546
Suscriptores
-124 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
546
تکلیف بلاتکلیفی
✍رضا رضائی
آیا حاکمیت در بلاتکلیفی است؟
مقدمه: طنزپردازی میگفت: «حاکمیت موضع ضد امپریالیستی و ضد اشغالگری خود را حفظ کند، آمریکا یا اسرائیل یا نیابتیهای آنان، او را میزنند. موضع خود را حفظ نکند و کوتاه بیاید، او را میزنند.
چه موضع توسعه هستهای و موشکی و پهپادی را حفظ کند چه حفظ نکند، او را میزنند. مذاکره کند، میزنند؛ نکند، میزنند. به خواست مردم در مورد حجاب و فیلترینگ تن بدهد، میزنند؛ تن ندهد، میزنند. برنامه اقتصادی اجرا کند، میزنند؛ اجرا نکند و فقر و فلاکت بیشتر بشود، میزنند. خلاصه کلام آنکه: میزنند.»
یکم: حاکمیت بلاتکلیف است که بندهای اجرا نشده یا بد اجرا شده ی قانون اساسی را اصلاح و درست اجرا کند یا نکند و همچنین بلاتکلیف است بین مواضع رهبران رسمی و قانونی با رهبران غیر رسمی و پنهانی ؛
دوم: حاکمیت بلاتکلیف است که با کشورهای دیگر ( بجز روسیه و چین و کره ی شمالی و عراق و ونزوئلا) روابط سیاسی و اقتصادی را بهبود بدهد یا ندهد، چرا که به تجربه دیده است که دوستان و شرکای تجاری هم از ترس یا بواسطه ی سیاستهای توسعهطلبانه به دشمن تبدیل شدهاند؛
سوم: حاکمیت بلاتکلیف است که با حامیان سنتی و دولت پنهان چه کند تا هم دست از مداخله های بی جا و کارشکنی و شعارهای فریبنده و چالشزا بردارند و هم اجازه بدهند دولت به گشایش گرههای تقریبا کور سیاسی اقتصادی بپردازد؛
چهارم: حاکمیت بلاتکلیف است که وعده صادق ۳ را اجرا کند و با این کار وارد جنگ قطعی بشود یا فعلاً ندیده بگیرد در حالی که دوستان و حامیان قدیمش در حال از بین رفتن هستند؛
پنجم: حاکمیت بلاتکلیف است که با این همه فساد و دزدی و ناکارآمدی مقابله و مبارزه کند و به سمت مردم بیاید که در این صورت احتمال خالی شدن پشتش توسط حامیان دوست نمای دشمن شادکن زیاد است یا ندیده بگیرد و بر شکاف بین دولت – ملت بیافزاید.
به اعتقاد این کنشگر مدنی:
به نظر میرسد چارهی بلاتکلیفی فقط در شفافسازی، آگاهیبخشی و فساد ستیزی است
فراموش نکنیم که وقتی بلاتکلیفی حاکمیت در مسائل مختلف افزایش مییابد، بلاتکلیفی مردم در امرار معاش، سرمایهگذاری، پسانداز، ازدواج، مهاجرت، مبارزه با فساد، تابآوری و ایثار نیز نامشخص خواهد بود. مردم به دلیل عدم چسبندگی به قدرت، ثروت، رانت و تعلق خاطر، زودتر خود را از بلاتکلیفی نجات میدهند و بین صبر ویرانگر و مقاومت منفی امیدبخش، راه حل دوم را انتخاب میکنند.
به یاد داشته باشیم که مردم در انتخاب بین حفظ کشور و جان و ناموس خود یا حفظ حاکمیت، به صورت طبیعی اولی را انتخاب خواهند کرد.
آقای حاکمیت!
اگر تکلیف خودت را با مردمت مشخص کردی، تکلیفت در بلاتکلیفی در همه زمینهها مشخص میشود. چنانچه این مهم مشخص نشود، چه بسا مردم تصمیم بگیرند که تکلیف خود را با حاکمیت بلاتکلیف مشخص کنند.
546
...
حکمرانیِ بدون نیش
#علی_زمانیان
در سدهی شانزدهم، "لا پرییر" و پس از او "فرانسوا دولا موت لوویه" سلسله متون آموزشی برای ولیعهد فرانسه تهیه کردند تا به او در فهم "حکمرانی خوب" کمک نمایند.
در این متون علاوه بر توضیحاتی در باب معنا، هدف و شیوههای حکمرانی، نکات و توصیههایی را نیز در میان آوردهاند.
از جملهی آن چه در این جزوات آموزشی آمده، توجه دادن به رویکرد مصلحتجویانه به قدرت و مصرف درست آن است.
به عنوان مثال، چنین آمده است که:
"حکمرانی باید تضمین کند که بیشترین میزان ممکن از ثروت تولید شود، ابزار کافی معاش برای مردم فراهم شود و جمعیت بتوانند رشد کنند."
"لا پرییر" به ولیعهد تذکر میدهد که، حکمرانی خوب، حکمرانی بدون نیش است. و برای این منظور از "شاه و زنبورهای عسل" مثال میزند و میگوید:
"زنبور ملکه بر کندو سلطنت میکند، بدون نیاز به نیش". و میگوید:"از این طریق خدا میخواست به صورتی رازآمیز نشان دهد که حکمران خوب، برای اِعمال حکمرانی خویش به نیش نیاز ندارد".
نیز به این نکته میپردازد که حکمران خوب، سه چیز را جایگزین نیش و شمشیر و خشونت میکند:
خرد
بردباری
پشتکار
هرجا نیش و خشونتی بر جان و دل مردمان نشست، معنایش این است که حکمرانی از خرد و حکمت لازم و از بردباری کافی برخوردار نیست. به دیگر سخن، حاکمان میخواهند کسری خرد و بردباری را با برق شمشیر و درد نیش تامین کنند.
اما آدمیان در برابر نیش، طولانی مدت، دوام نمیآورند. "درد" آنها را بیتاب و بیقرار خواهد کرد. آن گونه که روزی از ناچاری به درمان خویش برمیخیزد. طوفانی در میگیرد و خیمه و خرگاه حکمرانی را در هم میپیچد.
"بدان که تحمل آدمی را آستانهای است، از حد که گذشت، طغیان خواهد کرد"
@simar50
546
حکمرانیِ بدون نیش
علی زمانیان
در سدهی شانزدهم، "لا پرییر" و پس از او "فرانسوا دولا موت لوویه" سلسله متون آموزشی برای ولیعهد فرانسه تهیه کردند تا به او در فهم "حکمرانی خوب" کمک نمایند.
در این متون علاوه بر توضیحاتی در باب معنا، هدف و شیوههای حکمرانی، نکات و توصیههایی را نیز در میان آوردهاند.
از جملهی آن چه در این جزوات آموزشی آمده، توجه دادن به رویکرد مصلحتجویانه به قدرت و مصرف درست آن است.
به عنوان مثال، چنین آمده است که:
"حکمرانی باید تضمین کند که بیشترین میزان ممکن از ثروت تولید شود، ابزار کافی معاش برای مردم فراهم شود و جمعیت بتوانند رشد کنند."
"لا پرییر" به ولیعهد تذکر میدهد که، حکمرانی خوب، حکمرانی بدون نیش است. و برای این منظور از "شاه و زنبورهای عسل" مثال میزند و میگوید:
"زنبور ملکه بر کندو سلطنت میکند، بدون نیاز به نیش". و میگوید:"از این طریق خدا میخواست به صورتی رازآمیز نشان دهد که حکمران خوب، برای اِعمال حکمرانی خویش به نیش نیاز ندارد".
نیز به این نکته میپردازد که حکمران خوب، سه چیز را جایگزین نیش و شمشیر و خشونت میکند:
"خرد"،
"بردباری"
"پشتکار"
هرجا نیش و خشونتی بر جان و دل مردمان نشست، معنایش این است که حکمرانی از خرد و حکمت لازم و از بردباری کافی برخوردار نیست. به دیگر سخن، حاکمان میخواهند کسری خرد و بردباری را با برق شمشیر و درد نیش تامین کنند.
اما آدمیان در برابر نیش، طولانی مدت، دوام نمیآورند. "درد" آنها را بیتاب و بیقرار خواهد کرد. آن گونه که روزی از ناچاری به درمان خویش برمیخیزد. طوفانی در میگیرد و خیمه و خرگاه حکمرانی را در هم میپیچد.
"بدان که تحمل آدمی را آستانهای است، از حد که گذشت، طغیان خواهد کرد"
546
...
صبحتون بخیر
روزتون به عشق♥︎
رفیقِ من،
عزیزجانَک،
غم و رنجِ این دنیا آخر ندارد
اما
آرزو میکنم
اگر مبتلا به رنج و غم شدی؛
پناهی داشته باشی.
هرچه آرزوی خوبه مال تو🕊
@simar50
546
...
فرض بهشت
#رحیم_قمیشی
فرض که سیاستهای منطقهای شما شکست کامل نخورده. حماس پیروز شده، حزبالله لبنان موفق بوده، اسد هم برای هواخوری رفته مسکو. سوریه هنوز دست شماست!
فرض که تمام تسلیحات و مهمات گرانقیمتی که فرستاده بودید اطراف اسرائیل همه دود سیاه نشده.
فرض که کشورهای عرب مسلمان دوستی با اسرائیل را، امروز به همکاری با ایران ترجیح نمیدهند.
فرض که ترامپ بزودی سر کار نمیآید و این بار مجبور نیستید نفت را که سرمایه مهم این سرزمین است، به نصف قیمت در دنیا، آنهم به قاچاقچیان بفروشید.
فرض که دلار در سه ماه پنجاه درصد گران نشده. پول ملی به گند کشانده نشده، فرض که حقوق کارگران و کارمندان و معلمان و بازنشستگان، متناسب تورم بهبود یافته.
فرض که بازی دو سر باخت لایحه حجاب را شما شروع نکردید. نفرت را در دل مردم نکاشتید. فرض که اینترنت را مطابق خواست مردم آزاد کردید. فرض که برق، روزانه قطع نمیشود، گاز در سرزمین ما وضع بحرانی ندارد.
فرض وضعیت آب کشور بحرانی نیست. آموزش در کشور سقوط نکرده، دره بیاعتمادی بین مردم و حاکمان بهوجود نیامده.
فرض که آلودگی شهرها وحشتناک نشده، فرض همه دزدیهای بزرگ خیالی بیش نبوده، اختلاس و چپاول در کشور اتفاق نیفتاده. فرض روحانیون به منصب رسیده، ناگهان پولدار و زمیندار و صاحب املاک و زوجات متعدد نشدهاند.
فرض موسسات اقتصادی وابسته به آستانها و سپاه و بنیادهایی که به هیچ کس حساب پس نمیدهند و اقتصاد کشور را به خاک سیاه نشاندهاند، وجود ندارند.
فرض زندانهای ایران پر نیست از زندانیان بیگناه. پروندههای جرم و جنایت در دادگاه ها تلنبار نشدهاند.
فرض که کشور را در رده نخست اعدام و ناکارآمدی و فساد قرار ندادهاند. اعتقادات مردم بکلی از دست نرفته، بیشتر آنها که در انقلاب سهم داشتند امروز نادم و پشیمان از آنچه به سرشان، و به سر مردم رفت، نیستند.
فرض که در خیابان وقتی نام خمینی را میآورید مردم بلافاصله رحمةالله علیه میگویند. فرض که آرزوی مرگ هیچکس را ندارند.
فرض که ظرف ۴۵ سال گذشته فرهنگ مردم رشد کرده، اقتصادشان بهتر شده، شادی و امید در زندگی ایجاد شده، هنر به یغما نرفته، رادیو تلویزیون تبدیل به مرکز مداحی و عزا نشده.
فرض ما الگوی جهان شدهایم و اسم ایران که میآید کسی یاد جنگ نمیافتد!
اصلا فرض ما را به بهشت آوردهاید و میکُشید تا به بهشت واقعیتر هم، زودتر برسیم!!
مردم اگر این خوشبختی را نخواهند
حق دارند یا نه؟!
مردم اگر شما را نخواهند، باید زندان شوند؟ باید بمیرند؟
شما نورانی، نماینده خدا، پیشگو، زمینهساز ظهور، امید مستضعفان جهان، تقسیم کننده بهشت و جهنم!
اگر مردم شما را نخواهند، چه؟
اصلا ما حوصله شنیدن آمارهای دروغ شما را نداریم.
حوصله نداریم از پیروزیهای خیالیتان در سوریه و لبنان بشنویم.
نمیخواهیم بشنویم به فضل الهی چه حوادثی قرار است در آینده رخ بدهد.
اگر ما شما را نخواهیم
سبک حکومت شما را نخواهیم
بهشت شما را نخواهیم
یک زندگی معمولی بخواهیم...
شادی بخواهیم
شما حرف حسابتان چیست؟
"ما صلاح خویش نمیدانیم"!؟
تمام دیکتاتورها و ستمگران تاریخ دقیقاً همین را گفتهاند.
باور کنید ما به خون هیچکس تشنه نیستیم، نه به خون شما، نه به خون اسرائیل، نه آمریکا!
ما فقط میخواهیم شما نباشید.
یعنی در رأس کار نباشید.
بروید مسکو، بروید عراق، واتیکان، اصلا بمانید ایران.
فقط بگذارید ما جهنم خودمان را تجربه کنیم.
شاید جهنم ما، از بهشت شما
برای ما دلپذیرتر بود
شاید شما هم در جهنم ما
زندگی خوبتری را تجربه کنید!
یک دل شاد
یک زندگی آرام
یک همزیستی قشنگ
روزهایی پر از جشن و سرور
ما بهشت موعود شما را نمیخواهیم!
چقدر خودخواه و بیوجدانید
مثل بشار اسد دو میلیارد دلار
بردارید و فقط بروید...
ما جشنها قرار است بگیریم.
در نبود شما!
@simar50
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
