546
Suscriptores
+224 horas
+27 días
-230 días
Archivo de publicaciones
546
...
...
who knows if the moon’s
a baloon,coming out of a keen city
in the sky—filled with pretty people?
and if you and i should
get into it,if they
should take me and take you into their baloon,
why then
we’d go up higher with all the pretty people
than houses and steeples and clouds:
go sailing
away and away sailing into a keen
city which nobody’s ever visited, where
always it’s Spring
and everyone’s
in love and flowers pick themselves
چه کسی میداند
شاید ماه
بالنیست
مملو از آدمهای زیبا
که از شهری باشکوه
در آسمان نمایان میشود
و ای کاش من و تو
وارد آن شویم
و ای کاش مرا و تو را
به بالنشان راه دهند
چه میشود اگر
با آن مردم زیبا
به اوج رویم
بر فراز خانهها، منارهها و ابرها
پرواز کنیم، دور شویم و دور شویم
به سوی شهری باشکوه
آنجا که چشم احدی رنگاش را هم ندیده
آنجا که همیشه بهار است
و تمام آدمها عاشق
و گلها خودشان، خودشان را میچینند
#ای_ای_کامینگز
#مانی_مظاهری
@simar50
#شعر_جهان
#جان_شیفتهام
546
...
نقطهی فروپاشی معنایی
جمهوری اسلامی به نقطهی فروپاشی معنایی رسیده است؛ لحظهای که در آن، مفاهیم بنیادینش از درون تهی شده، اسطورههایش کارکرد خود را از دست دادهاند و روایتش دیگر توان تبیین جهان را ندارد. این فروپاشی، وضعیتی ممتد است، وضعیتی پسا-معنایی که در آن، نظام هنوز به لحاظ ظاهری حضور دارد اما از درون فروپاشیده.
جمهوری اسلامی، بیش از آنکه بر نظم حقوقی یا کارآمدی نهادی تکیه داشته باشد، بر یک معماری معنایی استوار بوده؛ متشکل از دشمنسازی، اسطورهپردازی و زبان رسمی ایدئولوژیک.
دشمنسازی، نخستین رکن معناسازی جمهوری اسلامی، از دشمنی با اسرائیل، آمریکا، امپریالیسم، همگی نقشی ضروری در شناسایی و تثبیت «خود» برای حکومت ایفا میکردند. امروز اما، اسرائیل، مهمترین دشمن هستیشناختی نظام، در عمق جغرافیای ایران حضور فیزیکی دارد؛ نه فقط در خلال جنگ ۱۲روزه، حتی پس از آتشبس. سکوت نظام در برابر قدرتنمایی آشکار اسرائیل در خاک ایران، نشانهای است از فروریزی ساختار معنایی دشمنیسازی. در سوی دیگر، نظامی که مذاکره با آمریکا را همارز خیانت میدانست، امروز برای حفظ بقای بدنهی ازهمپاشیدهی خود، با همان دشمن مذاکره میکند. و این به معنای فروپاشی سازهی معنایی دشمنساز.
فروپاشی معنایی جمهوری اسلامی در سطح اسطورهپردازی نیز رخ داده؛ انقلاب، شهادت، عاشورا، مستضعفان، تمام مفاهیمی که روزگاری بار مشروعیت را بر دوش میکشید، اکنون به نمادهای تناقض و ریا بدل شدند و نسلی که این اسطورهها را از زمینهی قدسی به زمینهی روزمره و مضحکه فرو کاسته است.
اما فروپاشی معنایی جمهوری اسلامی، از آنرو ترمیمناپذیر است که در سطح معرفتشناختی نظام رخ داده؛ در گسست کامل میان زبان حاکم و ادراک جمعی. این نقطهی بیبازگشت است. زیرا نظامی که زبانش کار نمیکند، دشمنش دیگر دشمن نیست، اسطورههایش مقدس نیست و رسانهاش به جای تبیین فقط تکذیب میکند، دیگر حتی برای بقای خود نیز نمیتواند معنا تولید کند. نظامی که از معنا تهی شود، هرچند برای مدتی ممکن است در سطح ظاهر باقی بماند، در سطح معنایی، به پایان رسیده و پایان معنا، همواره پیشدرآمد پایان هستی است.
546
...
شلیک به ناف ترامپ
#حمید_آصفی
در کشوری که سقف مطالبات مردم به شیر خشک و غم نان و ویزای ترکیه محدود شده، و بحران مشروعیت تا اعماق حاکمیت نفوذ کرده، برخی مقامات جمهوری اسلامی همچنان در حال بافتن فانتزیهای امنیتی و شلیک به باد هستند.
تهدید به هدف گرفتن ناف دونالد ترامپ در مارالاگو، با کمک یک "ریزپرنده"!
چند روز بعد هم مقامی از سازمان تبلیغات اسلامی، یا بهعبارتی بازوی تبلیغاتی نظام، از جایزهی ۱۰۰ میلیارد تومانی برای کشتن رئیسجمهور سابق ایالات متحده سخن میگوید.
اینها دیگر شعارهای تند نیستند. اینها شوخیهای بیمارگونهایست که دارند به فاجعهای بینالمللی بدل میشوند.
اینجا دیگر با آمریکای اوباما یا بایدن طرف نیستیم؛ با ترامپی طرفیم که سیاست برایش نه وظیفهی حاکمیتی، بلکه میدان جنگ شخصی است. مردی که نقد را نه با مقاله، بلکه با حمله پاسخ میدهد.
ترامپ حتی به ایلان ماسک هم حمله لفظی میکند، برای روزنامهنگارانی که از او انتقاد کنند، پرونده میسازد، و اگر کسی در توییتر یا تروثسوشال به او توهین کند، ممکن است فردا صبح با تماس FBI مواجه شود.
در چنین شرایطی، تهدید کشتن ترامپ، فقط یک لفاظی رسانهای نیست. در ذهن ترامپ، این میتواند بهانهای باشد برای شلیک واقعی. اینجا دیگر با کسی مواجه نیستیم که تهدیدها را "مصرف داخلی" قلمداد کند. رئیسجمهور فعلی آمریکا، از فانتزیهای جمهوری اسلامی، سیاست میسازد. و این سیاست ممکن است به تلافی تبدیل شود.
وقتی مقامهای جمهوری اسلامی چنین یاوههایی بر زبان میآورند، تصور میکنند دارند نمایش اقتدار اجرا میکنند. اما آنچه واقعاً در حال وقوع است، ایجاد هزینههای امنیتی و دیپلماتیک برای کل کشور است و ثبت جمهوری اسلامی بهعنوان یک تهدید تروریستی در ذهن دولت آمریکا.
در دورانی که آتشبس نانوشتهای میان تهران و اسرائیل با وساطت واشنگتن برقرار است، این جملات میتوانند کل مسیر توقف جنگ و مذاکرات با دولت امریکا را منهدم کنند. افبیآی، پنتاگون، وزارت خارجه و کاخ سفید این جملات را ثبت و تحلیل میکنند. و حتی اگر آنها نخندند، لابیهای امنیتی و جنگطلب در آمریکا با لبخندهایشان به این لفاظیها، فهرستی از «ضرورت تحریم و تلافی» تهیه میکنند.
وقتی بخشی از سازمان تبلیغات اسلامی، که از بودجه عمومی ارتزاق میکند، جایزه برای قتل یک مقام یک دولت خارجی تعیین میکند، دیگر حتی نیازی به تحلیل نیست. این یک اعلان مستقیم خشونت است. یک استناد زنده برای گنجاندن جمهوری اسلامی در فهرست کشورهای حامی تروریسم. و اگر ترامپ، یا یک مقام آمریکایی دیگر هدف واقعی یا خیالی قرار گیرد، این فایلهای رسانهای بهعنوان اسناد رسمی در کنگره مطرح خواهند شد.
تحلیلگران فرزانهای که از روزنامه کیهان و تریبون سازمان تبلیغات اسلامی جایزهی قتل تعیین میکنند، نه از کیسهی خودشان، بلکه از جیب مردم خرج میکنند. اینان فرزندان مخلص حاکمیتاند و البته متنعم سفرهی انقلاب!؛ نه جنگی دیدهاند، نه تحریمی چشیدهاند. اما جمهوری اسلامی، در حساب و کتابش، به این طیف همیشه بدهکار است! شاید چون خیال میکند روزی در لحظه تنگ، اینها به کارش میآیند؛ اما در بزنگاهها، همینها زودتر از همه ناپدید میشوند.
نظامی که نتواند دست از خودویرانگری بردارد، نمیتواند حتی با دشمنانش وارد یک توازن امنیتی شود. رفتار مقامات جمهوری اسلامی، شبیه آن است که فردی در چهارراه شلوغ دنیا، خود را منفجر کند فقط برای آنکه چند لحظه دیده شود. سیاستمداری که حرف از کشتن ماکرون در دیسکو میزند، نهتنها از سیاست بیخبر است، بلکه از عقل سلیم هم فاصله گرفته. و آن رسانهای که این دیالوگ را بازپخش میکند، خود را به ابزار جنون تبدیل کرده است.
جواد لاریجانی و رفقای بیسوادش و مقام تبلیغات اسلامی تصور میکنند با این تهدیدات، در حال ساختن «بازدارندگی» هستند. ترامپ و همراهانش، اگر تصمیم بگیرند این توهینها را جدی بگیرند، اولین نتیجهاش مسدود شدن هر دریچهی دیپلماسی خواهد بود. و وقتی دیپلماسی مسدود شود، فانتزیسازان باید در پناهگاههایشان دنبال معنای بازدارندگی بگردند.
ما اکنون در نقطهای ایستادهایم که ساختار حکومت، مرز بین شوخی، تهدید و حماقت را گم کرده است. تهدید به قتل ترامپ نه یک استراتژی، بلکه یک علامت است: علامت اینکه حاکمیت، در توهم زیست میکند و از پیامدهای جنایت زبان بیخبر است.
در جهانی که همه چیز ثبت میشود، جملهها تیرند. و تیرهایی که از دهان بیرون میپرند، ممکن است به قلب یک ملت بخورند.
جمهوری اسلامی، امروز بیش از هر زمان دیگری، گرفتار سیاست زبانی است که زخم میزند؛ بر پیکر مردم ایران.
@simar50
546
...
شلیک به ناف ترامپ
#حمید_آصفی
در کشوری که سقف مطالبات مردم به شیر خشک و غم نان و ویزای ترکیه محدود شده، و بحران مشروعیت تا اعماق حاکمیت نفوذ کرده، برخی مقامات جمهوری اسلامی همچنان در حال بافتن فانتزیهای امنیتی و شلیک به باد هستند.
تهدید به هدف گرفتن ناف دونالد ترامپ در مارالاگو، با کمک یک "ریزپرنده"!
چند روز بعد هم مقامی از سازمان تبلیغات اسلامی، یا بهعبارتی بازوی تبلیغاتی نظام، از جایزهی ۱۰۰ میلیارد تومانی برای کشتن رئیسجمهور سابق ایالات متحده سخن میگوید.
اینها دیگر شعارهای تند نیستند. اینها شوخیهای بیمارگونهایست که دارند به فاجعهای بینالمللی بدل میشوند.
اینجا دیگر با آمریکای اوباما یا بایدن طرف نیستیم؛ با ترامپی طرفیم که سیاست برایش نه وظیفهی حاکمیتی، بلکه میدان جنگ شخصی است. مردی که نقد را نه با مقاله، بلکه با حمله پاسخ میدهد.
ترامپ حتی به ایلان ماسک هم حمله لفظی میکند، برای روزنامهنگارانی که از او انتقاد کنند، پرونده میسازد، و اگر کسی در توییتر یا تروثسوشال به او توهین کند، ممکن است فردا صبح با تماس FBI مواجه شود.
در چنین شرایطی، تهدید کشتن ترامپ، فقط یک لفاظی رسانهای نیست. در ذهن ترامپ، این میتواند بهانهای باشد برای شلیک واقعی. اینجا دیگر با کسی مواجه نیستیم که تهدیدها را "مصرف داخلی" قلمداد کند. رئیسجمهور فعلی آمریکا، از فانتزیهای جمهوری اسلامی، سیاست میسازد. و این سیاست ممکن است به تلافی تبدیل شود.
وقتی مقامهای جمهوری اسلامی چنین یاوههایی بر زبان میآورند، تصور میکنند دارند نمایش اقتدار اجرا میکنند. اما آنچه واقعاً در حال وقوع است، ایجاد هزینههای امنیتی و دیپلماتیک برای کل کشور است و ثبت جمهوری اسلامی بهعنوان یک تهدید تروریستی در ذهن دولت آمریکا.
در دورانی که آتشبس نانوشتهای میان تهران و اسرائیل با وساطت واشنگتن برقرار است، این جملات میتوانند کل مسیر توقف جنگ و مذاکرات با دولت امریکا را منهدم کنند. افبیآی، پنتاگون، وزارت خارجه و کاخ سفید این جملات را ثبت و تحلیل میکنند. و حتی اگر آنها نخندند، لابیهای امنیتی و جنگطلب در آمریکا با لبخندهایشان به این لفاظیها، فهرستی از «ضرورت تحریم و تلافی» تهیه میکنند.
وقتی بخشی از سازمان تبلیغات اسلامی، که از بودجه عمومی ارتزاق میکند، جایزه برای قتل یک مقام یک دولت خارجی تعیین میکند، دیگر حتی نیازی به تحلیل نیست. این یک اعلان مستقیم خشونت است. یک استناد زنده برای گنجاندن جمهوری اسلامی در فهرست کشورهای حامی تروریسم. و اگر ترامپ، یا یک مقام آمریکایی دیگر هدف واقعی یا خیالی قرار گیرد، این فایلهای رسانهای بهعنوان اسناد رسمی در کنگره مطرح خواهند شد.
تحلیلگران فرزانهای که از روزنامه کیهان و تریبون سازمان تبلیغات اسلامی جایزهی قتل تعیین میکنند، نه از کیسهی خودشان، بلکه از جیب مردم خرج میکنند. اینان فرزندان مخلص حاکمیتاند و البته متنعم سفرهی انقلاب!؛ نه جنگی دیدهاند، نه تحریمی چشیدهاند. اما جمهوری اسلامی، در حسابوکتابش، به این طیف همیشه بدهکار است! شاید چون خیال میکند روزی در لحظه تنگ، اینها به کارش میآیند؛ اما در بزنگاهها، همینها زودتر از همه ناپدید میشوند.
نظامی که نتواند دست از خودویرانگری بردارد، نمیتواند حتی با دشمنانش وارد یک توازن امنیتی شود. رفتار مقامات جمهوری اسلامی، شبیه آن است که فردی در چهارراه شلوغ دنیا، خود را منفجر کند فقط برای آنکه چند لحظه دیده شود. سیاستمداری که حرف از کشتن ماکرون در دیسکو میزند، نهتنها از سیاست بیخبر است، بلکه از عقل سلیم هم فاصله گرفته. و آن رسانهای که این دیالوگ را بازپخش میکند، خود را به ابزار جنون تبدیل کرده است.
جواد لاریجانی و رفقای بیسوادش و مقام تبلیغات اسلامی تصور میکنند با این تهدیدات، در حال ساختن «بازدارندگی» هستند. ترامپ و همراهانش، اگر تصمیم بگیرند این توهینها را جدی بگیرند، اولین نتیجهاش مسدود شدن هر دریچهی دیپلماسی خواهد بود. و وقتی دیپلماسی مسدود شود، فانتزیسازان باید در پناهگاههایشان دنبال معنای بازدارندگی بگردند.
ما اکنون در نقطهای ایستادهایم که ساختار حکومت، مرز بین شوخی، تهدید و حماقت را گم کرده است. تهدید به قتل ترامپ نه یک استراتژی، بلکه یک علامت است: علامت اینکه حاکمیت، در توهم زیست میکند و از پیامدهای جنایتزبان بیخبر است.
در جهانی که همه چیز ثبت میشود، جملهها تیرند. و تیرهایی که از دهان بیرون میپرند، ممکن است به قلب یک ملت بخورند.
جمهوری اسلامی، امروز بیش از هر زمان دیگری، گرفتار سیاست زبانی است که زخم میزند؛ بر پیکر مردم ایران.
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
