گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
Ir al canal en Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
Mostrar más603
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+430 días
Archivo de publicaciones
اربابان جدید جهان
تالیف جان پیلجر
معرفی به وسیله استاد عزیزم دردوران دبیرستان شبانه درسال های۵۷ - ۱۳۵۴ درسقز, جناب اقای عطاءالله احمدپناه دبیر اندیشمند شریف وانساندوست سنندجی که خاطره تعهدش درمعلمی و مهرش نسبت به مردمان رنجدیده همواره دریادم وجانم مانده است.
کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@kDproblems
دراین ایام کرونایی والزام بە خود قرنطینه یی, مطالعه برای افراد بازشسته یی چون بنده, یکی از راه های گذار از بی طاقتی وبهره گیری بهینه از زمان دردسترس است
کتاب کم حجم "خودونهاد" تالیف زیگموندفروید را حتی اگر بارها خوانده باشید بازهم به خواندنش می ارزد
کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
مائدەهای زمینی
آندرە ژید
ترجمە جلال ال احمد وپرویز داریوش
بازنشر از کانال کتابخانه @BookTop درکانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@kDproblems
✍️ محسن رنانی
🖊زبان و توسعه
✅(به بهانه معرفی کتاب «زبان، قدرت و منزلت در ایران»)
«فلسفه نباف». آیا این جمله کوتاه برای شما آشنا نیست؟ چرا وقتی ما ایرانیان میخواهیم به حرف های بیپایه و بیهوده اشاره کنیم، از عبارت «فلسفه بافی» استفاده میکنیم؟ راستی در زبان فارسی چه معادلی برای واژه انگلیسی «فلسفه» یا «فیلسوف» وجود دارد؟ نگویید «حکمت»؛ چون حکمت، برابرْنهادی است برای واژه Wisdom به معنی خردمندی و در کاربرد عمومی و تداول تاریخی نیز در زبان فارسی «حکیم» به کسی گفته میشده است که جامع انواع علوم روز از طبابت گرفته تا ریاضی و نجوم و ادبیات و احتمالاً علوم دینی و غیره بوده است؛ مانند بزرگمهر حکیم، حکیم ابوالقاسم فردوسی، حکیم ابوعلی سینا، حکیم عمر خیام و بسیاری دیگران. در لغتنامه علامه (حکیم؟) دهخدا نیز در مقابل واژه «حکیم»، کلمه «فیلسوف» نیامده است بلکه آمده است: دانا، فرزانه، خردمند، دانشمند و ... .
@sokhanranihaa
راستی جامعهای که برای کلمه فیلسوف معادلی در زبانش ندارد، می تواند تمدن آفرین بوده باشد؟ مگر میتواند تمدنی در جامعهای شکل بگیرد بدون آنکه آن جامعه، کتاب و فیلسوف و دانشمند داشته باشد؟ و اگر معتقدیم در ایران باستان تمدنی شکل گرفته است، کجاست کتابش و فیلسوفش و دانشمندش؟ وقتی در زبانی معادلی برای کلمه «فیلسوف» تولید نشده باشد آیا به این معنی نیست که در جامعهای که با آن زبان گفتوگو میکند نیازی به چنین کلمهای نبوده است و بنابراین آیا نمیتوان نتیجه گرفت که اصولاً در آن جامعه چنین حرفه و تخصصی، یا وجود نداشته است یا بی اهمیت بوده است؟
من نمیتوانم بفهمم که چگونه جامعهای بدون داشتن فیلسوف، میتواند دانشمندان و عالمان بزرگ در رشتههای دیگر داشته باشد و تمدنی بیافریند. و امروز باید گفت قابل فهم که نیست، هیچ، بلکه امکانپذیر هم نیست که جامعهای در گذشته خویش به اندازه کافی فیلسوف نداشته باشد و در درازنای تاریخ در زبانش نیازی برای داشتن معادلی برای کلمه فیلسوف احساس نکرده باشد، و هرگاه میخواهد به سخنان عبثی اشاره کند، اصطلاح «فلسفهبافی» را به کار ببرد و آنگاه چنین جامعهای بتواند «توسعه» بیافریند.
به دیگر سخن و خیلی کوتاه میخواهم ادعا کنم که «جامعه ای که فلسفه ندارد و فیلسوف ندارد، بعید است بتواند توسعه ی مدرن را درک کند و آن را محقق سازد»؛ چون نداشتن فیلسوف به این معنی است که چنین جامعهای اصولاً سؤالات فربه ای از خویش نداشته است و بنابراین توان به پرسشگرفتن و چون و چرا کردن درباره جوانب مختلف زندگی و حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی خویش را نداشته است. و البته بدون این که ملتی، دست کم چند قرن، خودش را لگدکوب پرسشهای استخوان سوز درباره باورها و ساختارها و سازوکارهای خود کند، رسیدن به مرزهای «توسعه» محال است.
اینها را گفتم تا ذهن شما را نزدیک کنم به مأموریتی که کتاب «زبان، منزلت و قدرت در ایران» بر دوش دارد. این کتاب به خوبی نشان می دهد که چگونه زبان میتواند سرنوشت یک جامعه را به راه یا به بیراهه ببرد. من اکنون چند سالی است که به طور جدی با این دغدغه روبهرو هستم که آیا اصولاً «زبان فارسی» توانایی کمک به جامعه ایران برای گام نهادن در مسیر توسعه را دارد؟
زبان فارسی زبانی شیوا، دلانگیز و آهنگین است که پر است از ایهام و کنایه و تلمیح و تشبیه و استعاره و مجاز. زبان فارسی زبان اختلاطهای بیپایان روزمره، زبان خطابه و سخنوری های دلبرانه، زبان خیالپردازی های حافظانه، زبان حماسه سراییهای فردوسیانه، زبان عرفانهای مولویانه و زبان رندانه نسیم شمالانه است. هنوز نمی دانم آیا از زبان فارسی، زبان ریاضی، زبان حقوق، زبان موسیقی و زبان خرد ناب نیز می تراود؟ پاسخ من اکنون «نمیدانم» است. تنها طرح موضوع کردم تا حساسیتی در میان پژوهشگران علاقهمند درافکنده باشم. و اینها را گفتم تا بر اهمیت کتاب «زبان، منزلت و قدرت در ایران» تأکید کرده باشم. و البته تأکید میکنم که این کتاب تنها دریچه ای است برای ورود به «مبحث زبان و توسعه در ایران».
متن کامل اینجا و یا اینجا
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
کتاب ملت عشق، یکی از معروفترین و لذتبخشترین کتابهایی است که تقریبا هر خوانندهای را مجذوب خود میکند. و این به خاطر عشقِ زیبا و عرفانی میان مولانا و شمس تبریزی و همچنین قلم روان الیف شافاک، نویسنده کتاب است. اما در کتاب ملت عشق، یکی از چیزهایی که بسیار به چشم میآید، چهل قاعده شمس تبریزی است.
در سراسر کتاب ملت عشق، شمس در موقعیتهایی خاص هر بار یک قاعده را بیان میکند که بسیار خواندنی است.
دراین روزهای قرنطینه ناشی از ویروس کرونا مطالعه این رمان را به دوستان عزیزم توصیه می کنم. البته ناگفته نماند منتقدانی نیز انتقادات جدی به این رمان وارد دیده اند که قابل تامل است
پی دی اف متن کامل این رمان را درکانال شخصی بنده ملاحظه فرمایید
@kDproblems
تحویل سال نو در تنهایی
📗📗📗📗📗📗📗
بچە کە بودم بسیار از تنهایی می ترسیدم. بعدها نیز باوجود بالارفتن سن همچنان از تنهایی هراس داشتم. ازاین باب بە ندرت در زندگی در تنهایی بە سر بردە بودم.به ویژه درشب ها. بیشتر اوقات وقتی تنها می شدم گذشتە از سالیانی کە بە واسطه درگیری های داخلی درکردستان نگران تهاجم مخالف سیاسی خود بودم غالبا واهمە از نیروهای نامرئی نظیر اجنه و ارواح مردگان مرا از تنهایی, به ویژه در شب ها باز می داشت.
درسه سال اخیر که به دلیل دوری ناخواستە از خانواده و یاسفرهای داخلی وخارجی شب وروزهای زیادی را درتنهایی به سربردم به تدریج بر ترس وخوف ناشی از تنهایی غالب شدم.این راهم بگویم واقعیت ها گویای آنست که تحمل تنهایی برای مردان سخت تر است تازنان؟ نمیدانم چرا اما تمام کسانی که دراین باب بامن سخن گفته اند ان را واقعیت شمرده اند.
اما اکنون مدتی است تنهایی را نه از راه اجبار بلکه به سان پیش درامدی برای تنهایی جاودانه پس از مرگ به حساب می آورم والبته فرصتی برای محاسبه درونی و اندیشیدن درفلسفه زندگی وارزیابی انچه در طول سالیان عمرکرده وناکرده ام.
لذا اکنون ودر این روزها وشب های تنهایی نه تنها نگران نیستم بلکه از مسببان تنهاشدنم ممنونم که ناخواسته مرابا یک دنیای دیگر آشنا و البته ناچاربه گام نهادن درمسیری کردند بس ضروری برای باورمندان به تداوم زندگی پس ازمرگ.
من اینک به این قناعت رسیده ام که دیریازود تنهای تنها به سفری خواهم رفت که هیچ یک از عزیزانم, نه فرزندان, نه پدرومادر ونه همسر وبرادروخواهر وخویشان ودوستانم مرا همراهی نخواهند کرد پس چه نیکوتر که آرام ارام و به تدریج خودرا مهیای چنین سفری در چنان روزی کرده باشم.
اما لحظه سال تحویل امسال ـ سال ۱۳۹۹ ـ ویژگی دیگری نیز دارد. امسال به واسطه رواج ویروس کرونا درهمه کشورها یحتمل هزاران مرد پا به سن نهاده ای چون من ناچار به ماندن در منزل وتحمل تنهایی شده اند. امیدوارم این واقعه ناگوار را به فرصتی تبدیل کنیم برای درک این حقیقت تلخ که همه ما انسان ها به تنهایی پابه عرصه وجود نهاده وناگزیر به تنهایی بانگ رحیل سرخواهیم داد. پس بکوشیم دمی نیز باخود بنشینیم, بگوییم وبخندیم و به معنای حقیقی زندگی بیندیشیم.
سال نو برهمگان مبارک وبر تنهایان مبارک ترباد!
سیدهاشم هدایتی
@kDproblems
تاریخ غم انگیز توسعە کردستان
نطق رضاشاه پهلوی درسال ۱۳۱۰ هجری شمسی درسقز ـ یعنی ۸۸ سال پیش😳
منبع: تاریخ مردوخ
@KDproblems
برگی از تاریخ
یک دهه پس از مشروطه درکردستان به روایت آیت الله مردوخ در کتاب تاریخ کردوکردستان.
اوضاع خریدوفروش پست های رسمی در زمان حکمرانی سردار محیی نماینده دولت مشروطه درکردستان
برخی وقایع چقدر آموزنده هستند اگر تاریخ راورق بزنیم!
@KDproblems
سلام دوستان
دراین روزهای سخت ودلهره اور که بسیاری از ما به ضرورت ناچاراز نشستن درمنزل هستیم پیشنهاد می کنم سری به کلاس درس حضرت غزالی بزنیم
کیمیای سعادت کیمیای سعادت است
هرچندبارخوانده اید بازهم جادارد
@KDproblems
توسعه؟
اول اقتصاد یا اول سیاست؟
حتما ببینید؟ شنیدنی است
باتشکر از دوست غزیزم دکترخالدتوکلی به خاطر بازپخش این فایل ارزشمند
@KDproblems
کتاب شهریار تالیف ماکیاولی
از معدود منابعی است که مطالغه ان برای کنشگران میدان سیاست ضروری است
مادام الفبای مکتب ماکیاولی شناخته نشود درک رفتار سیاستمدارن میسر نخواهد بود
@KDproblems
بیش از بیست سال از اولین چاپش گذشته است اما همچنان و همیشه خواندنی است. بە ویژە با تحولات سال های اخیر ومقایسە آن با تحولات پس از انقلاب مشروطه حقایق دردناکی را می توان دید که ندیدنش همچنان مارا مصداق شعر حافظ می کتد که فرمود:
من جرب المجرب حلت به الندامه
🔊فایل صوتی
پویش فکری توسعه
میزگرد «قومیت، همبستگی و توسعه»
▪️بیست و یکمین نشست از «میزگردهای توسعه» با موضوع «قومیت، همبستگی و توسعه»،
در تاریخ ۲۵ آذر ۹۸
با ارائه خانم دکتر ندا کردونی و حضور دکتر امیر نیکپی و دکتر #محسن_رنانی برگزار شد.
✍️ دکتر محسن رنانی
🖊 قومیت و توسعه
تنوع فرهنگی و چندفرهنگگرایی برای توسعه به مثابه یک سرمایه است. برای توضیح این گزاره باید گفت یک جامعه برای حرکت به سمت توسعه به پنج سرمایه اصلی نیاز دارد. این پنج سرمایه عبارتند از سرمایههای اقتصادی، انسانی، اجتماعی، فرهنگی و نمادین. برای تحقق بعد مادی توسعه اصلیترین سرمایهها، دو سرمایه اقتصادی و سرمایه انسانی هستند. ترکیب این دو سرمایه رشد و پیشرفت را در پی خواهد داشت. برای تحول در بعد معنوی و فکری توسعه نیازمند سرمایههای اجتماعی، فرهنگی و نمادین هستیم. ترکیب این سه سرمایه تحول در بعد رفتاری، فرهنگی و فکری رخ میدهد. با این نگاه و در راستای رسیدن به توسعه، منابع فرهنگی میتوانند به سرمایه فرهنگی تبدیل شوند و نه تنها منابع فرهنگی، سرمایه است بلکه تنوع قومی و تنوع فرهنگی نیز سرمایه است و این هنر سیاستمدار است که این منابع را به منابعی توسعهآفرین تبدیل کند. همانطور که منابع نفتی میتواند هم برای جنگ و هم برای رفاه استفاده گردد، با منابع فرهنگی نیز میتوان ستیز فرهنگی و یا همبستگی ملی و اقتدار فرهنگی ایجاد کرد. اما چرا این تنوع، سرمایه است؟ در پاسخ باید گفت به همان دلیل که اگر کشوری واجد منابع اقتصادی متنوعتر باشد پایداری اقتصادی آن کشور بالاتر و مزیتهای آن کشور بیشتر است تنوع بقیه سرمایهها نیز چنین کارکردی دارند. بنابراین هرچه منابع فرهنگی متنوع باشند مزیت فرهنگی بالا رفته و قدرت خلق سرمایههای فرهنگی بیشتر میشود. اما هر تنوعی و انحصاری به خودی خود مشکلزا و یا راهگشا نیست بلکه به این بستگی دارد که با آن تنوع یا انحصار به چه گونهای رفتار شود. در حوزه فرهنگ اگرچه تمرکز بر یک فرهنگ، انسجام اجتماعی و همبستگی اجتماعی را بالا میبرد اما میتواند خطر ملیگرایی و ایدئولوژیک شدن را ایجاد کند. که برآیند این دو، خطر ستیز را در پی دارد. اگرچه در جامعه تکفرهنگی مزیت انسجام و همبستگی وجود دارد اما دو خطر دیگر نیز در کمین است. برای تبیین این دو خطر ابتدا باید نظریه سیستمها را توضیح داد. در نظریه سیستمها گفته میشود که سیستمی پایدار است که دو ویژگی کنترلپذیری و انعطافپذیری داشته باشد. اگر این دو ویژگی با هم رشد نکنند سیستم بیمار میشود. یک سیستم سالم سیستمی است که حد متعادلی از کنترلپذیری و انعطافپذیری را داشته باشد. یک جامعه تک منبعی در حوزه فرهنگ مزیت کنترلپذیری را دارد اما انعطافپذیری ندارد و این عدم انعطاف خطر ایدئولوژیک شدن و ستیزهجویی را در پی دارد. بنابراین همبستگی جامعهای که ناشی از تکفرهنگی است همبستگی ایستا است، انعطافپذیری ندارد و هر لحظه ممکن است خرد شود. اما برعکس منابع فرهنگی متنوع به شرط اینکه این منابع، دارای وجوه مشترک و وحدتبخش باشند انسجامی دینامیک و پویا ایجاد خواهند کرد که هم امکان ایدئولوژیک شدن و هم مقاومت در مقابل تحولات و فشارها را کاهش میدهد. انسجام پویا ستیزهجویی را کاهش و مدارا و رواداری و دگرپذیری را افزایش میدهد. بنابراین مدارا و رواداری که پیش شرطهای توسعه هستند زمانی محقق میشوند که ما بر یک فرهنگ چند منبعی و متکثر که شامل تمام منابع فرهنگی است متکی باشیم. بنابراین منابع متنوع فرهنگی زمانی تبدیل به سرمایه ملی برای توسعه میشود که برخوردی آگاهانه با آن شود. کنش اصلی را باید سیاست انجام داده و بکوشد از عوامل وحدتبخش در راستای شکل دادن به یک هویت واحد ملی و ایجاد انسجام استفاده نماید. در مجموع هرچه تنوع منبع فرهنگی بیشتر باشد، قدرت عناصر ضد توسعه کم میشود. اگر ملتی تکفرهنگ باشد و آن فرهنگ واجد چند عنصر ضد توسعه باشد همان چند عنصر جامعه را زمینگیر خواهد کرد. اما اگر تنوع منبع فرهنگی وجود داشت و در هر یک از این فرهنگها عاملی ضدتوسعه باشد نمیتواند حرکت کلی جامعه را متوقف کند. بنابراین تنوع باعث میشود که عناصر ضدتوسعه قدرت مرکزی پیدا نکنند که بتوانند در روند توسعه اختلال ایجاد کنند.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
نقش مدیران ارشد در موفقیت مدیریت استراتژیک(ق55)
@managementcl
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
کنترل استراتژیک(ق54)
کانال تخصصی کلینیک مدیریت
دکتر سید هاشم هدایتی
اجرای استراتژیک. مدل BSC
@managementcl
ساختارمندکردن اجرای استراتژیک( قسمت 53)
