HICH
Ir al canal en Telegram
بات ناشناس آرمین https://telegram.me/HarfBeManBot?start=ODg2NjY3OTI بات ناشناس سینا https://t.me/HarfBeManBOT?start=MTU3MDcwMjUy
Mostrar más712
Suscriptores
-124 horas
-27 días
-430 días
Archivo de publicaciones
712
من یک پارادوکسم یک متناقض نما!
میخواهم شاد باشم اما به چیزهایی فکر میکنم که غمگینم میکنند
تنبلم اما جاه طلب و بلند پروازم
خودم را دوست ندارم ولی عاشق کسی ام که هستم .
میگویم هیچ چیز برایم مهم نیست اما در واقع همه چیز برایم مهم است
من محتاج توجه ام اما وقتی به من توجه نشان میدهند آن را پس میزنم
میخواهم برای آینده ام تلاش کنم ولی همیشه در گذشته زندگی میکنم
من یک متناقض نمای پیچیده هستم
با همه این ها شاید آدم بیخودی باشم ولی خودم هستم
@nothing6x
712
رفقا عکس ها یا ویدیو های خفنی که از خودتون یا طبیعت یا هرچی که فک میکنید خفن هستش رو واسم توی ناشناس بفرستید . به جای عکس متفرقه ، از عکس ها و ویدیو های شما میخوام استفاده کنم . فقط چهره مشخص نباشه .
ارادت
712
من کلی رسیدن به خودم بدهکارم . تلاش هم زیاد کردم واسشون ولی نشد دیگه . میدونی آدم تا یه جایی تلاش میکنه واسه چیزی یا کسی . از یه جایی به بعد انگار رو تردمیل داری در جا میزنی . هیچ ثمرهای به جز استیصال و استهلاکِ روحت نداره . لطفا یه نفر از کسایی که رسیدن بپرسه که چه خبره اونجا؟ هواش خوبه ؟
@nothing6x
712
با یه سری آدم آشنا شدم و باهاشون رفت و آمد میکنم که من در مقابل اونا یه پسر بچه خونگی و مثبت و گوگولی به نظر میام که تا حالا هیچ کارِ مثبتی انجام ندادم . به نظر تجربه جالبی میاد و هرچی که میشنوم فکم میفته زمین و با تعجب نگاشون میکنم.
دختره از خاطراتِ گنگ بنگش با آب و تاب تعریف میکرد و من جرات نمیکردم چیزی بگم و فقط لبخند میزدم :))
یا پسری که به جنگل سوزی های استرالیا از طریق یه دختر مدل بیست ساله کمک مالی کرده بود و از دختره نود گرفته بود و به همه ما نشون میداد !
712
من هیچ کنترلی رو حرفها و کارهام ندارم. اگر یک مشت جمله ی بی معنی نمیخوای، مکالمه رو شروع نکن.
@nothing6x
712
یه روز خشمهای فروخوردم جمع میشن و در قالب یک هیولا بدنمو میدرن و میرن سراغ باعث و بانیشون.
@nothing6x
712
از آرزوهای چندسال پیش که خیلی ذوق و شوق داشتم براشون و باید تا به حال بهشون میرسیدم هیچ چیز، بی اغراق هیچ چیز باقی نمونده.
@nothing6x
712
اين دو سه روزى كلاً خونه بودم و جايى نرفتم، توى اين شهر بود و نبودم ديگه واسه كسى فرقى نميكنه، نه كسى زنگ ميزنه نه كسى خبر ميگيره، ديشب مادرم سر يه موضوعى خيلى عصبى بود و از من مشورت خواست و منم مثل يه مشاور، درست حسابى بهش مشاوره دادم بعد از كلى صحبت مشكلش حل شد و به نتيجه رسيد، يهو بعد از بحث چشماش پر از اشک شد گفت: " تو كى انقدر بزرگ شدى؟ اگه خودت بخواى ميتونى بهترين مردِ دنيا باشى حتى براى من كه مادرتم فقط نميدونم چرا مغز ندارى و بعضى وقتا احمقى. " يه چيز تو همون مايه هاى چسمغزِ خودمون
712
بهش گفتم : مهندس ، طرف یه جوری به من مسلط بود که کلِ وجودمو از چشمای اون میدیدم. یه پک از سیگارش زد و گفت ریدی داداش.
@nothing6x
712
از یه دیتای خام، میشه چندتا نتیجه گرفت، ولی اگه ازش نتایج پارادوکسیکال بگیریم، بیشتر شبیه به کسخلاییم تا آدمای عاقل!
@nothing6x
712
مامانبزرگم همیشه یه ضربالمثلی بهم میگفت که معنیش حول این جمله میگذشت: «در اثر بازی با کسانی که سن و تجربهی کمتری از تو دارند، آبروت رو از دست میدی.»!
و من همواره شاکی بودم که مزخرف میگی و همیشه سعی بر این داشتم که رابطهم رو با نسلهای بعد از خودم حفظ، و با نسلهای قبل از خودم قطع کنم. دیروز اما یکی از این بچهها که به زور تازه بیست سالش شده و من در جهت اینکه حالا راحت باش و کول باش و اصن مراعات سن و سال و سایر چیزهایی که توش پشم منم نیستی و نخواهی شد رو نکن، باهاش کول برخورد میکردم، برگشته که لطفن هیچگونه شوخیای با من نکن. و اینجا بود که نه تنها راه رو بر خودش بست، بات آلسو باعث شد که من از این به بعد برینم روی سر هر کدوم از این بچههای جغله که کارش بهم میفته. شیر تو این نسل بیموالات و بیریشه که حاصل عشقبازی از سر استیصال آدمایی هستن که خودشون هرگز نفهمیدن دارن چیکار میکنن، و بچه آوردن تا زندگیشون مستحکم شه! بدجوری ریدین آقایون و خانمها! میریختین توی فاضلاب کاش!
