es
Feedback
کانال اطلاع رسانی ایل بزرگ ذوله

کانال اطلاع رسانی ایل بزرگ ذوله

Ir al canal en Telegram

هدف کانال تجمع مجازی ایل بزرگ ذوله و زنده نگه داشتن فرهنگ،لباس،زبان و ....ایلی و عشایری می باشد. انتقاد،پیشنهادوارسال تصاویر و فیلم @Hamidreza_naderi

Mostrar más
1 823
Suscriptores
Sin datos24 horas
+57 días
+730 días
Archivo de publicaciones
‏فایل صوتی از طرف عبداله یگانه

سلام صبح بخیر: باعرض ادب دلشادوخرم بری ازبلاء دیورورنج غم حسن ختام گپ کسروکم همگی خرم خودوگردخوم زندگیت زیبا وینه وهاران امسال وهرسال هردم وهرآن دراوج عزت وروزگاران باخانواده جمیع دوستان یادگذشته کوه امروله یادسیاه مال عشایرذوله یادوهاران آو تره وتوله امروله الان چیومال چوله یادیان وخیرایل ودامداران زرین رکاوان لایق سواران مردان مرزدارشیریان ژیان زنان زیرک داناوکاردان کوچ هرساله پائیزووهار ییلاق وقشلاق وگشت وگذار نمایش قدرت موقع مال بار کره وماس ودو وشام ونهار شامه وشمیم آو روین دانه آو وفورنعمت دوره وزمانه آوجمع خوبان آودوستانه آوخوش وبش وآوگفتمانه آومهربانی آوصدق وصفا آومحبت وآو مهرووفا آورفاقت بیرنگ وریا آووهاران قشنگ وزیبا یادی وخیربوآوساوهاران گاره گارکوک وسرنساران گل گل کل وبزوورمغاران شوره آووفراووکوهساران لاله سربزیر باحجب وحیا گل بی نظیرزیباودلربا ارای ای گله صدشکرخدا زیباآفرین حی توانا ریواس رنگی گل ارغوان ساوزوسربلندروی وآسمان هدیه الهی فصل وهاران ودرگای دادگرحمد بیکران چرخ زندگی وکام دل بو زندگیت زیبامثال گل بو نوات خوشنواجوربلبل بو کام دل روامرادحاصل بو ار۱۴۰۵/۶/۷

‏فایل صوتی از طرف عبداله یگانه

✍۱-تعریف ایل* ایل عبارت است از یک واحد سیاسی که از تعدادی طایفه تشکیل شده باشد.🍂 ۲-چگونگی تشکیل و ساختمان ایل، ایل در مرحله خاصی از زمان بصورت یک نیروی ضربه ای ، یا تدافعی بوجود آمده و پس از مدتی چهره ی ساختگی از بین رفته و بصورت یک جمع متشکل باخصوصیات مشترکی به حیات خود ادامه می دهد.🍂 ۳-رکن اساسی طایفه و تیره، رکن اساسی طایفه ،تیره است ،هرتیره دارای یک هسته مرکزی است که از تعدادی افراد که دارای نیازی مشترک هستند تشکیل شده و از این روابط خویشاوندی نقش اساسی را در این میان بازی می کنند . رهبری تیره جزء کدخدا محسوب می گردد، رهبر تیره بایستی از اعضاء اصلی تیره یعنی از نسل بانی تیره باشد و فردی لایق ،دلیر و مهمتر از همه در سخنگویی مهارت خود را نشان داده باشد ، مانند شناخت سابقه تاریخی ایل ،مدد گرفتن از علم زبانشناسی.🍂 ۴- تقسیمات ایل یا تیره شناسی، هر ایل به چند طایفه ، تیره ،شاخه و خانوار تقسیم میگردد.🍂 ۵- نظام ایلی : ریش سفیدان ایل کسی را از میان خود به ریاست ایل یا طایفه بر می گزینند و تا زمانی که رفتار وکردار او بر وفق مصالح ایشان باشد مورد احترام و اطاعت قرار می گیرد. 🍂📚 ان شاءالله، عزیزانی که گاهاً بصورت سلیقه ای و بدون منبع و ماخذ ،تعریفی ناقص از ایل زوله تهیه و برای سایتها و کانالها ارسال می کنند ، به بندهای این مطلب ( تعریف ایل،طایفه ،تیره، هوز) توجه، تا در این رابطه کاملاً توجیه گردند.

*معلمی که یواشکی کیف غذای دانش‌آموزش را باز کرد و با دیدن محتویات آن، وسط کلاس نشست و گریه کرد*🥪😭 زنگ تفریح بود و دانش‌آموزان کلاس اول ابتدایی با سروصدا مشغول خوردن تغذیه‌های رنگارنگشان بودند. یکی ساندویچ مرغ داشت، یکی کیک و آبمیوه، و دیگری ظرفی پر از میوه‌های پوست‌کنده. در انتهای کلاس، پسرک ریزنقشی به نام «علی» آرام در نیمکتش نشسته بود و سرش را پایین انداخته بود. او هیچ‌وقت در زنگ تفریح چیزی نمی‌خورد و می‌گفت: «من صبحانه کامل خورده‌ام، سیر هستم.» خانم معلم که مدت‌ها بود به رفتار علی مشکوک شده بود، این بار تصمیم گرفت واقعیت را بفهمد. او آرام به سمت نیمکت علی رفت. علی با دیدن معلم، دستپاچه شد و سعی کرد کیف کوچک پارچه‌ای که روی پایش بود را پنهان کند. معلم با لبخندی مهربان کنارش نشست و گفت: «علی جان، چرا تغذیه‌ات را نمی‌خوری؟ ببین دوستانت چه با اشتها می‌خورند.» علی با صدایی لرزان گفت: «خانم اجازه، میل ندارم.» معلم به آرامی کیف پارچه‌ای را از دست علی گرفت. گره آن را باز کرد. داخل کیف، فقط «نصف یک نان لواش خشک و خالی» بود. حتی یک تکه پنیر هم لای آن نبود. معلم با تعجب پرسید: «پسرم! همین؟ تو با همین تا ظهر سیر می‌مانی؟» علی سرش را بالا آورد. چشمان درشتش پر از اشک بود. بغضش ترکید و با صدایی که قلب معلم را مچاله کرد، گفت: «خانم... مادرم هر روز صبح یک نان می‌خرد. نصفش را برای من می‌گذارد و نصفش را برای ناهار خودش. اما من می‌دانم او ناهار نمی‌خورد تا برای شام من و خواهرم چیزی داشته باشد. او همیشه الکی می‌گوید "من سیرم"... من این نان را نمی‌خورم تا ظهر آن را به خانه ببرم و به مادرم بدهم تا او بخورد... او خیلی ضعیف شده است...» خانم معلم دیگر نتوانست بایستد. همان‌جا روی نیمکت کنار علی نشست، نان خشک را در دست گرفت و های‌های گریه کرد. گریه برای مادری که گرسنگی می‌کشید تا فرزندش در مدرسه جلوی بقیه خجالت نکشد، و فرزندی که گرسنگی می‌کشید تا مادرش زنده بماند... نتیجه اخلاقی:* مادرها عجیب‌ترین موجودات خدا هستند. آن‌ها تنها کسانی هستند که می‌توانند با شکم گرسنه، بگویند "من سیرم" و تو باور کنی. فقر شاید در خانه‌ای باشد، اما "عشق" و "ایثار" در آن خانه پادشاهی می‌کند. یک تلنگر به وجدان‌های بیدار: حواسمان به دور و برمان باشد. شاید همین نزدیکی‌ها، مادری باشد که برای سیر کردن بچه‌اش، خودش را فراموش کرده است. اگر توانستیم، دستی بگیریم، بدون اینکه آبرویی بریزیم. *اگر این داستان قلبت را سوزاند، آن را به اشتراک بگذار تا یادمان نرود قهرمانان واقعی دنیای ما، مادران فداکار هستند*. ❤️🖤 مادر يعنى ایثار