3 384
Suscriptores
+224 horas
+47 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
3 384
نمیدونم دوستداشتن برای شما دقیقاً چه تعریفی داره،
اما برای من،
«غیرقابل تحمل بودنِ دوری و بیخبری از یه آدم»
معنیِ دقیقِ دوستداشتنه...
@gitmit
3 384
.
من آسمون خراب زیاد دیدم،
يبار برف میزد،
برای بعضیها هوای خوبی بود واسه شادی و جشن
برای بعضی ها هوای خرابی بود واسه سرد بودن
يبار بارون میزد،
یارو محصولش خراب شد و گفت هوا خرابه.
یکی هم تو بارون قدم میزد و کیف میکرد...
خواستم بگم همیشه اونطوری که میخوای پیش نمیره،
یه روز هوات اونیه که میخوای
یه روزم بدجور خرابه...
@gitmit
3 384
ولی فاصلهها فقط باید به اندازهی،
“چای دم کن دارم میام” باشن،
بیشتر از اون اسمش جهنمه!
@gitmit
3 384
.
بزرگترین اشتباهت همین تکیه کردن به حرفهای آدمهاست.
تا کی میخوای گوش بدی به حرفهایی که تمومی نداره؟
ممکنه یه روز برات از عشق بگن و
فرداش ردی از عشق توی صداشون نباشه،
ممکنه یه روز برای دیدنت زمین و زمان رو یکی کنن
اما فرداش حتی تحمل یک دقیقه دیدنت رو هم نداشته باشن.
خیلی کارها میخوان بکنن و هیچوقت به عمل ختم نمیشه.
آدمیزاده! حتی تکلیفش با خودشم مشخص نیست،
حالا فکر کن تو هم بیای بهش دل ببندی،
دلخوش کنی به همین حرفها! دیگه چه قوزِ بالا قوزی بشه.
این آدمی که خودش رو توی آینه میبینه و قربون صدقهی خودش میره،
ممکنه فردا جلوی آینه بره و از این که موهاش صاف نیست،
از خودش بدش بیاد! اونوقت تو دلخوشی به چی؟!
@gitmit
3 384
.
باید یک نفر باشد؛ بدونِ غرور دوستت بدارد
آنقدر صمیمی که اگر در مدتِ یک ساعت ک
برای بیستمین بار میخواستی حالش را بپرسی
دل دل نکنی، فکر نکنی...
با خودت نگویی که نکند کلافه اش کنم
ترسِ از چشمْ افتادن را نداشته باشی!
یک نفر که حالِ تو را بلد باشد...
یک نفر که بدونِ توضیح بفهمد
اینهمه بیقراری دست خودت نیست!
یک نفر که غرورِ خاموشِ تو را
عشق معنا کند نه چیز دیگری!
یک نفر که حضورش
برای روزهای تعطیل الزامی ست!
@gitmit
