es
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

Ir al canal en Telegram
629
Suscriptores
+524 horas
+807 días
+8530 días
Archivo de publicaciones

می‌گویند مردی روستایی با چند الاغش وارد شهر شد. هنگامی که کارش تمام شد و خواست به روستا بازگردد، دست بر قضا سه رأس از الاغ‌ها را نیافت. سراسیمه به سراغ اهالی رفت و سراغ الاغهای گمشده را گرفت. از قرار معلوم کسی الاغها را ندیده بود. نزدیک ظهر، در حالی که مرد روستایی خسته و ناامید شده بود، رهگذری به او پیشنهاد کرد، وقت نماز سری به مسجد جامع شهر بزند و از امام جماعت بخواهد تا بالای منبر از جمعیت نمازخوان کسب اطلاع کند. مرد روستایی همین کار را کرد. امام جماعت از باب خیر و مهمان‌دوستی، نماز اول را که خواند بالای منبر رفت و از آن جا که مردی نکته‌دان و آگاه بود، رو به جماعت کرد و گفت: آهای مردم در میان شما کسی هست که از مال دنیا بیزار باشد؟ خشکه مقدسی از جا برخاست و گفت: من! امام جماعت بار دیگر بانگ برآورد: آهای مردم! در میان شما کسی هست که از صورت زیبا ناخشنود شود؟! خشکه مقدس دیگر برخاست و گفت: من! امام جماعت بار سوم گفت: آهای مردم! کسی در میان شما هست که از آوای خوش متنفر باشد؟! خشکه مقدس دیگری بر پا ایستاد و گفت: من! سپس امام جماعت رو به مرد روستایی کرد و گفت: بفرما! سه تا خرت پیدا شد. بردار و برو @simar50

‌‌... رنج قابل حذف نیست، اما ارزش هم نیست بله! رنج و درد بخش بزرگی از زندگی‌ست، بخشی که نمی‌شود حذفش کرد، نمی‌شود جدایش کرد از دل زندگی، آدامسی‌ست که چسبیده به جانِ زیستن. اما این روزها یک جوری همه دارند رنج را تقدیس می‌کنند که انگار کسی که از پدر و مادری معقول زاده شده و در فقر بزرگ نشده و در تصادف فلج نشده، یک بی‌آبروی بی‌شرفِ حق‌خور است و آنکه در چنبره‌ی درد و بلا و عزا و نداری گرفتار شده تندیسی‌ست از شرافت. رنج قابل حذف نیست، اما ارزش هم نیست. گاهی حس میکنم عده‌ای آگاهانه طوری دارند به رنج و حضورش در لحظه‌هایمان ارزش می‌دهند  که انگار موهبتی‌ست تقدیم‌شده از عرش الهی! به نظرم آن‌قدر این روزها به رنج بها داده شده که اگر ناکامی را می‌شد بسته‌بندی کرد و فروخت، الان یک عده دلال زرنگ داشتند "پکیج‌های درد و بلا" را تبلیغ می‌کردند. به رنج اعتبار ندهیم، تلاش کنیم تا جایی که می‌شود این زنجیر را شُل کنیم از دست و پای زندگی. نگذاریم آنها که ثروت و آسایش را غصب و قبضه کرده‌اند، از مزایای رنج و فقر در گوشمان زمزمه کنند. شادی، راحتی و آزادی "باید" بیشینه‌ی زندگی هر انسانی باشد. ِغم و رنج "حق" نیست، نباید باشد، ولی هست! اگر بپذیریمش، اگر قبولش کنیم، اگر مثل گوشواره آویزانش کنیم؛ به دیگری‌ای، به دیگرانی این اجازه را داده‌ایم که آن را به ما تحمیل کنند، همه‌ی عمر... #سودابه_فرضی_پور @simar50

🦋

🎧 یادم نمی‌کنی و ز یادم نمی‌روی یادت بخیر، یار فراموشکار من ... https://t.me/NasimAtaei

photo content

‌‌... بدبینی عقل ، خوشبینی اراده بله، نهایت فاجعه است. اینکه دو قهرمان ایرانی روبروی هم، زیر پرچمی دیگر نبرد کنند.می‌توان مانند محسن نامجو گفت تن بدهید به «یاس محتوم» اما... روزگار بسیااار سختی را می‌گذرانیم. حق داریم نسبت به آنچه تا کنون بر ما گذشته، بدبین باشیم اما برای ما ملت ایران که از زیر سم اسبان مغول، دوباره ایران را آفریدیم، یاس و بدبینی مطلق پایان کارمان نیست. در دوره‌ای که فاشیست ایتالیا را بلعیده بود و جنگ و قحطی زندگی مردم را تباه کرده بود، فیلسوف ایتالیایی؛ آنتونیو گرامشی، از دل جدال فلسفه و مرگ و زندگی، عبارت درخشانی را بیرون کشید:«بدبینی عقل و خوشبینی اراده» این عبارت راهکارِ فیلسوف بزرگ برای عبور از بحران افسردگی اجتماعی بود که هنوز هم برای عبور از بحران به نظرم بسیار راه‌گشاست. « بدبینی عقل» یعنی باااااااید واقعیت را جدی بگیریم. از واقعیت خشک‌شدن دریاچه ارومیه تا فاجعه‌ی فرونشست زمین که پنج سال دیگر بزرگترین مشکل ایران خواهد بود. آگاهی ما به بدبینی آغشته است و این آگاهی تلخ از قضا ابتدای تدبیر است. آگاهی یعنی باید بحران را جدی گرفت اما جدی گرفتن به معنای ترسیدن از آن نیست. بدبینی عقل یعنی بدانیم زمین که فرونشست، دیگر سکونت‌پذیر نخواهد بود. تا اینجای کار با «بدبینی عقل» است. حالا می‌رسیم به بخش دوم عبارت شاهکار آنتونیو گرامشی یعنی «خوشبینی اراده» خوشبینی اراده یعنی در این شرایط بیشتر معشوق را دوست داشتن چون باید از نیروی عشق برای دفع روزهای تیره کمک گرفت. خوشبینی اراده یعنی جلوی افکار تیره و تار را گرفتن که کاری جز کم کردن میزان کارآمدی عقل و سیستم ایمنی اجتماعی ما ندارد. خوشبینی اراده یعنی به احترام زندگی ایستادن. مگر ایران، ویران نبود که آرش تیر در کمان نهاد؟ مگر ضحاک مغز جوانان به مار نمی‌داد که کاوه درفش کاویان آراست؟ شاهنامه کهن‌الگوی جمعی ماست. در کدام داستانش ایران، اگر ویران شد و خاکستر، ققنوس‌وار برنخواست؟ انسان همان موجود نیرومندی است که حتا گذشته‌ای را که رخ داده، هرجور دلش بخواهد یادآوری می‌کند تا دوباره از نو بسازدش، پس چطور می‌تواند بی‌خیال آینده شود. خوش‌بینی اراده یعنی انسان، از میان خاکستر روایت، می‌تواند از نو هزار بار متولد شود. گاندی می‌گوید«نباید ایمان به انسانیت را از دست بدهید. انسانیت یک اقیانوس است؛ اگر قطرات اندکی از اقیانوس کثیف است، اقیانوس کثیف نمی‌شود.» و این یعنی: حرکت از بدبینی عقل به سوی خوشبینی اراده... #زهرا_عبدی @simar50

دوباره پاییز یوسف زمانی @simar50 کانال سیمار #آهنگ

‍ ... فروپاشی از درون #بیژن_اشتری به توصیه اکید ویلیام تابمن، نویسنده کتاب «خروشچف» ،که هم اکنون آن را در دست ترجمه دارم، کتاب نسبتا تازه ولادیسلاو زابوک، را روی صفحه موبایلم می‌خوانم. این آقای زابوک نویسنده کتاب «بچه‌های ژیواگو» است که به فارسی ترجمه شده، هرچند ترجمه‌اش بسیار ضعیف است و ارزش‌های کتاب اصلی را نمی‌نماید. اما این کتاب تازه زابوک، که درباره دلایل فروپاشی شوروی است، واقعا معرکه است و امیدوارم روزی به فارسی ترجمه شود. من نکات جالب کتاب را برای خودم یادداشت می‌کنم. گفتم شاید این نکات برای شما هم جالب باشد... زابوک معتقد است که انقلاب‌ها بیش از آن که مدیون تلاش‌هایِ خیابانیِ مبارزان خود باشند مدیون بحران‌هایی‌ هستند که خود رژیم برای خودش درست می‌کند (بحرانهای خودبراندازانه). این‌ها بحران‌هایی‌ست که به‌دلیل جهالت و خودشیفتگی مدیران فاقد صلاحیت به وجود می‌آید. برای مثال گورباچف که یک لنینیست واقعی بود، سعی داشت که با استفاده از آموزه‌های لنینی عهد عتیقی مسایل پیچیده شوروی دهه هشتاد را حل کند. مدیران شوروی در یک دهه پایانی تبدیل شده بودند به ژنراتورهای ایجاد بی‌نظمی اقتصادی، اجتماعی و سیاسی... برخلاف تصور عموم، فروپاشی شوروی ارتباط چندان زیادی به دخالت آمریکا و غرب نداشت. زابوک معتقد است که جرج بوش پدر حتی در مقطعی، در تابستان نودویک، در صدد برآمد که با ابتکار شخصی خودش سران جمهوری‌های شوروی را به ماندن در اتحاد شوروی ترغیب کند. آمریکایی‌ها تجزیه شوروی را به ضرر صلح و ثبات جهانی ارزیابی می‌کردند... شوروی زمانی شروع به فروپاشی کرد که قدرت نرمش رو به اضمحلال گذاشت و بنیان‌های ایدئولوژیکی‌اش همه مشروعیت خود را نزد مردم از دست داد... و نهایتا ارتباط مستقیمی وجود دارد بین روند چاپ بی‌رویه و بدون پشتوانه پول و ساقط شدن حکومت دیکتاتوری... شوروی در سال ۱۹۸۶، بیش از ۴میلیارد روبل اسکناس چاپ کرد. سال بعد؛ ۶میلیارد روبل، سال مابعد؛ ۱۸میلیارد روبل و نهایتا در سالی که فروپاشید، ۹۳میلیارد روبل...

... **#کانون_وکلای_دادگستری تهران_مرکز** آریان جان قبولیت در آزمون وکلای دادگستری تهران_مرکز مبارکت باشه میدونم شبانه روز نشس
... **#کانون_وکلای_دادگستری تهران_مرکز** آریان جان قبولیت در آزمون وکلای دادگستری تهران_مرکز مبارکت باشه میدونم شبانه روز نشستی و منابع سنگین حقوقی را در پنج ماه تموم کردی و سختی ها را به جان خریدی تا آسانی روزهای خوبت را ببینی و شادی بخش دل ما و همه اونایی که دوستدار تو بودن ، بشی امید دارم با تجربیاتی که از کار در دادگستری تهران اندوختی و دانش و بینش روشنی که در تو سراغ دارم روزهای خوبی را رقم بزنی و با مهربانی و بزرگ‌دلی گره گشایی نمایی **همیشه پیروز باشی**❤️

@cafebaroun☕️ 🎼💃