتی و ‌سیاسی و پرداختن به مسائل اعتقادی جامعه است که البته خیلی دیر شده و نسل‌های ۵۰ تا۹۰ اکثراً بدون مذهب هستند. در صداوسیما، فقط مردم متدین و جامعهٔ دین‌دار نشان داده می‌شوند، ولی در زیر پوست شهر، همهٔ ما می‌دانیم که دیگر چیزی به نام دین در بین اکثریت مردم، موضوعیت و اهمیت ندارد و پنهان کردن صورت مسأله نیز، دردی از بی‌مذهبی، دوا نمی‌کند. ما نتوانستیم در ۴۳ سال، بر اعتقادات مردم بیفزاییم و یا حداقل آن را حفظ کنیم. با تمام بودجه‌های چندین هزار میلیاردی، ده‌ها نهاد دینی و ‌حوزه‌های علمیه، عملاً خروجی آنها صفر و حتی منفی بوده است! متأسفانه، ما ظاهرسازی و تبلیغ را بر تربیت نسل ترجیح دادیم. اگر در خانواده، ‌اقوام، همکاران و دوستان خود بنگریم، متوجه می‌شویم که به جز چند پیرزن و ‌پیرمرد که آنها هم تربیت شدهٔ سالیان بسیار دورند، اغلب پرورش یافتگان جمهوری اسلامی، حتی نماز نمی‌خوانند که هیج، تمام مظاهر دین را تمسخر می‌کنند! بنابراین‌ آینده نشان می‌دهد ایران تبدیل به بی‌دین‌ترین و سکولارترین کشور مسلمان خواهد شد. نشانه‌های این تغییر بنیادی، در رفتارها و دهن‌کجی‌های جوانان ‌و مردم، به آنچه مسؤولان می‌گویند مشخص است. استقبال بی‌نظیر مردم از نوروز و دیگر جشن‌های ملی غیرمذهبی، از آثار این تغییر بنیادی در عقاید مردم است. پرواضح است که اگر بودجه‌های کلان مذهبی را صرف زدودن فقر می‌کردیم، بیشتر به نتیجه می‌رسیدیم. برخی طلبه‌ها به من می‌گویند که ما نمی‌توانیم‌ با لباس روحانیت، بیرون برویم، زیرا مورد ناسزای مردم قرار می‌گیریم. یک روز یکی از طلبه‌ها به من گفت: فرزند خردسالی دارم، دستش را گرفتم تا برای خرید به بازار برویم، هنگام خروج از منزل به من گفت: اگر با لباس روحانیت بیایی، من با تو بیرون نمی‌آیم! در آنجا با تمام وجودم شرمسار شدم و به یاد سخن آیت‌الله طالقانی افتادم که می‌گفت: روحانیت اگر وارد حکومت شود، نه تنها خود، که دین را نیز از بین خواهد برد! به منزل باز گشتم و درعالم تنهایی گریستم. همسرم متوجه حال خرابم شد و پرسید چرا منقلبی؟  گفتم چرا نباشم؟ امروز بیست سال تحصیل مرا در حوزه، فرزند خردسالم به چالش کشید! محمد زکایی #اجتماعی #اندیشه #انتقادات @simar50

‌‌... قطره‌قطره، جمع کِی گردد اگر بی‌کاسه‌ای؟ اولین ضرب‌المثلی که یاد گرفتم همین بود: «قطره‌قطره جمع گردد وانگهی دریا شود». بیش از سی سال از آن روز می‌گذرد و جزئیات را یادم نیست؛ اما خاطره مبهمی دارم از اینکه تبلیغ بانک بود و در رادیو دائم تکرار می‌شد و در ذهنم ماند. اما مهم است که بدانیم تمام قطره‌قطره‌ها وانگهی دریا نمی‌شود. ما در مسیر زندگی با انبوهی از قطره‌های نامقدار روبه‌رو هستیم که یک‌یک چکه می‌کند اما دریا نیز نمی‌شود. در واقع قحطِ چکه و قطره نیست بلکه مسئله «انسانِ بی‌کاسه» است. انسانِ بی‌کاسه، از ارزشِ «دوام» بی‌خبر است. قطره را فقط قطره می‌بیند. غافل است از اینکه قطره + دوام؛ حکایتِ متفاوتی دارد. کاسه را اگر سمبل «دوام‌پذیری» و «نگاه‌داری» فرض کنیم آن‌وقت از قطره‌ای کم‌چیز – اگر نه دریا – اما لااقل طشتی سنگین خواهیم ساخت. قطره‌قطره لبخند، قطره‌قطره دوستی، قطره‌قطره سرمایه‌گذاری و قطره‌قطره توسعه فردی و... می‌تواند سرنوشت ما را دگرگون کند به شرطِ نگاه‌داری. آدم‌های کامیاب، تمام «کم‌ها» را ذخیره می‌کنند. حتی خوشحالی‌های مختصر را. در مقابل آدم‌های حسرت‌زده، بی‌کاسه فقط تق‌تق قطره‌ها را تماشا می‌کنند. #حسام_ایپکچی @simar50 #درس_زندگی #حسرت #کامیابی

منو قلبم مهران @simar50 #آهنگ

@DEEP_SEA_K کانال تلگرام MITARSAM MIX.mp35.43 MB

‌‌... امروز کدام «زیبایی» را می‌آفرینی؟ آیا آدم‌ها از سر بی‌دردی و بی‌نیازی به زیبایی فکر می‌کنند؟ آیا اندیشیدن به زیبایی را باید «تنقلات» و «سرگرمی» کسانی بدانیم که دستشان از مال‌ومنال دنیا پُر است؟ من نمی‌توانم پاسخی را که شما برای این سؤال دارید تغییر دهم. پاسخ ما به سؤال‌هایی از این دست، در سال‌های طولانی شکل می‌گیرد و با یک اشاره قابل تغییر نیست. اما فقط می‌توانم پرسشی اضافه کنم و بپرسم: ممکن است عکس این گزاره صادق باشد؟ یعنی بگوییم آدم‌هایی که به زیبایی فکر می‌کنند به بی‌دردی و بی‌نیازی می‌رسند. پرسش‌های زیادی می‌توانند کلید صبح را بچرخانند و قفل روز را باز کند. زندگی «واقعی»، ما را همواره در هجوم انبوهی از الزام‌ها قرار می‌دهد که از آن راه فراری نداریم. امروز جواب فلانی را چه بدهم؟ امروز دخل‌وخرج را چگونه تراز کنم؟ چند روز باقی‌مانده تا سررسید چک و حالا تدبیر چیست؟ و ده‌ها سؤال دیگر از این جنس که تا غروب امروز گریبان ما را خواهد گرفت. آن سؤال‌هایی که باید روی کول ما سوار شوند، کار خود را خیلی خوب بلدند. آن‌قدر که حتی منتظر خَم‌شدن من و تو نیستند. اما اگر بنا باشد در میان انبوه مسئله‌های تحمیلی، ما یک پرسش را به بساط زندگی‌مان اضافه کنیم، آن یک پرسش چه باید باشد؟ امروز کدام «زیبایی» را می‌آفرینی؟ اگر تمرین کنیم که به وقت چشم‌گشودن، اولین سؤالی که ذهن ما را با خود مشغول می‌کند این باشد که امروز کدام زیبایی به اراده ما خلق خواهد شد و بعد «زیباییِ کوچکی» را انتخاب کنیم و از رختخواب بیرون بزنیم، آن‌وقت زندگی چطور خواهد شد؟ این زیبایی می‌تواند یک صفحه نقاشی باشد یا یادداشت‌برداری از یک بیت شعر در دفتر روزانه‌مان. قرار نیست اتفاق مهیب و عالم‌گیری در پیش باشد. ممکن است در هول‌هول روزمرگی تا وقت غروب، برای همین یک زیبایی کوچک هم مجالی فراهم نشود اما فدای سرت... مسئله این است که روز به مقصد زیبایی در جریان باشد و زیباییِ امروز تو چیست؟ #حسام_ایپکچی @simar50 #زندگی #نگاه_به_زیبایی