es
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

Ir al canal en Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram جمع مدیران نامدار ایران

El canal جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 27 549 suscriptores, ocupando la posición 2 261 en la categoría Negocios y el puesto 12 325 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 27 549 suscriptores.

Según los últimos datos del 12 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -131, y en las últimas 24 horas de 4, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 30.03%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 5.96% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 8 272 visualizaciones. En el primer día suele acumular 1 642 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 13 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Negocios.

27 549
Suscriptores
+424 horas
-347 días
-13130 días
Archivo de publicaciones
🔴مطلب منتخب قابل تامل!! ✍️دکتر بحرینی 📌شما وقتی به بانک مراجعه می‌نمایید و قصد واریز پول به یک حساب خاص دارید، چکارمی‌کنید!!؟ 👈🏻آیا دنبال فردی می‌گردید که آدم خوبی باشد و با ایمان و امین و مطمئن!!؟یا این‌که بدون تحقیق به یکی از صندوق‌ها مراجعه نموده و صندوق‌دار زن باشد یا مرد، با حجاب یا بدون حجاب، پیر یا جوان، سبیل داشته باشد یا ریش به اندازه کف دست، خندان باشد یا در حال ذکر دعای ابوحمزه و... پول را به او می‌دهید و یک کاغذ کوچک ماشین شده از او می‌گیرد بدون امضاء سه شاهد!!؟ 📌مسلماً قسمت دوم صحیح است. یعنی شما اصلاً به صندوق‌دار کاری ندارید، بلکه به بانک مورد نظر توجه دارید.این یعنی چه!!؟ و چه موضوعی را مشخص می‌کند!!؟ 📌این موضوع به ما می‌گوید «سیستم» باید درست باشد و در «سیستمِ درست»، اصلاً فرد مهم نیست!!.زیرامهم نیست فرد ارمنی باشد یا یهودی !!؟سنی و یا شیعه!!؟ مهم نیست نماز شب می‌خواند و مهر را داغ کرده بر روی پیشانی میگذارد!!؟ و یا یقه‌باز است و سبیل‌هایش وارد دهانش می‌شود!! 📌مهم این است که در وقت اداری در یک سیستم سالم و بدون نقص و در چهار چوب مقررات یک مجموعه مورد اطمینان مشغول فعالیت است!!! 📌وقتی بر روی صندلی انتظار نشسته‌اید و خانمی خوش صدا شماره‌ در دست شما را می‌خواند و شماره صندوقی که باید به آن مراجعه کنید، اصلاً به چهره و حرکات آن صندوق‌دار نگاه هم نمی‌کنید و پول خود را به هر اندازه تحویل داده و یک کاغذ کوچک دریافت نموده و چه بسا که همان کاغذ را در اولین سطل اشغال می‌اندازید؛ چرا!!؟ 📌چون آن فرد برای شما مهم نیست و حتی آن رسید نیز برای‌تان مهم نیست؛ و باز چرا!!؟چون شما به سیستم بانکداری بانک مورد نظرتان اطمینان دارید!!!نه فردی که پشت ان صندوق نشسته!! 📌پس سیستم از فرد مهم تراست؛ لذا منطق بر اینست که سیستم باید درست باشد!! 📌در یک سیستم سالم، فرد ناسالم هم به‌مرور درست می‌شود و یا مجبور به ترک سیستم می‌گردد!!. در یک سیستم معیوب، فردِ نماز شب‌خوان، غار علی‌صدر را به سالی کمتر از یک میلیون تومان کرایه می‌دهد!! 📌در یک سیستم سالم، کاری نداریم که کارمند آن مجموعه، در زمان استراحتش، کنسرت گوگوش را تماشا کرده و یا در هیأت مسجد سیدها، آش نذری خورده، بلکه به سیستم اطمینان داریم!!پس تاکید می‌کنیم سیستم سالم؛ سیستم درست؛ سیستم دارای چهار چوب!! 📌و ما در سی و اندی سال، تمام توجه خود را به فرد سالم معطوف کرده‌ایم و این افراد سالم که هر کدام قیمتی داشته‌اند، خود را کمی گران‌تر یا ارزان‌تر فروخته‌اند!!. 📌در سیستم معیوب، سرداری زمین‌های شهر را بین چند نفر که سابقه درخشان حتی آزادگی و جانبازی داشته‌اند تقسیم می‌نماید تا در سال آینده به کاخ گلستان برود و آن یکی هم حقوق‌های نجومی را از سفره حلال و زلال، ارث انقلابی پدر خود می‌داند و یک رئیس‌جمهور انقلابی نیز از بیت‌المال، دانشگاه ایرانیان خود را تاسیس می‌کند!!!اما در یک سیستم سالم، آن بت پرستی که سرپایی جیش می‌کند و در حمام هم نمی‌گوید: «غسل جنابت به‌جا می‌آورم قربتاً الی‌الله!!» هنگامی که دوستش از موقعیت او کوچک‌ترین سوءاستفاده‌ای می‌کند، با گریه از رسانه ملی نه میلی خود، از مردم عذرخواهی می‌کند و سریعاً فرد متخلف توبیخ و جبران خسارت می‌شود و از «یاشار سلطانی» که شاید در آنجا معروف به «اوزاکی نیو یاشار» باشد، تشکر و قدردانی می‌شود!! 📌پس بیایید توجه خود را معطوف به سیستم کنیم!!بیاید دست در دست هم داده و با بازنگری قوانین و مقررات، سیستم پاک و سالم و کارآمد و درستی را پایه‌گذاری کنیم. هیچ اشکالی ندارد!!؛ می‌توانیم حتی در قانون‌اساسی بازنگری و رأی مجددی به اصلاح سیستم هایی از ریشه بدهیم!!.بذر نفاق و دو دستگی و دشمنی را ممنوع کنیم!! و بذر امید وسازندگی و توسعه و پیشرفت را در سیستم پاک و کارآمد و سالم پایه‌ریزی کنیم!!.و یادمان بماند فردگرایی در سیستم کشورهای توسعه یافته مردود است!!... 🌅فراموش نکنیم که در یک سیستم سالم ، میشود دیندار واقعی هم باشیم!! . با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

سهم هر کشور از کیک اقتصادی کیک اقتصاد جهان حدود ۸۰ هزار میلیارد دلار ارزش دارد که تقریبا یک‌چهارم آن نصیب آمریکا شده است. سهم
سهم هر کشور از کیک اقتصادی کیک اقتصاد جهان حدود ۸۰ هزار میلیارد دلار ارزش دارد که تقریبا یک‌چهارم آن نصیب آمریکا شده است. سهم بقیه را در نقشه ببینید. مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴زنان به استادیوم رفتند / اسلام و نظام و کشور پابرجا هستند؛ آسمان هم سرجایش هست ✍️ جعفر محمدی دیروز، زنان و دختران ایرانی به استادیوم آزادی رفتند و از نزدیک به تماشای مسابقه تیم ملی کشورشان و بولیوی رفتند. هر چند همه بانوانی که دوست داشتند این مسابقه را از روی سکوهای آزادی ببینند نتوانستند وارد استادیوم شوند و فقط تعداد محدودی از نزدیکان اهالی فوتبال اجازه یافتند، اما این اتفاق یک گام به جلو بود و مقدمه ای برای رسیدن بانوان ایرانی به یک «حق» کاملاً بدیهی. روی سخنم با آنانی است که حضور زنان در عرصه های اجتماعی و از جمله ورزشگاه ها را بر نمی تابند: به دور و برتان نگاه کنید! آسمان سر جایش است و به زمین نیامده! فصل ها به هم نخورده اند، اسلام همچنان زنده و پاینده است، نظام پابرجاست، پرچم ایران برافراشته است، مردم به زندگی عادی شان مشغول اند، اختلاسی هم به خاطر این ماجرا رخ نداده است و ... . می بینید که همه چیز سر جای خودش است و تنها از میزان «نارضایتی ناشی از تبعیض» اندکی کاسته شده است (هر چند که همه بانوان را راه نداده اند). برای نظام جمهوری اسلامی ایران در آستانه 40 سالگی و اقتدارش، بسیار نازیباست «مسأله» اش، ورود یا عدم ورود زنان به ورزشگاه باشد. بد است که نه برای حفظ حقوق زنانی که نیمی از جامعه را تشکیل داده اند که از ترس تعلیق ورزش ایران توسط نهادهای جهانی ورزش، به زنان اجازه دهیم ساعاتی را در ورزشگاه به تماشای مسابقات بپردازند. زشت است که زنان و دختران ایرانی را در انتخابات و راهپیمایی ها با هر سبک زندگی که دارند به رسمیت بشناسیم و در رسانه های رسمی و تلویزیون ارج نهیم و وقتی همان ها بخواهند چند ساعتی را به ورزشگاهی بروند و مسابقه ای ببینند، کلی مامور و بگیر و ببند راه بیندازیم که مبادا وارد شوند! در شأن نظام و مردم ایران نیست که هر از گاهی خبری در رسانه های جهان منتشر شود که دختری را بازداشت کرده اند چون می خواست با گریم مردانه وارد استادیوم شود! شرم آور است که در کشوری با هزاران مشکل داخلی و خارجی، هنوز بر سر و کله همدیگر بزنیم که زنان به استادیوم بروند یا نه؟ این موضوع را همین جا ختم به خیر کنیم و درهای وزرشگاه ها را که با پول همین مردان و زنان ساخته شده است را به روی زنان و مردان ایرانی باز کنیم، هر که خواست برود و هر که خواست نرود. قطعاً دفعات بعد که بانوان به استادیوم بروند، باز هم آسمان به زمین نخواهد افتاد و زندگی ادامه خواهد داشت. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ﭼﺮﺍ "ﺷﯿﺮ" ﺭﺍ ﺳﻠﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ ﻣﯿﮕﻮیند؟! ﺩﺭ ﺣﺎﻟﯽ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺑﺪﻥ ﻭﺭﺯﯾﺪﻩ ی ﮔﻮﺭﯾﻞ، ﻧﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﺯﻭی ﺧﺮﺱ، ﻧﻪ ﺳﺮﻋﺖ ﭘﻠﻨﮓ، ﻧﻪ ﺧﯿﺰ ﺁﻫﻮ، ﻧﻪ ﺩﺭﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮﮒ، ﻧﻪ ﺷﮑﻤﺒﺎﺭﮔﯽ ﮐﻔﺘﺎر، ﻧﻪ ﺣﯿﻠﻪ ﮔﺮﯼ ﺭﻭﺑﺎﻩ ﻭ ﻧﻪ...را دارد. ﭼﻪ ﭼﯿﺰ ﺳﺒﺐ ﺍﯾﻦ ﻋﻨﻮﺍﻥ ﺑﺮﺍﯼ "ﺷﯿﺮ" ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ؟! ﺷﯿﺮ ﺭﺍ ﺑﺪﻟﯿﻞ ﺧﺼﺎﯾﺺ ﺭﻓﺘﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ "ﺳﻄﺎﻥ ﺟﻨﮕﻞ" ﻣﯿﮕﻮﯾﻨﺪ، ﺯﯾﺮﺍ: ﺷﯿﺮ ﺗﺎ ﮔﺮﺳﻨﻪ ﻧﺒﺎﺷﺪ ﺷﮑﺎﺭ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ، (ﺩﺭﻧﺪﻩ ﺧﻮ ﻧﯿﺴﺖ) ﺩﺭ ﻭﻗﺖ ﮔﺮﺳﻨﮕﯽ ﺷﮑﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﻧﯿﺎﺯﺵ ﺭﺍ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﺍﺯ ﻧﯿﺎﺯﺵ، (ﻃﻤﺎﻉ ﻧﯿﺴﺖ) ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ، ﻗﻮﯾﺘﺮﯾﻦ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﺻﯿﺪ ﺍنتخاﺏ ﻣﯿﮑﻨﺪ (ﺿﻌﯿﻒ ﮐﺶ ﻧﯿﺴﺖ) ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ، ﻣﺎﺩﻩ ﻫﺎﯼ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺭﺍ انتخاﺏ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ (ﺭﺣﻢ و شفقت ﺩﺍﺭﺩ‏) و ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺷﮑﺎﺭ، ﺍﻭﻝ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯿﺪﻫﺪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺗﻐﺬﯾﻪ ﮐﻨﻨﺪ (ﺍﺯ ﺧﻮﺩ ﮔﺬﺷﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﺩ) ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﻣﺎﻧﺪﻩ ﻏﺬﺍ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺩﻓﻦ ﻭ ﯾﺎ ﺩﻭﺭ ﺍﺯ ﺩﺳﺘﺮﺱ ﺳﺎﯾﺮ ﺣﯿﻮﺍﻧﺎﺕ ﻧﻤﯿﮕﺬﺍﺭد، (ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻈﺮ ﻭ ﺳﻔﺮﻩ ﮔﺬﺍﺭ ﺍﺳﺖ) ﻭ در ﺁﺧﺮ ﺑﻮﻗﺖ ﮐﻬﻮلت ﻭ ﻣﺮﯾﻀﯽ ﺍﺯ ﮔﻠﻪ ﺟﺪﺍ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺰﺍﺣﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﻧﺒﺎﺷﺪ، اینجاست که می گویند: همیشه "ﺷﯿﺮمرد" ﺑﺎﺷﯿﺪ… با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 میلیاردر مرد میلیاردر قبل از سخنرانیش خطاب به حضار گفت: ـ از میان شما خانوم ها و آقایون، کسی هست که دوست داشته باشه جای من باشه، یه آدم پولدار و موفق؟ همه دست بلند کردند! مرد میلیاردر لبخندی زدو حرفاشو شروع کرد: ـ با سه تا از رفیق های دوره تحصیل، یه شرکت پشتیبانی راه انداختیمو افتادیم توی کار. اما هنوز یه سال نشده، طعم ورشکستگی پنجاه میلیونی رو چشیدیم! رفیق اولم از تیم جدا شد و رفت دنبال درسش! ولی من با اون دو تا رفیق، به راهم ادامه دادم. اینبار یه ایده رو به مرحله تولید رسوندیم، اما بازار تقاضا جواب نداد و ورشکست شدیم! این دفعه دویست میلیون! رفیق دوم هم از ما جدا شدو رفت پی کارش! من موندمو و رفیق سوم. بعد از مدتی با همین رفیق سوم، شرکت جدید حمل و نقل راه انداختیم، اما چیزی نگذشت که شکست خوردیم. این بار حجم ضررهای ما به نیم میلیارد رسید! رفیق سوم مستاصل شدو رفت پی شغل کارمندیش! توی این گیرودار، با همسرم تجارت جدیدی رو راه انداختیم و کارمون تا صادرات کالا هم رشد کرد. اوضاع خوب بود و ما به سوددهی رسیدیم اما یهو توی یه تصادف لعنتی، همسرمو از دست دادم! همه چی بهم ریخت و تعادل مالیمو از دست دادم! شرکت افتاد توی چاله ورشکستگی با دو میلیارد بدهی! شکست پشت شکست! مدتی بعد پسر کوچیکم بخاطر تومور مغزی فوت کرد. چند سال بعد، ازدواج دوم داشتم که به طلاق فوری منجر شد! بالاخره در مرز پنجاه و هفت سالگی، با پسر بزرگم شرکت جدیدی زدیم با محصول جدید. اولش تقاضا خوب بود اما با واردات بی رویه نمونه جنس ما، محصولمون افت فروش پیدا کرد و باز ورشکست شدیم. هفت سال حبس رو بخاطر درگیری با طلبکارهای دولتی و خصوصی گذروندم! و اموالمون همش مصادره شد! شکست ها باهام بودندو منم هنوز بودم! به محض رهایی از حبس، باز کار جدیدی رو استارت زدیم و اینبار موفق شدیم. شرکتمون افتاد توی درآمدو وضعمون خوب شد. من به سرعت و با یه رشد عالی، از چاله بدهی ها دراومدم. الان شرکت من ده شرکت وابسته داره و شده یه هلدینگ بزرگ، اونم با ده هزارپرسنل. مرد میلیاردر بعد از رسیدن به این قسمت از حرف هاش، از حضار پرسید: ـ همونطور که شنیدید، من برای رسیدن به این مرحله از زندگی، تاوان دادم. عذاب کشیدم. آیا کسی حاضر هست بازم مسیر منو طی کنه؟ هیچ کس دستشو بلند نکرد! مرد میلیاردر خنده بلندی کرد و سپس با گفتن یه جمله از پشت تریبون اومد پائین: “خیلی هاتون دوست دارید الان جای من باشید اما حاضر به طی کردن مسیر سختی نیستید که من طی کردم نیستید.. ” ﺍﮔﻪ ﺗﻮ ﺷﻄﺮﻧﺞ ﺯﻧﺪﮔﯿﺖ ﺷﺎﻩ ﻧﺸﺪﯼ ﺍﻭﻥ ﺳﺮﺑﺎﺯﯼ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﮏ ﺗﮏ ﻣﺸﮑﻠﺎﺕ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺭﻭ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﯿﺰﺍﺭﻩ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺧﻮﻧﻪ ﺍﺧﺮ ﻭﺯﯾﺮ ﺷﻪ! ﺗﺎ ﺑﺘﻮﻧﻪ ﺷﺎﻩ ﻭ ﻣﺎﺕ ﮐﻨﻪ. یادمان باشد..... با شکستن پای دیگران ما بهتر راه نخواهیم رفت! یادمان باشد.... با شکستن دل دیگران ما خوشبخت تر نمی شویم! کاش ..............بدانیم اگر دلیل اشک کسی شویم دیگر با او طرف نیستیم ;باخدای او طرفیم. و کاش انسانها .....انسان بمانند!!!!!! موقع خسته شدن به دو چیز فکر کن ۱ آنهایی که منتظر شکست تو هستند تا “به تو” بخندند ۲ آنهایی که منتظر پیروزی تو هستند تا “با تو” بخندند با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

✅ آنها از شما پول نمی خواهند ، کتاب می خواهند ✍️ حامد پاک طینت درست یک هفته پیش بود. شخصی با من تماس گرفت ، یک کشاورز از خطه خراسان. لحن تحصیلکرده ای داشت. گل محمدی کشت می کند ، سالهای طولانی ، در روستایی دور افتاده ، روستای جرگلان . ایده ای در سر داشته است که کودکانی که تقریبا بدون کوچک ترین امکانات در روستا، روز را شب می کنند ، پرورش دهد. ایده اش آن بوده است که این استعدادهای بی نظیر ، چنان ظرفیت رشد و پرورشی پیدا کنند که بتوانند به افرادی تبدیل شوند که در آینده ای نزدیک برای این جامعه درهم پیچیده ، گره گشا باشند. از آموزش و پرورش شروع کرده و زمانیکه دیده است به دولت و سازمانهای دولتی امیدی نیست بیخود انرژی و وقتش را تلف نکرده است . خودش دست بکار شده است . او خود به اصلاح شرایط محیطی اش پرداخته است ، شاید بالغ تر از هر یک از ما که به امید اصلاح دولت و کشور دل بسته ایم. "کتابخانه خانگی روستایی" برآیند ایده ها و نظرات مطرح شده است. کتابخانه ها در خانه های روستایی داوطلبان و در یک اتاق کوچک تاسیس و کتابهایی که هم وطنان برای آنها می فرستند پس از طبقه بندی ، در این کتابخانه ها توزیع می شود. "صاحب خانه داوطلب" آموزش می بیند تا به عنوان کتابدار برای کودکان روستایی کتاب بخواند و آرام آنها را به کتاب خواندن عادت دهد تا مرحله ای که کودک در مطالعه و خواندن کتاب توانا و مستقل شود. اولین کتابخانه در روستای گرکز ، با شصت کتاب کودکان و نوجوانان کار خود را شروع کرده است و امروز با بیست و یک کتابخانه روستایی بیش از چهار هزار جلد کتاب دارد. روستاهای نزدیک جرگلان هم به این مسیر پیوسته اند ، کتابها بصورت ماهیانه بین بیست و یک روستا می چرخد. از "رحمت الله دهش" هر چه بیشتر پرسیدم کمتر از دشواری ها و دلگیری های این مسیر گفت.امیدوار بود و مصمم . با افتخار می گفت ، از کودکانی که با حال و هوای پارسال روستا ، زمین تا آسمان فرق کرده اند . از "آرمین رحمانی" یکی از همین کودکان می گفت که در سه شاخه از المپیاد علمی مرحله استانی به عنوان نفر برتر دروس مطالعات ، ادبیات و علوم شناخته شده است ! از طرحهای مبتکرانه محیط زیستی که توسط همین کودکان در روستاها انجام می شود . و البته از عکسهای یادگاری بسیاری از مسئولین دولتی ... همزمان شدن تماس تلفنی رحمت الله دهش با انتشار مقاله " میم مثل موفقیت های کوچک " دکتر رنانی عزیز که افتخار شاگردی ایشان را داشته ام تاثیر آن را دو چندان کرد. بعد از آن که به کانال تلگرامی خوب "موفقیت های کوچک " : @IR_S_S جناب آقای دکتر محمد فاضلی پیوستم تا بیشتر بیاموزم، متوجه شدم که خبر تاسیس کتابخانه های روستایی قبلا از طریق این کانال مطرح شده است لیکن به نظرم آمد ظرفیت های این اقدام فوق العاده ، برای طرح مجدد و گسترده تر آن بیشتر از آنچه هست ، که تا کنون انجام شده است . حالا کتابخانه های روستایی تبدیل به یک حرکت نمادین شده است . به رغم آنکه بسیاری از مسئولین دولتی از این طرح ابتکاری بازدید کرده اند اما اساسا این طرح به مردم متکی است . از رحمت الله دهش پرسیدم ما چه کمکی می توانیم انجام دهیم .آدرس صفحه اینستاگرامش را داد و گفت ما حمایت مردم را می خواهیم https://www.instagram.com/p/BjcOBgdFXWo/?taken-by=rahmatollah.dahesh "آنها از شما پول نمی خواهند ، کتاب می خواهند ." به مجمع فعالان اقتصادی بپیوندید telegram.me/esfahaneconomy

به این عکس زیبا و شفاف به دقت نگاه کنید! آنها از شما پول نمی خواهند کتاب می خواهند مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy
به این عکس زیبا و شفاف به دقت نگاه کنید! آنها از شما پول نمی خواهند کتاب می خواهند مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

🔴 نقشه‌ی تحولات بازار ارز از سال ۱۳۹۲ تا سال ۱۳۹۷ ✍️ محمد ماهیدشتی 1️⃣ فاز اول) تقاضای بیش از حد برای ریال: اوج نرخ ارز قبل از استقرار دولت اول روحانی ۳۸۶۵ تومان بود. عوامل زیر منجر به قیمت‌گذاری کمتر از حد دلار شدند: ۱) عرضه‌ی ارز توسط بانک مرکزی برای افزایش ذخایر کالاهای استراتژیک به منظور کاهش رشد ۶۵ درصدی قیمت کالاهای اساسی. ۲) تقاضای بالای بانک‌های تجاری جهت جذب سپرده به دلیل مطالبات معوق بسیار بالا و ناتوانی در فروش وثایق تملیکی به قیمت دفتری ناشی از ترکیدن حباب اقتصاد ایران و رکود بازارها. ۳) خوش‌بینی بیش از حد بنگاه‌ها و مردم به توافق هسته‌ای، ترس از ضرر کردن، کاهش ذخایر احتیاطی و عرضه‌ی ارزهای خارجی. 🔻 در نتیجه قیمت دلار تا ۲۸۸۰ تومان پایین آمد و کار به جایی رسید که بانک مرکزی به طور رسمی اعلام کرد که این نرخ پایین را قبول نمی‌کند. 2️⃣ فاز دوم) رشد شدید نقدینگی: عوامل زیر منجر به بی‌ارزش شدن ریال تا سطح درست ۷۰۳۰ تومان شدند: ۱) بانک‌های تجاری سود سپرده‌ها را از محل اضافه برداشت از منابع بانک مرکزی پرداخت کردند. در تیر ۱۳۹۴ نرخ رشد سالانه‌ی نقدینگی به سطح بسیار بالای ۴۲ درصد رسید. این نقدینگی به طور هوشمندانه‌ای وارد بازار ارز می‌شد. ۲) در دی ۱۳۹۶ پس از اعتراضات سپرده‌گذاران مؤسسات مالی و اعتباری غیرمجاز، متأسفانه در یک اقدام ناعادلانه و ناکارآ از حق تمام مردم ایران برای پرداخت پول گروهی سفته‌باز سوداگر استفاده شد که همین عامل اصلی تشکیل حباب بود. اندکی پیش از این قله‌ی ۴۱۵۲ تومان شکسته شده بود. ۳) بانک مرکزی ترجیح داد و اعلام کرد که ذخایر ارزی را عرضه نمی‌کند. ۴) تکنیکالیست‌ها، تشخیص روند سفته‌بازانه دادند. 👈 نرخ دلار از ۲۸۸۰ تا ۷۰۳۰ تومان در مجموع ۱۴۴ درصد افزایش یافت که دقیقاً با بهره‌ی مرکب ۵ ساله‌ی نظام بانکی یعنی سالانه ۲۰ درصد برابر است. این نشان می‌دهد که این بهره‌ها بابت هیچ و پوچ بوده و علت نابودی ریال ایران بودند. ⚠️ در پایان این فاز دولت به اشتباه اعلام کرد که تمامی تقاضای ارزی را در نرخ ۴۲۰۰ تومان پاسخ می‌دهد. 3️⃣ فاز سوم) رسانه، حباب و اشتباه بازار: این فاز دقیقاً با خروج آمریکا از توافق هسته‌ای شروع شد و توسط رسانه‌های اجتماعی به شدت تغذیه شد. بازار ارز تبدیل به یک بازار سهام شد و با ورود عوام نرخ رشد ارز شدت گرفت. این افراد به دلار برای مبادلات خارجی نیاز نداشتند، فقط فکر می‌کردند که فرد دیگری وجود دارد که دلار را از آن‌ها گران‌تر بخرد. 🔺این بازی تا قیمت ۱۹۳۵۶ تومان و پایان هدف زمانی ادامه داشت. در این لحظه شخص جدیدی وجود نداشت که دلار را به قیمت بالاتر بخرد. 4️⃣ فاز چهارم) ترکیدن حباب و هدف ۹۱۷۳ تومانی: در فاز کنونی دو سیاست پولی در حال اجرا است. ☝️یک سیاست، افزایش نرخ هدف بانک مرکزی به سطحی بسیار بالاتر از ۴۲۰۰ تومان است. بانک مرکزی در نرخی مانند ۹۱۷۳ تومان به راحتی می‌تواند عملیات بازار باز را انجام دهد. ✌️سیاست دوم دستور برگرداندن منابع ریالی بانک مرکزی است؛ 💡بنابراین، بانک‌های تجاری مجبور هستند مجدداً تقاضای خود برای ریال را یا با فروش ارز یا با فروش طلا و ملک افزایش دهند که این به کاهش نرخ برابری دلار به ریال کمک می‌کند./ با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy
مجمع فعالان اقتصادی @esfahaneconomy

سخنرانی الهام بخش دنزل_واشینگتن، با مدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 خیار و گوجه بکاریم !! ✍️دکتر حسین تهرانی ✅ چند سال قبل به قصد تعویض خودرو به نمایندگیهای فروش خودروسازان مختلف ژاپنی اعم از تویوتا، هوندا، نیسان،.. در خارج مراجعه کردم. جدا از احترام شاهانه و خم و راست شدنهای متعدد، آنقدر شرایط خرید خودرو ساده، آسان و جذاب بود که دلم میخواست از هر نمایندگی دو الی سه عدد خودرو خریداری کنم!! هر چه چقدر من بیشتر ناز میکردم و شرایط میگذاشتم، فروشنده ها گزینه هایی جدید پیش روی من قرار میدادند! در نهایت از من میپرسیدند که دوست دارم هر ماه چقدر برای خرید خودرو هزینه کنم و من برای رد کردن پیشنهاد آنها، مبلغ بسیار پایینی را مطرح میکردم و با کمال تعجب آنها بازهم شرایط من را قبول میکردند!! ( حقیقتا دچار عذاب وجدان شدیدی شده بودم!!) در ایران اوضاع کمی متفاوت است و این خودروسازان و فروشندگان خودرو هستند که بر مسند شاهی تکیه زده و شرایط فروش و قیمت را مشخص میکنند!! خریدار بینوا کل پول را ابتدا پرداخت کرده و پس از ماهها انتظار، در بهترین شرایط خودروی بی کیفیتی را تحویل میگیرد!! بنظر میرسد که خودروسازان و دلالان در یک اتحاد استراتژیک با گرم کردن بازار خودرو و ایجاد قیمتهای کاذب، در حال خالی کردن جیب مردم و فرستاندشان به دنیای باقی با خودروهای بی کیفیت و ناامن خود هستند !! تا اینجای داستان را همگی میدانیم و نکته جدیدی در آن نیست. نکته ای که من بهیج عنوان متوجه آن نمیشوم این است که با این شرایط، چگونه میشود که خودرو ساز ژاپنی سودده و پولدار است و خودرو ساز ایرانی ورشکسته و بی پول!! چند روز قبل در خبرها خواندم که بدهی صنایع خودرو سازی به قطعه سازان داخلی، به مرز ۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده و تعداد قابل توجهی از قطعه سازان تعطیل و نیمه تعطیل شده و بیش از ۱۵۰ هزار نفر از نیروی کار این واحدها تعلیق و یا تعدیل شده اند !!!! یکی از دوستانم که سالها در یک خودرو ساز داخلی مشغول بکار بود، مطلب جالبی را برای من بیان کرد که چند سال قبل آنها قرارداد مشاوره ای را با یک شرکت ژاپنی امضاء کردند تا راه کارها و پیشنهاداتی توسط مشاور ژاپنی به آنها ارایه شود. در جلسه نهایی پس از ۴ ساعت ارایه جزئیات و آمارهای مختلف، پیشنهاد نهایی مشاور ژاپنی، تعطیلی کارخانه و کاشتن خیار و گوجه در زمین این خودروساز، برای داشتن بیشترین بهره وری بود !!! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 عوارض «دخل ریالی» و «خرج دلاری» ✍️ دکتر محمد فاضلی ✅ هنرمندی از سینمای ایران در مصاحبه‌ای درباره دستمزدش برای یک فیلم، زندگی خانواده‌اش در آمریکا، یک میلیون و چهارصد هزار فالوور اینستاگرامش و هشتاد میلیون ایرانی جملاتی می‌گوید که جنجالی می‌شود. او می‌گوید که هشتاد میلیون ایرانی در مقابل آن‌که خم به ابروی فرزندش در آمریکا بیاید چیزی نیست؛ و یک میلیون و اندی فالوور را هم در مقابل دغدغه فرزندش به هیچ می‌گیرد. ✅ حرف‌هایش باعث نقدهای بسیار شده اما فکر می‌کنم این بخش از حرف‌های جنجالی او می‌تواند فقط بخشی از یک واکنش عصبی به فشارها باشد و او به مانند ایرانیان دیگر، وطنش را دوست دارد و چنان نیست که هشتاد میلیون ایرانی را مهم تلقی نکند. منصف باشیم، لحظاتی بوده که هر کدام از ما وطن را از فرط درماندگی یا عصبانیت ناسزا گفته‌ایم، البته توجیه ندارد. ✅ جمله‌ای در مصاحبه این هنرمند هست که رمزگشایی آن بسیار مهم است. او می‌گوید من زیر بار ده هزار دلاری که هر ماه باید برای خانواده‌ام بفرستم درمانده شده‌ام. قصدم از تحلیل این جمله ایشان، ابداً نقد کردار و سبک زندگی فردی این هنرمند نیست، زندگی هر کسی به خودش ربط دارد، بلکه می‌خواهم از پدیده‌ای اجتماعی و سیاسی که بر این کشور تأثیرات بزرگ می‌گذارد بنویسم. ✅ خانواده‌های بسیاری در ایران هستند که فرزندان خود را برای تحصیل و زندگی بهتر به خارج از کشور فرستاده‌اند. برخی از این فرزندان با استعداد و توانمندی خود بورس تحصیلی گرفته‌اند یا کسب و کاری دارند و خانواده وابسته نیستند، اما کثیری وابسته‌اند. فرستادن فرزند به خارج توانمندی مالی قابل توجهی می‌خواهد و چنین خانواده‌هایی اغلب در طبقه متوسط و بالایی قرار دارند و از مدیران ارشد و میانی دولت، نمایندگان مجلس، قضات، استادان دانشگاه، مالکان و مدیران شرکت‌های خصوصی، اعضای هیئت مدیره شرکت‌های دولتی و خصولتی، پزشکان و هنرمندان مشهور هستند. ✅ ویژگی این مشاغل، توانایی کسب درآمد قابل توجه، بیشتر از درآمد معمول و قانونی این گونه مشاغل، از مسیرهای مشروع و نامشروع است. هر کدام از گروه‌هایی که برشمردم می‌توانند به شکل مشروع، بیشتر کار کنند (پزشکی که بیشتر در مطب کار می‌کند یا چهار عمل جراحی بیشتر انجام می‌دهد و الی آخر). این‌ها قادرند چندشغله هم بشوند و برای مثال مدیریت دو سه شرکت را بر عهده گیرند و در چند سازمان خدمت کنند. این گروه‌های شغلی هم‌چنین قادرند از مسیرهای نامشروع کسب درآمد کنند. ✅ مدیر دولتی می‌تواند پروژه غیرکارشناسی را تصویب کند، نماینده مجلس می‌تواند برای فلان پیمانکار لابی کند، استاد دانشگاه می‌تواند برای گرفتن فلان پروژه دست به کارهای غیراخلاقی بزند، پزشک می‌تواند تقاضای القایی ایجاد کند و بیمار را برای جراحی غیرضروری راهی بیمارستان سازد، و قاضی هم دستی به سر و روی پرونده بکشد و وجدانش را چند روزی به تعطیلات بفرستد، و همین‌طور الی آخر. ✅ صاحبان این مشاغل که برشمردم، به ابزارهایی برای تأثیرگذاری بر سیاست‌ها، برنامه‌ها و اقدامات دسترسی دارند. حقوق اغلب مدیران ارشدی که در چنین مشاغلی قرار دارند – به استثنای برخی مشاغل آزاد نظیر پزشکان – اگر حدود 15 میلیون تومان در ماه باشد (یعنی 180 میلیون تومان در سال)، و لازم باشد فقط ماهی 5 هزار دلار (نه ده هزار دلار آن هنرمند) برای خانواده ارسال کنند، بدان معناست که سالی 420 میلیون تومان کسری خواهند داشت (با احتساب دلار ده هزار تومان). این میزان کسری سه نوع فشار بر نظام سیاست‌گذاری و اجرا وارد می‌کند: 1. مدیران ارشد و میانی تحت فشار عصبی تأمین کسری درآمد قرار می‌گیرند؛ 2. فشار بر ظرفیت و توانمندی مدیران به‌واسطه چندشغله شدن و کاهش کارآیی آن‌ها وارد می‌کند؛ 3. فشار و زمینه برای میل به کسب درآمد نامشروع و اعمال نفوذ فسادانگیز بر سیاست‌ها، پروژه‌ها، قراردادها و الی آخر پدید می‌آورد. ✅ پدیده تحصیل فرزندان طبقه متوسط در خارج از ایران، به معنای «دخل ریالی و خرج دلاری» برای این طبقه است، و باعث فشار بر مغز والدین خود می‌شوند تا به هر طریقی فرزند دلبند را تأمین کنند و بدین گونه تمرکز بوروکرات‌ها و مغزهای مدیریتی و کارشناسی به عوض تمرکز بر امور مملکت، احتمالاً بر کسب درآمد از طرقی نامعقول و ناسالم متمرکز خواهد شد. پیدایش شرایطی در کشور که مسبب فشار برای فرستادن فرزندان به خارج است، خسارتش فراتر از فرار مغزها و خالی شدن کشور از نیروی انسانی است، نظام سیاست‌گذاری به شکل غیرمستقیم عقلانیت و سلامت نظام سیاسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 ﺯﻧﯽ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻫﺮ ﺷﺐ ﻗﺒﻞ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ، ﺑﺎﺑﺖ ﭼﯿﺰﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺩﺍﺭﺩ ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﯿﻬﺎﯾﺶ ﺭﺍ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ. ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺷﺒﻬﺎ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻧﻮﺷﺖ: ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺷﺐ ﺻﺪﺍﯼ ﺧﺮﺧﺮ ﺷﻮﻫﺮﻡ ﺭﺍ ﻣﯽﺷﻨﻮﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﺳﺖ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺩﺧﺘﺮم ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺷﺴﺘﻦ ﻇﺮﻓﻬﺎ ﺷﺎﻛﯽ ﺍﺳﺖ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻧﻬﺎ ﭘﺮﺳﻪ ﻧﻤﯿﺯﻧﺪ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ ﻣﯽﭘﺮﺩﺍﺯﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺷﻐﻞ ﻭ ﺩﺭ ﺁﻣﺪﯼ ﺩﺍﺭﻡ ﻭ ﺑﯿﻜﺎﺭ ﻧﯿﺴﺘﻢ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻟﺒﺎﺳﻬﺎﯾﻢ ﻛﻤﯽ ﺑﺮﺍﯾﻢ ﺗﻨﮓ ﺷﺪﻩ ﺍﻧﺪ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻏﺬﺍﯼ ﻛﺎﻓﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﺩﺍﺭﻡ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﺭﻭﺯ ﺍﺯ ﺧﺴﺘﮕﯽ ﺍﺯ ﭘﺎ ﻣﯽﺍﻓﺘﻢ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺗﻮﺍﻥ ﺳﺨﺖ ﻛﺎﺭ ﻛﺮﺩﻥ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻡ! ﺧﻮﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﻭ ﭘﻨﺠﺮه ها ﺭﺍ ﺗﻤﯿﺰ ﻛﻨﻢ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﯼ ﺩﺍﺭﻡ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﻛﻪ ﮔﺎﻫﯽ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺑﯿﻤﺎﺭ ﻣﯿﺸﻮﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺁﻭﺭﻡ ﻛﻪ ﺍﮐﺜﺮ ﺍﻭﻗﺎﺕ ﺳﺎﻟﻢ هستم! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﺧﺮﯾﺪ ﻫﺪﺍﯾﺎﯼ ﺳﺎﻝ، ﺟﯿﺒﻢ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﻣﯿﮑﻨﺪ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻋﺰﯾﺰﺍﻧﯽ ﺩﺍﺭﻡ ﻛﻪ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﻢ ﺑﺮﺍﯾﺸﺎﻥ ﻫﺪﯾﻪ ﺑﺨﺮﻡ! ﺧﻭﺷﺤﺎﻟﻢ ﮐﻪ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺻﺒﺢ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺎ ﺯﻧﮓ ﺳﺎﻋﺖ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﺷﻮﻡ، ﺍﯾﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﻣﻦ ﻫﻨﻮﺯ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

چی فکر می کردیم چی شد بامدیران نامدار ایران همراه شوید @excellentmanagers

🔴 کارآفرینان این دیار مظلوم اند 🔶 کارآفرینان این دیار مظلوم‌اند زیرا هنوز هستند کسانی که تفاوت میان یک کارآفرین نوآور را با یک رانت‌خوار سیری‌ناپذیر یا اشراف‌زاده ثروتمند را نمی‌دانند. 🔷 مظلوم‌اند چون هیچ دست یاری‌رسانی پیرامون خود نمی‌بینند، بلکه هر دستی می‌بینند یا یاری‌خواه است یا مطالبه‌گر. 🔶 مظلوم‌اند چون هنوز بسیاری از دولتمردان ما نمی‌دانند که سرمایه اصلی برای جهش اقتصادی در هر کشوری به‌ویژه اقتصاد رکودزده ما، کارآفرینان ریسک‌پذیر، صبور و نوآورند, نه منابع نفت و گاز و کانسارهای رنگارنگی که آنها را دچار غرور و سرمستی می‌کند و از توجه به گنج‌های نهفته در میان شهروندان غافل می‌سازد. 🔷 مظلوم‌اند چون هنوز دستگاه‌های نظارتی ما نمی‌دانند که ارزش‌ برخی از کارآفرینان ما حتی از ارزش برخی آثار باستانی ما بیشتر است و بنابراین کارآفرین را نباید با ارزش پول سنجید و او را به خاطر شکست‌هایی که بخش اعظم آن ناشی از بی‌ثباتی‌ها و سوء‌مدیریت کلان اقتصادی کشور بوده است، مقصر دانست. 🔶 مظلوم‌اند چون کودکان ما نام بسیاری از بازیگران، خوانندگان و فوتبالیست‌های داخلی و جهانی را می‌شناسند, ولی هیچ نامی از هیچ کارآفرین ایرانی در ذهن آنها ننشانده‌ایم. 🔷 مظلوم‌اند چون در دنیایی که همه به کوچکی خوگرفته‌اند, آدم‌های بزرگ را برنمی‌تابیم. 🔶 مظلوم‌اند چون در عصری که پی‌درپی, فسادهای افسانه‌ای پدیدار می‌شود، بازشناسی یک کارآفرین حقیقی از یک رانت‌خوار فاسد، کاری بس دشوار است. 🔷 مظلوم‌اند چون هنوز نظام مالیاتی ما به این باور نرسیده است کارآفرینان بار سنگین مستمری ایام بی‌کاری نیروی کار را از دوش دولت‌ها بر‌می‌دارند و بر دوش خویش می‌گذارند. 🔶 مظلوم‌اند چون هنوز نظام بیمه و بانک ما نمی‌داند که در دوران رکود اقتصادی باید به حمایت از کارآفرینان برخیزند نه آنکه فشار برای بازپس‌گیری بدهی‌های کارآفرینان را بیفزایند و آنان را زمین‌گیر و محاکمه و زندانی کنند. 🔷 مظلوم‌اند چون دستگاه متولی ما نمی‌داند که زندانی‌کردن یک کارآفرین مانند تخریب‌کردن یک اثر باستانی است که عمرها و هزینه‌های گزافی برای ساخت آن صرف شده است. 🔶 مظلوم‌اند چون برخلاف همه دنیا، قانون ورشکستگی در این دیار به یک قانون مهجور و صوری و ناکارآمد تبدیل و به همین علت باعث شده است که وقتی کارآفرینی در مسیر پر از مخاطره‌ خویش ناکام می‌ماند، محکوم به نابودی است و اجازه شروع دوباره نخواهد داشت. 🔷 مظلوم‌اند چون مردم ما هنوز در داوری خویش درمورد آنان، بین قصور و تقصیر تفاوتی نمی‌گذارند و اگر کارآفرینی شکست خورد، به جای آنکه انگشت اتهام را به سوی شرایط و عوامل بیرونی نشانه روند که کارآفرین را به سوی شکست سوق داده است، به سوی شخص کارآفرین نشانه می‌روند. 🔶 مظلوم‌اند چون دولت‌های ما, اغراض سیاسی خود را در برخورد با کارآفرینان نیز سرایت می‌دهند و سرانجام کارآفرینان ما مظلوم‌اند زیرا هنوز دانشگاه‌های ما احساس مسئولیت نمی‌کنند تا بستر افکار عمومی را برای پیشروی کارآفرینان به سوی افق‌های مبارک هموار و سازگار کنند و دانش خویش را در جهت تصحیح و تقویت عملکرد کارآفرینان به کار نمی‌گیرند. 🔷 فراموش نکنیم که ٨٠ سال از تأسیس نظام دانشگاهی ما می‌گذرد اما هنوز ما هیچ رشته‌ای برای آموزش، تقویت و مشاوره به کارآفرینان تأسیس نکرده‌ایم. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 چرا نباید چک کردن گوشی اولین کاری باشد که صبح ها انجام می دهید؟ 🔸وقتی از خواب بیدار می شوید نخستین کاری که می کنید چک کردن نوتیفیکیشن های گوشی است تا مبادا از تحولات جدیدی که رخ داده اند بی خبر بمانید. اما به گفته "تریستان هریس"، طراح سابق اخلاق گرای گوگل، نگاه کردن گوشی بلافاصله بعد از بیرون آمدن از تختخواب می تواند روز شما را خراب کند. 🔸هریس در سه سال گذشته در مورد تاثیرهای سوء تکنولوژی بر ضعف ذهن ما تحقیقاتی انجام داده است. او طراحان تکنولوژی را با جادوگران مقایسه می کند و می گوید این افراد به دنبال نقاط کور، لبه ها، آسیب پذیری ها و محدودیت های درک مردم می گردند! بنابراین می توانند بر کارهایی که مردم انجام می دهند تاثیر بگذارند، بدون اینکه حتی آنها بفهمند چه بلایی سرشان می آید. وقتی به تکنولوژی این قدرت را می دهید، تجارب شما را به شیوه ای کنترل خواهد کرد که نخواهید فهمید. 🔸او در مورد اینکه چرا نباید چک کردن گوشی اولین کاری باشد که صبح ها انجام می دهید می گوید: ◀️ "وقتی صبح ها از خواب بیدار می شویم و گوشی خود را برای دیدن لیست نوتیفیکیشن ها روشن می کنیم شما با تجربه بیدار شدن از خواب و احاطه شدن با منویی از چیزهایی که دیروز اتفاق افتاده اند و در جریان آنها قرار نگرفته اید گرفتار می شوید." 🔸تحقیقات دیگر نشان می دهند که دریافت مداوم نوتیفیکیشن ها میزان استرس را بالا می برند. برای مثال در تحقیقی که بر روی ۲۰۰۰ کارگر انجام شد مشخص شد نوتیفیکیشن های ایمیل با احساس بیشتر اضطراب ارتباط مستقیم دارند. 🔸یک راهب بودایی به نام Thich Nhat Hanh اشاره میکند وقتی احساس استرس می کنیم، یا در حال نشخوار گذشته ایم یا نگران آینده ایم. این دقیقا همان اتفاقی است که با نگاه کردن به نوتیفیکیشن های گوشی می افتد و به جای لذت بردن از صبح مجبور می شوید به همه کارهایی فکر کنید که می خواهید انجام دهید یا اتفاقاتی که دیروز افتاده است. 🔸هریس پیشنهاد می کند به جای چک کردن گوشی باید بیشتر سعی کنید کارهایی را انجام دهید که با نیازهای واقعی شما مطابقت دارند. برای من خوردن یک فنجان چای بدون فکر کردن به موضوع خاصی بهترین حالت ممکن است. اگر چه این روزها هیچکس گوشش بدهکار نیست، اما ایمیل ها و پیام ها می توانند منتظر بمانند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 نحوه‌ سؤال کردن مدیران باهوش و کارآمد در محل کار 🔸خیلی از ما در زندگی‌مان با پرسش‌هایی مواجه می شویم که پاسخ آنها را می دانیم، اما با این حال دوست داریم نظر دیگران را هم جویا شویم. گاهی بعد از پرسیدن این سؤالات احساس کم هوشی کرده‌ایم، در بیشتر مواقع واکنش دیگران سبب ایجاد چنین احساسی در ما شده است. مهم این است چطور از دیگران سؤال بپرسیم. 🔸افراد باهوش از دیگران سؤالاتی می پرسند که پاسخ‌های خوب و متنوعی دارد و می توانند چیزهای خوبی از آنها یاد بگیرند. مشکل اینجاست که ما سؤالات محدودکننده‌ای داریم. بگونه‌ای سؤال می کنیم که پاسخ آن از قبل مشخص است. حتی در خیلی موارد اصلاً به پاسخ طرف مقابلمان توجه نداریم. چون طوری سؤال می‌پرسیم که پاسخ آن واضح و روشن است. ◀️ سؤالات اشتباه در محیط کار و بهترین جایگزین برای آنها: ▪️سؤالاتی که برای دریافت تائید دیگران پرسیده می شود این سؤالات تنها ذهن طرف مقابل را محدود می کند. پس او به جای فکر کردن و ارائه‌ بهترین راه حل، تنها پاسخ دلخواهتان را به شما می دهد. مانند اینکه بپرسیم: "بهتر نیست آن سفارش را همین طور که هست تحویل دهیم؟ به نظر شما باز هم باید منتظر بمانیم؟" خیلی از این سؤالات تنها یک پاسخ دارند و پاسختان کاملاً واضح و روشن است. می توانید این سؤالات را بدین صورت مطرح کنید: "به نظر شما درباره‌ این سفارش‌ها چه کاری می توانیم انجام بدهیم؟ فکر می کنید بهتر است چه کار کنیم؟" این سؤالات پاسخ اصلی را در بر ندارد و هر یک از آن‌ها به طرف مقابل امکان می دهد درباره‌ پاسخ خوب فکر کنند. برای این سؤالات پاسخ‌های زیادی هم وجود دارد. ▪️سؤالاتی که تنها دو گزینه پیش روی طرف مقابل قرار می دهد تصور کنید می خواهید یک سفارش به دست مشتری برسانید اما در بین راه متوجه می شوید کیفیت مطلوبی ندارد. درباره آن چاره اندیشی می کنید و فقط دو راه حل برای آن دارید که هر دو جوانب مثبت و منفی دارند. اکنون از اعضای گروهتان سؤال می کنید و دو راه حل مقابلشان می گذارید. "به نظر شما باید تمام کار را از اول شروع کنیم؟ یا باید ادامه دهیم و امیدوار باشیم مشتری متوجه نقصان سفارش نمی شود؟" اعضای تیم یکی از این دو راه حل را انتخاب می کنند؛ زیرا تنها دو راه حل محدود وجود دارد و ذهنشان به همین دو راه معطوف است. قطعاً راه حل بهتری هم وجود دارد که شما به آن توجه نکرده‌اید. پس با پرسش اشتباه و محدودتان، قدرت تفکر درباره‌ راه سوم را از اعضای تیم گرفته‌اید. نباید ذهن اعضای گروهتان را تنها با چند راه حل محدود کنید. ▪️سؤالاتی که واقعاً برای دانستن پرسیده نشده‌اند فکر می کنید اگر درباره چیزی سؤال کنید ضعف خود را نشان داده‌اید؟ آیا به‌عنوان یک مدیر ضعیف و آسیب پذیر جلوه می کنید؟ شاید حق با شما باشد. بهترین راه این است به جای سؤال پرسیدن، توضیح بخواهید. سؤال خود را به این صورت مطرح کنید: "راه حل شما مرا تحت تأثیر قرار داد. تصور کنید من هیچ اطلاعی در این باره ندارم، چطور می توانید آن را برایم توضیح دهید؟" ◀️ نکاتی درباره نحوه‌ بیان سؤال: ▪️سؤال خود را در قالب یک جمله بیان کنید باید سؤالاتتان را واضح و با جزئیات بپرسید، اما تنها به یک جمله محدود شوند. برای مثال: "چطور می توان کیفیت محصول را بهبود داد؟" ▪️تنها وقتی برای سؤالاتتان گزینه‌ای مطرح کنید که هیچ گزینه‌ دیگری ممکن نیست البته این موضوع در بیشتر مواقع صادق نیست؛ زیرا معمولاً برای هر مشکلی راه حل‌های زیادی وجود دارد. ▪️پاسخ را در سؤالات خود نگنجانید اگر پاسخ را می دانید، نیاز نیست آن را در سؤالتان بگنجانید. پس سؤالاتی که می پرسید، نباید پاسخ‌های احتمالی داشته باشد. ▪️تا جای ممکن کمتر حرف بزنید وقتی از دیگران سؤال می کنید به معنای آن است که می خواهید چیزی که درباره‌ این موضوع می دانند یا حدس می زنند را بدانید. پس ساکت بمانید و تنها گوش دهید. وقتی از فردی به روش درست سؤال می پرسید، باید انتظار داشته باشید چیزهای زیادی از پاسخ‌های او یاد بگیرید. منبع: inc با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

مسائل تغيير نمی كند؛ اين ما هستيم كه نحوه ی نگرش خود راتغيير می دهيم. کارلوس کاستاندا جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanag
مسائل تغيير نمی كند؛ اين ما هستيم كه نحوه ی نگرش خود راتغيير می دهيم. کارلوس کاستاندا جمع مدیران نامدار ایران @excellentmanagers

🔴چشمان کور دولت؟ مقایسه دولت هلند و ایران ✍️مجتبی لشکربلوکی چرا این قدر حاشیه نشین، گورخواب، بی خانمان و کارتن خواب در کشور داریم؟ چرا ما با «روسپیگری معیشتی» یعنی روسپیگری با هدف تامین معیشت خانوار روبرو هستیم؟ علی رغم اینکه در کشورمان بیش از ده سازمان عریض و طویل حمایتی و رفاهی داریم و ماهانه میلیاردها تومان صرف امور حمایتی می شود. سازمان بهزیستی، کمیته امداد، سهام عدالت، سازمان هدفمندی یارانه ها، بنیاد برکت، بنیاد شهید و ... نمونه ای از سازمان های حمایتی و رفاهی موجود هستند که گردش مالی آنان سر به فلک می کشد. به عنوان نمونه فقط عدد یارانه در سال برابر است با ۳۰ هزار میلیارد تومان! چرا این اعداد نجومی نمی تواند منجر به پایان کارتن خوابی و کاهش حاشیه نشینی و روسپی گری معیشتی شود. برای پاسخ به این سوال بگذارید تجربه هلند را با هم بررسی کنیم. در هلند تمام پرداخت های حمایتی و یارانه ای کاملا متناسب با نیاز و سطح درآمد افراد پرداخت می‌شود. اینگونه نیست گشاده دستانه و با چشمان بسته به همه یارانه داده ‌شود. دولت یک پایگاه اطلاعاتی دارد. تمام اطلاعات که از درگاه های مختلف توسط خودتان یا دیگران وارد می شود، در یک پایگاه اطلاعاتی جامع ثبت می شود که ۶۰۰ ارگان و سازمان دولتی به این سامانه متصل هستند و حسب نیاز، به برخی اطلاعات آن دسترسی دارند. هر تغییری که در میزان دارایی، محل سکونت، تعداد فرزندان مهدکودکی، محصل و دانشجو، میزان حقوق، نوع ماشین، میزان اجاره و مالیات و ... بیفتد تمام تغییرات در دسترس ۶۰۰ ارگان دولتی قرار می گیرد. قرارداد اجاره خانه تان را نه فقط خود شما بلکه صاحبخانه و آژانس املاکی نیز موظفند که به دولت اطلاع دهند. خوب وقتی چنین اطلاعاتی وجود دارد چه اتفاقی در هلند می افتد؟ دولت دو رابطه مالی اصلی با مردم دارد. یکی زمانی که پول می گیرد (مالیات و عوارض) و دیگری زمانی که پول می دهد (یارانه و پرداخت حمایتی) مالیات و عوارض: وقتی دولت سطح مالی فرد یا خانوار را محاسبه کرد متناسب با وضعیت مالی، از وی مالیات و عوارض می گیرد و بخشودگی زیادی را نیز شامل برخی افراد می کند. در هلند شهروندان موظفند سالیانه ۷۰۰ یورو برای جمع آوری زباله و مالیات فاضلاب پرداخت کنند. ولی شما می توانید درخواست بدهید از این عوارض (مالیات شهری) معاف شوید. چگونه؟ به راحتی! چون شهرداری به اطلاعات شما دسترسی دارد و درخواست شما را راستی آزمایی می کند (وبسایت عیارآنلاین). یارانه یا پرداخت های حمایتی: دولت هلند تمام کمک هزینه ها و یارانه های خود را منوط می کند به اطلاعاتی که از وضعیت مالی شما دارد. یعنی به خانواده الف ۱۰۰۰ یورو و به خانواده ب ۱۲۰۰ یورو کمک می کند. این است معجزه کشورداری مبتنی بر اطلاعات. آن عدالتی که ما همیشه از آن دم می زنیم، سازوکارش آن است که دولت مبتنی بر یک پایگاه اطلاعاتی جامع تصمیم گیری کند با چشمانی کاملا باز. حالا نظام مالی-اطلاعاتی هلند را مقایسه کنید با طرح های رفاهی-حمایتی که در کشور اجرا می شود. به عنوان مثال در سهام عدالت به جای آنکه افراد بر اساس میزان تمکن مالی، مشمول سهام عدالت شوند بر اساس صنف انتخاب شدند و خیلی دردناک تر اینکه استادان دانشگاه مشمول سهام عدالت شدند چون اطلاعاتشان در دسترس بود اما کارتن خوابان و هفت میلیون کارگران فصلی_ ساختمانی و خانواده هایشان فراموش شدند!!! در همین هدفمندی یارانه ها شما اگر بوگاتی سه میلیاردی سوار می شدید یا موتور گازی سی هزار تومانی، یارانه هر دو یکی است. فاجعه دیگری که وجود دارد این است که برخی افراد از تمام سازوکارهای حمایتی استفاده می کنند یعنی هم یارانه می گیرند هم تحت پوشش سازمان های دیگر هستند هم خانه برایشان ساخته شده است و هم سهام عدالت دریافت کرده اند. و عده ای دیگر حتی یارانه هم دریافت نمی کنند. چه می توان کرد؟ خوشبختانه عده ای جوان باهوش و مدیر لایق در این کشور پایگاه جامع رفاه ایرانیان را ایجاد کرده اند که به بیش از ۵۰ پایگاه اطلاعاتی ملی دسترسی دارد. اکنون دیگر می توان بر اساس اطلاعات موجود با دقت خوبی، یارانه بگیران ثروتمند را حذف کرد. اکنون می توان تمام پرداخت های رفاهی و حمایتی را یکپارچه کرد و منوط کرد به آزمون وسع. هر سازمان و سازوکار حمایتی باید مبتنی بر یک پایگاه اطلاعات جامع و مشترک تصمیم گیری کند. چشمان دولت کور نیست بلکه بسته است. با همین منابع محدودی که دولت دارد اگر بخواهد می تواند پرداخت های حمایتی را به گونه ای انجام دهد که کارتن خوابان و حاشیه نشینان نه دو برابر که صد برابر دیگران پرداخت حمایتی دریافت کنند و ثروتمندان صدها برابر دیگران مالیات بپردازند به شرط آنکه دولت چشمانش را باز کند. ما چیزی از هلند کم نداریم به جز جسارت برای باز کردن چشمان و اعتماد به نظام های اطلاعاتی پیشرفته با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers

🔴 کدام رشته های دانشگاهی پول سازترند؟ انتخاب رشته تحصیلی در دانشگاه تصمیمی بزرگ و حساس است و آینده و سرنوشت جوانان را رقم می زند. چندین سال پس از تحصیل در دانشگاه، تفاوت درآمد بین برخی ازرشته‌ها که با تقاضای بیشتری در بازار کارروبرو هستند نسبت به آنهایی که شانس کمتری در بازار کار دارند، بسیار چشمگیر است. به گزارش یورونیوز دکتر جک بریتون، پژهشگر ارشد و اقتصاددان موسسه مطالعات مالی بریتانیا در یک پژوهش جدید به بررسی دلایل نابرابری در میزان درآمد رشته های مختلف پس از اتمام تحصیلات پرداخته است. این پژوهش مستقل ازموسسات دولتی و با هدف آگاه سازی مردم به شرایط اقتصادی و درآمد حاصل از رشته‎های دانشگاهی و تخصصی مختلف صورت گرفته است. مثلا در بریتانیا به طورمیانگین درآمد فارغ التحصیلان رشته پزشکی و دندان پزشکی ۴۶۷۰۰ پوند، اقتصاد ۴۰۰۰۰، هنرهای تجسمی ۲۰۱۰۰ پوند، کشاورزی ۲۲۰۰۰ و ارتباطات ۲۲۳۰۰ پوند است. این تفاوت می تواند به خصوص در بین فارغ التحصیلان با یک سطح تحصیلی، بیشتر خودنمایی کند. مطالعات نشان می دهند که رشته‌های پزشکی و دندانپزشکی پولسازترین رشته‌های دانشگاهی اولین پنج سال پس از فارغ التحصیلی هستند. میانگین درآمد یک پزشک و یا دنداپزشک جوان بین ۴۰ تا ۵۰ هزار پوند در سال است. اما اگر اقتصاد خوانده اید یا قصد آنرا دارید نگران نباشید درآمد قابل توجهی پس از فارغ التحصیلی خواهید داشت. پس از آن برخلاف انتظارات رشته ریاضی قرار می گیرد البته اگر بخواهید تنها به تدریس در دانشگاه و غوطه ور شدن در علم ریاضی متمرکز شوید پولدار نخواهید شد ریاضیدانهای پولساز وارد تالارهای بورس و شرکتهای مرتبط با بورس و بانکها می شوند. دامپزشکان هم شانس زیادی برای پولسازی تنها پنج سال پس از فارغ التحصیلی دارند و پس از آنها مهندسان در رشته‌های مختلف قرار می گیرند. بسته به نوع نیاز کشوری که در آن هستید رشته‌های مختلف مهندسی همواره می تواند به شما برای کسب درآمد قابل قبول در سراسر دنیا کمک کند. این مطالعات همچنین نشان می دهد که اگر قصد پولسازی دارید به هیچ وجه نباید دنبال رشته هایی از دست هنر و کشاورزی و روانشاسی و رشته‌های مرتبط به آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان بروید. حتی رشته ارتباطات که در دهه‌های گذشته در زمره رشته‌های پردرآمد محسوب می شد امروز یکی از رشته هایی است که می توان آنرا در زمره رشته‌های با دستمزد پایین قرارداد. از سوی دیگر عواملی مثل جنس (زن یا مرد) پیش از انتخاب رشته می تواند بر درآمد فارغ التحصیلان تاثیرگذار باشد. در بریتانیا فارغ التحصیلان مرد بیشتر از زنان هستند. تبعیض درآمد بین زن و مرد پس از پنج سال به حدود ۳۵۰۰ پوند و به عبارتی به ۱۴ درصد می رسد. برخی بر این نظرند که شاید این شکاف به دلیل انتخاب رشته هایی با پتانسیل درآمد پایین توسط زنان است. اما در حالت کلی پس از اتمام تحصیلات، مردان بیشتر از زنان درآمد کسب می کنند. یک دلیل دیگر شاید انتخاب رشته های کم درآمدتر توسط زنان باشد. رشته هایی چون هنرهای تجسمی، پرستاری، روانشناسی و علوم اجتماعی بیشتر مورد علاقه دانشجویان دختر است تا پسران. البته این تفاوت درآمد همیشه ناشی از انتخاب شخصی نیست بلکه گاهی نیز به بسترخانوادگی که فرد به آن تعلق دارد، بستگی دارد. افرادی که از خانواده های مرفه تر هستند، بیشتر تمایل دارند که دانشگاه های مهم و معروف را برای ادامه تحصیل انتخاب کنند. به نظر می رسد افزایش هزینه‌های تحصیلی دانشجویان در بریتانیا تا حدود ۹۲۵۰ پوند در سال، میزان بدهی آنها را افزایش خواهد داد و احتمالا بسیاری از آنها توان بازپرداخت وام تحصیلی خود را نخواهند داشت. ناتوانی در بازپرداخت وام تحصیلی بر فارغ التحصیلانی که درآمدهای کمتری دارند فشار بیشتری تحمیل خواهد کرد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers