es
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Ir al canal en Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram جمع مدیران نامدار ایران

El canal جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 27 570 suscriptores, ocupando la posición 2 274 en la categoría Negocios y el puesto 12 285 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 27 570 suscriptores.

Según los últimos datos del 06 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -126, y en las últimas 24 horas de -7, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 26.80%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 7.28% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 7 389 visualizaciones. En el primer día suele acumular 2 008 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 07 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Negocios.

27 570
Suscriptores
-724 horas
-227 días
-12630 días
Archivo de publicaciones
🔴 از ارج تا هپکو: تراژدی صنعت‌زدایی و چشمان خون‌بار کارگران صنعتی سال ۱۳۹۵. خبر رسمی تعطیلی کارخانه ارج، بعد از سال‌ها کشاکش، اعلام شد. برای کارکنان این شرکت و برای افرادی که با تولیدات آن از جمله یخچال، نوستالژی داشتند، شنیدن خبر، همراه با حیرت و اندوهی عمیق بود. با وجود این، باورش سخت نبود. ارج از قافله‌ی تحولات فناورانه‌ی جهان، بسیار عقب افتاده بود. تفاوت کیفی میان تولیدات آن با تولیدات شرکتی چون ال.جی، چنان نمایان بود که نیازی به استدلال فنی و اقتصادی نبود. کارخانه‌ی ارج در صنعت سبک تولید‌کننده‌ی کالاهای مصرفی بادوام، به رغم بازار بزرگ ایران، و به رغم سابقه‌ی بلندمدت، در اصل، بدلیل عقب‌ماندگی تمدنی ایران از روند کلی تحولات اقتصاد جهانی، ورشکست و تعطیل شد. حالا نوبت هپکو است. آه سوزناک دیگری بر سینه‌ی پر درد. درد کارگران با حقوق ماهیانه‌ی معوقه‌ی چند ماهه در سویی و درد ورشکستگی یکی از کارخانه‌های مادر و سنگین کشور در سوی دیگر. کارخانه‌ای که در زمان تاسیش انتظار می‌رفت در آینده، دست‌کم توانایی همکاری با شرکت‌هایی چون کماتسوی ژاپن و کاترپیلارِ آمریکا را داشته باشد در حال ورشکستگی است. آنچه از زاویه دوربین، بر صفحه‌ی تلویزیون نقش می‌بندد چیزی نیست جز ماشین‌آلات با فناوری زمان تاسیس و تارعنکبوت‌های تنیده شده بر خط‌های تولید متوقف‌شده‌. ورشکستگی این دو کارخانه، نمادی از ورشکستگی صنعت ایران‌اند. در اقتصادهای پیشرفته نیز پیش می‌آید که کارخانه‌ای دچار ورشکستگی بشود مانند غول بزرگ صنعت فناوری اطلاعات و ارتباطات، نوکیای فنلاند. اما، این ورشکستگی‌های موردیِ ناشی از شدت رقابت در بازارها و غفلت برخی از شرکت‌ها از تهدید رقبای نوظهور، با عقب ماندگی کلی اقتصاد و صنعت ایران تفاوت اساسی دارد. ارج و هپکو می‌توانستند تجربه‌ی دیگری از شرکت‌هایی چون ال.جی و سامسونگ را به نمایش بگذارند. شرکت‌های جهانی که ماحصل حضور دولت‌ توسعه‌خواه و ساختمان‌ساز در کره‌جنوبی بوده‌اند. دولتی با توانمندی بالا در تدوین و عملیاتی کردن سیاست صنعتی؛ توانمند در وضع قوانین خوب و اجرای آن؛ توتنمند در مدیریت بنگاه‌ها در جایی که لازم بوده است؛ توانمند در ایجاد محیط گلخانه‌ای و کمک به رشد شرکت‌ها با هدف حضور قوی ان‌ها در بازارهای جهانی. همه‌ی این‌ کارکردها، البته، مستلزم دو پیش شرط مهم مرتبط به هم است. ۱. سازمان درونی قوی و دیوان‌سالاری توانمند مبتنی بر تخصص‌گرایی، ۲. الگوی حامی پیروی معطوف به حمایت از متخصصان صرف نظر از عقاید شخصی‌شان. دولت در ایران فاقد هر دو ویژگی‌ بوده است. در نتیجه، نه تنها کارکردهای دولت توسعه‌خواه را نداشته است بلکه مداخله‌هایش در جاهایی ویرانگر بوده است.. به این دلیل و عللی چون درگیر شدن در دوره‌ی ده ‌ساله‌ی انقلاب و جنگ، اقتصاد و صنعت در دهه‌ی اول بعد از انقلاب از روند تحولات جهانی عقب افتاد. این عقب افتادگی ۱۰ ساله در انتهای قرن بیستم شاید معادل نیم قرن عقب ماندگی در قرن نوزدهم باشد. هر چه زمان جلو امده، سرعت تحولات به ازای زمان مشخصی چون ۱۰ سال، چند برابر قبل شده است. بعد از جنگ نیز، سوء مدیریت ِ ناشی از ناکارآمدی دولت، همچون بختکی بر دامان اقتصاد و شرکت‌ها افتاد. تنش‌های خارجی و تحریم‌ها، نیز، دهه‌ی نود را به شرایط دهه‌ی شصت بازگردانده و ترکش‌های آن بر پیکر خسته و فرسوده‌ی هپکو و نظایر آن چنان نشسته که دیگر نایی برای نفس کشیدن ندارند. کلام آخر. در داستان‌های مشترک و غم‌انگیز ارج و هپکو و هفت تپه، درس مهمی برای کارشناسانی وجود دارد‌ که گمان می‌کنند خصوصی‌سازی، نوشداروی مشکلات واحدهای تولیدی است. در جایی که زمین اقتصاد شوره‌زار است، پاشیدن بذر خصوصی‌ به جای دولتی، تاثیری در عملکرد و بازدهی ندارد. بخاطر نبود حساسیت‌های اجتماعی ناشی از مالکیت دولتی، مشکل اجتماعی چون اعتراض برحق کارگران، بر مشکل زیان انباشته نیز اضافه می‌شود. پیش شرط اصلی جوانه زدن بذر و تبدیل آن به نهال و درختی تنومند، حاصلخیز بودن زمین و باغبانی خوب از آن است. این نیز زمانی ممکن می‌شود که دولت، با رهایی از تو در تویی نهادی، توسعه‌خواه و ساختمان‌سازِ دموکراتیک باشد. چنین دولتی می‌تواند: - با زمینه‌سازی برای انباشت موفق سرمایه، راه را برای انتقال دانش علمی و فنی خارجی از طریق قراردادهای مختلف (از سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی و سرمایه‌گذاری مشترک خارجی گرفته تا خرید حق امتیاز و موارد دیگر) فراهم کند؛ - با وضع قواعد معطوف به ارج‌شناسی از نیروهای متخصص و شایسته، زمینه را برای پیش‌گیری از فرار مغزها و تقویت سرمایه انسانی و نظام دیون‌سالاری فراهم کند. علی دینی‌ترکمانی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

. توسعه نیافتگی در جامعه بی‌کودکی پاسخ‌‌های محسن رنانی در نشست «کودکی، آموزش و توسعه در ایران امروز» با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

فقیهان و مردم: فاصله‌ای عظیم محمد فاضلی – عضو هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی ✅ خبر آمده که شماری از روحانیون درخصوص ساخته شدن فیلمی درباره مولانا و شمس تبریزی از دو فقیه پرسیده‌اند. آن دو فقیه نیز رأی به حرمت ساخت فیلم یا سریال درباره شمس و مولانا داده‌اند. ✅ چندین ملاحظه درخصوص این فتوا هست که موضوع بحث من نیستند و نگاه من فقط جامعه‌شناختی است و جدای از نگاه دینی یا صحت و سقم نظر ایشان، فقط مایلم فاصله نگاه و تصور برخی فقیهان و مردم جامعه را نشان دهم. ✅ این موضوع برای نشان دادن چنین فاصله‌ای از آن جهت مناسب است که شاخصی عددی برای آن وجود دارد. ✅ حکم به حرمت ساخت این فیلم در شرایطی صادر شده است که سایت مرجع کتاب نشان می‌دهد کتاب «ملت عشق» نوشته الیف شفق – نویسنده ترکیه‌ای - که رمانی بر پایه داستان مولانا و شمس است، در ایران 155 بار از سال 1393 تاکنون منتشر شده است. ✅ مجموع تیراژ ترجمه‌های متعدد این کتاب بالغ بر 498 هزار نسخه است. 21 ناشر هر کدام ترجمه‌ای از این کتاب را منتشر کرده‌اند و نسخه قطع رقعی جلد شومیز آن به چاپ 101 رسیده است. ✅ خوب به این اعداد دقت و لحاظ کنید که تیراژ هر چاپ اغلب کتاب‌ها در کشور به 300 و 500 و حداکثر 1000 نسخه رسیده است. ناشر کتاب من با عنوان «دغدغه ایران: راه‌هایی به سوی آزادی، امنیت و توسعه پایدار» (انتشارات کویر، 1398) وقتی ظرف دو ماه 600 نسخه از کتاب فروش رفت و به چاپ دوم رسید، می‌گفت در این بازار کتاب، فروش خوب بوده است. اکثریت بقیه کتاب‌ها هم همین وضعیت را دارند. ✅ وجود بیش از بیست ترجمه از یک کتاب و پانصد هزار نسخه فروش، نشانه رخداد فرهنگی قابل توجه و شایسته مطالعه است، اما شاخصی کمی از فاصله میان نگاه فرهنگی جامعه ایرانی و نگاه گروهی از روحانیت و شماری از فقیهان است. ✅ این فاصله اگرچه در این اعداد و ارقام بازتاب می‌یابد، اما در این امر کیفی نیز بازتاب دارد که برخی فقیهان شمس و مولانا را به صوفیه و ضلالت منتسب کرده‌اند و جمع عظیمی از مردم کتاب‌خوان، ضلالتی در این حکایت ندیده‌اند و صدها هزار نسخه از کتابی درباره این موضوع فروش رفته است. ✅ فاصله‌ای که میان این دو نگاه مشهود است، در بقیه عرصه‌ها – از رفتن زنان به ورزشگاه تا دوچرخه‌سواری زنان و ... – نیز وجود دارد. این فاصله منشأ بخش مهمی از تنشی است که در جامعه ایرانی امروز دیده می‌شود. ✅ این فاصله اگر در حیطه اعتقاد و دایره مقلدان باقی بماند، از منظر اجتماعی تنش‌آمیز نمی‌شود؛ اما آن‌گاه که این فاصله بر سیاست‌گذاری اجتماعی، فرهنگی و سیاسی سایه می‌اندازد، جامعه متکثر و مطالبه‌گر امروز را بسیار می‌آزارد و به فاصله و شکاف دولت و ملت تبدیل می‌کند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✍️ ماجرای ساعت ها🕑🕜 یک وقت در میدان مخبرالدوله دو تا ساعت بود که شهرداری نصب کرده بود، یکی رو به جنوب و یکی روبه شمال. این دو ساعت هیچ وقت نبود که با هم مطابق باشند، اغلب یکی دو دقیقه و گاهی یکی دو ساعت با هم تفاوت داشتند. خدا رحمت کند محمد مسعود را، در روزنامه مرد امروز نوشته بود: هر وقت این دو ساعت با هم میزان بشوند، کار مملکت هم میزان خواهد شد. این نکته آن قدر ظریف بود که دهان به دهان می گشت و شهرداری چون دید که واقعا نمیتواند این نقص را رفع کند، برای رهایی از شماتت مردم، آن ساعت ها و ستون ساعت را از میدان برداشت. حاجی مرد و شترخلاص! به عقیده من معجزه کشور سوئیس در بانکداری و ثبات اقتصادی آن نیست، در این که تورم در آن جا از همه کشورها کمتر است هم نیست، در بی طرفی نیست، در عدم شرکت در جنگ نیست، در عدم قبول عضویت در اتحادیه اروپا هم نیست، در آب و هوا و نظافت و لطافت و ادب مردم آن نیست، معجزه سوئیس در این است که بیش از پنجاه عدد ساعت، با شکل و شمایل های مختلف فقط و فقط در سالن فرودگاه آن است، و هیچ کدام از این ساعت ها حتا یک ثانیه با هم تفاوت ندارند. توفیق سوئیس در همین امرجزئی ما را آگاه می کند چنین ملت هایی می‌توانند معجزه سیاسی و اقتصادی هم داشته باشند. 🖌 احمد قریشی با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🧮 همین حالا شروع یک شغل جدید و یا توسعه شغل قبلی تان را تجربه کنید. 📲 ارسال عدد 1️⃣ به شماره همراه ♨️فرصت را از دست ندهید. 0912 068 8691 💰 @aradbranding

#تبلیغات

🔴 قتل صنعت به دست صنعت ✍️ دکتر عبدالحسین ساسان ❇️ در دهه‌های اخیر در کشور ما صنایع بسیاری به قتل رسیده‌اند یا به بستر مرگ افتاده‌اند. نام‌های بزرگ، خاطره‌انگیز و افتخارآفرینی مانند ارج، آزمایش، قوه‌ پارس، چیت ری، کفش ملی، کفش بلا، مخمل کاشان و ده‌ها نام بزرگ و افتخارآفرین دیگر. این درحالی است که پرونده قتل یا نقص عضو و معلولیت همه آنها با یک قضاوت فوری و کلیشه‌ای بسته شده، و وابستگان و دوستان آنها نیز قانع شده‌اند که عامل قتل یا مجروحیت این صنایع ضعف مدیریت بوده است. هرجند که هیچ کس در این داوری تردید نمی‌کند که عدم شایستگی و ضعف مدیران دولتی عامل جوا‌ن‌مرگ شدن صنایع نامدار و مورد اعتماد مردم بوده است. ❇️ اکنون هنگام آن فرا رسیده است که از خویشتن بپرسیم مگر صرفا صنایعی که مدیران آنها را دولت منصوب کرده دچار مشکل یا ورشکستگی شده‌اند؛ درحالی که در واقعیت بسیاری از صنایع بخش خصوصی یا بخش مردمی نیز به همین مشکل جوان‌مرگی، مرگ زودرس یا معلولیت دچار شده‌اند!. بنابراین پرونده‌های مختومه مرگ صنایع را باید بار دیگر مورد ارزیابی و تجدید نظر قرار دهیم. زیرا یک سوء‌ظن جدید برانگیخته شده است. سوء‌ظن تازه این است که صنایع مقتول یا مجروح به دست صنایع رقیب خود از پا درآمده‌اند. ❇️ داستان از این قرار است که کمتر از یک قرن پیش سرمایه‌گذاری در یک شرکت راه‌آهن سود عظیمی به بار می‌آورد. برای مثال شرکت ام.ترک که یک خط راه‌آهن در ساحل شرقی آمریکا ایجاده کرده بود در حقیقت به یک ماشین پول چاپ‌کنی تبدیل شده بود که نه تنها سود سرشاری به سهام‌داران خود می‌پرداخت بلکه قیمت سهام آن با شتاب رو به افزایش گذاشته بود. بنابراین همه چراغ‌های راهنمای بازار بورس برای سرمایه‌گذاری در راه‌آهن سبز شده بودند. در چنین شرایطی بود که هیات موسس یک شرکت راه‌آهن جدید تشکیل شد و پذیره‌نویسی با استقبال عظیم مردم روبرو گردید. سرمایه بزرگی گردآوری شد و یک خط راه‌آهن جدید کم‌ و بیش به موازات خط راه‌آهن قدیمی‌تر احداث گردید. ❇️ چیزی نگذشت که غرش لوکوموتیوهای تازه در کنار غرش لوکوموتیوهای پیشین فضا را پر از شور و غوغا کرد. ولی پس از چندی بازار بورس با یک پدیده غیر منتظره روبرو شد. پدیده‌ای که بازار بورس را دچار شوک کرد این بود که هم سود شرکت راه‌آهن قدیمی و هم شرکت راه‌آهن جدید به شدت سقوط کرد، و حتی به زیان انجامید. به این ترتیب صفت مقدس که پس از واژه رقابت دیده می‌شد رفته‌رفته جای خود را به صفت تازه‌ای داد که چیزی نبود جز مرگبار یا Ruinous از آن پس اصطلاح رقابت مرگبار(Ruinos copetition) در ادبیات اقتصادی جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد. ❇️ رقابت مرگبار خود از پدیده دیگری به بنام بازده فزاینده به مقایس تولید یا Increasing Return to Scale سرچشمه می‌گیرد، که براثر پیشرفت تکنولوژی شدت گرفته است. این پدیده را بسیاری از کنشگران اقتصادی ایران «تیراژ تولید» نامیده‌اند. موضوع از این قرار است که در برخی از صنایع هرقدر تیراژ تولید بالاتر باشد هزینه تولید کمتر و حاشیه سود بیشتر می‌شود. ❇️ همین پدیده، یعنی رقابت مرگبار، به یکی از عوامل ورشکستگی و نابودی صنایع و حتی فروشگاه‌ها، مغازه‌ها و مشاغل خورده فروشی در ایران تبدیل شده است. اکنون اقتصاد ایران نیازمند آن است که قوانین و مقرارت صنفی در مورد رعایت فاصله برای احداث فروشگاه‌های خورده فروشی و نیز برای جلوگیری از صدور پروانه احداث واحدهای صنعتی برای صنایعی که دارای بازده فزاینده به مقایس تولید هستند به شدت و بدون اغماض و چشم‌پوشی به اجرا درآیند. بانک‌‌هایی که مانند قارچ در کنار هم روییده می‌شوند و چهره خیابان‌های ما را بیمار کرده‌اند نشانه آن است که یک بحران بزرگ در پیش است. بحران بزرگی که باید منتظر آن بود و آن خوردکردن صنایع، موسسات مالی و فروشگاه‌ها توسط رقیبان است که در یک فرایند رقابت مرگبار به جنگ با یکدیگر مشغولند./نوسان با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

👈همایش رایگان آشنایی با MBA 🔹شناخت صحیح، مقدمه انتخاب درست 📌دانشگاه شهیدبهشتی، مرکز معتبر آموزش مدیریت حرفه‌ای کشور ✍️ثبت‌
👈همایش رایگان آشنایی با MBA 🔹شناخت صحیح، مقدمه انتخاب درست 📌دانشگاه شهیدبهشتی، مرکز معتبر آموزش مدیریت حرفه‌ای کشور ✍️ثبت‌نام در همایش👇👇👇 02122439033 http://bit.ly/2m7RN1i

#تبلیغات

🔲⭕️ چگونه سقوط ِ آموزش و پرورش باعث سقوط ِ یک ملّت می شود؟! 🔹در کشوری که مقام معلم با رهبر آن کشور یکی است و مردم آن کشور فقط دربرابر دو شخصیت تعظیم می کنند: « رهبر و معلم» ؛آن کشور می شود " چین " 🔸 درکشوری که هرکس به مقام معلمی نایل می شود به بالاترین نشان ِافتخار آن کشور دست می یابد:آن کشور می شود " انگلستان " 🔹در کشوری که معلم ، حقّ کاری به غیر از معلمی را ندارد: آن کشور می شود " روسیه " 🔸در کشوری که برای معلم ، حقوق معینی تعیین نمی شود: آن کشور می شود " ژاپن " 🔹در کشوری که حقوق معلم از پزشک، قاضی ، مهندس و... بیشتر است چون همه این ها در مکتب ِ معلم پزشک ، قاضی، مهندس و... شده اند: آن کشور می شود " آلمان " ☑️ و اما= 🔹درکشوری که مادری حاضر به ازدواج دخترش با یک معلم ِ جوان نمی شود! 🔸در کشوری که دانش آموزان یک مدرسه، ساندویچ بعد ازظهرشان را از دکّه معلمشون خریداری می کنند! 🔹در کشوری که معلمش نهار نخورده سریع خود را برای دادن سرویس به تاکسی تلفنی محله اش معرفی می کند! 🔸در کشوری که یک معلم ، سرویس ایاب و ذهاب ِ مدرسه دانش آموزان خود می باشد. 🔹در کشوری که بالاترین دغدغه های معلمینش چگونه زیستن آبرومندانه است! 🔸در این جامعه است که: مریض ، به دست پزشکی که بتواند تقلب کند خواهد مُرد خانه ها به دست مهندسی که موفق به تقلب شده ویران خواهند شد منابع مالی را به دست حسابداری که موفق به تقلب شده از دست خواهیم داد جهل ، در سر ِ فرزندان که موفق به تقلب شده فرو می رود 🔚 و این در یک کلام یعنی : سقوط ِآموزش وپرورش = سقوط ملت با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅ دوره آموزشی مدیر در نقش کوچ 🔸دوره سه ماهه مدیر در نقش کوچ 🔸 آموزش به سبک نوین 🔸از مدیریت کارها تا مدیریت انسان‌ها 🔸 پرورش نیروهایی اثرگذار، با انگیزه درونی بالا 🔸پرسیدن سوالات موثر و کلیدی به جای گفتن در دوره مهارت‌آموزی #مدیر_در_نقش_کوچ 🔸 ۲۴ ساعت آموزش از طریق بازی و تمرین دو جلسه کوچینگ اختصاصی 🔸 با تسهیلگری کوچ‌های حرفه‌ای: دکتر حسین گایینی مهندس کامران فرنیان مهندس افشین محمد ✍ ارائه به صورت Team Teaching 🔸 با اعطای مدرک حضور در دوره ☑️ اطلاعات بیشتر و مشاوره رایگان: ۸۸۰۳۷۸۳۴ 🆔 t.me/cyfco

#تبلیغات

#تبلیغات

🔴 نامهٔ آبراهام لینکلن به معلم پسرش ☑️ به پسرم درس بدهید؛ 🔹او باید بداند که همهٔ مردم عادل و صادق نیستند، اما به پسرم بیاموزید که به ازای هر شیاد، انسان صدیقی هم وجود دارد. به او بگویید، به ازای هر سیاستمدار خودخواه، رهبر جوانمردی هم یافت می‌شود. به او بیاموزید که در ازای هر دشمن، دوستی هم هست. 🔸می‌دانم وقت می‌گیرد، اما به او بیاموزید اگر با کار و زحمت، یک دلار کسب کند، بهتر از آن است که جایی روی زمین پنج دلار بیابد. به او بیاموزید که از باختن پند بگیرد؛ از پیروز شدن لذت ببرد. 🔹او را از غبطه خوردن بر حذر دارید. به او نقش و تأثیر مهم خندیدن را یادآور شوید. اگر می‌توانید به او نقش موثر کتاب در زندگی را آموزش دهید. 🔸به پسرم بیاموزید که در مدرسه بهتر این است که مردود شود، اما با تقلب به قبولی نرسد. به پسرم یاد بدهید با ملایم‌ها، ملایم و با گردن کش‌ها، گردن کش باشد. به او بگویید به عقایدش ایمان داشته باشد، حتی اگر همه بر خلاف او حرف بزنند. 🔹به پسرم یاد بدهید که همهٔ حرف‌ها را بشنود و سخنی را که به نظرش درست می‌رسد انتخاب کند. 🔸ارزش‌های زندگی را به پسرم آموزش دهید. اگر می‌توانید به پسرم یاد بدهید که در اوج اندوه تبسم کند. به او بیاموزید که از اشک ریختن خجالت نکشد. 🔹به او بیاموزید که می‌تواند برای فکر و شعورش مبلغی تعیین کند، اما قیمت گذاری برای دل بی معناست. به او بگویید که تسلیم هیاهو نشود و اگر خود را بر حق می‌داند پای سخنش بایستد و با تمام قوا بجنگد. 🔸هنگام تدریس با پسرم ملایمت به خرج دهید، اما از او یک نازپرورده نسازید. بگذارید که شجاع باشد. به او بیاموزید که به مردم اعتقاد داشته باشد. توقع زیادی است، اما ببینید که چه می‌توانید بکنید، پسرم کودک کم سال بسیار خوبی است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

#خاطرات_یک_مدیر ✅ بستر (Context) 1⃣ #بستر چیست و چه نقشی در انتقال پیام‌های ما و نهایتاً روابط کاری و غیرکاری ما دارد؟ 2⃣ پیام‌های ما در بستری که با آدم‌ها ایجاد کرده‌ایم، چگونه تعریف و منتقل می‌شود؟ 3⃣ چگونه می‌توان بسترهای جدید ساخت و یا بسترهای موجود را تغییر داد؟ یادم می‌آید که تازه مدیرعامل یک شرکت خدماتی شده بودم. شرکت ما یک تیم فوتبال داشت. پرسنل شرکت، هفته‌ای دو روز در زمین چمن تمرین می‌کردند. من هم اظهار تمایل کردم که در تمرین‌های تیم فوتبال شرکت کنم. لباس و کفش تهیه کردم و شروع کردم با تیم تمرین کردن؛ همان هفته‌های اول شروع کارم. برخی از مدیران مجموعه به من واکنش نشان دادند، حتی مدیری که خودم چند ماه بعد استخدام کردم. به من می‌گفتند: "مدیرعامل که نمیره با کارگرها فوتبال بازی کنه؛ این کار ابهت مدیرعامل رو می‌آره پایین" و من توضیح دادم که سیستم من اینطوریست، من آن پیچیدگی روابط را ندارم، درِ اتاقم باز است و راحت با آدم‌ها ارتباط می‌گیرم و البته بلدم طوری مرزهایم را شفاف کنم که آدم‌ها با من رفتار مناسب را داشته باشند، چه در زمین بازی، یا در بیرون زمین و در محیط کار. این جریان گذشت و من به این سبک رابطه - که بودن واقعی خودم بود، بدون ماسک و تظاهر - با پرسنل ادامه دادم. در یکی از جشن‌های پایان سال، که صورت غیررسمی داشت و تمام پرسنل اعم از صف و ستاد، در آن دعوت بودند و با صرف شام به پایان می‌رسید، اتفاقی افتاد که در تقویت رابطه من با پرسنل و در نتیجه روند موفقیت حرفه‌ای من تاثیر فراوانی داشت. هنگامی که موقع صرف شام شد، من یکی از سرپرستان را صدا کردم و پرسیدم: بچه‌های شیفت شب چند نفر هستند؟ و او گفت: هفت نفر. گفتم: «برایشان از همه‌ی غذاها بکشید و بسته‌بندی کنید و برایشان بفرستید» و بعد به سر میز شام رفتم. مدتی بعد، زمزمه‌هایی به گوشم رسید که: " فلانی، قبل از این که خودش غذا بخورد، برای پرسنل شیفت غذا فرستاده. واقعاً به فکر ماست." متوجه شدم، این حرکت من در بین پرسنل صدا کرده و تاثیر زیادی روی پرسنل داشته است. خودم هم احساس کردم که روحیه مشارکتی که همواره از اصول مدیریت من بوده، بسیار قوی‌تر از قبل شده؛ تا حدی که وقتی قطعه‌ای کم می‌آمد و کار گیر می‌کرد، می‌دیدم که گاهی بیشتر ازمسوولیت‌شان مایه می‌گذارند. آنها سعی داشتند به شکلی آن قضیه را تلافی کنند. با توجه به شناختی که از مدیران ارشد داشتم، می‌دانستم که از این قبیل کارها، قبلاً هم انجام می‌شده است. سوالی که برایم پیش آمد این بود که «چرا این حرکت من این قدر برای پرسنل مهم بوده؟» و کنجکاو شدم که پاسخ را بیابم. چیزی که در لابه‌لای گفتگو با تعدادی از پرسنل در زمان‌های مناسب دریافتم، در این جمله خلاصه می‌شد: «برداشت پرسنل از رفتار مدیران ارشد، این بود که آنها هدف‌شان این است که خودشان را نشان دهند. آنها تظاهر می‌کنند که به فکر پرسنل هستند.» من مدیران ارشد را خوب می‌شناختم و از نیت آنها کاملاً باخبر بودم. پس چرا پیام مشابه ما، دو تاثیر کاملاً متفاوت داشت؟ یک بار این گونه شنیده می‌شد که «انگار می‌خواهد خودش را نشان دهد یا دارد ادای دوست داشتن پرسنل را درمی‌آورد» و بار دیگر، این گونه که «تو به فکر مایی و واقعاً ما را دوست داری»، چه تفاوتی وجود داشت؟ پاسخ این سوال را در ایجاد "بستر" یافتم. بستری که من با پرسنل ایجاد کرده بودم، صمیمیت، دوستی، همکار بودن و مشارکت بود و هر کس یک مسوولیت و منصب سازمانی داشت. من مدیرعامل بودم، دیگری سرپرست بود، آن یکی سرویس‌کار؛ ولی رابطه انسانی ما همچنان ادامه داشت. به نظرم این باعث می‌شد پیامی که من می‌فرستم در این بستر به عنوان مهربانی و صمیمیت شنیده شود، اما در بستری که در آن فاصله قدرت وجود داشت، پیام به صورت نمایشی شنیده می‌‌شد. دریافتم که بین نیت و تاثیر فاصله وجود دارد و این فاصله را بستر تعریف می‌کند. نیت‌های ما تاثیرهای متفاوتی می‌گذارد و برای این که دلیل پشت تاثیرهایمان را بسنجیم باید ببینیم که چه بستری ساخته‌ایم. ما بسترها را می‌سازیم و بعد از آن این بسترها هستند که ما را به کار می‌گیرند و نیت‌های ما را آن گونه که می‌خواهند برای دیگران به تصویر می‌کشند، نه آن گونه که ما می‌خواهیم. شاید همه ما چنین تجربه‌هایی داشته باشیم؛ مثلاً به عنوان مدیر به عیادت کارمند رفته‌ایم یا برای تولدش یک کارت هدیه فرستاده‌ایم، اما در بستری که با او ایجاد کرده‌ایم ممکن است طوری شنیده شود که می‌خواهیم خودمان را نشان بدهیم، چیزی که هرگز نیت ما نبوده. بسترها، با کلام خلق و با رفتار، تثبیت می‌شوند. برای ایجاد بسترهای مناسب و یا تغییر بسترهای جاری، می‌بایست ارتباطی متفاوت برقرار کرد. ارتباطی بر مبنای خوب شنیدن؛ تا بستری ساخته شود که در آن، همه آن گونه که دوست دارند و هستند، «همسو شوند» و توانمندی‌های منحصر به فرد خودشان را بروز دهند. 🆔 t.me/cyfco

#تبلیغات

🔴مدرسه بروند که چه بشود؟ ✍️ علی سرزعیم ⭕️ شکوفه‌های آینده‌ساز امروز به مدرسه می‌روند. ما هم که مدرسه می‌رفتیم، نسل قبل ما را به چشم شکوفه‌های آینده‌ساز می‌دید. اما دریغ و درد که بخش مهم و طلایی فرزندان دهه پنجاه و شصت در ناکارآمدی، انجام نشدن اصلاحات و تحریم تلف شده و می‌شود و حالا گویی مأموریت توسعه ایران بر دوش متولدین دهه هفتاد و هشتاد قرار می‌گیرد، اگر بتوانند. مدرسه می‌روند تا به توسعه کمک کنند. ⭕️ سوال، این مدارس که قرار است سازندگان توسعه تربیت کنند، به فرزندان ما چه می‌آموزند؟ برخی فکر می‌کردند مدرسه ابزار قدرت است تا دانش‌آموزان را به اطاعت وادارد. دیگرانی مشکل کشور را ناشی از کمبود تخصص می‌دانستند و و مدرسه را مقدمه دانشگاه، تا آدم متخصص در آن‌جا پرورش یابد. اما حالا متخصص هم زیاد داریم، حتی برای صادرات مغز، اما گره توسعه ناگشوده مانده است. ⭕️ حالا گروه‌هایی قدری ناامید شده و نوعی فردگرایی را دنبال می‌کنند. خانواده‌ها دنبال تربیت فرزندی هستند که هرچه سریعتر شهروند جهانی شود یعنی در کشوری دیگر جایگاه مناسبی بیابد. زبان‌آموزی و فرستادن فرزند به پانسیونی در خارج، خریداران خودش را دارد. ⭕️ شعبات مختلف مدارس نخبه‌پرور الگوی مریم میرزاخانی را به ذهن و ضمیر نوجوانان تزریق می‌کنند و گویی ناخودآگاه به آنها القا می‌کنند نجات از ایران تنها راه رهایی و سعادت است. پیگیری سعادت از مسیر المپیادها رونق یافته است. ⭕️☑️ رکود بازار کار و بیکاری فزاینده مهندسان و دیگر دانش‌آموختگان دانشگاهی، تلنگری به برخی خانواده‌ها زده تا سعادت فرزندشان را در تحصیل دانشگاهی نجویند و از مدرسه چنین انتظاراتی را در سر نپرورانند. ⭕️ خیلی از والدین دنبال مهارت زندگی برای فرزندان‌شان هستند. آن‌ها می‌خواهند فرزندان‌شان راه زیستن در دنیای پر از افسردگی، سروکار داشتن با یک همکار بداخلاق، مدیریت زمان در میان انبوه کارها، فشار برای تعادل بین کار و زندگی، ضرورت عرضه توانمندی‌ها و مهارت‌ها، اهمیت ائتلاف‌سازی و شبکه‌سازی، کار گروهی، مقابله با زیرآب‌زنی‌ها و توطئه، اهمیت حیاتی خشم، متقاعدسازی و تبلیغ، سواد رسانه‌ای و چگونگی مواجهه با اخبار و پیام‌ها، شیوه مواجهه با جنس مخالف و ارضای مناسب نیاز جنسی، سواد مالی و شیوه مناسب حفظ و افزایش پس‌انداز را بیاموزند. ⭕️ نسل دهه پنجاه و شصت زمان و انرژی زیادی صرف انتگرال یگانه و دوگانه و سه‌گانه کرد، اما این آموخته‌ا به کار اکثریت این نسل نیامد. نظام آموزشی هم خیلی کند، بالاخره به برخی تغییرات تن داده و کتاب‌ها و مطالب درسی اندکی تغییر کرده است اما هنوز مهارت تست‌زنی و آزمون‌های بی‌فایده المپیاد بر نظام آموزش غلبه دارند. ⭕️ آموزش و پرورش باید در میان جامعه‌ای که یکدست نیست و تکثر و تنوع تضاد ذاتی آن است، به مهارت همزیستی مسالمت‌آمیز با حساسیت بیشتری بنگرد. ⭕️ شکاف‌‌های قومی، مذهبی، طبقاتی و فرهنگی در این جامعه فعال‌اند. این جامعه مثل هر جامعه‌ای، متنوع و متکثر است و باید آدمیانش هنر و مهارت زیستن در تکثر را بیاموزند. این همان چیزی است که آموزش و پرورش ما فعلاً به فرزندان‌مان نمی‌آموزد. ⭕️ تجویز راهبردی ☑️ اینک باید این تنوع را به رسمیت شناخت و چگونگی همزیستی مسالمت‌آمیز به نحوی که هر کس بیشترین آسودگی را در سپهر اجتماعی داشته باشد را فرابگیریم. مدارس شاید بهترین نقطه شروع برای کسب این مهارت باشد. ☑️ دانش‌آموزان امروز باید بیاموزند که انتخاب همکار آنها در فردایی که سر کار می‌روند دست آنها نیست و ناگزیرند سال‌ها با کسی که شاید خلق و خویش را نمی‌پسندند در یک اتاق همکار باشند. ☑️ دانش‌آموزان باید زیستن مسالمت‌آمیز در کنار جامعه‌ای در حال افزایش میانگین سنی و پیر شدن را هم بیاموزند، و درکی از معلولیت و فقر داشته باشند. در یکی از مدارس ژاپنی در امارات ویلچری گذاشته‌اند و هر روز یک نفر موظف می‌شود کل روز روی آن بنشیند و با آن تردد کند تا درکی از زندگی و محدودیت‌های معلولان پیدا کند. در برخی مدارس اصرار هست که حتما یک دانش‌آموز معلول در کلاس‌ها باشد تا دانش‌آموزان از کودکی با مسائل این قشر نسبتا بزرگ آشنا شوند. ⭕️ اگر بپذیریم که یکی از مهم‌ترین مسائل آینده ایران چگونگی اجرای این همزیستی است آن وقت اولویت و اهمیت آن را در کنار دیگر مهارت‌های زندگی درک و برای آن برنامه‌ریزی خواهیم کرد. توسعه، بدون همزیستی مسالمت‌آمیز در کنار یکدیگر ناممکن است. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

دوره دکترای مدیریت | دانشگاه لیسبون [پذیرش تکمیل ظرفیت دومین دوره] ▪️ یکی‌ از ۲۰ دانشگاه اول اروپا ▪️ برگزاری کلاس‌ها هر ۴۵ روز یک بار ▪️ ترجمه همزمان فارسی کلاس‌ها ▪️ اعطای مدرک دکترای حرفه‌ای DBA ▪️ اعطای مدرک دکترای آکادمیک PhD ▪️ امکان دریافت ویزای تحصیلی اروپا اطلاعات دوره: ▫️ کاتالوگ فارسی: bit.ly/dbaphdb ▫️ تلفن: 02122366537 ▫️ تلفن: 02195111294 ▫️ فرم تماس: bit.ly/pdcnct .