اسلام سؤال و جواب
Ir al canal en Telegram
بخش فارسی سایت اسلام سوال و جواب، بزرگترین بانک فتوا بر روی اینترنت، تحت نظر شیخ محمد صالح المنجد islamqa.info/fa
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 396
Suscriptores
Sin datos24 horas
-17 días
-130 días
Archivo de publicaciones
1 396
192960 رفتن زن به مسجد به قصد شرکت در نماز جنازه چه حکمی دارد؟
✉️ سوال
زنی کارمند آموزش و پرورش هستم و گاه به ما خبر میرسد که فلان مرد یا زن از دنیا رفته و شاید آنها همکار ما در اداره یا از خویشاوندان آنان باشد و میدانیم که قرار است کجا بر او نماز گزارده شود و صرفا برای نماز بر او به مسجد میروم و همکارانم را تشویق میکنم که بیایند، چه آن درگذشته مرد باشد یا زن، یا از خویشاوندان آنان باشد و این را حقی میدانم که آنان بر گردن ما دارند. آیا این رفتار من اشتباه است؟ چون یکی از همکاران خانم من از من خواست دربارهٔ این کار از علما بپرسم تا اگر کارم درست است از من پیروی کند و اگر کارم بدعت است ترکش کنم.
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
برای زنان، رفتن مسجد به قصد ادای نماز میت جایز است؛ زیرا دلیلی از جانب شرع برای منع آن وجود ندارد.
شیخ ابن باز ـ رحمه الله ـ میگوید: «نماز جنازه برای مردان و زنان مشروع است، به دلیل سخن پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که: «آنکه شاهد جنازهای باشد تا آنکه بر آن نماز گزارده شود یک قیراط دارد و کسی که تا دفن آن حاضر باشد دو قیراط دارد» گفتند: یا رسول الله، دو قیراط چیست؟ فرمود: «مانند دو کوه بزرگ» (متفق علیه). یعنی از نظر پاداش. اما زنان اجازهٔ تشییع جنازه تا قبرستان را ندارد، زیرا از این کار نهی شدهاند و در صحیحین از ام عطیه ـ رضی الله عنه ـ روایت شده که گفت: «ما از دنبال کردن جنازه نهی شدیم و بر ما سخت گرفته نشد». اما دربارهٔ نماز میت برای زن، نهی وارد نشده است، چه این نماز در مسجد باشد یا در خانه یا در مصلی، و زنان در مسجد پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ در دوران ایشان و بعد از ایشان بر جنازهها نماز میخواندند. اما زیارت قبور خاص به مردان است، مانند تشییع جنازه تا قبرستان؛ زیرا رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ زنانی را که قبرها را زیارت میکنند لعن نمودهاند» (مجموع فتاوی ابن باز: ۱۳/ ۱۳۴).
ایشان ـ رحمه الله ـ همچنین میگوید: «برای این حدیث که پرسنده ذکر کردند یعنی «زن بهرهای از جنایز ندارد» اصل و اساسی نیافتیم، و کسی از علما را نمیشناسیم که این حدیث را تخریج کرده باشد، آنچه در این باره از ایشان وارد شده آن است که ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ «زنان زیارت کنندهٔ قبرها و کسانی که بر قبور مسجد و چراغها قرار میدهند لعنت نمودند»، و نهی زنان از تشییع جنازه - یعنی تشییع آن تا قبرستان - است، اما نماز بر آن همراه با دیگر مردم در مسجد یا در مصلی برای همه مشروع است و زنان همراه با پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ نماز فرض و نماز بر جنازه را انجام میدادند و عایشه ـ رضی الله عنها ـ در مسجد النبی بر جنازهٔ سعد بن ابی وقاص ـ رضی الله عنه ـ نماز گزاردند».
(مجموع فتاوی ابن باز: ۱۳/ ۱۳۵-۱۳۶).
بنابراین: خارج شدن به مسجد برای نماز جنازه اگر برای شما امکان داشت و مفسدهٔ دیگری از جمله بیتابی یا نوحه خوانی یا فتنه در آن نبود اشکالی ندارد. والله اعلم.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #زن #مسجد #نماز_جنازه
https://islamqa.info/fa/answers/192960
1 396
105460 طولانی شدن مدت نامزدی
✉️ سوال
به خواستگاری دختر خالهام رفتم و الحمدلله نامزدی انجام گرفت و الان از زمان نامزدی ما یک سال و سه ماه گذشته است ولی هنوز عقد نکاح انجام نشده و او در انتظار من است، اما تاکنون نتوانستهام مبلغی را که برای ازدواج لازم است جمعآوری کنم. آیا من برای این تاخیر گناهکار هستم؟ و اگر گناهکارم بگویید که چکار کنم؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
«تا وقتی که این تاخیر به سبب دست تنگی و مشغولیت شما برای جمعآوری هزینههای ازدواج باشد شما گناهکار نیستید، زیرا این به سبب عذر است، اما لازم است که از آنها عذر بخواهید و شرایط واقع را به آنها بگویید و بگویید که برای جمعآوری آنچه لازم است نیاز به وقت دارید. حال اگر این را به آنها گفتید و به شما اجازه دادند مشکلی نیست، اما توصیهٔ ما این است که هزینههایی که در توان شوهر نیست را به او تحمیل نکنیم بلکه باید در مورد ازدواج و مهریه آسان گرفته شود و تا جایی که امکان دارد هزینههای ازدواج کم شود».
(مجموع فتاوى الشيخ صالح الفوزان: ۲/۵۴۹).
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #خانواده #نامزدی #ارتباط
https://islamqa.info/fa/answers/105460
1 396
12720اگر به لباسش نجاست برسد چه کار باید بکند؟
✉️ سوال
اگر هنگام ادرار کردن عادی یا با عجله، چند قطره ادرار به لباس زیر برسد، حکم آن چیست؟
۱- آیا برای اینکه پاک شود، غسل کردن لازم است؟
۲- آیا مسلمان باید همهٔ لباس زیر خود را بشوید، یا اینکه لازم است هر بار که این اتفاق میافتد آن را عوض کند، یا فقط شستن همان قسمتی که ادرار به آن رسیده کافی است؟
۳- مسلمانی که قطرات ادرار به لباس زیرش رسیده چگونه نماز بخواند؟ و اگر در این حالت نماز بخواند آیا نمازش پذیرفته است؟
۴- اگر مسلمان شک کند که روی برخی از جاهای آلوده به ادرار را نشسته است، حکم آن چیست؟ و آیا این موضوع بر نماز و طهارت اثر میگذارد؟
۵- آیا کسی که با وجود شک (در نشستن برخی جاهای آلوده به ادرار) نماز خوانده است، باید نمازش را دوباره بخواند؟ و آیا در این حالت، خواندن قرآن و دست زدن به آن برایش جایز است؟
۶- چه کارهایی در این حالت برای او حرام است؟
امیدوارم با فتوایی روشن، شک و تردیدهایم را برطرف کنید.
خلاصهی پاسخ
۱- بر مسلمان واجب است که از نجاست دوری کند و تا جایی که میتواند در پاک نگهداشتن خود کوشا باشد.
۲- رسیدن نجاست به لباس انسان، غسل را بر او واجب نمیسازد.
۳- برطرف کردن نجاست با شستن آن حاصل میشود، تا جایی که اثر نجاست از بین برود.
۴- پاکی از نجاست، شرط صحت نماز است و اگر فرد خود را از آن پاکیزه نکند، نمازش باطل خواهد بود.
۵- اگر قطرات ادرار به لباس انسان برسد، همان قسمتی را که آلوده شده است میشوید تا زمانی که به پاک شدن آن گمان قوی پیدا کند؛ و آنچه از بخشهای شسته نشده باقی بماند، در زمرهٔ نجاست اندکی قرار میگیرد که بخشیده شده (معفوّ عنه) است.
۶- اگر کسی شک کند که آیا نجاست را برطرف کرده است یا نه، بنا را بر یقین میگذارد؛ یعنی اصل را بر این میگذارد که نجاست برطرف نشده است. عکس این حالت نیز صادق است؛ یعنی اگر یقین داشته باشد که پاک است و سپس شک کند که آیا نجاست به لباسش رسیده یا خیر، گفته میشود که اصل بر پاکی است؛ چرا که پاکی همان امرِ یقینآور است.
۷- اگر کسی تا پس از پایان نماز از نجاست لباس خود باخبر نشود، نمازش صحیح است.
۸- تنها کاری که در صورت وجود نجاست بر لباس برای انسان جایز نیست، فقط نماز خواندن است؛ اما دیگر کارها مانند خواندن قرآن و امثال آن حرام نمیشود.
📝 متن پاسخ
نمایش محتوا
وجوب دوری از نجاست
آیا نجاستِ لباس موجب غسل میشود؟
حکم نماز خواندن با لباس نجس
حکم نجاست اندک
حکم کسی که از نجاست ناآگاه است
حکم شک در برطرف کردن نجاست
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
وجوب دوری از نجاست
بر مسلمان واجب است که از نجاست دوری کند و تا جایی که میتواند در پاک نگهداشتن خود کوشا باشد؛ از ابن عباس روایت است که گفت: رسول الله ﷺ از کنار دو قبر گذشتند و فرمودند: «همانا این دو عذاب میشوند و بر امر [به ظاهر] بزرگی عذاب نمیشوند؛ اما یکی از آنها سخنچینی میکرد و دیگری خود را از ادرارش نمیپوشاند»؛ و در روایتی آمده است: «و دیگری از ادرار پاکیزگی نمیجست». به روایت مسلم (الطهارة/ ۴۳۹).
معنای اینکه از ادرارش پاکیزگی نمیجست این است که از آن دوری نمیکرد و در پاک نگهداشتن خود حساس نبود؛ به همین دلیل، ادرار کردن به صورت ایستاده جایز است، به شرط آنکه فرد از پاشیده شدن ترشحات ادرار به لباس و بدنش در امان باشد؛ پاسخ سؤال شمارهٔ (103846) را ببینید.
اما دربارهٔ قسمتهای سؤال:
آیا نجاستِ لباس موجب غسل میشود؟
چگونه نجاست را برطرف کنیم؟
2- برطرف کردن نجاست با شستن آن حاصل میشود، تا جایی که اثر نجاست از بین برود؛ پس اگر نجاست به لباسی برسد، تنها شستن همان موضعِ نجسشده از لباس واجب است و شستن بخشهای دیگر لازم نیست. همچنین تعویض لباس بر او واجب نخواهد بود، هرچند اگر خودش بخواهد لباسش را عوض کند، اشکالی در این کار نیست.
حکم نماز خواندن با لباس نجس
3- اما دربارهٔ حکم نماز در لباسی که به آن نجاست رسیده، باید دانست که پاکی از نجاست شرط صحت نماز است و اگر فرد خود را از آن پاکیزه نکند، نمازش باطل خواهد بود؛ زیرا در حالی نماز خوانده که آلوده به این نجاست بوده است. پس هرگاه در چنین حالتی نماز بخواند، در واقع نماز را به گونهای به جا آورده که الله و رسولش آن را نخواستهاند و به آن فرمان ندادهاند؛ و از پیامبر ﷺ ثابت شده است که فرمودند: «هر کس کاری انجام دهد که امر ما بر آن نباشد، آن کار مردود است».
حالتهای رسیدن نجاست به لباس
۱- اگر انسان یقین داشته باشد که نجاست به جای مشخصی از لباس رسیده، واجب است همان موضعِ نجسشده را بشوید.
۲- اینکه گمان قوی داشته باشد نجاست به جای مشخصی رسیده است.
۳- اینکه دربارهٔ محل دقیق لکهٔ نجاست، تنها احتمال داشته باشد (شک داشته باشد). در حالت دوم و سوم، انسان باید بررسی و جستجو (تحری) کند؛ پس هر جا را که گمان قوی دارد نجاست به آن رسیده است، میشوید. «الشرح الممتع» ابنعثیمین (۲/۲۲۱) را ببینید.
حکم نجاست اندک
برخی از اهل علم گفتهاند: از نجاست اندک به هیچ وجه گذشت نمیشود.
اما برخی دیگر گفتهاند: از نجاست اندکِ دربارهٔ همهٔ نجاسات گذشت میشود؛ و این مذهب ابوحنیفه و انتخاب شیخ الاسلام [ابن تیمیه] است، بهویژه در مواردی که مردم زیاد به آن دچار میشوند و در معرض آن هستند؛ زیرا مراعات و پاکسازی آن مایهٔ سختی و مشقت است و الله تعالی میفرماید: وَمَا جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَجٍ [حج: ۷۸] (و در دین بر شما سختی و تنگنایی قرار نداد). دیدگاه درست نیز همان مذهب ابوحنیفه و شیخ الاسلام است؛ و از جمله نجاسات اندکی که به خاطر سختی در دوری از آن، بخشیده شده و مورد عفو به شمار میرود، مقدار اندک از سلس البول (نشت ادرار) برای کسی که به آن مبتلا شده و تا جای ممکن و در حد توانش، برای پاک ماندن از آن تلاش کرده است. بنگرید به «الشرح الممتع» از ابن عثیمین (۱/۳۸۲).
و اما معیار و حد اندک بودن این است که نگاه عموم مردم (افراد میانهحال) ملاک قرار گیرد؛ پس آنچه را بسیار بدانند، بسیار است و آنچه را اندک بشمارند، اندک است.
بر این اساس گفته میشود: اصل بر این است که اگر قطرات ادرار به لباس انسان برسد، همان قسمتی را که آلوده شده است میشوید تا زمانی که به پاک شدن آن گمان قوی پیدا کند؛ و آنچه شسته نشده باقی بماند، همانطور که گذشت، در زمرهٔ نجاست اندکی قرار میگیرد که بخشیده شده است. والله اعلم.
حکم کسی که از نجاست ناآگاه است
اما اگر از وجود نجاست بیخبر باشد؛ از شیخ ابن باز در این باره پرسیده شد و ایشان چنین پاسخ دادند:
اگر کسی تا پس از پایان نماز از نجاست لباس خود باخبر نشود، نمازش صحیح است؛ زیرا هنگامی که جبرئیل در حال نماز به پیامبر ﷺ خبر داد که در کفشهایشان آلودگی وجود دارد، ایشان کفشهای خود را درآوردند و بخش اول نماز را دوباره نخواندند. همچنین است اگر پیش از نماز از وجود نجاست باخبر بوده و سپس آن را فراموش کرده و با همان لباس نماز خوانده باشد و تنها پس از نماز آن را به یاد آورد؛ به دلیل فرمودهٔ الله عزوجل: رَبَّنَا لَا تُؤَاخِذْنَا إِنْ نَسِينَا أَوْ أَخْطَأْنَا [بقره: ۲۸۶] (پروردگارا، اگر فراموش کردیم یا به خطا رفتیم، ما را بازخواست مکن)...
اما اگر در حال نماز نسبت به وجود نجاست در لباسش شک کند، جایز نیست نماز را رها کند؛ خواه امام باشد و خواه فُرادیٰ، و باید نمازش را تمام کند. «فتاوى الشيخ ابن باز» (۱۲ / ۳۹۶-۳۹۷).
حکم شک در برطرف کردن نجاست
۴- مسألهٔ شک در برطرف کردن نجاست: اگر نجاست به لباس کسی برسد، این موضوع اصل قرار میگیرد (یعنی اصل بر نجس بودن لباس است) و این اصل تا زمانی که برطرف نشود، یقینی است؛ و برطرف شدن آن نیز با از بین رفتن نجاست حاصل میشود. پس اگر شک کند که آیا نجاست را برطرف کرده است یا نه، بنا را بر یقین میگذارد؛ یعنی اصل را بر این میگذارد که نجاست برطرف نشده است. عکس این حالت نیز صادق است؛ یعنی اگر یقین داشته باشد که پاک است و سپس شک کند که آیا نجاست به لباسش رسیده یا خیر، گفته میشود که اصل بر پاکی است؛ چرا که پاکی همان امر یقینی است.
شیخ ابن عثیمین میگوید: «اصل در لباس انسان این است که پاک باشد، مگر اینکه به رسیدن نجاست به بدن یا لباسش یقین پیدا کند. این اصل را سخن پیامبر ﷺ تأیید میکند؛ آنگاه که شخصی به ایشان شکایت کرد که در نمازش چیزی [مانند باد شکم] احساس میکند، فرمودند: «نماز را رها نکند تا زمانی که صدایی بشنود یا بویی حس کند».
پس اگر شخص به این امر یقین ندارد، اصل بر پاکی است؛ و چه بسا گمان قوی بر آلوده شدن لباس به نجاست داشته باشد، اما تا زمانی که شخص یقین پیدا نکرده، اصل بر ماندن پاکی است». «فتاوى ابن عثيمين» (۱۱/۱۰۷).
۵- تنها کاری که در صورت وجود نجاست بر لباس برای انسان جایز نیست، فقط نماز خواندن است؛ حتی اگر از حدث (بیوضویی یا جنابت) پاک باشد. اما دیگر کارها مانند خواندن قرآن و امثال آن حرام نیست.
و الله أعلم.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #طهارت #پاکی #لباس
https://islamqa.info/fa/answers/12720
1 396
فقیهان مذاهب دربارهٔ ضابطهٔ آنچه تداخل در آن صحیح است و آنچه صحیح نیست، تفصیلاتی دارند.
برای فایدهٔ بیشتر به: «التداخل وأثره في الأحكام الشرعية» نوشتهٔ دکتر محمد خالد منصور - که بر روی اینترنت موجود است - صفحهٔ (۶۳) و پس از آن نگاه کنید. والله اعلم.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #روزه #نیت
https://islamqa.info/fa/answers/309385
1 396
309385 مقصود از اشتراک در نیت میان روزهٔ مقصود لذاته و روزهٔ غیر مقصود لذاته
✉️ سوال
چگونه میان روزهٔ مقصود لذاته (روزهای که خودش هدف است) و روزهٔ غیر مقصود لذاته (روزهای که خودش هدف نیست) تفاوت قائل شویم تا نیت اشتراک در روزه صحیح باشد؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
نخست:
ضابط اشتراک میان عبادتها در نیت این است که: یکی از آنها «غیر مقصود لذاته» (عبادتی که هدف از آن تنها انجام دادن یک عبادت در زمانی خاص است) باشد تا با نیت، در دیگری وارد شود.
این قاعده شامل روزه و دیگر عبادتها میشود.
در روزه: روزهٔ «مقصود لذاته» (عبادتی که به خودی خود هدف است) مانند روزهٔ رمضان، قضای آن، روزهٔ نذر و روزهٔ روزهای خاص مانند روز عرفه، روز عاشورا و روز دوشنبه است. البته با وجود اختلاف نظر در برخی از این روزها که آیا مقصود لذاته هستند یا خیر؟
اما روزهٔ «غیر مقصود لذاته»: روزهای است که هدف در آن تنها بهجا آوردن روزهٔ مستحب است، بدون در نظر گرفتن خصوصیت آن روز؛ مانند روزهٔ سه روز از هر ماه.
پس اشتراک در نیت میان روزهٔ عرفه یا روزهٔ دوشنبه، با روزهٔ یکی از این سه روز جایز است.
در «الموسوعة الفقهية» (۱۲/ ۲۴) آمده است: «اگر دو عبادت را در نیت با هم شریک کند، چنانچه مبنای آنها بر تداخل باشد - مانند غسل جمعه و جنابت، یا جنابت و حیض، یا غسل جمعه و عید - یا یکی از آنها غیر مقصود باشد - مانند تحیت مسجد (نماز ورود به مسجد) همراه با نماز واجب یا سنتی دیگر - این کار به عبادت خللی وارد نمیکند؛ زیرا مبنای طهارت بر تداخل است و تحیت [مسجد] و امثال آن مقصود لذاته نیستند، بلکه مقصود اشغال آن مکان با نماز است، پس در دیگری ادغام میشود.
اما اشتراک میان دو عبادتِ «مقصود لذاته» (عبادتی که به خودی خود هدف است) مانند نماز ظهر و سنتهای آن (راتبه)، جایز نیست که در یک نیت با هم شریک شوند؛ زیرا آنها دو عبادت مستقل هستند که یکی در دیگری ادغام نمیشود».
دکتر عمر سلیمان اشقر رحمه الله گفته است: «کسی که معتقد به حاصل شدن دو عبادت با یک فعل در چنین مواردی است، دلیلش این است که مقصود شارع با انجام آن فعل محقق میشود؛ پس تحیت مسجد با ادای نماز واجب حاصل میشود، چه نیت تحیت را کرده باشد و چه نکرده باشد؛ زیرا مقصود، اشغال آن مکان با عبادت است». «مقاصد المكلفين» (۲۵۵).
از شیخ ابنعثیمین رحمه الله پرسیده شد: آیا جایز است در یک عبادت، نیت بیش از یک عبادت را داشته باشیم؛ مثلاً وقتی هنگام اذان ظهر وارد مسجد میشویم، دو رکعت نماز بخوانیم و نیت تحیت مسجد، سنت وضو و سنت راتبهٔ ظهر را بکنیم؟ آیا این کار صحیح است؟
ایشان چنین پاسخ دادند:
«این قاعده مهمی است که: «آیا عبادتها با هم تداخل مییابند؟» میگوییم: اگر عبادتی تابع عبادت دیگری باشد، تداخلی میان آنها نیست؛ این یک قاعده است.
مثال آن: نماز فجر دو رکعت است و سنت آن نیز دو رکعت است؛ این سنت مستقل است اما تابع [نماز فجر] است؛ یعنی سنت راتبهٔ فجر و مکمل آن است، پس نه سنت جایگزین نماز فجر میشود و نه نماز فجر جایگزین سنت؛ زیرا سنتِ راتبه، تابع فریضه است. پس هرگاه عبادتی تابع دیگری باشد، جایگزین آن نمیشود، نه تابع و نه اصل.
مثالی دیگر: نماز جمعه سنت راتبهای بعد از خود دارد؛ پس آیا انسان میتواند تنها به نماز جمعه بسنده کند تا او را از سنت راتبهٔ بعد از آن بینیاز کند؟
پاسخ: خیر؛ چرا؟ چون سنت جمعه تابع آن است.
دوم: اگر دو عبادت مستقل باشند - بهگونهای که هر یک از دیگری جدا بوده و خودِ آن عمل مقصود باشد - در یکدیگر تداخل نمیکنند.
برای مثال: اگر کسی بگوید: «من پیش از ظهر دو رکعت نماز میخوانم و نیت چهار رکعت میکنم»؛ چرا که نافلهٔ پیش از ظهر چهار رکعت است که دو سلام دارد. پس اگر بگوید: «دو رکعت میخوانم و نیت چهار رکعت میکنم»، این کار جایز نیست؛ زیرا این دو عبادت در اینجا مستقل هستند و هر کدام از دیگری جداست و خودِ آن عمل مقصود است، پس یکی جایگزین دیگری نمیشود.
مثالی دیگر: پس از نماز عشا، راتبهٔ عشا و پس از آن نماز وتر است. در نماز وتر جایز است که آن سه رکعت را با دو سلام بخوانیم؛ یعنی ابتدا دو رکعت [شفع] و سپس یک رکعت وتر بخواند. حال اگر کسی بگوید: «من میخواهم راتبهٔ عشا را به جای شفع و وتر و همان نافلهٔ عشا قرار دهم»، این کار جایز نیست؛ چون هر عبادت مستقل از دیگری و خود مقصود است، لذا صحیح نیست.
سوم: اگر یکی از دو عبادت، خودش [بهطور ویژه] مقصود نباشد و صرفاً انجام آن نوع از عبادت مقصود باشد، در اینجا یکی از آن دو به جای دیگری کفایت میکند؛ اما اصل جایگزین فرع میشود.
برای مثال: شخصی پس از اذان و پیش از آنکه نماز فجر را بخواند، وارد مسجد میشود. در اینجا او به دو کار موظف است: تحیت مسجد [نماز ورود به مسجد]؛ چرا که تحیت مسجد خودش مقصود نیست، بلکه مقصود آن است که تا دو رکعت نماز نخواندهای ننشینی. پس وقتی نافلهٔ فجر را بخوانی، این سخن بر تو صدق میکند که تا دو رکعت نماز نخواندهای ننشستهای و مقصود حاصل شده است. اما اگر نیت فرع را بکنی - یعنی فقط نیت تحیت کنی و نیت نافلهٔ فجر را نکنی - این نماز جایگزین نافله نمیشود؛ زیرا نافلهٔ فجر خودش مقصود است، اما تحیت صرفاً برای خواندن دو رکعت [پیش از نشستن] است.
اما دربارهٔ پرسش سؤالکننده: اگر کسی هنگام اذان ظهر وارد مسجد شود و دو رکعت نماز بخواند و نیت تحیت مسجد، سنت وضو و سنت راتبهٔ ظهر را بکند؟
اگر نیت تحیت مسجد و راتبه را [با هم] داشته باشد، کفایت میکند.
و اما دربارهٔ سنت وضو؛ باید دید منظور پیامبر ﷺ از این کلام که فرمود: «هر کس همانند این وضوی من وضو بگیرد و سپس دو رکعت نماز بخواند که در آن با خود سخن نگوید، گناهان گذشتهاش بخشیده میشود»، چیست؟ آیا مقصود ایشان این است که حتماً دو رکعت نماز [مستقل] پس از وضو وجود داشته باشد، یا مقصود این است که هرگاه وضو گرفتی، دو رکعت نماز بخوان؟
اینجا بررسی میکنیم؛ اگر مقصود این باشد که «هرگاه وضو گرفتی دو رکعت نماز بخوان»، آن دو رکعت مقصود [بالذات] میشوند. اما اگر مقصود این باشد که هر کس پس از وضو دو رکعت نماز بخواند - به هر کیفیتی که آن دو رکعت باشد - در این صورت این دو رکعت جایگزین سنت وضو، تحیت مسجد و نافلهٔ ظهر میشود.
آنچه برای من آشکار است - و علم نزد الله است - اینکه سخن پیامبر ﷺ «سپس دو رکعت نماز بخواند»، به معنای دو رکعت نماز بهخصوص و لذاته نیست، بلکه مقصود آن است که دو رکعت نماز بخواند، هرچند نماز واجب باشد.
بر همین اساس، در مثالی که سؤالکننده ذکر کرد میگوییم: این دو رکعت به جای سنت وضو، تحیت مسجد و راتبهٔ ظهر کفایت میکند.
مثالی دیگر: شخصی روز جمعه برای جنابت غسل میکند، آیا این غسل جایگزین غسل جمعه میشود؟
اگر با غسل جنابت، نیت غسل جمعه هم بکند، برایش حاصل میشود؛ به دلیل سخن پیامبر ﷺ که فرمود: «و برای هر کس همان است که نیت کرده است». اما اگر فقط نیت غسل جنابت کند، آیا از غسل جمعه کفایت میکند؟
باید دید آیا غسل جمعه خودش مقصود است، یا مقصود آن است که انسان برای این روز پاکیزه شود؟
مقصود [از این غسل] پاکیزگی است؛ به دلیل سخن پیامبر ﷺ که فرمود: «کاش برای این روزتان خود را پاکیزه میکردید». پس مقصود از این غسل آن است که انسان در روز جمعه پاکیزه باشد و این هدف با غسل جنابت حاصل میشود. بر این اساس، اگر کسی روز جمعه غسل جنابت کند، از غسل جمعه کفایت میکند، حتی اگر نیت نکرده باشد؛ و اگر نیت کند که موضوع روشن است. پایان نقل قول از «مجموع فتاوی و رسائل ابن عثیمین».
بنابراین روشن شد که تعیین معیار برای این قاعده (تداخل نیتها) موضوعی اجتهادی است؛ یعنی هر عالم بر اساس برداشت خود از متون شرعی و اصول فقه، و همچنین با تکیه بر این مطلب که آیا یک عبادت به خودی خود هدف است (اصالت) یا تابع عبادتی دیگر (تبعیت)، در این باره نظر میدهد. به همین سبب، علمای حنفی این معیار را برگزیدهاند که تداخل تنها در «وسایل عبادات» (مقدمات و پیشنیازهایی مانند طهارت) صحیح است. بنابراین از دیدگاه آنان، یکی کردن نیت در مقدمات نماز جایز است؛ مثلاً فرد میتواند با انجام تنها یک غسل، هم نیت غسل جنابت [رفع ناپاکی واجب] و هم نیت غسل جمعه [عبادت مستحب] را داشته باشد.
اما در «مقاصد» یعنی عبادتهایی که به خودی خود هدف هستند [نه مقدمه] تداخل در نیت صحیح نیست؛ مثلا اگر کسی بخواهد با خواندن چهار رکعت نماز، هم نیت نماز واجبِ وقت را بکند و هم نیت قضای نمازی را که پیشتر از او فوت شده، این کار درست نیست.
ابن رجب حنبلی رحمه الله میگوید:
«هرگاه دو عبادت از یک جنس در یک زمان جمع شوند، به گونهای که هیچکدام از آنها به صورت قضا یا به طور تبعیت از دیگری در آن وقت انجام نشود؛ کارهای آنها با هم تداخل مییابند و به یک فعل برای هر دو بسنده میشود. و این بر دو گونه است:
[نخست] اینکه با یک فعل، هر دو عبادت با هم حاصل شوند؛ که در این صورت بنابر قول مشهور، شرط است که هر دو را با هم نیت کند.
از نمونههای آن: کسی که دو حدث اصغر و اکبر (بیوضویی و جنابت) دارد؛ مذهب این است که اگر هر دو طهارت را با هم نیت کند، کارهای طهارت کبری (غسل) برای او کافی است...»
ایشان در ذکر فروع این بحث و استخراج آنها بر اساس مذهب تفصیل زیادی داده و سپس گفته است:
«[دوم]: اینکه یکی از دو عبادت با نیت آن حاصل شود و دیگری از او ساقط گردد؛ و برای این مورد نمونههایی است [از جمله]: هرگاه کسی وارد مسجد شود در حالی که نماز برپا شده است و با آنها (جماعت) نماز بخواند؛ تحیت از او ساقط میشود... [از جمله اینکه]: هرگاه عمرهگزار وارد مکه شود؛ او با طواف عمره آغاز میکند و طواف قدوم از او ساقط میشود...». «قواعد ابن رجب» (۱/۱۴۲) و مابعد آن را ببینید.
ادامه در پست بعدی
1 396
269272 حکم زندگی در آپارتمانی که روی کلیسا قرار دارد
✉️ سوال
من و همسرم اهل سوریه هستم و در حال حاضر در سوئد زندگی میکنیم. اینجا بحران بزرگی برای پیدا کردن خانه وجود دارد و ما به دینمان پایبند هستیم و قصد داریم به اسلام دعوت دهیم و رابطهی خوبی با کلیسا و مردمی که به کلیسا میآیند داریم و هدف ما آشنایی با آنان و تلاش در راه دعوت آنها به اسلام هست و هر دیدار مستقیم یا غیر مستقیم که با هر شخص مسیحی داریم خالی از دعوت مستقیم یا غیر مستقیم او به اسلام نیست... سوال ما این است: در طبقهی دوم کلیسا یک واحد وجود دارد که در و پلهاش جدا از در ورودی کلیسا است و به ما پیشنهاد دادهاند تا این واحد را اجاره کنیم و میدانند که ما مسلمانیم و به دینمان بسیار پایبند هستیم و این واحد خالی از هر نماد مسیحی مانند صلیب است. آیا ماندن در این خانه جایز است؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
این سوال را از شیخمان عبدالرحمن البراک حفظ الله پرسیدیم. ایشان بیان کردند که ساکن شدن در این خانه جایز است و حتی اگر در آن تصاویر یا نمادهای نصرانیان موجود باشد در صورت توان میشود آن را برداشت یا اگر برداشتن آن امکان ندارد با چیزی آن را پوشاند. والله اعلم.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #کلیسا
https://islamqa.info/fa/answers/269272
1 396
126400 رسیدگی جایز و رسیدگی حرام نسبت به قبرها
✉️ سوال
یکی از بستگانم از بقیهٔ برادرانش خواسته است که مقداری پول برای مراقبت از قبر مادرشان کمک کنند. بر روی این قبر گرد و خاک زیادی نشسته و اطراف آن را درختچههای کوچک فرا گرفته است. این قبر با میلههای آهنی محصور شده، با رنگ سفید رنگآمیزی شده و نام و تاریخ تولد و... بر روی آن نوشته شده است. آیا جایز است که آنان مقداری پول برای رسیدگی به آن بپردازند؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
اولاً:
قبر در شریعت اسلامی دارای حرمت و احترام بسیاری است و برای هیچکس جایز نیست که در آن سهلانگاری کند یا به آن تعدی نماید. تا جایی که پیامبر - صلی الله علیه وسلم - نشستن روی قبر را به شدت حرام کردهاند. از ابیهریره رضی الله عنه روایت است که رسول الله - صلی الله علیه وسلم - فرمودند: «اگر یکی از شما روی پارهآتشی بنشیند و لباسش بسوزد و آتش به پوستش برسد، برایش بهتر از آن است که روی قبری بنشیند». مسلم (۹۷۱) این حدیث را روایت کرده است.
این حرمت اقتضا میکند که مسلمانان به اندازهای که حرمت میت حفظ شود و کرامت او صیانت گردد و در معرض آزار و بیاحترامی قرار نگیرد، از قبر مراقبت کنند. این امر با روشهای زیر انجام میشود:
۱. قرار دادن یک سنگنشان (شاخص) در بالای سرِ قبر؛ همانگونه که پیامبر - صلی الله علیه وسلم - علامتی را نزد قبر صحابی بزرگوار، عثمان بن مظعون قرار دادند. ابوداود (۳۲۰۶) این روایت را نقل کرده است. نووی رحمه الله در «المجموع» (۵/۲۶۵) میگوید: «سنت آن است که نزد سرِ میت، علامت شاخصی از سنگ یا چوب یا غیر آن قرار داده شود؛ شافعی و مصنف (ابواسحاق شیرازی) و سایر اصحاب [مذهب شافعی] چنین گفتهاند».
۲. بالا آوردن قبر تنها به اندازهٔ یک وجب و نه بیشتر؛ قبر رسول الله - صلی الله علیه وسلم - نیز چنین بوده است. ابن قدامه رحمه الله در «المغنی» (۲/۱۹۰) میگوید: «قبر به اندازهٔ یک وجب از زمین بالاتر آورده میشود تا دانسته شود که قبر است و [از بیاحترامی به آن] پرهیز شود و برای صاحبش طلب رحمت گردد... و مستحب نیست که قبر جز اندکی بالا آورده شود». در «الموسوعة الفقهیة» (۱۱/۳۴۲) اتفاقنظر فقها بر این مسئله نقل شده است.
۳. شایسته است که کلِ محوطهٔ گورستان با دیواری محصور شود تا آن را حفظ کند، از محیط اطراف متمایز سازد و از آسیب کودکان خردسال و آزار حیواناتی که ممکن است به قبرها بیاحترامی کنند، نگه دارد. نگا: فتاوی الشیخ محمد بن ابراهیم (۳/۲۱۱-۲۱۲) و احکام المقابر، تألیف سحیبانی (۴۵۷).
ثانياً:
اما روشهای حرامی که برخی مردم برای حفظ قبور خویشاوندان خود انجام میدهند، متنوع است و بر حسب محیطهای گوناگون تفاوت دارد. از جملهٔ این موارد:
۱. بالا بردن قبر از سطح زمین بیش از یک وجب؛ به دلیل سخن پیامبر - صلی الله علیه وسلم - به علی بن ابیطالب که فرمودند: «هیچ مجسمهای را رها مکن مگر آنکه آن را ویران کنی، و هیچ قبرِ بلند و برآمدهای را رها مکن مگر آنکه آن را صاف (و همسطح با سایر قبور) کنی». مسلم (۹۶۹) این حدیث را روایت کرده است.
۲. ساخت و ساز بر روی قبور؛ هر نوع بنایی که باشد، چه مرتفع و چه غیر مرتفع، چه به شکل گنبد یا بارگاه و یا هر شکل دیگری از ساختمان. در «الموسوعة الفقهیة» (۳۲/۲۵۰) آمده است: «مالکیه، شافعیه و حنابله بر این باورند که بنا ساختن بر روی قبر در کل ناپسند است؛ به دلیل حدیث جابر که: رسول الله - صلی الله علیه وسلم - نهی کردند از اینکه قبر گچکاری شود و یا بر روی آن بنایی ساخته شود. و تفاوتی ندارد که این بنا گنبد باشد یا خانه یا غیر آن. و حنفیه گفتهاند: اگر برای زینت باشد حرام است، و اگر برای استحکامِ بعد از دفن باشد، مکروه است».
۳. رنگآمیزی قبر با رنگ یا گچ یا دیگر انواع تزئینات؛ در «الموسوعة الفقهیة» (۳۲/۲۵۰) آمده است: «فقها بر کراهت گچکاری قبر اتفاقنظر دارند؛ به دلیل روایتی که جابر رضی الله تعالی عنه نقل کرده است که: رسول الله - صلی الله علیه وسلم - نهی کردند از اینکه قبر گچکاری شود، و اینکه بر روی آن نشسته شود، و اینکه بر روی آن بنایی ساخته شود. مَحَلّی میگوید: تجصیص یعنی سفیدکاری با گچ. عمیره میگوید: حکمتِ این نهی، [جلوگیری از] تزیین و همچنین ضایع کردن مال بدون هدف شرعی است».
۴. محصور کردن قبر با دیوار یا نرده (غیر از دیوار کلیِ گورستان که آن را از دستاندازی حفظ میکند)؛ زیرا این کار شباهت به بنایِ حرام بر روی قبور دارد. شیخ آلبانی رحمه الله در «تحذیر الساجد» (ص ۸۹) میگوید: «محصور کردن قبر با این اتاقکها و نردهها به این شکلِ پر زرق و برق، نوع دیگری از منکر است که مردم را به معصیتِ خدا و رسولش - صلی الله علیه وسلم - واداشته و موجب تعظیمِ صاحبِ قبر به شیوهای غیرشرعی میشود که نمونههای آن مشاهده شده و معروف است».
۵. نوشتن بر روی قبور؛ از قبیل مدح و ثنا، مرثیهسرایی و مانند آن که در معنای نوحهسرایی بر میت وارد میشود یا بابِ غلو و تعظیم بیش از حد را میگشاید.
۶. کاشتن درخت بر روی قبور و زراعت گیاهان سبز بر آن؛ این کار از عادات مسلمانان در قبرهایشان نیست، بلکه از عادات نصاری است. پیش از این در پاسخهای شمارهٔ (14370)، (41643) و (48958) بیانِ این موضوع گذشت.
ثالثاً:
بنا بر آنچه گفته شد، نگهداری مشروعِ قبر تا زمانی که از بیاحترامی و آسیب مصون باشد، تقریباً نیازی به هزینه کردن مال ندارد. اما رنگآمیزی، ساختوساز و بنا کردن روی آن، همگی از موارد رسیدگی ممنوع است؛ و همچنین محصور کردن آن با میلههای آهنی. وجود گرد و خاک بر روی قبر، به هیچ وجه بیاحترامی به قبر محسوب نمیشود؛ بلکه طبیعتِ قبرها همواره همین بوده است که اهل آن در زیر خاک دفن شوند. والله اعلم.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#فقه #قبور
https://islamqa.info/fa/answers/126400/
1 396
دعا کردن بسیار برای هدایت، زیرا سودمندترین دعا برای بنده دعای اهدِنَا الصِّرَاطَ المُستَقِيمَ است.
از الله برای خود و شما هدایت و پایداری خواهانم.
الله ما را برای آنچه دوست دارد توفیق دهد.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#نفس #تزکیه #گناه #خلوت
https://islamqa.info/fa/answers/283715
1 396
283715 در خلوت مرتکب حرام میشود و خواهان درمان است
✉️ سوال
خواهش میکنم من را از خشم و عذاب خداوند نجات دهید! من مسلمانم و در محیطی اسلامی و با اخلاق نیک بزرگ شدهام و هنوز هم در برابر دیگران اینگونه تصور میشوم اما بسیار دچار ضعف میشوم و دور از چشم دیگران از موبایلم فیلمها و تصاویر غیر اخلاقی را تماشا میکنم حال آنکه میدانم خداوند مرا میبیند اما باز مرتکب این کار زشت میشوم و نه فقط دیدن این تصاویر بلکه مرتکب استمنا نیز میشوم حال آنکه همسر و فرزند هم دارم. بین خودم و خداوند میدانم این کار حیوانات است و میدانم که کارم باعث از بین رفتن نیکیهایم میشود. من نماز میخوانم و توبه میکنم و یک یا دو روز مقاومت میکنم و دوباره کارم را تکرار میکنم و در وجود خود میل شدید و عجیبی به دیدن این عکسها و ویدیوها و انجام فحشا دارم و نمیدانم چکار کنم؟ میدانم که اگر در این حال بمیرم جهنمی میشوم و طاقتش را ندارم. به دادم برسید…
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
برادر گرامی، این مشکل درونی را که به سبب انجام برخی گناهان و تکرارش دچار آن شدهاید را درک میکنیم و خود این یک نشانهٔ مثبت و نشان دهندهٔ این است که قلب شما هرچند از جنبهای بیمار شده اما بخشی از آن همچنان سالم و صحیح است.
درمان ریشهای این بیماری ممکن نیست مگر با بستن کامل هر دروازهای که شما را به سوی معصیت پروردگار میکشاند و هر دروازهای که باعث میشود گرفتار نومیدی از رحمت الله شوید. الله متعال میفرماید:
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
[زمر: ۵۳]
(بگو ای بندگان من که [با گناهان] بر خویشتن زیادهروی کردهاید، از رحمت الله نومید مشوید [که] در حقیقت الله همهٔ گناهان را میآمرزد [چرا که] او آمرزندهٔ مهربان است)
و میفرماید:
وَالَّذِينَ لَا يَدْعُونَ مَعَ اللَّهِ إِلَهًا آخَرَ وَلَا يَقْتُلُونَ النَّفْسَ الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ إِلَّا بِالْحَقِّ وَلَا يَزْنُونَ وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا (۶۸) يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا (۶۹) إِلَّا مَن تَابَ وَآمَنَ وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا (۷۰) وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا
[فرقان: ۶۸ـ۷۱]
(و [بندگان رحمان] کسانیاند که با الله معبود دیگری را نمیخوانند و کسی را که الله [خونش را] حرام کرده است جز به حق نمیکشند و زنا نمیکنند و هر کس اینها را انجام دهد سزایش را دریافت خواهد کرد (۶۸) برای او در روز قیامت عذاب دوچندان میشود و پیوسته در آن خوار میماند (۶۹) مگر کسی که توبه کند و ایمان آورد و کار نیک کند پس الله بدیهایشان را به نیکیها تبدیل میکند و الله همواره آمرزندهٔ مهربان است (۷۰) و هر کس توبه کند و عمل نیک انجام دهد در حقیقت به سوی الله باز میگردد).
ابن قیم ـ رحمه الله ـ در "الجواب الکافي" (۱۶۵) میگوید:
«حکمت الله تعالی از روی عدل و فضل او بر این استقرار یافته که "توبه کننده از گناه مانند کسی است که گناهی ندارد"!!
و الله سبحانه و تعالی برای کسی که از شرک و قتل و زنا توبه نموده تضمین کرده که بدیهایش را به نیکیها تبدیل کند و این حکمی است عام و شامل هر توبه کننده از هر گناهی.
الله تعالی میفرماید:
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعًا إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ
[زمر: ۵۳]
(بگو ای بندگان من که [با گناهان] بر خویشتن زیادهروی کردهاید، از رحمت الله نومید مشوید [که] در حقیقت الله همهٔ گناهان را میآمرزد [چرا که] او آمرزندهٔ مهربان است)
بنابراین حتی یک گناه از این عموم خارج نمیشود اما این فقط دربارهٔ توبهکنندگان است».
الله تعالی در کتابش متقیان را چنین توصیف نموده که آنان اگر مرتکب کبائر شوند یا با گناهان صغیره در حق خود ستم روا دارند پروردگارِ عزیز آمرزنده را یاد میکنند و برای گناهان خود آمرزش میخواهند و به آن ادامه نمیدهند و بر آن پافشاری نمیکنند.
الله تعالی میفرماید:
وَسَارِعُوا إِلَى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ وَجَنَّةٍ عَرْضُهَا السَّمَاوَاتُ وَالْأَرْضُ أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ (۱۳۳) الَّذِينَ يُنْفِقُونَ فِي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ وَالْكَاظِمِينَ الْغَيْظَ وَالْعَافِينَ عَنِ النَّاسِ وَاللَّهُ يُحِبُّ الْمُحْسِنِينَ (۱۳۴) وَالَّذِينَ إِذَا فَعَلُوا فَاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَكَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ وَمَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّهُ وَلَمْ يُصِرُّوا عَلَى مَا فَعَلُوا وَهُمْ يَعْلَمُونَ (۱۳۵) أُولَئِكَ جَزَاؤُهُمْ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَجَنَّاتٌ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَنِعْمَ أَجْرُ الْعَامِلِينَ
[آل عمران: ۱۳۳ـ۱۳۶]
(و برای دستیابی به آمرزشی از پروردگار خود و بهشتی که پهنایش [به اندازهٔ] آسمانها و زمین است [و] برای متقیان آماده شده است بشتابید (۱۳۳) همانان که در فراخی و تنگنا انفاق میکنند و خشم خود را فرو میبرند و از مردم درمیگذرند و الله نیکوکاران را دوست دارد (۱۳۴) و آنان که چون کار زشتی کنند یا بر خود ستم روا دارند الله را به یاد میآورند و برای گناهانشان آمرزش میخواهند و چه کسی جز الله گناهان را میآمرزد و بر آنچه مرتکب شدهاند با آنکه میدانند [که گناه است] پافشاری نمیکنند (۱۳۵) آنان پاداششان آمرزشی از جانب پروردگارشان و بوستانهایی است که از زیر آن جویبارها روان است؛ جاودانه در آن خواهند ماند و پاداش اهل عمل چه نیکوست).
پافشاری کننده بر گناه کسی است که مرتکب گناه میشود و پی در پی آن را تکرار میکند بدون آنکه در بین آن توبه یا استغفار کند.
اما کسی که مرتکب گناه شود و سپس صادقانه توبهای صحیح کند و سپس بر اثر ضعف بشری دوباره مرتکبش شود و سپس دوباره توبهای صحیح کند و به همین صورت بین گناه و معصیت و توبه و پشیمانی و بازگشت به پروردگار در نوسان باشد این شخص ان شاءالله در جایگاه عفو پروردگار قرار دارد و امید است که الله لغزش او را ببخشاید و مورد عفوش قرار دهد.
از ابوهریره ـ رضی الله عنه ـ روایت است که گفت: شنیدم که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرمود: «اگر بندهای مرتکب گناهی شود سپس بگوید: پروردگارا مرتکب گناه شدهام، مرا ببخشای.
پروردگارش میگوید: بندهام دانست که پروردگاری دارد که گناه را میبخشد و برای آن مواخذه میکند؟ بندهام را بخشیدم!
سپس مدتی را که الله بخواهد در همان حال میماند و دوباره گناهی را مرتکب میشود و میگوید: پروردگارا باز مرتکب گناه شدم، آیا آن را میبخشی؟
پس میفرماید: آیا بندهام دانست که پروردگاری دارد که گناه را میبخشد و برایش مواخذه میکند؟ بندهام را بخشیدم.
سپس باز هر مدت زمانی را که خداوند بخواهد در همان حال میماند و سپس باز گناهی دیگر را مرتکب میشود و میگوید: پروردگارا گناهی دیگر را مرتکب شدم، آن را برایم ببخش.
پس میفرماید: آیا بندهام دانست که پروردگاری دارد که گناه را میبخشد و برایش مجازات میکند؟ بندهام را بخشیدم ـ سه بار ـ پس هر چه میخواهد بکند». (یعنی تا وقتی که توبه میکند هر چه کند بخشیده میشود).
به روایت بخاری (۷۵۰۷) و مسلم (۲۷۵۸).
امام نووی ـ رحمه الله ـ در شرح صحیح مسلم (۱۷/ ۷۵) میگوید:
«اگر گناه را صد بار یا هزار بار یا بیشتر تکرار کند و در هر بار توبه کند توبهاش پذیرفته میشود و گناهانش ساقط میشود.
و اگر برای همهٔ گناهانش پس از ارتکاب همه یک بار توبه کند توبهاش صحیح است.
این سخن الله عزوجل برای کسی که گناه را تکرار میکند که هر چه میخواهی بکن که تو را بخشیدم معنایش این است که: تا وقتی که گناه میکنی و سپس توبه میکنی تو را میبخشم».
بنابراین پس از هر گناه به توبه ادامه بده و توبهات صادقانه باشد و برای گناهی که پیش از آن از تو سر زده ناراحت و پشیمان باش و تصمیم بگیر دوباره آن را تکرار نکنی.
سپس تلاش کن با این گامها توبهات را کامل کنی:
بستن راهی که تو را به سوی این گناه میکشاند یعنی اینکه سعی کنی تنها نشوی و همیشه در میان جمع یا نزد همسر و فرزندانت باشی.
اگر از همسرت دور هستی سعی کن او را با خودت ببری و در غربت به تنهایی سر نبری و با کمک او خودت و او را از گناه دور نگه داری.
و اگر نزد خانوادهات هستی سعی کن از آنها دور نشوی و سعی کن با او مهربان باشی و هر گاه نفست به سمت تصاویر تحریکآمیز رفت یا چیزی دیدی نیاز جنسیات را با او برآورده کن و نگذار شیطان تو را به سمت حرام بکشاند و از طریق حلال فورا نیازت را برطرف کن.
همیشه نفس خود را با هر کار سودمندی از کارهای دنیا و آخرت مشغول نگه دار زیرا بیکاری بدترین عامل فساد برای انسان است.
قطع اینترنت از گوشی تلفن همراه و اگر فکر میکنی داشتن یک گوشی ساده بدون اینترنت برایت سودمندتر است همین کار را انجام بده.
تقویت ایمان و ترس از الله و حساب شدید او در دل و به یاد داشتن اینکه الله بر کارهای تو مطلع است.
بسیار خواندن قرآن و نمازهای نافله به ویژه نماز شب.
ادامه در پست بعدی
1 396
99515 آیا خواندن احادیث نبوی پاداش دارد؟
✉️ سوال
ادلهای دربارهٔ اجر قرائت قرآن کریم وارد شده است، اما آیا قرائت احادیث نیز پاداش دارد؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
بله قرائت علم همهاش دارای اجر است، آموختن علم و طلب علم از طریق قرآن و از طریق سنت اجر بزرگی دارد، زیرا علم از کتاب برگرفته میشود و از سنت برگرفته میشود. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: «بهترین شما کسی است که قرآن بیاموزد و آن را یاد دهد» به روایت بخاری (۵۰۷۲) و دربارهٔ قرائت قرآن احادیث پرشماری آمده است، از جمله این سخن رسول الله ـ صلی الله علیه وسلم ـ که فرمودند: «قرآن بخوانید، زیرا آن در روز قیامت به عنوان شفاعتگر یارانش میآید» به روایت مسلم (۸۰۴).
و ایشان ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: «آیا یکی از شما دوست ندارد که به بطحان (نام درهای در مدینه) برود و بدون آنکه مرتکب گناه یا قطع خویشاوندی شده باشد دو شتر بزرگ با خود بیاورد؟» گفتند: همهٔ ما این را دوست داریم ای رسول الله. فرمود: «قطعا اگر یکی از شما به مسجد برود و دو آیه از کتاب الله یاد بگیرد این برایش بهتر از دو شتر بزرگ است، و سه تا بهتر از [آن] سه تاست و چهار تا بهتر از [آن] چهار تاست، و [بهتر] از تعداد آن از شتران» به روایت مسلم (۸۰۳) یا چنانکه ایشان صلی الله علیه وسلم فرمودند، و این دال بر فضیلت آموختن قرآن و خواندن قرآن است.
و در حدیث ابن مسعود آمده است: «هر کس حرفی از قرآن بخواند یک حسنه دارد و حسنه به اندازهٔ ده برابر آن است» به روایت ترمذی (۲۹۱۰). همینطور اگر مسلمانی سنت بیاموزد، زیرا قرائت احادیث و مدارسهٔ آن اجر بزرگی دارد زیرا این از جملهٔ آموختن علم است. پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ میفرماید: «هر کس راهی را پی گیرد که در آن در جستجوی علمی باشد، الله به سبب آن برای او راهی را به سوی بهشت آسان میسازد» به روایت ترمذی (۲۶۴۶) و این دال بر این است که دراست علم و حفظ احادیث و مذاکرهٔ آن از جملهٔ اسباب وارد شدن به بهشت و نجات از دوزخ است و چنین است سخن پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ که میفرماید: «هرکه الله به او ارادهٔ خیری داشته باشد او را در دین فقیه میگرداند» (متفق علیه) و تفقه در دین از طریق قرآن و از طریق سنت است و تفقه در سنت از جمله دلایل این است که الله برای بندهاش ارادهٔ خیر کرده است چنانکه تفقه در قرآن نیز دلیل بر آن است، و ادله در این باره بسیار است و الحمدلله».
(فتاوی نور علی الدرب شیخ عبدالعزیز بن بن باز: ۱/ ۱۱)
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#حدیث #پاداش #خواندن_حدیث
https://islamqa.info/fa/answers/99515
1 396
22237 شروط عمل صالح
✉️ سوال
چه شروطی باید در یک کار فراهم باشد تا عمل صالح به شمار آید؟
📝 متن پاسخ
الحمدلله و درود و سلام بر رسول الله و بعد:
شیخ شنقیطی میگوید:
معنای این سخن الله متعال در آیهی کریمهی يَعْمَلُونَ الصَّالِحَاتِ را آیات دیگر تبیین کردهاند که نشان میدهد عمل نیک باید حتما سه شرط را فراهم داشته باشد:
نخست: اینکه مطابق چیزی باشد که پیامبر ـ صلی الله علیه وسلم ـ آوردهاند. بنابراین هر عملی که مخالف راه و روش ایشان باشد عمل نیک نیست و باطل است. الله متعال میفرماید:
وَمَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ [حشر: ۷]
(و آنچه را رسول [خدا] به شما داد آن را بگیرید)
و میفرماید:
مَّنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطَاعَ اللّهَ [نساء: ۸۰]
(هر کس از پیامبر اطاعت کند در حقیقت الله را فرمان برده است)
و میفرماید:
أَمْ لَهُمْ شُرَكَاء شَرَعُوا لَهُم مِّنَ الدِّينِ مَا لَمْ يَأْذَن بِهِ اللَّهُ [شوری: ۲۱]
(آیا برای آنان شریکانی است که در آنچه الله به آن اجازه نداده برایشان آیین جدیدی نهادهاند).
دوم: اینکه شخص در عملی که انجام میدهد میان خودش و خداوند مخلص باشد. الله متعال میفرماید:
وَمَا أُمِرُوا إِلَّا لِيَعْبُدُوا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ [بینة: ۵]
(و فرمان نیافته بودند جز آنکه الله را بپرستند در حالی که دین خود را برای او خالص گردانند)
قُلْ إِنِّي أُمِرْتُ أَنْ أَعْبُدَ اللَّهَ مُخْلِصًا لَّهُ الدِّينَ (۱۱) وَأُمِرْتُ لِأَنْ أَكُونَ أَوَّلَ الْمُسْلِمِينَ (۱۲) قُلْ إِنِّي أَخَافُ إِنْ عَصَيْتُ رَبِّي عَذَابَ يَوْمٍ عَظِيمٍ (۱۳) قُلِ اللَّهَ أَعْبُدُ مُخْلِصًا لَّهُ دِينِي (۱۴) فَاعْبُدُوا مَا شِئْتُم مِّن دُونِهِ [زمر: ۱۱ ـ ۱۵]
(بگو من مامورم که الله را در حالی که دینم را برای او خالص گردانیدهام عبادت کنم (۱۱) و مامورم که نخستین مسلمانانان باشم (۱۲) بگو من اگر به پروردگارم عصیان ورزم از عذاب روزی هولناک میترسم (۱۳) بگو الله را عبادت میکنم در حالی که دینم را برای او خالص میگردانم (۱۴) پس هر چه جز او میخواهید بپرستید)
و دیگر آیات.
سوم: اینکه عمل بر اساسی از ایمان و عقیدهی صحیح بنا شده باشد؛ زیرا عمل مانند سقف است و عقیده همانند پی ساختمان. الله تعالی میفرماید:
مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ [نحل: ۹۶]
(هر کس از مرد یا زن کار شایسته کند و مومن باشد...)
اینجا الله متعال ایمان را قید [پذیرش] عمل صالح قرار داده است.
آیات بسیاری مفهوم همین قید را بیان کردهاند، مانند سخن الله متعال در اعمال غیر مومنان که میفرماید:
وَقَدِمْنَا إِلَى مَا عَمِلُوا مِنْ عَمَلٍ فَجَعَلْنَاهُ هَبَاء مَّنثُورًا [فرقان: ۲۳]
(و به هرگونه کاری که کردهاند میپردازیم و آن را گردی پراکنده میسازیم)
و این سخن او تعالی:
أَعْمَالُهُمْ كَسَرَابٍ [نور: ۳۹]
(اعمالشان همانند سرابی است...)
و آنجا که میفرماید:
أَعْمَالُهُمْ كَرَمَادٍ اشْتَدَّتْ بِهِ الرِّيحُ فِي يَوْمٍ عَاصِفٍ [ابراهیم: ۱۸]
(اعمالشان همانند خاکستری است که بادی تند در روزی طوفانی بر آن بوزد)
و دیگر آیات، چنانکه بیان شد.
لینک فتوا در سایت اسلام سوال و جواب، زیر نظر شیخ محمد صالح المنجد:
#عقیده #شروط #عمل_صالح
https://islamqa.info/fa/answers/22237
