گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Ir al canal en Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Mostrar más604
Suscriptores
+124 horas
+27 días
+530 días
Archivo de publicaciones
نه تنها دور بودن از اهداف ترسیم شده بلکه عفلت از الزامات تفکر استراتزیک را می توان عامل اصلی دانست.
بله سناریو نویسی ویا به تعبیر علمای مدیریت استراتژیک ، فرضیه سازی یکی از اجزای تفکر استراتزیک است
پس می توان گفت خروجی بر اساس مقایسه اهداف با نرم ها و نرخ های به دست آمده موید دور بودن از اهداف ترسیم شده در این برنامه ها دارد.
جناب قاضی زاده عزیز وقتی خانه برنامه ریزی توسعه ملی کشور از اساس قرابت چندانی با تفکر استراتژیک ندارد چه فرقی می کند برنامه 4 یا 5 ساله باشد.فرمایش شما درست است اما این فرع بر اصل ماجراست
اگر تفکر استراتژیک بر برنامه های توسعه ملی از جمله برنامه پنجم حاکم بود میزان تحقق هدف 8 درصد رشد اقتصادی به منفی 5 و 8 دهم نمی رسید
همانطوری که گفته شد واقع بینی و گره زدن روند گدشته، وضع موجود و هدف گذاری آینده یکی از ارکان تفکر استراتژیک است
هیچ ارزیابی مستندی از میزان تحقق برنامه های اول تا پنجم وجود ندارد یا اگر وجود دارد منتشر نشده است
کاکه خسرو عزیز اینکه یک سال کم یا افزوده شود مهم نیست مهم این است که تفکر استراتژیک، با آن ویژگی هایی که دیوید، لیدکا و هامل گفته اند بر این برنامه ها حاکم نیست
درست است ،اگر شما به میزان تسلط مدیران و متولیان توسعه در 25 سال گذشته بنگرید مشخص می شود چه مقدار به تفکر استراتژیک و تکنیک های برنامه ریزی استراتژیک مسلط بوده اند
جناب قاضی زاده عزیز
سوال سوم شما مارا وارد واقعیات جامعه ایران و کردستان می کند. در یک ارزیابی اجمالی می توان مدعی شد یکی از علل توسعه نایافتگی کشور یا استانی مثل کردستان را می توان فقدان تفکر استراتژیک مدیران و متولیان توسعه کشور یا استان دانست. ما پنج برنامه توسعه در کشور و به تبع در استان را اجرا کرده ایم اما تحول چشمگیری حادث نشده و به جد می توان مدعی شد بخش عمده اهداف این برنامه ها تحقق نیافته است. چرا شاید بخش مهم آن به خاطر فقدان تفکر استراتژیک بوده است به عنوان مثال می توان گفت چشم اندازی که طبق نظر صاحب نظران خلق آن شاه بیت تفکر استراتژیک است پیش رو نبوده، به فرصت های پنهان و آشکار توجه نشده ویا موردبهره برداری قرار نگرفته است.در همین رابطه آمایش سرزمین که موید وجود تقسیم کار ملی است وجود نداشته یا عملی نشده است، سندهای توسعه استانها نه برمبنای چشم انداز استانها که همانند طرح تیپ به صورت یکدست و مشابه طراحی شده است، من اگر از مدیران ملی یا استانی بپرسم چشم انداز توسعه کردستان با کرمان یا سمنان چه تفاوتی با هم داشته اند هیچ مستنداتی وجود ندارد، چرا؟ زیرا با نگرش استراتژیک، سند توسعه ملی و استانی تهیه نشده است، می توان گفت اسناد توسعه استانها کپی برداری بوده است و وجه تمایزی بین آنها وجود نداشته ویا قابل شناسایی و تمیز نیست
با توجه به پایان فرصت پاسخگویی به سوال دوم سوال سوم مطرح می شود.
👇👇👇👇👇👇
سوال سوم
🔸۳. به نظر شما آیا مدیران دولتی ما که در ۲۵ سال گذشته متولی تدوین و اجرای برنامه های پنجساله ی کشور بودند تفکر استراتژیک داشتند؟ و در صورتی که پاسخ شما مثبت یا منفی است چرایی آنرا بیان کنید؟
یکی از دلایل است، ممکن است دلایل دیگری هم وجود دارد که بر می گردد به نحوه استفاده از منابع سازمانی
به عبارت دیگر مدیر استراتژیک مدیری است که سازمان خود را در یک میدان رقابت رهبری می کند
کاکه خسرو عزیز شاه بیت استراتژی، رقابت است. من در تعریف اولیه عرص کردم اگر وازه رقابت را از فرایند مدیریت استراتییک بردارید دیگر استراتژیک نخواهد بود
یک تعبیر دیگری به دهنم رسید در مورد تفکر استراتییک که در هن خالی از لطف نیست و آن این که تفکر استراتییک نوعی بصیرت و نگاه عمیق و درک و فهم عوامل اثرگذار بر فرآیند ارزش آفرینی است و برنامه، راههای عینیت بخشیدن به این فهم
یعنی اگر مهمترین رکن تفکر استراتییک را خلق چشم انداز نو آورانه بدانیم، برنامه ریزی راههای تحقق و رسیدن به این چشم انداز است
اگر توسعه را در یک فرآیند برنامه ریزی تعریف کنیم، که رواست می توان گفت تفکر استراتژیک ذهنیت یا باوری است که پیش از عمل باید وجود داشته باشد. بدون وجود نگاه استراتییک برنامه توسعه در گرداب روزمرگی دچار خواهد شد
با توجه به تعاریفی که به استناد نظریات علمای مدیریت استراتژیک ارایه شد در پاسخ به سوال دوم کاکه خسرو می توان گفت: از آنجا که توسعه جوامع ماهیتا یک امر استراتژیک است، انتظار می رود با رویکرد استراتژیک به طرح های توسعه نگریسته شود. لذا اگر این پیش فرض را برای توسعه بپذیریم و با رویکرد استراتژیک تحلیل کنیم می توان گفت برنامه ریزی استراتژیک توسعه، فرآیندی است که نیازمند تفکر استراتژیک است. به معنای دیگر توسعه بدون رویکرد استراتزیک بی معناست.چرا که بدون نگرش استراتژیک هرگز نمی توان توسعه را برنامه ریزی کرد. به نظر حقیر میزان تحقق توسعه رابطه معناداری دارد با میزان برخورداری از فکر و نگرش استراتژیک. نمونه های عینی جوامع توسعه یافته چه در سطح کشورها و چه در سطح استان ها یا مناطق نیز این ارتباط را هویدا می سازد. اگر تک تک عناصر تفکر استراتژیک که خانم لیدکا مطرح کرده را مد نطر قرار دهیم این ارتباط انکار ناپذیر است زیرا اگر در برنامه ریزی توسعه نگرش سیستمی وجود نداشته باشد یا هدف نهایی و جهت گیری ها مورد توجه قرار نگیرد و فرصت های آشکار و پنهان مورد غفلت قرار بگیرد یا توسعه در یک فرآیند و پیوستگی گدشته به حال و حال به آینده برنامه ریزی نشود، انتظار تحقق توسعه یافتگی امری محال است. نهایتا عرض می کنم که نقش تفکر استراتزیک با لحاط عناصر پنجگانه آن در برنامه ریزی توسعه شرط لازم به حساب می آید و بدون برخورداری از نگرش استراتژیک توسعه ممکن نخواهد بود
در صورت اینکه کفایت توضیحات حول تعاریف و معانی مورد تایید اساتید ارجمند است به سوال دوم بپردازیم.
سوال دوم
🔸۲. تفکر استراتژیک در برنامه ریزی های توسعه چه نقشی دارند و شما این نقش را چگونه می بینید؟
به نظر حقیر چهار کلیدواژه خلق چشم اندلز، تمرکز بر اهداف نهایی، تمرکز بر فرصت یابی، توجه به افق زمانی و سناریوسازی معرف ابعاد تفکر استراتژیک اند، تفکر استراتژیک لایه دهنی و برنامه ریزی استراتژیک لایه رویین و عینی مدیریت استراتژیک به حساب می آیند
خانم جین لیدکا ویژگی های تفکر استراتژیک را شامل پنج عنصر زیر می داند:
.1 نگرش سیستمی ( مجموعه اجزاء را یک کل ببیند:تعامل، هم افزایی و..)
.2تمرکز بر هدف : تعین جهت گیری های سازمان : تمام فعالیت ها برای رسیدن به یک هدف مهم است
.3فرصت جویی ( فرصت طلبی ) زیرکانه : به عبارت دیگر فرصت قاپی
.4حرکت در افق زمان : گذشته ، حال و آینده را به هم گره بزند
.5فرضیه سازی ( حلقه و اصل بین خصوصیات خلاقانه و تحلیل ) به عبارت دیگر سناریو سازی.
علاوه بر خانم لیدکا کسان دیگری نیز در مورد تفکر استراتییک نشریه پردازی کرده اند از جمله گری هامل که الگوی نو آوری را معرفی کرده و در مورد آن پنج توصیه را ارایه کرده است:
