گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Ir al canal en Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Mostrar más603
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+430 días
Archivo de publicaciones
یک گفتگوی جدی وقابل تامل بایک دانشمند واندیشمند کنجکاو
توصیه می کنم نیم ساعت وقت بگذارید وببینید
باتشکر از دکتر فایق احمدی
https://t.me/DrNematallahFazeli/1982
گوش سپردن بە این سخنرانی دردمندانە دکتر نعمت الله فاضلی را توصیه می کنم
🌷🌹نبرد با زمان ورمز و راز عمر دراز...
مدرسه_زندگي
ترجمه وصدا: ایمان فانی
http://telegram.me/bavarh
کتاب روح کرد
نوشتە آزاد قزاز
2008
تحلیلی فلسفی از ناسیونالیسم کردی
مطالعه این کتاب را به دوستان عزیزم توصیه کرده وامیدوارم در آینده مترجمان توانمند آن را به زبان فارسی ترجمه کنند.کتاب گرچه اجمالی وگذراست اما پنجره جدیدی است برای تحلیل ریشه مسائل کردها بە ویژە در کردستان عراق
@KDproblems
فەرهەنگی ڕێژنە
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کاناڵی کتێبخانەی کوردی🖌🖍🖌
@keteybkhanekurdi
📚📚📚📚📗📒📕
✅ کتاب صوتی
📔 #چێشتی_مجێور (21)
🖋 نوسین: #هەژار_مۆکریانی
👆 بر هر کوردی واجبە گوش بدە
🎧فایل صوتی
کتاب #چێشتیـمجێور
#جدیدترین_تحولات_کامیاران
📆 1397/10/25
✍🏻 #کامیاران_نیوز
برای عضویت کلیک کنید.👇
📡کانال اطلاع رسانی شهر کامیاران👇
@kamiaran_news
رن بیست و یکم مدال موفقیت بر سینه خواهند داشت که این ویژگی ها را باز شناخته و با چشمانی باز به استقبال چالشهای پیشرو بروند.
10- پس از معرفی هفت ویژگی مدیریت ورهبری در آغاز هزاره سوم، فرهنگ مناسب چنین سازمان ها و مدیرانی مورد بحث قرار گرفت که بدون شکل گیری و پدید آوردن این فرهنگ، امکان ورود موفقیت آمیز در عرصه رقابت هزاره سوم میسر نخواهد بود. لذا با اتکا به تعریفی که پروفسور ادگارشاین از فرهنگ ارایه میدهد (قالب ذهنی و الگوی رفتاری متشکل از سه سطح : مفروضات اساسی، ارزشها و رفتارها) مشخصات فرهنگی مدیریت و رهبری در آغاز هزاره سوم را می توان به شرح زیر مورد اشاره قرار داد:
1- پذیرش این اصل اساسی که "انسان بزرگترین سرمایه جهان هستی است و در مرکز جهان هستی در حال دگرگونی ژرف، قرار گرفته است."
2- پذیرش دگرگونی و تغییر برای تازهگردانی و نوآفرینی که لازمه برتری جویی است.
3- گروهی اندیشیدن و گسترده کردن یاریهای فکری، معنوی و مادی همگان
4- خطرپذیری (ریسک) سنجیده و ضروری دانستن روحیه کارآفرینی
5- به اجرا در آمدن پیام رسانی در همه سکوهای زندگی
6- اطلاعات را موجبی برای افزایش شناخت، و افزایش شناخت را وسیلهای برای افزایش تولید تلقی کردن
نکته حائز توجه این که "ما چگونه میتوانیم چنین قالب ذهنی را به الگوی رفتاری تبدیل کرده و با این قالب ذهنی چکار بکنیم"؟ که دراین نشست با ارایه مثال های متعدد از جامعه ایرانی چنین استدلال شد که در منابع فرهنگی ما نشانههای عمیق از چنین قالب ذهنی وجود دارد منتها نتوانسته است به عنوان الگوی رفتاری قرارگیرد، لذا ایرانیان زمانی میتوانند در عرصه رقابت جهانی مدیریت ،موفق باشند که چنین فرهنگی با ویژگیهای ذهنی و رفتاری فوق بر جامعه سایه اندازد.
* دانش آموخته مدیریت استراتژیک. عضو هیئت علمی بازنشسته دانشگاه صنایع و معادن ایران
منابع :
1- دراکر، اف. پیتر چالشهای مدیریت در قرن بیست و یکم، مترجم محمود طلوع، نشر فرا
2- مجموعه مباحث اولین گردهمایی "مدیریت و رهبری در هزاره سوم" تهران، دوم بهمن 1384
آن هم در دست مدیران ارشد اطلاعاتی (CIO) نیست. این انقلاب توسط مردم و کسانی هدایت میشود که "صنعت اطلاعات" به آن ها به چشم حقارت مینگرد. به اعتقاد دراکر پرسیدن از"معنا و هدف اطلاعات" است که به باز تعریف وظائف و کارهایی که اطلاعات باید به کمک آن انجام شود، میانجامد و نیز تعریف نهادهایی که باید این وظایف را انجام دهند (دراکر، ص 122)
6- دراکر میگوید : مهمترین و در واقع بینظیرترین کمک و حسن تأثیر مدیریت در قرن بیستم، پنجاه برابر شدن بهرهوری کارگران یدی در تولید صنعتی بود، اما مهمترین سهم و نقشی که مدیریت در قرن بیست و یکم باید ایفا کند، افزایش بهرهوری کارکنان علمی و کارهای عملی است. به تعبیر دیگر ارزشمندترین داراییهای یک سازمان در قرن بیستم وتجهیزات تولیدی آن بود، اما ارزشمندترین دارایی این نهاد در قرن بیست و یکم، کارکنان علمی و بهرهوری کارکنان علمی آن خواهد بود (دراکر، ص 167) او پیش بینی میکند که "ظهور کارگران علمی و بهرهوری کارگران علمی، به عنوان مسئله کلیدی، در چند دهه آینده، موجب تغییرات بنیادین در ساختار و ماهیت" سیستم اقتصادی "خواهد گردید" (دارکر، ص 195)
7- دراکر فصل پایانی کتاب "چالش های مدیریت در قرن 21" را به مقوله مهم "مدیریت بر خود" یا "خود مدیریتی" اختصاص میدهد و میگوید "افراد بسیار موفق تاریخ نظیر ناپلئون، لئوناردو داوینچی، موتسارت و امثالهم همواره بر خود مدیریت داشتهاند. همین خود گردانی و مدیریت بر خود، تا حد زیادی موجبات موفقیت آنها را فراهم کرده است. اما این ها از نادرترین استثناها بودند، و آن ها چه در قریحه و استعداد و چه در دستاوردها و موفقیتهای شان، آنچنان غیر عادی بودند که آن ها را باید خارج ار مرزهای حیات و هستی انسان های عادی مورد بررسی قرارداد. اکنون حتی افراد با استعدادهای نسبتا" کم، یعنی افراد متوسط الحال باید اداره کردن و مدیریت بر خود را بیاموزند. لذا مطالبات و خواستههای واقعا" جدی در مقابل کارگران علمی مطرح میشود از جمله اینکه :
* از خود بپرسند که "من کیستم؟ نقاط قوت و تواناییهای من در کجا و چه زمینههایی است؟ و "من چگونه کار میکنم؟"
* باید این پرسش را مطرح کنند که : "من به کجا تعلق و وابستگی دارم؟"
* باید بپرسند که "سهم و نقش من چیست؟"
* باید مسئولیت وابستگی و ارتباط را بپذیرند.
* باید برای نیمه دوم عمر خود، برنامهریزی کنند.
8- پیتر.اف. دارکر در سال1909 در اتریش به دنیا آمد. دکترای حقوق خواند، مطالعات و پژوهشهای خود را در آمریکا در حوزه مدیریت ادامه داد. سال ها در دانشگاه های معتبر تدریس کرد، بیش از 30 کتاب تالیف کرد. کتاب های "مدیریت در جامعه آینده"، "جهان پس از سرمایهداری" و "چالش های مدیریت در قرن 21" از مهمترین کتاب های دراکر است. او بیشک یکی از بزرگان علم مدیریت در جهان معاصر است. اعطای مدال آزادی ریاست جمهوری آمریکا در سال 2002 نشانی است از تقدیر جامعه از خدمات علمی پیتر دراکر.
9- دچندسال پیش از سوی شش موسسه آموزشی و پژوهشی عرصه مدیریت یک گردهمایی تحت عنوان "الگوی مدیریت و رهبری در هزاره سوم" در تهران برگزار شد. محور اصلی مباحث این نشست، دکتر محمد علی طوسی بود که با تأسی به اندیشههای پیتر دراکر تلاش کرد ضمن ارایه برخی از ویژگیهای مدیریت و رهبری در آغاز هزاره سوم، مشخصات فرهنگ سازمانی مناسب برای این دوره را معرفی کند. در این گردهمایی آقایان دکتر مهدی ابزری، مهندس حسامالدین عرف کشفی و خانم مهندس مهشید یزدان پناه، دکتر طوسی را کمک کردند. با وصف انتقادهایی که میتوان بر این نشست علمی وارد دانست، بحثهای مفیدی مطرح شد که میتوان گفت غالبا" نشأت گرفته از ایدههای پرفسور پیتر دراکر بود. کما اینکه دکتر طوسی در آغاز سخنان خود ضمن معرفی کتاب "چالش های مدیریت در قرن بیست و یکم" این مسئله را مورد تأکید قرار داد.
براساس آنچه در نشست عمومی و جلسات تخصصی گردهمایی مورد بحث قرار گرفت و من خود از مستمعان آن بودم می توان گفت بر اساس آموزه های پیتر دراکر، مدیریت و رهبری در آغاز هزاره سوم دارای ویژگیهای زیر است :
1- آزاد بودن و در دسترس بودن اطلاعات؛ تولید، پخش و به کارگیری اطلاعات همچون هوای آزاد در دسترس خواهد بود.
2- افزایش مستمررونداختراعات و ابتکارات تا جایی که همگان به ابتکار و اختراع توصیه و تشویق خواهند شد.
3- افزایش سریع و مستمردانش عمومی.
4- گسترش یافتن حرمت و تکریم انسان و دامنة نفوذ دموکراسی
5- پذیرش همگانی ضرورت مشارکت مردم در اداره امور جامعه
6- پدید آمدن بازارهای گسترده جهانی.
7- خاتمه یافتن جنگهای جهانی و اعتبار یافتن صلح از نگاه جهانیان
آشنایی با این ویژگیرها و موارد دیگری که در بطن مدیریت هزاره سوم رخ خواهد نمود و لحاظ نمودن آن ها درتصمیم گیری ها به معنای مدیریت موفق خواهد بود و سازمانهایی در هزار سوم و یا به تعبیر پیتر دراکر در ق
ویژگیهای مدیریت در آغاز هزاره سوم
سید هاشم هدایتی*
1- پیتر دراکر نظریهپرداز بزرگ مدیریتی در عصر حاضر به شمار میرود. وی پس از پنج دهه نظریه پردازی پویا در پایان سال 2005 چشم از جهان فرو بست اما نام او به واسطه آثار کم نظیر و ماندگارش در عرصه مدیریت برای همیشه در لوح تاریخ ثبت خواهد شد. دراکر اندیشمندی بود چالش آفرین و تحول شناس! او در مسیر تحولات دانش مدیریتی که در یک صد سال اخیر به سرعت قلههای رشد را پیمود، بیگمان یکی از اثر گذارترین نخبگان مدیریت بوده است. دراکر همواره به استقبال تحولات جدیدی رفت که دانش مدیریت را تحت تاثیر قرار میداد. توجه به آینده، به تعبیر خود او نه به مثابه یک پیشگو یا آیندهنگر بلکه بعنوان شناخت چالش های فرا روی یکی از ارکان اندیشه مدیریتی دراکر بوده است. دارکر در آخرین سال هزاره دوم کتابی را به جهان مدیریت عرضه داشت که به روایت خودش، خواننده را منقلب و مضطرب میکند . کتابی که دراکر را هم به هنگام نوشتن مشوش ساخت. "چالش های مدیریت در سدة 21" نام این اثر گرانبهاست.
2- "تغییر و دگرگونی" ، "رهبری تغییر" ، "نقش و اهمیت اطلاعات" ، "بهرهوری کارکنان علمی" و "خود مدیریتی" مهمترین ارکان کتاب "چالش های مدیریتی در قرن 21" است. وی در این کتاب با استناد به واقعیات و ذکر نمونههای عینی کنجکاوانه مسائل را میکاود و چالش های فرا روی مدیریت را به رخ میکشد. دراکر الگوهای مدیریتی کلاسیک و رایج را نه نفی بلکه به تفکر وا داشته و میگوید : "فرض جدیدی که مدیریت، چه به عنوان یک رشته علمی، و چه به عنوان روش عمل، هر چه بیشتر، باید خود را بر آن مبتنی کند، این است که حوزه و قلمرو مدیریت، قانونی و حقوقی نیست. مدیریت باید عملیاتی باشد، و بایستی کل فرایند را در برگیرد. تمرکز و توجه مدیریت باید بر نتایج و عملکرد و در سراسر زنجیره اقتصادی باشد" (دراکر، ص 53). وی بر این باور است که : "مرکز و محور جامعه، اقتصاد و اجتماع مدرن ما، تکنولوژی نیست، اطلاعات نیست، بهرهوری نیست، بلکه مرکز و محور، "نهاد مدیریت شده" به عنوان ابزار جامعه برای ایجاد نتایج و دستاوردها و مدیریت، ابزاری خاص و وظیفهای ویژه است که سازمان ها و نهادها را قادر به ایجاد نتایج و دستاوردها میکند و این امر، به هر حال، الگوی غایی و نهایی را درزمینه مدیریت نوین میطلبد : دل نگرانی و مسئولیت مدیریت، عبارت است از کلیه مقولاتی که عملکرد هر سازمان و نهاد، و نتایج حاصله را- چه در داخل و چه در خارج – تحت تأثیر قرار میدهد" (دارکر، ص 59)
3- ضرورت داشتن استراتژی از سوی همه مدیران و سازمان ها، استراتژی مبنی بر درک واقعیات قطعی و تضمین شده جهانی همچون : "پدیده سقوط نرخ تولید در جهان توسعه یافته، پدیده جابجایی در توزیع درآمدهای قابل عرضه، تبیین و تعریف عملکرد، رقابت جهانی و رشد ناسازگاری بین پدیده جهانی شدن اقتصاد و تفرقه سیاسی" از دیگر نکاتی است که در کتاب چالش های مدیریتی قرن 21 بر آن تأکید شده است. دراکر بر این باور است که سازمان ها، استراتژی نخواهند داشت مگر اینکه این پنج واقعیت را در نظر داشته باشند. وی میگوید : "هیچ نهاد و مؤسسهای نمیتواند در دورانی از آشفتگی، و عصری از تغییرات ساختاری و دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و تکنولوژیکی، انتظار بقا داشته باشد، مگر اینکه بتواند با موفقیت با این چالش ها برخورد کند (دارکر، ص 94)
4- از نظر دراکر، چالش محوری مدیریت در قرن بیست و یکم این است که سازمانش نقش پیشگامی در امر دگرگونی و تغییر و تحول داشته باشد. یک رهبر تغییر به دگرگونی به چشم فرصت مینگرد. او خود به دنبال تغییر و دگرگونی است و چگونگی یافتن تغییرات مناسب را میداند و نیز میداند چگونه آنها را، در درون سازمان یا خارج از آن، کارساز و مؤثر بگرداند. به عقیده دراکر تحقق چنین نقش و رسالتی مستلزم آن است که :
اولا" سیاست هایی برای آینده، اندیشیده شود.
ثانیا" روش های اصولی و سیستماتیک برای یافتن، پیش بینی کردن و مهمتر از همه پیشدستی بر فرایند دگرگونی اتخاذ شود.
ثالثا" راه مناسب برای معرفی و باب کردن دگرگونی، در محدوده سازمان و خارج از آن پیدا شود. و سرانجام سیاست هایی هم برای برقراری تعادل فرآیند دگرگونی و تداوم فعالیت های سازمان اندیشیده شود (دارکر، ص 96)
5- دراکر وقوع انقلاب نوین اطلاعاتی بدون هیچ مانع ورادعی را پیش بینی میکند که از سازمان های تجاری و صنعتی آغاز شده و بیگمان همه نهادهای موجود در جامعه را فرا خواهد گرفت و به نحو ریشهای، معنا و مفهوم اطلاعات را، برای سازمان ها و افراد، تغییر خواهد داد. از نظر وی این انقلاب، انقلاب در تکنولوژی، ماشین آلات، تکنیکها، نرم افزارها یا سرعت نیست، بلکه انقلابی است در مفاهیم و تصورات کلی. این انقلاب در تکنولوژی اطلاعاتی (IT) و یا در سیستم اطلاعات مدیریت (MIS) رخ نمیدهد و هدایت
