547
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
547
نبرد خدایان
یدالله کریمی پور
آیت الله موحدی کرمانی رئیس مجلس: آمریکا قوی است، اما بالاتر از خدا نیست، اگر ما با خدا باشیم، آمریکا هیچ غلطی نمی تواند بکند.
بزرگوار، با اجازه چند اِن قلت بر گزاره جنابتان دارم، لطفا پاسخ دهید:
۱- خب آمریکا هم خدا دارد، دولتش هم خیلی هم به خدا باورمند است. حتما اسکناس دلار را دیده اید، بالای از ۱ تا ۱۰۰ دلاری حک شده است: با توکل بر خدا؛
۲- آیا جناب شما می دانید ملت آمریکا بین همه ملت های بزرگ و پرجمعیت، پس از هند دومین ملت مذهبی جهان است؟
می دانستید که بین ۲۲ تا ۳۴٪ مردم آمریکا یک شنبه ها برای نیایش به کلیسا می روند؟ چند درصد ایرانیان جمعه ها به نماز جمعه می آیند؟!
۳- جناب می دانستید به رغم سکولار بودن ۲۵۰ ساله حکومت، هنوز ۸۳٪ سناتورها مذهبی و بلکه کشیش مآب هستند؟!
می دانستید بسیاری از تفنگداران آمریکایی به هنگام نبرد در کوله پشتی هایشان کتاب مقدس دارند؟!
خب خدا نکند که در پاسخ بگویید: خدای ما قویتر است. نتیجه نهایی این گفته جز این است که جنگ خدایان باید براه افتد؟ در آن صورت اگر یک هزارم درصد آمریکا توانست غلطی کند و ناباورانه پیروز شد، حاکی از برتری خدای آنها است؟!!
افلا یعقلون؟ افلا یتفکرون؟ افلا یتدبرون؟
@simar50
547
«مفتخوری موقوف»!
محمدحسین غیاثی
ترامپ معنای پول را میفهمد.
میداند پول چگونه به دست میآید لذا میداند آن را چگونه باید خرج کند.
اکنون دارد از سنت سنت بودجهی امریکا حساب میکشد و صفی طویل از مفتخورها و کفزنهای کراواتی و جیببرهای باکلاس و دزدان مذهبی و سیاسی را که از دولت امریکا آویزان هستند یکی پس از دیگری نشان میکند و دستشان را از خزانهی امریکا کوتاه میکند.
به راستی در بودجهی ایران که میلیونها نفر از مردمانش در فقر و فلاکت زندگی میکنند و نفتش سالها تحریم است و درامدش عمدتا از مالیاتی است که از جیب تکتک همین ایرانیهای کمدرامد برداشته میشود چقدر از این مفتخورها وجود دارند که از قطار بودجه آویزانند و پول قلدری و تهدید و عربدهکشی و لشگرکشی، یا مقدسنمایی و دینابزاری، یا پارتیداری و پشتگرم به مسئولین بودن، یا در سنگر رانتهای ارزشی نشستن و به اسم پشتیبانی از دین و آئین، و یک قماش ازین چیزها را میخورند و آن را تبدیل به کارت اعتباری دزدیشان از بیتالمال کردهاند؟
چقدر پاانداز و دلال و مفتخور و کلاش وکارچاقکن دور و بر نهادها و شرکتهای دولتی یا شبهدولتی شب و روز میپلکند و مثل زالو به آنها چسبیدهاند و هرکدام پشتیبانی یک کسی یا نهادی را از جایی دارند؟
مسئولین ایرانی را گفتند: بودجهبندی از که آموختید؟
گفتند: از ترامپ؛ هر چه از ایشان در نظرمان ناپسند آمد از فعلِ آن پرهیز کردیم.
547
...
ایران، سرزمین عجایب
کشف گونهای نادر ، که به جای معده ، موتورِ TU5 تی یو فایو دارد
@simar50
#طنز
#مستر_نیز
#صداگذاری
547
با تو آبی می بینم تمام بیناییام را #محمدرضا_عبدالملکیان دکلمه : زنده یاد #خسرو_شکیبایی
547
...♡
چهرهی عشق سرخ است
در دوران جنگ جهانی دوم، همانوقتها که ارتباطات و تلفن و تلگرام محدود یا اصلا قطع و غیرممکن بوده، رادیو بخشی داشته به اسم "پیامهای شخصی"...
یعنی دختر و پسر عاشقی که داشتهاند از هم جدا میشدند با هم قرار میگذاشتهاند اگر دختر به سلامت رسید به شهر مقصد، یک پیام شخصی برای پسر بفرستد...
یا مردی که داشته میرفته به جبههی جنگ، همسر باردارش را بغل میکرده و قول میگرفته به دنیا آمدن بچه را حتما خبر بدهد...
این پیامهای شخصی قراردادی بودهاند، یعنی دو نفر با هم قرار میگذاشتند اگر فلان جمله را، فلان مصرع از فلان شعر را، در رادیو شنیدی بدان این منم که دارم فلان خبر را به گوشَت میرسانم.
اینطوری میشده که عاشق گوش میچسبانده به رادیو و میشنیده: "چهرهی عشق سرخ است" و بلند میشده یک دور، دورِ اتاق میرقصیده، چون معشوق به سلامت رسیده... یا آنیکی میشنیده: "درخت سیب شکوفه کرده"، از جا میپریده، همسنگرهایش را بیدار میکرده و خبر میداده: "من بابا شدم".
دارم به پیامهای شخصی خودم و آدمهایی که میشناسم فکر میکنم. به پیامهایی که میتوانم بدون مستقیمگویی، بدوناینکه تلفن را بردارم و شرح و تفصیل ماجرا را بگویم، بدون اینکه یک وویس طولانی بفرستم، فقط و فقط در قالب یک جمله رمزی به همسرم، به دخترم، به برادرها، به دخترعموها، به رفقا بگویم...
دارم فکر میکنم اگر همان خبر خوب، همان خبری که مدتهاست منتظر رسیدنش هستم برسد این خبر را چطور میتوانم رمزگذاری کنم.
من برای خودم یک رمز پیدا کردم؛ اگر آن اتفاقخوشگله بیفتد، به کسانی که دوستشان دارم پیام خواهم داد: "ناگهان چراغی روشن شد!"
چشمهایتان را ببندید و آن اتفاقخوبه را تصور کنید. همان اتفاقی که مدتهاست منتظرش هستید و بعد جملهی رمزی خودتان را پیدا کنید و کسانی که این پیام را برایشان میفرستید، انتخاب کنید.
اگر دوست داشتید جملههای رمزیتان را اینجا بنویسید، شاید با خواندنشان کامِ دل بقیه شاد شود.
#سودابه_فرضیپور
@simar50
547
...
خدای مردم | خدای مسئولین
#عبدالزهرا_هشترودی
هر روز خبر بالا و پایین رفتن قیمت دلار را میشنویم
هر روز قیمت طلا را میپرسیم
هر روز اخبار آمریکا را دنبال میکنیم
ترامپ چی گفت ؟؟ ترامپ چکار خواهد کرد ؟
با آتش بس اعلامی بین غزه و اسراییل بالاخره غزه و محور مقاومت پیروز شد یا اسرائیل فاتح این جنگ شد ؟؟
نشست داووس چه شد ؟؟
ظریف چه گفت ؟؟ دلواپسان به ظریف چه جوابی دادند ؟؟
کوچکزاده چرا در مجلس عربدهکشی میکند؟؟
یقهدری کوچکزاده بخاطر حزب و جناحش هست یا بخاطر مردم ؟؟
و اگر بخاطر مردم است چرا مردم هیچ نتیجه مثبتی از این یقهدریها و کفنپوشیها در زندگی خود نمیبینند ؟؟
چرا مردم هر روز فقیر و فقیرتر میشوند
چرا مردم هر روز مستأصلتر از دیروزند ؟؟
چرا چند دهه است که هیچ اتفاق خوشایندی در این ملک نمیافتد ؟؟
چرا اینقدر بحران ؟؟
بیکاری ؛ خشکسالی ؛ تورم ؛ آلودگی هوا ؛ هزینههای سنگین درمانی ؛ رانت و پارتی ؛ اختلاس ؛ فقر ؛ و .......
چرا ؟؟
مگر این مملکت نفرین شده ؟؟؟
نفرین چه کسی این مملکت را زمینگیر کرده است ؟؟
چرا چند دهه است مسئولین با مردم قهر کردهاند
نکند خدای مسئولین هم مثل مسئولین با مردم قهر کرده است ؟؟
نکند خدای مسئولین هم، مسئول تمام مشکلات را از خود مردم میدانند؟
نکند خدای مسئولین هم همین زندگی سراسر نکبتی را مثل مسئولین از سر مردم بیشتر میداند
نکند خدا، انتقام انقلاب ۵۷ را از مردم میگیرد ؟
نمیدانم !!!
گیج و منگم
عقلم به جایی قد نمیدهد
فقط همین قدر میدانم که خدا مسئولین را خیلی دوست دارد .
خدای مسئولین ؛ خدای رحمت و نعمت است
و خدای مردم ؛ خدای فقر و فلاکت
نمیدانم چرا خدای مردم با خدای مسئولین اینقدر با هم متفاوتند ؟؟
یکی رئوف و مهربان و پر از ناز و نعمت و وفور و فراوانی
و دیگری فقیر و غضبناک و بیرحم
@simar50
547
آنچه هست
علی هاشمی٭
آینده را نمیشود پیشبینی کرد و بنا به اقتضای شرایط و پرهیز از مخاطرات، صرفاً میشود سراغ توضیحِ ایجابیِ مسائل رفت و روندها را تحلیل کرد.
دیرزمانی است که اجباراً نمیتوان صریح و روشن از آیندۀ این کشور و حکومت حرف زد و باید مثال بر مثال خروار کرد تا مبادا نتیجۀ استدلالها مکدر شود. اساساً نمیشود بهراحتی گفت چون ممکن است گوینده به سیاه نمایی و خالی کردن دلها متهم میشود و لذاست که آگاهی در بند خودسانسوری، دندانش به جگر است.
خب بلی اگر به این دلایل نمیتوان از آینده گفت اما با علم و اطمینان و یقین میتوان گفت که حال و گذشتۀ این کشور و حکومت چه بوده و چه هست! این نه نیازمندِ پیشبینی است و نه میشود بردش زیر سایۀ دیو سانسور و کتمان و انکارش کرد چون فاشتر از آن است که آفتاب.
بلی با علم و اطمینان میتوان از آن گفت چون این دیگر آینده نیست که رویدادهایش منوط به هزار چرخِ نخوردۀ سیبِ فلک و امر ملک باشد.
ما تمام آنچه را که در این چند دهه گذشته است لحظهبهلحظه زندگی کردهایم و بحرانها و مشکلات، زندگیِ مرد و زن و کوچک و بزرگمان را زیر و رو کرده است و اساساً در این زمینه اصلاً نیازی به رسانه و کار رسانهای نیست.
جامعه دهههاست که با تورم و بیکاری و به محال سپردنِ یکبهیکِ ملزوماتِ معمولیِ یک زندگیِ معمولی محشور است. آیا امروزه رفاه حتی به مخیلۀ بخش عظیمی از جامعه خطور میکند؟
همینکه ذلیلتر نشوند ممنوندارِ روزگارند. اینکه رفاه را به محال سپردهاند، پیشرفت است؟
برای اینکه بدانند رفاه به محال سپرده شده است نیازی به سر چوب کردنِ فقرِ مردم در رسانههای داخل و خارج است؟
اینکه سفرههایشان طی دهههای گذشته خالی و خالیتر شده است، پیشرفت است که لازم باشد کسی نشانشان بدهد که خودشان سر سفرهاند و دعاگوی باعثوبانیاش.
اینکه مردم امروز خدا خدا میکنند که برق نرود و گاز باشد و بحران انرژی به ملموسترین شکل ممکن گریبانگیرِ همه شده، نشانۀ پیشرفت است؟
اگر اینها پیشرفت است پس پسرفت چیست؟ اینکه خرید خانه و ماشین به محال سپرده شدهاند چه؟ اینکه همان سفرههای خالی، از گوشت و لبنیات و پروتئین خالی و خالیتر شدهاند و اساساً جامعه به چاهِ قوت لایموت پرت شده است چطور؟
یعنی اگر این خاک سیاه که دهههاست به آن نشستهایم و از آبِ دیده و عرقِ شرمِ مردم گِل شده است نشانۀ پیشرفت است، پس فلاکت و بیچارگی و پسرفت چیست؟
رودها و دریاچههای خشکشده چطور؟ آنها نیز نشانۀ پیشرفت است؟ ورشکستگیِ نظام بازنشستگی و نظام بانکی چطور؟ آن وهمیاتِ بخار شده در محور مقاومت چطور؟
حداقل آنجا که وضع پیشرفتهای فرضی و وهمی رسیده است به آنچه عیان است و حاجت به بیان ندارد. یکبهیکِ بحرانهای گوناگونِ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و زیستمحیطی و داخلی و خارجی که حکومت آنها را ساخته و هیچ عزم و ارادهای نیز برای حلش ندارد و از قضا عاملِ استمرار و وخامتِ آنهاست و جامعه آنها را زندگی کرده و میکند و هزینهاش را داده است و میدهد چطور؟ نشانههای پیشرفت هستند؟
پیشرفت و توسعه، ملاکها و معیارهای روشنی دارد. از سرمایهگذاری داخلی و خارجی تا حجم تجارت خارجی و درآمد سرانه، از بهبود معیارهای رفاه مانند فقر و توزیع درآمد و اشتغال و مسکن تا کارآمدیِ حکومت و نرخ مشارکت سیاسی و کاهش فساد (اداری و مالی) و پاسخگو بودن حکومت. وضعیت کشور و حکومت در این زمینهها و سایر زمینههای مشابه و مرتبط، یعنی در واقع آنچه هست، در بارزترین و مشهودترین و مفهومترین شکل ممکن است. آنقدر بارز و مشهود و مفهوم که میشود برای تعریفِ هر ملاک و معیاری، صرفاً آن ملاک و معیار را در آینۀ آنچه هست بازتاب داد و گفت، نه چنین؛ مثلاً در تعریفِ مقولۀ کارآمدیِ حکومت گفت: نه چنین! در تعریف آزادی بیان گفت: نه چنین! در تعریف جمهوری گفت: نه چنین! در تعریف فساد و ناکارآمدی و خفقان گفت: چنین.
وقتی از آنچه هست حرف میزنیم و نه از آنچه خواهد بود (که ترسناک است و خدا، مردم و کشور را از آن حفظ کند)، داریم با علم و اطمینان و یقین از این مسائل و موارد حرف میزنیم که با هر متر و معیاری نشانههای پیشرفت نیستند.
وقتی سالهای سال است که اثری از عوامل رشد و توسعه نیست و در عوض سالهای سال است که موانعِ رشد و توسعه برجا و پایدارند، آنچه در گذشته و حال بوده و هست چیست و آنچه در آینده خواهد بود چه خواهد بود؟ پیشرفت؟
#تحریریه_جامعهنو
547
آنچه هست
علی هاشمی٭
آینده را نمیشود پیشبینی کرد و بنا به اقتضای شرایط و پرهیز از مخاطرات، صرفاً میشود سراغ توضیحِ ایجابیِ مسائل رفت و روندها را تحلیل کرد.
دیرزمانی است که اجباراً نمیتوان صریح و روشن از آیندۀ این کشور و حکومت حرف زد و باید مثال بر مثال خروار کرد تا مبادا نتیجۀ استدلالها مکدر شود. اساساً نمیشود بهراحتی گفت چون ممکن است گوینده به سیاه نمایی و خالی کردن دلها متهم میشود و لذاست که آگاهی در بند خودسانسوری، دندانش به جگر است.
خب بلی اگر به این دلایل نمیتوان از آینده گفت اما با علم و اطمینان و یقین میتوان گفت که حال و گذشتۀ این کشور و حکومت چه بوده و چه هست! این نه نیازمندِ پیشبینی است و نه میشود بردش زیر سایۀ دیو سانسور و کتمان و انکارش کرد چون فاشتر از آن است که آفتاب.
بلی با علم و اطمینان میتوان از آن گفت چون این دیگر آینده نیست که رویدادهایش منوط به هزار چرخِ نخوردۀ سیبِ فلک و امر ملک باشد.
ما تمام آنچه را که در این چند دهه گذشته است لحظهبهلحظه زندگی کردهایم و بحرانها و مشکلات، زندگیِ مرد و زن و کوچک و بزرگمان را زیر و رو کرده است و اساساً در این زمینه اصلاً نیازی به رسانه و کار رسانهای نیست.
جامعه دهههاست که با تورم و بیکاری و به محال سپردنِ یکبهیکِ ملزوماتِ معمولیِ یک زندگیِ معمولی محشور است. آیا امروزه رفاه حتی به مخیلۀ بخش عظیمی از جامعه خطور میکند؟
همینکه ذلیلتر نشوند ممنوندارِ روزگارند. اینکه رفاه را به محال سپردهاند، پیشرفت است؟
برای اینکه بدانند رفاه به محال سپرده شده است نیازی به سر چوب کردنِ فقرِ مردم در رسانههای داخل و خارج است؟
اینکه سفرههایشان طی دهههای گذشته خالی و خالیتر شده است، پیشرفت است که لازم باشد کسی نشانشان بدهد که خودشان سر سفرهاند و دعاگوی باعثوبانیاش.
اینکه مردم امروز خدا خدا میکنند که برق نرود و گاز باشد و بحران انرژی به ملموسترین شکل ممکن گریبانگیرِ همه شده، نشانۀ پیشرفت است؟
اگر اینها پیشرفت است پس پسرفت چیست؟ اینکه خرید خانه و ماشین به محال سپرده شدهاند چه؟ اینکه همان سفرههای خالی، از گوشت و لبنیات و پروتئین خالی و خالیتر شدهاند و اساساً جامعه به چاهِ قوت لایموت پرت شده است چطور؟
یعنی اگر این خاک سیاه که دهههاست به آن نشستهایم و از آبِ دیده و عرقِ شرمِ مردم گِل شده است نشانۀ پیشرفت است، پس فلاکت و بیچارگی و پسرفت چیست؟
رودها و دریاچههای خشکشده چطور؟ آنها نیز نشانۀ پیشرفت است؟ ورشکستگیِ نظام بازنشستگی و نظام بانکی چطور؟ آن وهمیاتِ بخار شده در محور مقاومت چطور؟
حداقل آنجا که وضع پیشرفتهای فرضی و وهمی رسیده است به آنچه عیان است و حاجت به بیان ندارد. یکبهیکِ بحرانهای گوناگونِ سیاسی و اقتصادی و اجتماعی و فرهنگی و زیستمحیطی و داخلی و خارجی که حکومت آنها را ساخته و هیچ عزم و ارادهای نیز برای حلش ندارد و از قضا عاملِ استمرار و وخامتِ آنهاست و جامعه آنها را زندگی کرده و میکند و هزینهاش را داده است و میدهد چطور؟ نشانههای پیشرفت هستند؟
پیشرفت و توسعه، ملاکها و معیارهای روشنی دارد. از سرمایهگذاری داخلی و خارجی تا حجم تجارت خارجی و درآمد سرانه، از بهبود معیارهای رفاه مانند فقر و توزیع درآمد و اشتغال و مسکن تا کارآمدیِ حکومت و نرخ مشارکت سیاسی و کاهش فساد (اداری و مالی) و پاسخگو بودن حکومت. وضعیت کشور و حکومت در این زمینهها و سایر زمینههای مشابه و مرتبط، یعنی در واقع آنچه هست، در بارزترین و مشهودترین و مفهومترین شکل ممکن است. آنقدر بارز و مشهود و مفهوم که میشود برای تعریفِ هر ملاک و معیاری، صرفاً آن ملاک و معیار را در آینۀ آنچه هست بازتاب داد و گفت، نه چنین؛ مثلاً در تعریفِ مقولۀ کارآمدیِ حکومت گفت: نه چنین! در تعریف آزادی بیان گفت: نه چنین! در تعریف جمهوری گفت: نه چنین! در تعریف فساد و ناکارآمدی و خفقان گفت: چنین.
وقتی از آنچه هست حرف میزنیم و نه از آنچه خواهد بود (که ترسناک است و خدا، مردم و کشور را از آن حفظ کند)، داریم با علم و اطمینان و یقین از این مسائل و موارد حرف میزنیم که با هر متر و معیاری نشانههای پیشرفت نیستند.
وقتی سالهای سال است که اثری از عوامل رشد و توسعه و در عوض سالهای سال است که موانعِ رشد و توسعه برجا و پایدارند، آنچه در گذشته و حال بوده و هست چیست و آنچه در آینده خواهد بود چه خواهد بود؟ پیشرفت؟
#تحریریه_جامعهنو
@simar50
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
