es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
547
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones

Repost from 3imar سیمار
... حُقنِه گفت: «حُقنه» یعنی چه؟ گفتم: معنای حُقنه در فرهنگ دهخدا؛ اماله‌کردن، فروبردن مایعی از مخرجِ زیرین به معده است. مولانا شرف‌الدین را در آخرِ عمر قولنجی عارض شد . اطبا خون گرفتند ، فرمودند مفید نیامد . شزاب دادند ، فایده نداد.* حُقنِه کردند ، در نزاع افتاد. یکی پرسید که حال چیست؟ گفت : حال آنکه من بعد از هشتاد و پنج سال ، مست و کون دریده به دیدار حضرت رب خواهم رفت 😂😂 #عبید_زاکانی @simar50 #طنز #حقنه

... دوازده اردیبهشت از"قتل معلم"تا "قتل معلمی" #محمد_سلطانی_رنانی دوازده اردیبهشت را روز بزرگداشت معلم دانسته‌اند، شگقتا، این روز یادآور "قتل معلم" است! ۱۲ اردیبهشت ۱۳۴۰ معلمان در تهران اعتصاب و تحصن کردند، آنان به میدان‌داری محمد درخشش به سوی وزارت فرهنگ آمدند، و وقتی پلیس از ورود آنان به وزارتخانه جلوگیری کرد، رو به سوی بهارستان و مجلس شورا گذاشتند. عمده خواسته آنان به حقوق و دستمزد بازمی‌گشت. در میدان بهارستان، ماشین آب‌پاش در انتظار معلمان بود. دکتر ابوالحسن خانعلی رفت بالای ماشین و مسیر آب‌پاش را تغییر داد. به او شلیک کردند و خانعلی جان سپرد! اعتراض و اعتصاب معلمان بالا گرفت و تا استعفای نخست‌وزیر، شریف امامی ادامه پیدا کرد. محمد درخشش هم از زندان آزاد شد و در دولت بعدی، عهده‌دار وزارت فرهنگ شد و تصویب کرد که حقوق معلمان با مهندسان برابر شود. یازده اردیبهشت ۱۳۵۸، مرحوم آقای مرتضی مطهری در جلسه مکتب متاع (خانه آقای یدالله سحابی) شرکت کرد. شامگاه و پس از آن جلسه، محمدعلی بصیری، عضو گروه فرقان، آقای مطهری را با شلیک گلوله ترور کرد. گروه فرقان، آقای مطهری را "مفسد فی الارض" دانسته بود. روز معلم در سرزمین من، روز قتل دو معلم است؛ هر چند یکی برآمده از دانشگاه و دیگری از حوزه، ولی هر دو دانش‌آموخته‌ و مدرس فلسفه و الهیات بودند! و در پیِ "قتل معلم"، چه روی داده است:. "قتل معلمی"! آنگاه که به انگیزه‌ها و خواسته‌هایی، خارج از اصول معلمی و چارچوب‌های تخصصی و علمی، افرادی به بدنه مدارس و دانشگاه‌ها، و صنف معلم و استاد، "تزریق" بلکه "حُقنه" شوند، آنگاه که معلمی بشود گوشت قربانی، وزیر آموزش و پرورش بشود سرباز رییس پلیس، آنگاه که در دانشگاه، افرادی را بدون مصاحبه و سنجش علمی، حکم هیئت علمی بزنند، آنگاه دانشگاه با همه‌ی اعضای هیئت علمی‌اش، از دادگاه تفتیش عقاید و پرونده‌های همیشه محرمانه، در هراس باشد، آنگاه که معلم مدرسه و مدرس دانشگاه هیچ امنیت شغلی نداشته باشد، و به یک پرونده‌سازی، پیش از اثبات هر جرمی، از کارش "تعلیق" شود، به واقع، "معلمی" کشته شده است! دوازده اردیبهشت، روز قتل معلم و معلمی، بر همه معلمان خجسته باد! @simar50 #حقنه : تزریق کردن یا وارد کردن مایعی از مخرج زیرین به درون بدن

بدرود امید نصری @simar50 #آهنگ

بر عشق پاکم شک نکن فاطمه مهلبان @simar50 #آهنگ

... روزتون به عشق♥︎ می گفت: زندگیت پر از آدمایی میشه که تو برای دیگران بودی...⚘ @simar50

Mohammadreza Shajarian -Shenidam Rafti.mp355.85 MB

شنیدُم رفتیُ یاری گرفتی... محمدرضا شجریان پرویز مشکاتیان @simar50 #ساز_و_آواز #دشتستانی

عشق است دکلمه: پرویز پرستویی شعر: محمد علی بهمنی موسیقی: ناصر عبداللهی @simar50

...♡ در دلم... در دلم؛ غمی سنگین و اشتیاقی بزرگ دارم. پنداری هزاران‌بار زندگی کرده‌ام. دلم می‌خواهد این قلب را به تو تقدیم کنم بی‌هیاهویی رهایش کنم و ممنون تو باشم. @simar50 #موبایلگرافی #بهار_زمستان #از_روزها

🎵بی محبت 🎙مهستی شعر لیلاکسری آهنگ حبیب اله بدیعی

دفتر عشق اسحاق انور @simar50 #آهنگ

photo content
+3

شکست خوردن از پیروزی‌ها محمد فاضلی وضعی که امروز در ایران شاهدش هستیم، نتیجه چیست؟ من معتقدم این نتیجه آن چیزی است که نظام سیاسی جمهوری اسلامی یا حداقل بخشی از آن، پیروزی‌های خود می‌داند. آدمی، سازمان یا حکومت، همواره از ضعف‌ها و شکست‌هایش، شکست نمی‌خورد، بلکه گاهی به پیروزی‌هایش می‌بازد. پیروزی‌ها گاه مقدمه شکست‌های بزرگ هستند. حالا به اوضاع مملکت برگردیم. من تصور می‌کنم آن‌چه امروز در ایران جریان دارد نتیجه پیروزی‌های کوچکی است که نظام سیاسی و کارگزارانش زمانی از آن‌ها خیلی خوشحال بوده‌اند اما خطر بزرگ پنهان در فردای این پیروزی‌های را ندیدند. راندن همه منتقدان و مخالفان از عرصه قدرت و مشارکت ندادن آن‌ها در اداره کشور که به تدریج در چهل سال رخ داد، برای حاکمان پیروزی بود. اعمال نظام گزینش و راه ندادن غیرخودی‌ها و کسانی که سبک زندگی و تفکر متفاوتی داشتند به دستگاه بوروکراسی و دانشگاه و هر جای مهمی، برای کارگزاران تندروی نظام پیروزی بود. حاکم کردن قرائتی خاص از اسلام و به حاشیه راندن همه گفتمان‌ها و قرائت‌ها از اسلام – نظیر روشنفکری دینی، فقاهت و اسلام سنتی و ... – برای حامیان آن قرائت خاص، پیروزی بود. تضعیف احزاب و گروه‌های سیاسی، و باقی نگذاشتن هیچ رمق و اعتبار و سرمایه اجتماعی برای احزاب و گروه‌ها، در وقت خودش برای انحصارگران قدرت سیاسی، پیروزی بود. تحمیل حجاب بر زنان و منع کردن جامعه از سبک زندگی‌هایی که قدرت نمی‌پسندید، راه ندادن آدم‌هایی با سبک زندگی‌های نامطلوب حکومت به بوروکراسی – از آموزش و پرورش تا وزارت امور خارجه – و ترویج صرفاً یک سبک زندگی رسمی در رسانه و همه تریبون‌های حاکمیت، برای حامیانش پیروزی بود. تضعیف رسانه‌ها و مطبوعات، اجازه ندادن به شکل‌گیری هیچ قدرت رسانه‌ای مستقل، فقدان رادیو و تلویزیون خصوصی و مستقل از اراده سیاسی حاکمیت، برای‌شان پیروزی بود. بی‌اعتبار کردن چهره‌های سیاسی – در طیف متنوعی از گرایش‌ها، حتی در میان خودی‌های پیشین - با انواع نام و ننگ‌ها، به وقت خودش پیروزی به حساب آمد. کوفتن بخش خصوصی اقتصاد با مصادره‌های اوایل انقلاب، واگذاری شرکت‌های دولتی به خصولتی‌ها و ممانعت از شکل‌گیری بخش خصوصی واقعی، مداخله گسترده در اقتصاد، قیمت‌گذاری دستوری و انواع مجوز و ... پیروزی بخش دولتی و قدرت سیاسی در ممانعت از شکل‌گیری نیروی چالش‌برانگیز بخش خصوصی نسبتاً مستقل، پیروزی بود. راندن منتقدان از دانشگاه‌ها و تلاش برای یکدست‌سازی استادان دانشگاه و ترساندن اندک منتقدان باقیمانده، پیروزی به حساب آمد. دانشگاه ساکت و ابتر، پیروزی به حساب آمد. نظام مجوز دادن به تولید محصولات فرهنگی و زهر چشم گرفتن از نویسنده، فیلمنامه‌نویس و فیلم‌ساز، موسیقی‌دان و آهنگساز و خواننده، پیروزی قرائت دولتی از فرهنگ بر قرائت مردمی و طرفدار آزادی اندیشه و فرهنگ بود. ساختن صدها سازه آبی پرهزینه و مهار همه رودخانه‌هایی که در این سرزمین جاری بود، به زمان خودش پیروزی به حساب آمد. واریز کردن همه این آب‌ها به حساب کشاورزی و صنعت و مصارف شهری غیربهینه هم پیروزی به حساب آمد. تزریق انرژی ارزان از جیب منابع طبیعی فراوان ایران به فعالیت اقتصادی غیرکارآمد هم پیروزی به حساب آمد. گرفتن سفارت‌ها، رویکرد تند و تُرُش به سیاست خارجی، دوری از منطق دیپلماتیک و ... هم در مقاطعی پیروزی به حساب آمدند. خلاصه به هر عرصه‌ای که پا بگذارید شاهد ریز و درشتی از این پیروزی‌های خُرد از نگاه حامیان آن‌ها هستید. اما امروز همه این پیروزی‌ها مسببان وضع موجودند. بانیان وضع موجود در واقع همین پیروزی‌هایی هستند که زمانی عاملان و حامیان آن‌ها سرخوشانه آن‌ها را بزرگ داشته و جشن گرفته‌اند. همین پیروزی‌های ظاهری، بوروکراسی را از درون مثل موریانه خورد و تُهی کرد چنان که امروز بعد از شصت روز التهاب در کشور، انگار بوروکراسی نیست؛ حزب و گروهی باقی نماند تا مبدع ابتکاری سیاسی یا حامل سرمایه اجتماعی باشد؛ مرجعیت رسانه‌ای از این کشور رفت و در خارج نشست؛ دانشگاه چنان ابتر و اخته شده که جز ناله‌هایی از آن صدایی به گوش نمی‌رسد؛ و اقتصاد زیر بار عوارض غلبه سیاست‌گذاری دولتی و عواقب سیاست خارجی پیروزمند انگاشته‌شده، ضجه می‌زند. همان پیروزی در اجبار کردن سبک زندگی بود که جرقه رخدادهای اخیر را زد. کاش در همه این عرصه‌ها آن پیروزی‌های کوچک حاصل نشده بود و جامعه توانسته بود از خودش در برابر قدرت سیاسی دفاع کند. چون نیک بنگرید، گاهی شکست خوردن عین پیروزی در درازمدت است و در این حکمتی نهفته است. راستش فکر می‌کنم دموکراسی راهی برای درست، به موقع و کم‌هزینه شکست خوردن حکومت از جامعه است. @simar50 #جامعه_شناسی_سیاسی

دختر گل فروش گیتا @simar50 #نوستالژی #موسیقی_ایرانی