3 330
Suscriptores
-224 horas
-137 días
-5430 días
Archivo de publicaciones
3 330
این عاشقی دار و ندارمو گرفت ازم
چی موند برام به غیر از این غم...
برای داشتنت تو لحظه های زندگیم
من از یه دنیا توبه کردم...
@gitmit
3 330
@gitmit
من معمولي ام
از همان دخترهاي معمولي شهر
كه لباس هاي گشاد و راحت مي پوشند
آرايش شان انقدر ديده نمي شود،
كه انگار اصلا آرايش ندارند
حواسشان نيست كه بايد كجا و چگونه بخندند
از همان دخترهاي معمولي كه،
هيچ چيز را معمولي نمي بينند...
كه همه چيز را تحليل مي كنند
رفتارها را، گفتارها را...
كه هرچه مي شود خودشان را سرزنش مي كنند
من معمولي ام
آنقدر معمولي كه ساده دل مي دهم،
ساده مي بينم، ساده مي خواهم،
و ساده شاهدِ رفتن ها مي شوم...
و ساده باز همان لباس هايِ،
معمولي ام را مي پوشم
و در اين شهرباز هم معمولي مي گردم..
@gitmit
3 330
زنان ریشه های انسانیت اند...
اشتباه است اگر فکر کنیم،
با محدود کردن ریشه ها،
شاخه ها بهتر رشد خواهند کرد
هر قدر ریشه ها محدود تر شوند
شاخه ها پژمرده تر، فاسد تر،
و رشد نایافته تر خواهند شد...
@gitmit
3 330
@gitmit
اين شورِ جووني هم تموم ميشه،
و ميفهميم كه هر شب تاريكي كه،
تو زندگيمون اومد، گذشت...
اين حجم از علاقه اي كه،
توي سينه مون داره بي قراري ميكنه،
يه روز آروم ميشه...
ميفهميم كه اين همه دست و پا زدن،
و اين همه قصه سازي،
فقط عذاب دادن خودمون بود...
اين همه ترس از دست دادن هم تموم ميشه،
و ميفهميم داروين تو انتخاب طبيعي راست ميگفت؛
هر كسي مناسبمون باشه ميمونه،
و هر كسي نباشه هر چقدر هم خوب حذف ميشه...
همه چي ميگذره و تموم ميشه،
بعد ميفهميم چيزي كه ما رو نگه داشته بود،
همون يك جمله ي،
" يك درصد ممكنه بشه" بود...
چون هم اونقدر اون يك بزرگ بود،
كه بهش درصد بدن،
و هم اون "بشه"
اونقدر شيرين بود كه آدم براش ادامه بده.
چيزي كه ما رو وصل كرده بود به اين زندگي،
نه عشق و علاقه بود، نه ترس بود، نه پول بود.
اميد بود كه ما رو نگه داشته بود عزيزِدلم اميد بود...
@gitmit
3 330
حال بهتری خواهیم داشت
اگر دست برداریم از فردی،
که لیاقت محبت ندارد
دشمنی که ارزش جنگیدن ندارد
حقی که ارزش گرفتن ندارد
و فکری که ارزش اندیشیدن ندارد
@gitmit
3 330
دل نکن آخه دلم، به مو بنده
بری دیگه لبام، نمیخنده...
مگه آدم از عشقش
انقد ساده رد میشه
#بهنام_بانی #دل_نکن #کلیپ
@gitmit
3 330
@gitmit
ما آدمها شباهت عجیبی به آینهها داریم،
گاهی استعداد زیادی در بزرگنمایی داریم
و گاهی خیلی چیزها را،
کوچکتر از اندازه واقعیشان نشان میدهیم
مثلا بعضی وقتها،
از یک آدم معمولی معشوقه میسازیم،
بی دلیل بزرگش میکنیم،
و پزش را به عالم و آدم میدهیم...
گاهی یک حضور را،
چنان در زندگیمان پررنگ جلوه میدهیم
که حواسمان به دیگر بودنهای اطرافمان نیست…
و برعکس گاهی، به بعضیها،
کمتر از ارزش واقعی شان اهمیت میدهیم،
خیلی دوست داشتن های ناب کنارمان هست،
و کمتر از آنچه که باید قدرشان را میدانیم..!
ما شبیه آینه ها هستیم
گاهی محدب و گاهی معقر…
فقط عده محدودی میتوانند همه چیز را،
همه کس را
تمام اتفاقها و تمام فاصلهها را،
به اندازه واقعیشان درک کنند و
بازتاب دهند...
آدم هایی با دلهایی صاف و صیقل خورده!
@gitmit
3 330
خدایا، گاهی، دنيا و نامرادیهایش،
دلم را به درد می آورد...
اما برق امید به تو از چشمانم نمی رود.
خوب می دانم هوای دلم را داری...
وقتی تو را دارم، غمی نیست..♥️
@gitmit
