3 504
Suscriptores
-324 horas
-127 días
-6730 días
Archivo de publicaciones
3 503
.
همیشه آخرین سطر برایش مینوشتم،
روزی بیا که برای آمدن دیر نشده باشد،
می نوشتم روزی بیا که هنوز دوستت داشته باشم،
که هنوز دوستم داشته باشی...
می نوشتم در نبودنت،
به تمام ذرات زندگی کافر شده ام،
جز ایمان به بازگشت تـــو..
امروز
برای شما مینویسم یقیناً آمده است
ولی روزی که من از هراس دیوارها،
خانه را که نه، خودم را ترک کرده بودم!
@gitmit
3 503
آدم نمیتونه به زور قلبش رو به کسی گره بزنه،
به همون اندازه که نمیتونه به راحتی بعضی گرهها رو باز کنه.
عشق مثل یه طناب، قلب دوتا آدم رو یه جوری به هم وصل میکنه
که حتی تیزترین چاقو هم نمیتونه پارهش کنه.
اونا ممکنه از هم دور بشن،
اما همدیگه رو فراموش نمیکنن !
@gitmit
3 503
.
میدانی دلبر جان؟
بلاخره در یک عصر دل انگیز پاییزی،
وقتی صدای خش خش برگ ها را زیر پاهایمان حس میکنیم،
و دست در دست هم درکوچه های این شهر قدم برمیداریم،
با لب هایی که از شدت سرما میلرزند،
و نفس هایی که در سینه ام حبس میشوند،
زمزمه خواهم کرد که، دوستت دارم...!!
پاییز فصل رها کردن رازهایست
که برای نگه داشتنشان کل سال را جان کندم !!
@gitmit
3 503
لهجه خندیدنت چه به لبهایت می آید مانند نوبرانه های انار روی شاخه های پاییز دیدنش لذت بخش است اما وسوسه چیدنش آدم را دیوانه میکند
@gitmit
3 503
.
می بینی پاییز چقدر شبیه زنهاست؟
حوصله اش که سر می رود،
بند اصلاح را بر می دارد،
می کند علف های هرز را...
بلوند می کند موهایش را...
گرم می شود، سرد می شود
طاقت ندارد، تعادل ندارد،
همه چیز را به هم می ریزد، باد می وزد،
در آخر اما، آرام آرام می بارد...
زن پاییز است با موهای بلوند،
صورتی اصلاح شده، و نم نم اشک...!!!
@gitmit
3 503
به گمانم پاییز، تصویری ست از زنی،
که به اندازه زیباییش غمگین است،
که لبخند هم بزند،
غم چشم هایش را رها نمیکند...
زنی که دم نمی زند،
اعتراض نمیکند،
قهر کردن بلد نیست،
باکسی سر جنگ ندارد.
خیلی که دلتنگ شود بغض میکند...
@gitmit
3 503
.
من چقدر دلم خوش بود!
فکر می کردم پاییز که برسد، خودت را می رسانی...
فکر می کردم می دانی آدم هر چقدر هم که قوی باشد
این غروب های دلگیر را نمی تواند تنهایی سر کند.
فکر می کردم می دانی این زود شب شدن ها،
این ابرهای تیره در آسمان، و باران های گاه و بی گاه،
دمار از روزگارِ آدمِ تنها در می آورد...
فکر می کردم می دانی آدم،
دلش وقت پاییز آنقدر کوچک می شود،
که جا برای دلتنگی ندارد...
اگر دستی نداشته باشد برای گرفتن،
و گوشی برای شنیدن، غصه بیچاره اش می کند!
فکر می کردم می دانی اما، کاش می دانستی...
کاش خودت را می رساندی…
@gitmit
3 503
تلخ ترین شکل دلتنگی،
دلتنگی واسه خودته.
واسه کسی که بودی.
آدم وقتی دلتنگ خودش میشه به گذشته پناه میبره،
میره سراغ خاطرات، یادگاریها،
و گاهی هم آدم های گذشته...
@gitmit
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
