es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
547
Suscriptores
Sin datos24 horas
+27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones

‌‌... چرخه افول اتوریتی(Authority) و توان حکمرانی حاکمان امری برآمده از تنفیذ قدرت عموم و میزان باور ملت بر دولت است. آن‌زمان که حسب ناکارآمدیِ حاکم، ملت تنفیذ و باورمندی خویش را بصورت رسمی یا غیررسمی از حاکمیت بردارد، آنچه می‌ماند یک شبه جنگلِ بی‌حساب و کتاب است. در عصر تمدن، مسئولیت تبدیل جنگل به جامعه‌ی انسانیِ قابل زیست، بر عهده‌ی حاکمیت است. اعتبار و قدرت لازم برای اداره و اصلاح البته برآمده از دل خود مردم است. وضعیت نابسامان رضایتمندی ملت از حاکمیت، در حال خلق یک تراژدی بزرگ در ایران است که تمامی ابعاد زیست انسانی ما را درگیر کرده است. راه‌ عبور بازگرداندن اعتبار دولت، بواسطه تنفیذ دوباره حداکثری قدرت و باورمندی عمومی‌ است. اما جامعه همراهی نمی‌کند! چرا؟ چون حاکمیت بر مدار نیازها و خواسته‌های او حکمرانی نمی‌کند! در هیچ حوزه‌ای تقریبا صدای او را نمی‌شنود. در طول تاریخ از پایان دوره ساسانیان تا قاجار ما همواره شاهد این چرخه افول بوده‌ایم. «سیب زمینی را ۱۵ هزار تومان صادر کردند، بعد، همان سیب زمینی خودمان را ۳۵ هزار تومان وارد کردند!» از بنزین تا گازوئیل و از سیب‌زمینی تا خود زمین و خیل دیگر امور ما درگیر یک چپاول و غارت سازمان‌یافته هستیم. در دولایه دولت-ملت در چرخه افول تمدنی ما در موقعیت جنگل قرار داریم. وضعیت ایران وضعیت بسیار دردآوریست... @simar50 #اتوریتی : اعتبار #فساد_سیستماتیک #حکمرانی_فشل #جامعه_شناسی

... زندگی احمدشاهی! #مهدی_تدینی احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس از آنکه از شاهی ایران عزل شد، چهارسال و چهارماه بیشتر زنده نماند. جوانِ بی‌آزاری بود و دیوارش در عصر گذار به تجدد، از همه کوتاهتر بود. وقتی پاریس بود، خودروی رولزرویسی داشت که با آن در شانزالیزه رفت‌وآمد می‌کرد. خود او حکایت بامزه‌ای دربارۀ این ماشین تعریف می‌کرد... می‌گفت در یکی از رمانهای پلیسی، مردی به قتل رسید و شرلوک هولمز را برای کشف راز قتل خبر کردند. شرلوک هولمز دقایقی جنازه را وارسی کرد و چیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت، از جمله اینکه گفت: «مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی‌ است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آنقدر هم مفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد...» . از شرلوک هولمز پرسیدند که او این مسئله را از کجا فهمیده! شرلوک پاسخ داد: «لباسی که تن مقتول است برای خیاطخانۀ معروفی است که فقط افراد پولدار می‌توانند از آن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفی دیگر استطاعت مالیِ آنرا ندارد لباس جدیدی از آنجا بخرد، اما آنقدر هم مفلس نشده که برای نان شبش همین لباس را هم بفروشد...» احمدشاه خود را با آن جسد مقایسه می‌کرد و می‌گفت: «حکایت من و این رولزرویس همین است. هر کس مرا با این رولزرویس ببیند، می‌فهمد زمانی آنقدر ثروتمند بوده‌ام که می‌توانسته‌ام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویسم قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن‌را بگیرم، اما آنقدر هم مفلوک نشده‌ام که آن‌را بفروشم.» امروز این دقیقاً حال و روز بیشتر ایرانیان است؛ به ویژه طبقۀ متوسط که زمانی توانسته بود دارایی اندکی به دست آورد. دور از جان شما که می‌خوانید، مانند آقای مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه خودمان شده‌ایم. آنچه احمدشاه در مورد خود می‌گفت، این روزها در مورد همۀ ما صدق می‌کند. وقتی می‌بینیم کسی ماشین دارد، می‌فهمیم زمانی آن‌قدر پولدار بوده که می‌توانسته ماشین بخرد! اما دیگر استطاعت عوض کردن همان ماشین را (حتی اگر پراید باشد) ندارد، اما همین‌که آن ماشین را دارد، یعنی هنوز انقدر مفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پر کردن جیب خالی، همان را هم بفروشد. این است که می‌گویم شده‌ایم «ملت احمدشاهی». البته شباهت‌هامان به احمدخان بیش از این‌هاست. شباهت دیگر ما به احمدجان این است که او خلع‌ قدرت شده بود، درست عین ما. شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم هر یک دلمان را به لَکَنته‌ای که برایمان مانده خوش کرده‌ایم و به زندگی در مرحلۀ مخلوعِ معزولِ تبعیدیِ بی‌اُدکلان بسنده می‌کنیم. @simar50

🟡 زنده باد زندگی احمدشاهانه! #مهدی_تدینی احمدشاه، شاه جوانمرگ، پس از آن‌که از شاهی ایران عزل شد (گرچه او خود را عزل‌شدنی نمی‌دانست)، چهار سال و چهار ماه بیش‌تر زنده نماند. جوان بی‌آزاری بود و دیوارش در عصر گذار به تجدد از همه کوتاه‌تر بود. وقتی پاریس بود، خودرو رولزرویسی داشت که با آن در شانزالیزه رفت‌وآمد می‌کرد. خود او حکایت بامزه‌ای دربارۀ این ماشین تعریف می‌کرد... می‌گفت در یکی از رمان‌های پلیسی مردی به قتل رسید و شرلوک هولمز را برای کشف راز قتل خبر کردند. شرلوک دقایقی جنازه را وارسی کرد و چیزهای زیادی دربارۀ مقتول گفت، از جمله این‌که گفت: «مقتول زمانی فرد ثروتمندی بوده، اما چند سالی‌ است که وضع مالی خوبی ندارد، اما آن‌قدر هم مفلس نشده که به نان شبش محتاج باشد...» از شرلوک پرسیدند که او این مسئله را از کجا فهمیده! شرلوک پاسخ داد: «لباسی که تن مقتول است برای خیاطخانۀ معروفی است که فقط افراد پولدار می‌توانند از آن خرید کنند، اما لباس برای چند سال پیش است و معلوم است متوفی دیگر استطاعت مالی آن را ندارد لباس جدیدی از آن‌جا بخرد، اما آن‌قدر هم مفلس نشده که برای نان شبش همین لباس را هم بفروشد...» احمدشاه خود را با آن جسد مقایسه می‌کرد و می‌گفت: «حکایت من و این رولزرویس همین است. هر کس مرا با این رولزرویس ببیند، می‌فهمد زمانی آن‌قدر ثروتمند بوده‌ام که می‌توانسته‌ام رولزرویس بخرم، اما چون رولزرویسم قدیمی است معلوم است دیگر استطاعت مالی ندارم مدل جدید آن را بگیرم، اما آن‌قدر هم مفلوک نشده‌ام که آن را بفروشم.» امروز این دقیقاً حال و روز بیشتر ایرانیان است؛ به ویژه طبقۀ متوسط که زمانی تونسته بود دارایی اندکی به دست آورد. دور از جان شما که می‌خوانید، مانند آقای مقتول داستان شرلوک هولمز یا همین احمدشاه خودمان شده‌ایم. آنچه احمدشاه در مورد خود می‌گفت، این روزها در مورد همۀ ما صدق می‌کند. وقتی می‌بینیم کسی ماشین دارد، می‌فهمیم زمانی آن‌قدر پولدار بوده که می‌توانسته ماشین بخرد! اما دیگر استطاعت عوض کردن همان ماشین را (حتی اگر پراید باشد) ندارد، اما همین‌که آن ماشین را دارد، یعنی هنوز انقدر مفلس نشده که به خاطر هزینۀ نگهداری ماشین و پر کردن جیب خالی همان را هم بفروشد. در مورد خانه دیگر حرفی نمی‌زنم که هر مترمربعش، همین حوالی جنوبشهر که من زندگی می‌کنم، قیمت روزلرویس احمدشاه شده! البته ماشین و خانه و این‌جور چیزهای لوکس و اشرافی به وَجناتِ بندۀ میرزابنویس‌ حقیر که نمی‌خورد؛ راستش را بخواهید چند وقتی است وضع آن جسد داستان شرلوک هولمز را حتی در مورد چیزهای پیش‌پاافتاده‌ای مثل اُدکلان دارم! با خودم می‌گویم، زمانی آن‌قدر ثروتمند بوده‌ام که فلان ادکلان را می‌خریده‌ام، اما دیگر استطاعت خرید جایگزینش را ندارم، برای همین با ته‌ماندۀ ادکلان مانند خاکستر مردگان برخورد می‌کنم. در جایی دور از دسترس می‌گذارم و فقط از دور به آن ادای احترام می‌کنم. این است که می‌گویم شده‌ایم «ملت احمدشاهی». البته شباهت‌هامان به احمدخان بیش از این‌هاست. ما هم مانند او از ایران تبعید شده‌ایم، البته با این تفاوت که چون مانند آن ذات همایونی استطاعت زندگی خارج از ایران و خرید بلیت هواپیما و این‌جور رویاهای ملوکانه را نداریم، ترجیح دادیم دوران تبعیدمان را همین‌جا در ایران بگذرانیم و همین‌جا در اندورنی آپارتمان اجاره‌ای خودمان قبلۀ عالم باشیم. شباهت دیگر ما به احمد جان این است که او خلع‌قدرت شده بود، درست عین ما. شباهت دیگرمان به او این است که او دلش را به آن رولزرویس خوش کرده بود، ما هم هر یک دلمان را به لکنته‌ای که برایمان مانده خوش کرده‌ایم و به زندگی در مرحلۀ مخلوعِ زنده باد زندگی احمدشاهانه! @simar50

photo content

شکوفه ویگن @simar50 #نوستالژی #یادها_و_خاطره‌ها

پزشکیان خطاب به ترامپ

‌‌... یا فلاکت یا جنگ، راه سومی وجود ندارد! #رضا_طالشیان_جلودارزاده مسعود روغنی زنجانی رییس سابق سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: زمانی که من قصد استعفا داشتم، در نامه‌ای به آقای خامنه‌ای توضیح دادم که کشورهایی مانند مالزی، سنگاپور و بخشی از اروپا و چین با آمریکا سر جنگ ندارند و مستقل‌اند و در حال رشد و توسعه هستند، بگذارید ما هم از مزایای این ارتباط استفاده کنیم. آقای خامنه‌ای در پاسخ به من گفتند: "ما یک کشور انقلابی هستیم و یک کشور انقلابی نمی‌تواند مالزی را الگو قرار دهد و تا زمانی که من زنده هستم نخواهم گذاشت رابطه میان ایران و آمریکا برقرار شود!" این گفته، همه ما را از هرگونه تحلیل و تفسیر در مورد وضع و اوضاع آشفته و داغان کشور بی‌نیاز می‌کند. می‌خواهد رونالد ریگان یا آن پدر و پسر، جورج دبلیو بوش‌های جمهوری‌خواه در آمریکا در راس امور باشند، یا جیمی کارتر یا بیل کلینتون یا باراک اوباما یا جو بایدن دمکرات و یا هم‌اکنون دیوانه‌ای چون دونالد ترامپ.! که به نظر من، این دونالد ترامپ از همه آن پیشینیان عاقل‌تر و یا دستکم شفاف‌تر است. او با نوع سیاست‌ورزی‌اش مثل آینه، تکلیف همه‌ی ما و همه‌ی دنیا را روشن کرده است.  جمهوری‌اسلامی به زعامت رهبری کنونی تحت هیچ شرایطی نمی‌خواهد بین ایران با آمریکا رابطه‌ای برقرار شود. مابقی سخنان، از هر زاویه‌ و با هر نمونه یا رویکردی تنها یک بهانه و بواقع رتوریک است. می‌خواهد، آمریکا تا زانو در برابر ما خم شود یا تمام کشورشان را به نام ما سند بزنند. می‌خواهد، همه مردم ایران برای رفع گرسنگی تا کمر در سطل زباله فرو شوند یا در اثر سوتغذیه و یا از فرط فلاکت و بیچارگی هلاک یا دست به خودکشی بزنند. می‌خواهد، اکبر هاشمی رفسنجانی فقید یا سید محمد خاتمی یا حسن روحانی و مسعود پزشکیان با گرایش اصلاح‌طلبی رییس‌جمهور باشند یا محمود احمدی‌نژاد و ابراهیم رییسی اصولگرا در راس امور اجرایی. مسوول سیاست خارجی می‌خواهد، محمدجواد ظریف یا عباس عراقچی باشد یا سعید جلیلی یا صادق خرازی یا علی لاریجانی. "آقا فرموده، تا من زنده هستم نخواهم گذاشت رابطه ایران و آمریکا برقرار شود....و تمام" یا فلاکت یا جنگ، راه سومی وجود ندارد. توصیه‌ها و پند و اندرزها بی‌فایده است. که در واقع همه وِل معطلیم.! @simar50

... یا فلاکت یا جنگ، راه سومی وجود ندارد! #رضا_طالشیان_جلودارزاده مسعود روغنی زنجانی رییس سابق سازمان برنامه و بودجه می‌گوید: زمانی که من قصد استعفا داشتم، در نامه‌ای به آقای خامنه‌ای توضیح دادم که کشورهایی مانند مالزی، سنگاپور و بخشی از اروپا و چین با آمریکا سر جنگ ندارند و مستقل‌اند و در حال رشد و توسعه هستند، بگذارید ما هم از مزایای این ارتباط استفاده کنیم. آقای خامنه‌ای در پاسخ به من گفتند: "ما یک کشور انقلابی هستیم و یک کشور انقلابی نمی‌تواند مالزی را الگو قرار دهد و تا زمانی که من زنده هستم نخواهم گذاشت رابطه میان ایران و آمریکا برقرار شود!" این گفته، همه ما را از هرگونه تحلیل و تفسیر در مورد وضع و اوضاع آشفته و داغان کشور بی‌نیاز می‌کند. می‌خواهد رونالد ریگان یا آن پدر و پسر، جورج دبلیو بوش‌های جمهوری‌خواه در آمریکا در راس امور باشند، یا جیمی کارتر یا بیل کلینتون یا باراک اوباما یا جو بایدن دمکرات و یا هم‌اکنون دیوانه‌ای چون دونالد ترامپ.! که به نظر من، این دونالد ترامپ از همه آن پیشینیان عاقل‌تر و یا دستکم شفاف‌تر است. او با نوع سیاست‌ورزی‌اش مثل آینه، تکلیف همه‌ی ما و همه‌ی دنیا را روشن کرده است.  جمهوری‌اسلامی به زعامت رهبری کنونی تحت هیچ شرایطی نمی‌خواهد بین ایران با آمریکا رابطه‌ای برقرار شود. مابقی سخنان، از هر زاویه‌ و با هر نمونه یا رویکردی تنها یک بهانه و بواقع رتوریک است. می‌خواهد، آمریکا تا زانو در برابر ما خم شود یا تمام کشورشان را به نام ما سند بزنند. می‌خواهد، همه مردم ایران برای رفع گرسنگی تا کمر در سطل زباله فرو شوند یا در اثر سوتغذیه و یا از فرط فلاکت و بیچارگی هلاک یا دست به خودکشی بزنند. می‌خواهد، اکبر هاشمی رفسنجانی فقید یا سید محمد خاتمی یا حسن روحانی و مسعود پزشکیان با گرایش اصلاح‌طلبی رییس‌جمهور باشند یا محمود احمدی‌نژاد و ابراهیم رییسی اصولگرا در راس امور اجرایی. مسوول سیاست خارجی می‌خواهد، محمدجواد ظریف یا عباس عراقچی باشد یا سعید جلیلی یا صادق خرازی یا علی لاریجانی. "آقا فرموده، تا من زنده هستم نخواهم گذاشت رابطه ایران و آمریکا برقرار شود....و تمام" یا فلاکت یا جنگ، راه سومی وجود ندارد. توصیه‌ها و پند و اندرزها بی‌فایده است. که در واقع همه وِل معطلیم.! @simar50