547
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+130 días
Archivo de publicaciones
547
...
قبل از انقلاب، بعد از انقلاب ...
بعضی از مردم فکر میکنند که انقلاب ایران، یک انقلاب مثل انقلاب فرانسه یا انقلاب روسیه بوده به همین دلیل دنبال این میگردند که دلیل آن را پیداکنند... در حالی که هرطور حساب کنید این انقلاب اصلا کار آدمیزاد نیست.
قبل از انقلاب در ایران استقلال سیاسی وجود نداشت و ایران ژاندارم آمریکا در منطقه بود... در نتیجه باید اغلب کالاهای مورد نیازش را از آمریکا و اگر نمیخواست از کشورهای اروپایی وارد میکرد...
بعد از انقلاب ما مستقل شدیم و دیگر نیازی نداشتیم از آمریکا کالا وارد کنیم! در واقع حتی اگر می.خواستیم هم اجازه نداشتیم و تحریم شدیم و دیگر نتوانستیم لوازم یدکی هواپیما یا خیلی چیزهای دیگر را از آن کشور وارد کنیم...
در نتیجه مستقل شدیم و همین حالا اینقدر مستقل هستیم که مجبوریم حدود پنجاه درصد کالاها را از چین وارد کنیم!
یعنی قبل از انقلاب مجبور بودیم از بهترین تولیدکننده کالا وارد کنیم، حالا با اختیار خودمان آشغالهای چینی را وارد میکنیم...
قبل از انقلاب و در حکومت پهلوی از زمان رضاشاه تا آخرین روز، دولت را تعدادی انسان روشنفکر، تحصیلکرده و اهل فرهنگ مثل محمد علی فروغی، ملک الشعرای بهار، علی اکبر داور، امیر عباس هویدا، مصدق و قوام السلطنه اداره می کردند.. و تعدادی جوان هم مثل نواب صفوی، بیژن جزنی، اشرف دهقانی به عنوان مخالف برای نابودی آن تلاش میکردند..
یعنی ضریب هوشی مخالفان حکومت پهلوی همیشه از مدیران حکومت پائینتر بود.. اما ضریب هوشی مخالفان جمهوری اسلامی از مسئولان آن بالاتر....
در قبل از انقلاب، هفتاد درصد مردم زندگی طبیعیشان را میکردند و خوشحال بودند،
ده درصد مردم خیلی وضعشان خوب بود و مخلص حکومت بودند...بیست درصد هم داشتند فکر میکردند که چکار کنیم اوضاع بهتر بشود...
در جمهوری اسلامی، هفتاد درصد مردم دارند فکر میکنند عجب غلطی کردیم و از دست اینها به کجای جهان پناه ببریم..؟!
ده درصد مردم فکر می کنند همین که هست خوب است و بیست درصد فکر میکنند چکار کنیم تا با اصلاحات بهتر شود...!
قبل از انقلاب بخش وسیعی از روشنفکران رسما با حکومت مخالف بودند.. اما آثارشان در کشور منتشر میشد. روشنفکران کمونیستی مثل شاملو، ساعدی، آلاحمد، صمد بهرنگی و افرادی هم که در رادیو و تلویزیون کار میکردند، اکثرشان از مارکسیستهای اسلامگرا و مخالف سلطنت بودند...
ولی حالا صدا و سیما مهم ترین کارش بیزارکردن مردم از حکومت و خفه کردن صدای مردم معترض است...
قبل از انقلاب کمونیستهایی مثل خسرو گلسرخی و مهدی رضایی میآمدند به دادگاه علنی و یک شکم سیر فحش به شاه میدادند و تلویزیون هم نشان میداد و بعد اعدام میشدند...
حالا رسانه ملی گروهی را میآورد به تلویزیون، آنها را وادار میکند به اعترافات تلویزیونی دروغ، بعد بعضی را مثل مرحوم سعیدی سیرجانی میکشند و میگویند سکته کرد، بعضیها را مثل مرحوم دکتر سیدسعید امامی بدنام میکنند و میگویند خودکشی کرد و بعضی را آنقدر در زندان نگه میدارند که از حیز انتفاع بیفتند.
قبل از انقلاب یک ارتش وجود داشت که وقتی رودرروی مردم قرار گرفت، تصمیم گرفت بین مردم و حکومت، طرف مردم را بگیرد و اعلام بیطرفی کند که بعد انقلابیون به دروغ به آنان امان دادند، ولی بعدأ از ترس کودتا همه را به جرم سران ارتش طاغوتی اعدام کردند!
در حال حاضر یک نیرو داریم به اسم ارتش، یک سپاه داریم که صاحب همه چیز مملکت است، یک بسیج داریم، یک ارتش لباس شخصی داریم و یک نیروی ضدشورش داریم که وظیفه اش این است مردم معترض به فقر و گرسنگی را به جرم اغتشاشگر سرکوب کند و یا در خیابان بکشد...
قبل از انقلاب مردم تمام آزادی های فردی و اجتماعی را داشتند و سعی کردند با انقلاب، آزادیهای سیاسی را بدست آورند... در نتیجه آزادی سیاسی به دست نیاوردند و بقیۀ آزادیهای اجتماعی را هم از دست دادند..
یعنی قبل از انقلاب مردم نمیتوانستند رئیس جمهور انتخاب کنند، حالا حق انتخاب لباس پوشیدن خودشان را هم ندارند..!
حالا نه اینکه آدم بگوید قبل از انقلاب، تهران پاریس بود و یا مردم تعطیلاتشان را در سنموریتس میگذراندند..ولی قبل از انقلاب اگر حقوق کم می گرفتند، با نصفش اجاره میدادند و با نصفش زندگی میکردند..
حالا مردم یک عالمه پول می گیرند که با آن اجارۀ خانه را میدهند و برای بقیۀ مخارج، زندگی باید دست کنند توی جیب یکدیگر و کلاه همدیگر را بر دارند...
انقلاب ایران هر روز عمیقتر میشود و فعلا به ته گودال رسیدیم، اما همچنان رو به پائین حرکت میکنیم....
@simar50
#تاریخ_معاصر_ایران
#طنز_تلخ
#آزادی
#انقلاب۵۷
#استقلال_سیاسی
#قله_پیشرفت
#رونق_اقتصادی
547
Homayoun Shajarian
Bayad Kharidaram shavi
باید خریدارم شوی
همایون شجریان
@simar50
#اجرای_زنده
#تا_عاشق_زارت_شوم
547
...
دشمن
گلستان سعدی
روزگاری یکی از ملوک خوارزمشاهی خطبا و وُعاظ مملکت را احضار نمود.
از باب گله و شکایت ایشان را گفت: آن اُجرت و مستمری و وظیفه که شما را میدهم حرامتان باد! که کار خویش انجام نمیدهید.
حاضران انگشت به دهان که: چه کردهایم؟ و خدارا زین معما پرده بردار!
گفت: عیون و جواسیس و خفیهنویسان خبر آوردهاند که رُعایا اغلب در آشکار و نهان و در پیدا و پنهان عیب بر پادشاهی و مملکتداری ما مینهند و علیه ما سخن گویند و این، روز به روز در تزاید است.
اخطب خطبای خوارزم گفت:
پادشاها به جان خدمت داریم، اما خود رهنمود ده که فی المثل چگونه به بیوهزنی که شویش کشته شده و پنج عایله بر دست او مانده پاسخ گوییم؟ تا نفرین مُلک و مملکت نکند. پادشاه گفت: واضح است؛ نفرین او را حواله به دشمن کنید که شویش را کشته و او را بیسرپرست گذاشته.
واعظی دیگر گفت: پاسخ پیرمردی که از صبح تا شامگاهان به کار مشغول است و اُجرتش کفاف خود و چند سر عایله را نمیدهد چه گوییم؟
گفت : توضیح دهید که دشمن اَسعار و نرخها گران کرده و نمیگذارد صناعت و قناعت در این مملکت رواج یابد.
دیگری گفت: شَباب، بیکار و بیعاراند و به قمار و کعببازی اندرَند و چون معترض و متعرّض ایشان شویم گویند: کاری نیست تا بدان مشغول شویم.
گفت: بگویید این نیز حاصل عداوت اَعِداست؛ چه ارکان دولت همه همت بر این نهادهاند و دشمنان این ملک نمیگذارند کار ایجاد بشود و ملک سامان یابد.
خطیبی دیگر گفت: نظامیهها از کیفیت افتاده، دریغ از خروج یک طبیب حاذق و منجّم برجسته، یا فقیه و متکلم فرهیخته؛ بلکه مکتبخانهها هم رو به زوال است و حدیث طلبالعلم فریضه رو به فراموشی.
پادشاه گفت: این همه دانم اما چه کنم که دشمن عمده طبیبان و منجمان و دانشمندان این مرز و بوم، جذب کرده و از اینجا کوچانده است.
دیگری گفت: سرزمینها در معرض خشکیاند، آبها هدر میروند و به سوی کشتزار هدایت نمیشوند.
ملک گفت: این دیگر از مکر و مکاید دشمن است که نگذاشت چنین شود، وگرنه ما را بدین مهم، پروا بود.
واعظی از میانهی مجلس گفت:
تاجران شاکیاند که رهزنان امان ما بریدهاند و تاراج میکنند و لشکریان نیز تا رشوتی نستانند از اموال ما حراست نکنند.
پادشاه گفت: این را هم استثنائاً!! به دشمن نسبت دهید! که در ارکان لشکر نفوذ کرده ناراضی میتراشد.
جوحی که خود را در زی عالمان در آورده بود و در آخر مجلس نشسته بود گفت: پادشاهها! اکر رخصت هست و به جان در امانم، سخنی بگویم؟
پادشاه گفت: آنچه در دل و در سر داری بگو ای غریبه. مگر جز شرح صدر از ما شنیدهای یا دیدهای؟!
➖ جوحی گفت:
جسارتا دشمنی که در تار و پود این مملکت به این حد رسوخ و نفوذ کرده باشد، دیگر دشمن نیست همان است که حکم کند و دستِ بالای همه دستهاست و همان است که بر این ملک فرمانرواست!
چندان که مهمانی که در سال ۳۶۵ روز در منزل تو جای گرفت و ارکان منزل به مشیّت او چرخید دیگر میهمان نیست، او خود میزبان است.
آنکه چنین حکم براند به ملک
شاه بخوان و تو مخوان دشمنش
یا به توان و خرد آباد کن
یا به دگر کس تو همی بفکنش
@simar50
#اجتماعی
#ویرایش_اندیشه
547
...
ناترازی واقعی
ناترازی واقعی آنجاست که سازماندهی برای اجرای طرح حجاب اجباری در جامعه به جای مبارزه با فساد و ناکارآمدی اولویت پیدا کند.
بزرگترین دزدان و اختلاسگران و قاچاقچیان مخدر و سوخت کشور و ماینرهای بلعندهی برق مملکت چه کسانی هستند؟
ناترازی واقعی آنجاست که اجرای پروژهی فیلترینگ و اعمال انواع ممنوعیتها برای تبدیل کشور به بزرگترین قفس روباز جهان به جای ارتباط معقول با جهان و استفاده از ظرفیتهای گردشگری و جذب توریست و سرمایه گذار خارجی اولویت پیدا کند.
منافع مالی عظیم فیلترینگ اینترنت و ممنوعیت آزادیهای اجتماعی که مردم برای ساده ترین تفریحات باید روانه کشورهای اطراف شوند به جیب چه کسانی میرود؟
ناترازی واقعی آنجاست که بکارگیری افراد کم سواد و سهمیهای و مجیزگویان و ریاکاران در پستها و جایگاههای مهم مدیریتی کشور به جای افراد باسواد و توانمند و خوش ذوق اولویت پیدا کند.
چه افراد و گروههایی تحت عناوین جهادی و انقلابی از فرار نخبگان و متخصصین و کارآفرینان به خارج از کشور با اشغال پستهای مدیریتی بیشترین منفعت را برده و با تصمیمات غلط بیشترین خسارتها را به کشور زده اند؟
ناترازی واقعی آنجاست که سیاست خارجی پر هزینهٔ آمریکا و اسراییل ستیزی با پول و اسلحه رسانی به نیروهای نیابتی در منطقه به جای تعامل با جهان و رفع تحریمها و توسعهی زیرساختها و نوسازی صنایع و عمران و آبادی و تکمیل پروژههای نیمهتمام اولویت پیدا کند.
بزرگترین حامی کاسبان تحریم، بزرگترین مانع سرمایهگذاری شرکتهای آمریکایی در زیرساختهای انرژی و نوسازی پالایشگاهها و صنایع فرسوده خودروسازی داخلی پس از امضای برجام که بود؟
@simar50
#ویرایش_اندیشه
#سیستم_ناکارآمد
547
...
مسئلۀ اصلی ایران چیست؟
انیشتین میگوید: «اگر به مسئلهای بربخورم که یک ساعت برای حل کردنش زمان دارم، پنجاهوپنج دقیقۀ اول را صرف فکر کردن به مسئله میکنم و پنج دقیقۀ انتهاییاش را به حل مسئله میپردازم.»
وقتی در مسیر زندگی - چه در بُعد فردی و چه در بُعد اجتماعی - به مسئلهای برمیخوریم، نخستین وظیفۀ ما درک صحیح صورتمسئله است. باید ابتدا درد را بشناسیم و پس از آن است که میتوانیم به سوی درمان درست حرکت کنیم.
مسئلۀ اکنون ایران چیست؟
البته که معضلات شایستۀ توجه، بیشمارند اما بزرگترین مسئلۀ ما کدام است؟ نخست بیایید به دو موردی بنگریم که درواقع مسائل ما نیستند اما به غلط توسط رسانهها و به ویژه برخی جریانهای چپ به عنوان مهمترین مسائل ایران جا زده میشوند.
قطعاً اقتصاد امروز ایران، ویران است، عدهای میگویند مسئلۀ سببسازِ این ویرانی، ساختار نئولیبرالیستی اقتصاد است؛ اما آیا به راستی چنین است؟
نه!
جمهوری اسلامی یک نظام اقتصادی به شدت بسته و دستوری دارد و بیشتر به نظامهای اقتصادی کمونیستی شبیه است تا نظامهای لیبرال.رژیم سعی میکند تا همۀ مؤلفههای اقتصادی را بهزور دستور و بخشنامه کنترل کنند، اینکه مدام شکست میخورد، موضوع دیگری است. تمامی بنگاههای بزرگ اقتصادی کشور به شکلی مستقیم و آشکار یا غیرمستقیم و پنهان، متصل به حاکمیت و نهادهای حکومتیاند. محال است بتوانید بدون بازی دادن حکومت یا بخشهایی از آن، کسبوکاری عظیم در ایران به راه بیندازید. خصوصیسازی به معنای واقعیاش وجود ندارد، بلکه شرکتها یا کارخانههای دولتی با برچسب «خصوصیسازی» به قیمتی نازل به نورچشمیهای غیرمتخصص واگذار میشوند. حتی اگر بخواهید کسبوکاری کوچک به راه بیندازید، حکومت با گرفتن تعهدهای بسیار از شما، شدیداً کارتان را به خودش گره میزند. این نئولیبرالیسم نیست، نقطۀ مقابل نئولیبرالیسم است.
ما با یک رژیم بهشدت تبعیضگرا طرفیم، عدهای میگویند مبنای این تبعیض قومیتی است، آیا درست است؟ البته که تبعیض سیستماتیک وجود دارد اما مبنای این تبعیض، نه قومیتی که مذهبی-ایدئولوژیکی است. مشکل اینجاست که در ایران، حکومتی اسلامگرایانه از نوع شیعیاش بر سر کار است. ازاینروست که زنان بر اساس بسیاری از قوانین عملاً شهروند درجهدو محسوب میشوند، سنیها به مناصب مدیریتی بالا راه نمییابند، مسیحیان و یهودیان در ساختار قدرت بهکار گرفته نمیشوند و بهاییان و خداناباوران از تحصیل محروم میگردند و حتی ممکن است به خاطر باورهایشان، جان و مال خود را هم از دست بدهند و نیز ازاینروست که استانهای عمدتاً سنینشین بیش از همه نادیده گرفته میشوند. مسئله البته فقط مذهب تشیع نیست، اگر مثلاً حکومتی از نوع سنیاش هم برقرار بود، باز مصیبت داشتیم. راهحل این مشکل، سکولاریسم است نه باد کردن قومیتگرایی، دیوار کشیدن میان اقوام گوناگون ایران و قرار دادن آنها در مقابل هم.
اگر اینها مسائل اصلی ما نیستند، پس مسئلۀ اصلی چیست؟ وقتی مسئلۀ اصلی را بهدرستی دریابیم، راهحلها نیز مقابل چشمانمان پدیدار میشوند.
مسئلۀ اصلی که بسیاری از مردمان عادی کوچه و بازار هم بهدرستی آن را فهمیدهاند این است: «حکمفرمایی یک نظام ایدئولوژیک مذهبی و استبدادی با یک اقتصاد بسته، رانتی و دستوری.»
برای حل کردن مسائل بیشمار دیگر، نخست باید این مسئلۀ بزرگ را درک کنیم.
ما نیازمند برپایی یک حکومت سکولار-دموکرات و بهرهمند از اقتصاد آزاد هستیم. حکومت باید تا جایی که میتواند آزادیهای اقتصادی شهروندان را تشویق کند و بستر را برای تسهیل سرمایهگذاری و داد و ستد با اقتصاد بینالمللی هموار سازد.
جمهوری اسلامی، کشور را ویران کرده، چون عشقی بدان ندارد. او فقط به بقای خودش میاندیشد و اهمیتی به اعتلای ایران نمیدهد. اگر میخواهیم ایران را دوباره بسازیمش، باید قبل از هر چیز عاشقش باشیم.
#میثاق_همتی
تحلیلگر سیاسی
@simar50
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
