SazeSAGHF/سازه سقف
Ir al canal en Telegram
نرمافزار هوشمند سازه سقف برای طراحی انواع سقفهای متداول در ایران
Mostrar más1 257
Suscriptores
Sin datos24 horas
+87 días
+830 días
Archivo de publicaciones
1 257
.
پاسخ سردبیر مستقل آنلاین به جنگ افروزان جبهه پایداری:
✅ جنگ۱۲ و۴۰ روزه را در حالی با موفقیت به پایان بردیم که محاصره اقتصادی نشده بودیم!نفت را به آسانی می فروختیم و کالاهای مورد نیاز مردم براحتی وارد بنادر کشور می شد!
❇️آیا جنگ مخارج ندارد؟وقتی رییس جمهور میگوید از زمان محاصره اقتصادی تاکنون یک بشکه نفت نفروخته ایم،با کدام پول و پشتوانه اقتصادی می خواهید بجنگید؟
✅الان مایحتاج مردم با ذخایر ارزی قبلی خریداری شده است!لطفا کشور را از محاصره اقتصادی خارج کنید، سپس بر طبل جنگ بکوبید!؟
❇️ تندروهای جبهه پایداری که مخالفان جنگ را مرعوبین می نامند،با صادرات کنونی صفر نفت ایران،چگونه و از کجا می توانید۱۰میلیارد دلار بودجه نظامی کشور مصوب در بودجه سال۱۴۰۵ را تا پایان سال جاری تامین کنید؟
✳️ ما واقع بین هستیم به شما پایداری چی های شیفته جنگ میگوییم که جنگ بدون پشتوانه اقتصادی هرگز ممکن نیست!
.
1 257
.
پاسخ سردبیر مستقل آنلاین به جنگ افروزان جبهه پایداری:
✅ جنگ۱۲ و۴۰ روزه را در حالی با موفقیت به پایان بردیم که محاصره اقتصادی نشده بودیم!نفت را به آسانی می فروختیم و کالاهای مورد نیاز مردم براحتی وارد بنادر کشور می شد!
❇️آیا جنگ مخارج ندارد؟وقتی رییس جمهور میگوید از زمان محاصره اقتصادی تاکنون یک بشکه نفت نفروخته ایم،با کدام پول و پشتوانه اقتصادی می خواهید بجنگید؟
✅الان مایحتاج مردم با ذخایر ارزی قبلی خریداری شده است!لطفا کشور را از محاصره اقتصادی خارج کنید، سپس بر طبل جنگ بکوبید!؟
❇️ تندروهای جبهه پایداری که مخالفان جنگ را مرعوبین می نامند،با صادرات کنونی صفر نفت ایران،چگونه و از کجا می توانید۱۰میلیارد دلار بودجه نظامی کشور مصوب در بودجه سال۱۴۰۵ را تا پایان سال جاری تامین کنید؟
✳️ ما واقع بین هستیم به شما پایداری چی های شیفته جنگ میگوییم که جنگ بدون پشتوانه اقتصادی هرگز ممکن نیست!
.
1 257
🔹
ببینید که ژاپن را اینقدر امروزه بهش قبطه میخوریم چه رزومه ای دارد ؟
ژاپن با دو کره چه کرد که اسمش را گذاشتند «دشمن شماره یک»؟
طی ۳۵ سال استعمار؛ ۸ میلیون و ۴۰۰ هزار نفر را بردند کار اجباری،
۲۰۰ هزار دختر و زن را با میانگین سنی ۱۴ سال به روسپیخانههای ارتش ژاپن فرستادند،
۸۰ درصد برنج مردم کره را غارت کردند طوری که مردم مجبور بودند پوست درخت بخورند،
۷۵۰۰ نفر را در یک روز قتلعام کردند،
۱۰۰ هزار نفر در قحطیهای ساختگی جان دادند،
۷۰ درصد معادن و ۲۱۰ هزار هکتار بهترین زمینها را مصادره کردند.
این یعنی یک ملت و ۳۵ سال تحمل غارت، تحقیر و گرسنگی. حالا برویم سراغ اصل ماجرا.
سال ۱۹۶۵، تازه ۲۰ سال از آزادی کره میگذشت. مردم هنوز بوی باروت و خون استعمار را از یاد نبرده بودند. کره جنوبی آنقدر فقیر بود که سازمان ملل به کفایتِ کمکهایش شک میکرد. در چنین فضایی، پارک چونگهی رئیسجمهور وقت کره جنوبی تصمیمی گرفت که تمام دنیا را متحیر کرد: «دست دادن با همان ژاپنِ جنایتکار.»
او در سخنرانی ۲۳ ژوئن ۱۹۶۵ با چشمانی پر از اشک اما قلبی محکم گفت: «ما دههها با خشم و کینه نسبت به ژاپنیها زندگی کردهایم ... اما برای امروز و فردایمان باید با آنها دست بدهیم. مگر این مسیری نیست که کشورمان برای شکوفایی خود باید طی کند؟»
بخشی از مردم کره به خیابانها ریختند. او را «خائن»، «عامل ژاپن» و «فروشنده کشور» سازشکار نامیدند. دانشجوها شعار میدادند، اساتید دانشگاه بیانیه میدادند، احزاب مخالف از هر دری وارد شدند. اما پارک ایستاد. او میدانست اگر در باتلاق کینه بماند، نسل بعدی کشورش نیز همان گرسنگی و فقر را خواهد چشید.
نتیجه چه شد؟ ژاپن ۸۰۰ میلیون دلار به کره جنوبی داد؛ ۳۰۰ میلیون بلاعوض و ۵۰۰ میلیون وام کمبهره. این رقم ۲.۳ برابر بودجه ملی کره جنوبی در آن زمان بود. با همان پول، فولاد پوهانگ ساخته شد که امروز یکی از بزرگترین تولیدکنندگان فولاد جهان است. بزرگراه سئول به بوسان ساخته شد که رگ حیاتی اقتصاد شد. ژاپن تا امروز ۵۶ میلیارد دلار در کره جنوبی سرمایهگذاری کرده و حجم تجارت دو کشور از ۲۲۰ میلیون دلار در ۱۹۶۵ به ۷۷۲ میلیارد دلار رسیده؛ یعنی ۳۵۰ برابر رشد.
کره جنوبی از فقیرترین کشورهای جهان در ۱۹۶۰ به عضویت باشگاه کشورهای پیشرفته درآمد. اسم این معجزه را گذاشتند «معجزه رود هان». اما در همین زمان، کره شمالی راه مخالف را رفت: قهر، سرسختی، انزوا. گفتند ما با دشمن دست نمیدهیم، غیرت ما اجازه نمیدهد. نتیجه چه شد؟ تحریمهای فلجکننده، وابستگی ۹۵ درصدی به چین، محرومیت از سرمایه و تکنولوژی ژاپن، قحطیهای وحشتناک در دهه ۹۰ که صدها هزار نفر گرسنه مردند.
امروز اقتصاد کره جنوبی ۷۰ برابر کره شمالی است. سرانه درآمد مردم جنوب ۵۸ برابر مردم شمال است. یعنی یک کرهای جنوبی در یک ماه به اندازه یک کرهای شمالی در پنج سال درآمد دارد. برجهای سئول از دور به پیونگیانگ نگاه میکنند؛ شهری که هنوز برق پایدار ندارد.
پارک چونگهی با دشمن دست داد اما خط قرمزهایش را فراموش نکرد. نه به کشور و مردمش خیانت کرد، نه تسلیم شد.
او با پنبه سر برید؛ به دشمن ضربه زد بدون اینکه کشورش را به جنگ داخلی بکشاند. کره شمالی اما با سرسختی بیمحاسبه، مردمش را قربانی سختیهای فراوان کرد. نتیجه؟ فقری که تا نسلها گریبانگیر آن هاست. عبرت از تاریخ، آزادمان میکند.
.
1 257
من کاری ندارم چطور شد که تو این شرایط قرار گرفتیم؟
آیا مردم مقصر بودند ،
آیا روشنفکران به مردم خیانت کردند و صدها آیا دیگر ..... !؟
واقعا اگر ملتی و کشوری یک ماه این شرایط ایران عزیز را توی این سالهای حدود نیم قرن را بخواهد تحمل کند حتی در پیشرفته و متمدن ترین کشورها همدیگر را تکه پاره میکردند ، ولی می بینیم در کشور عزیزمان مردم نجیب و با فرهنگ ما با هزاران مشکل و انواع و اقسام بلاهای طبیعی و غیر طبیعی در طول این سالها جان و مال شان را از دست دادند و بازم مسالمت آمیز در کنار هم زندگی میکنند ، فقیر و غنی
و هیچگونه رفتار غیر عادی از خودشان بروز ندادند و گاها با همه سختیها و کمبودها متمدن تر از خیلی از کشورها رفتار کردند و این نشان از ریشه و عمق فرهنگ این مردم نجیب و اصیل را میدهد و امیدوارم خیلی زود خداوند کمک کند که این مردم نجیب و دوست داشتنی به جایگاه واقعی خود که حقشان هم هست برسند .
آمین
.
1 257
▪️Fall in Hyrcanian Forest
▪️پاییز در «جنگلهای هیرکانی»
ببینید و به ایرانی بودنت افتخار کن
🌸❤️🌸
1 257
هنرنمایی یک هموطن با ذوق و هماهنگی رقص ایشان با ترانه زیبا
ببینید و لذت ببرید
👏🌸
1 257
بیدارشو اے دل ڪه جهان میڪَذرد
ویـن مایهے عمر ، رایڪَان میڪَذرد
در منزل تن مخسب و غافل منشین
ڪز منزل عمــر ڪـاروان میڪَذرد
مولانا
1 257
روانشناسی میگه
اگر با صدایی آرام و آرام صحبت کنید، مخصوصاً در مشاجره، تسلط بر طرف صحبت بسیار آسان است.
زیرا به این ترتیب طرف مقابل شما را فردی جدی و مقتدر خواهد دانست که تحت تأثیر قرار دادن او دشوار است.
.
1 257
🟨 🟩 🟪
درود مجدد
بسیار خوشحالم که دوستان بسیار فرهیخته ای در کانال عضو هستند و باید اعتراف بکنم، این کار بنده را در ارائه مطالب بسیار سخت میکنه و انگار پیش استاد دارم درس پس میدهم و امیدوارم تا حالا تونسته باشم این وظیفه را بخوبی انجام بدهم ،
همانطوری که مستحضر هستید بیش از ۱۰ سالی است که افتخار آنرا دارم که در خدمت شما عزیزان باشم و هدفم این بوده که یک مجله علمی و هنری و مهندسی و مطالبی در خصوص بررسی مسائل سیاسی روز کشور بدون جهت گیری به سمت و سویی داشته باشیم که بتونیم مقداری حتی اندک هم شده به معلومات مان اضافه کنیم ،
◾️ شعار این کانال :
زنده و جاوید باد ایران و ایرانی که قلبش برای ایران می تپد با هر قوم و عقیده و فرهنگ و اعتقادی که دارد و مادامیکه نخواهد عقیده خود را بزور به کسی تحمیل بکند عزیز و قابل احترام خواهد بود .
◻️ مطالب کانال عموما توسط دوستان عزیز همین کانال و یا بیرون از کانال برای بنده بصورت خصوصی ارسال میشود که بعد از مرتب شدن ، هر روز صبح و حتی طول روز تقدیم شما عزیزان میشه و اگر کم و کسری هست بنده را به بزرگواری خودتان ببخشید .
و اما در خصوص سوال
همانطوری که انتظار داشتم جواب صحیح بود و آفرین به شما عزیزان
35 cm 👍 جواب
این سوال در واقع دو معادله و دو مجهول هست
اگر ارتفاع سنگ y باشد و ارتفاع روبا x باشد خواهیم داشت
y-x=80
y+x=150
اگر دو طرف دو معادله را با هم جمع کنیم خواهیم داشت
2y=230
x ها با علامت + و - حذف شدند
y=115 cm
x=35 cm
با تقدیم احترام
غلامحسینی
.
1 257
درود دوستان عزیز
لطفا جواب این مسئله را با یکی از علامتهای زیر بنویسید
40 👍
50 👏
60 🙏
70 👌
1 257
*مولتی میلیاردر هندی با ثروت ۲۹۱ میلیارد دلاری، راتان #تاتا، در یک مصاحبه رادیویی، مجری رادیو تلفنی از او سوال کرد: - قربان، چه زمانی در زندگیتان خوشبخت تر بودید؟*
*راتان تاتا پاسخ داد: من چهار مرحله شادی را در زندگیام پشت سر گذاشتم و سرانجام معنای خوشبختی واقعی را فهمیدم.*
*اولین قدم جمع آوری ثروت و منابع بود. اما در آن لحظه به آن خوشبختی که میخواستم نرسیدم. سپس مرحله دوم انباشتن اشیاء و اشیاء قیمتی فرا رسید. اما متوجه شدم که تاثیر این کار هم موقتی است و درخشش جواهرات زیاد دوام نمیآورد. سپس مرحله سوم پروژههای بزرگ فرا رسید. من ۹۵ درصد از ذخایر نفت خود را در هند و آفریقا داشتم. من صاحب بزرگترین کارخانه فولاد هند و آسیا بودم. اما حتی اینجا هم به آن خوشبختی که تصور میکردم نرسیدم.*
*مرحله چهارم زمانی فرا رسید که دوستم از من خواست برای کودکان معلول ویلچر بخرم، حدود ۲۰۰ کودک. به توصیه یکی از دوستان، من بلافاصله ویلچر خریدم. اما دوستم اصرار کرد که با او بروم و به بچهها خودم ویلچرها را بدهم. آماده شدم و راه افتادم. آنجا با دست خودم به این بچهها ویلچر دادم. درخشش عجیبی از شادی را در چهره این کودکان دیدم. همه آنها را دیدم که در ویلچر هایشان نشستهاند و حرکت میکنند و بازی میکنند.*
*انگار به یک پیک نیک رسیده بودند. از درون احساس خوشحالی میکردم. وقتی تصمیم گرفتم بروم یکی از بچهها پاهایم را گرفت. سعی کردم به آرامی پاهایم را آزاد کنم، اما کودک به صورت من نگاه کرد و آنها را محکم تر فشار داد. پس خم شدم و از کودک پرسیدم آیا چیز دیگری لازم داری؟*
*واکنش این کودک نه تنها من را شوکه کرد، بلکه دید من را به زندگی کاملاً تغییر داد. این بچه گفت: میخواهم چهره تو را به یاد بسپارم تا وقتی تو را در بهشت میبینم، بتوانم بشناسمت و دوباره ازت تشکر کنم!!!*
.
