549
Suscriptores
+124 horas
+17 días
+630 días
Archivo de publicaciones
549
...
نانِ بیشرفی و کرامت انسانی
#مجتبی_نجفی
برخورد با مامور خاطی؟ باور نکنید.
اگر برخوردی هم باشد تشریفاتی و برای حفظ ظاهر است. جمهوری اسلامی به ندرت با عوامل سرکوب برخورد میکند چون به آنها سخت نیازمند است. تجربهی این چند دهه هم همین را میگوید.
وقتی کوی دانشگاه سرکوب و عزت ابراهیم نژاد شهید شد، دادگاهش تحت فشار افکار عمومی برگزار شد. پرونده ماستمالی شد. سرباز نگون بختی به نام ببرعلی به جرم دزدیدن ریشتراش محکوم شد تا افکار عمومی را به سخره گیرند.
اگر باند سعید امامی لو نمیرفت ما شاهد افزایش قتلها بودیم. پرونده قتلهای زنجیرهای مدیریت شد. آمران در مصونیت ماندند و محاکمه در سطح مجریان باقی ماند. بعد هم تصفیه در وزارت اطلاعات ظاهری بود، همه به اطلاعات سپاه منتقل شدند و با آغاز به کار دولت احمدی نژاد باز هم برگشتند.
سعید مرتضوی دادستان بود، یکی در پرونده قتل زهرا کاظمی خبرنگار ایرانی کانادایی در سال هشتاد و دو لو رفت اما در نهایت برخوردی نشد، در پرونده کهریزک و آن همه شکنجههای وحشتناک و قتلهای دلخراش جوانان آزادیخواه در جنبش سبز، آنچنان فشار زیاد بود که چارهای جز محاکمه نداشتند اما باز هم در نهایت آمر و مجری مورد محبت قرار گرفتند. بررسی کنید سعید مرتضوی چرا مدیر سازمان تامین اجتماعی شد و حتی برای وزارت کار هم از طرف احمدی نژاد پیشنهاد شد و اکنون سردار رادان مجری فاجعه کهریزک چه سمتی دارد؟
بپرسید سعید عسگر کجاست؟ همان که با شلیگ گلوله سعید حجاریان را در اوج اصلاحات از پا انداخت بعد هم در سال هشتاد و دو، سردستهی سرکوب وحشیانهی دانشجویان خوابگاه طرشت علامه طباطبایی شد.
ماجرا روشن است.
جمهوری اسلامی باندی محفلی شده و روند قهقرایی خود را طی میکند. تنها نقطه اتکایش،دستگاه سرکوب است و اگر در این دستگاه سرکوب، خللی به وجود آید، زمینه فروپاشیاش تسریع میشود و برای همین حفظ روحیهی عوامل سرکوب از اهم واجبات است.
نیرویهای سرکوب چه در لباس کادر، چه در لباس شخصی مورد توجه ویژهاند چرا که مزدورند.
تکیه گاه آخرین جمهوری اسلامی در برابر جبهه وسیع اکثریت ناراضی همین سرکوبگرانند. پس جمهوری اسلامی نیروی سرکوب را عزیز میداند و شهروند صاحبِ حق را تحقیر میکند.
نیروهای سرکوب موجودانی نفرت انگیز اما به شدت قابل ترحماند چون نقش پیچ و مهرهی یک دستگاه عریض امنیتی را بر عهده گرفتهاند. آنها نه شهروند که ماشین سرکوب شدهاند. سرنوشت تلخی دارند، فاقد هیچ اثری از کرامت انسانی.
در گوشهی خیابان مُردن بهتر از نان سرکوب شهروند خوردن است.
@simar50
#داعش
#بیشرفی
#طرح_نور
#گشت_ارشاد
549
بدرقه
از پنجره نگام کن خوشبختی بی شماره
ماه و ستاره هاشَم اشکامو میشماره
اشکایِ عاشقانه بدرقه ی وجودت
قلبم میون دستات
برو خدا به همرات
برو خدا به همرات...
https://t.me/NasimAtaei
549
...
مرغ زیرک و حماسه
وزیر کشور در توییتی دور دوم انتخابات مجلس را "حماسه" خواند. بسیاری به او طعنه زدند که آخر چگونه میتوان مشارکت ۸ درصدی در پایتخت را حماسه نامید؟ ضمن آنکه حجم قابل توجهی از این ۸ درصد، آراء باطله بوده است، به طوری که نمایندهای تنها با کسب ۲ درصد و اندی از آراء واجدین شرایط (تقریباً برابر با تعداد دستاندرکاران برگزاری انتخابات) بر مسند نمایندگی تهران تکیه زده است. شاید قیاس منطقیی نباشد اما درست عکس سال ۵۸ که ۹۸ درصد از مردم به جمهوری اسلامی رأی "آری" دادند اکنون پس از ۴۵ سال ۹۸ درصد از مردم دست کم به بعضی اشخاص "نه" گفتند و این خود به اعتباری "حماسه" نام تواند گرفت. فی الواقع طاعنانِ وزیر کشور، مغزِ سخنِ نغز او را درنیافتهاند. مشهور است این لطیفه از عبید زاکانی که: شخصی هرچه تیر به سوی مرغی میانداخت خطا میرفت. رفیقش مرتّب میگفت: "احسنت". شخصِ تیرانداز آشفته شد و با عصبانیت به دوستش گفت: مرا مسخره میکنی؟ رفیقش گفت: نه والله. آن مرغ زیرک را تحسین میکنم. (نقل به مضمون)
حال به نظر میرسد افاضۀ اخیر جناب وزیر ناظر به عدم مشارکت نود و چند درصدی مردم پایتخت بوده است که الحق ستودنی است.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
