﮼مبینافراهانی
Ir al canal en Telegram
2 547
Suscriptores
Sin datos24 horas
-167 días
-10530 días
Archivo de publicaciones
2 547
تو فرض کن سوریهای یا فلسطینی. با بدن خونین میروی اورژانس بیمارستان میبینی یکی ساق و سالم نشسته روی صندلی. او ایران است. چهره خونینت را میبیند. دلش میسوزد.
میگوید: امیدوارم خوب شی زود.
و تو از او میپرسی: شما که سالمی، چرا اینجایی؟
و ایران به تو میگوید: سرطان دارم.
2 547
روبه راه نیستم روبه دیوارم.دیواری که حالا شب ها جای تو زل میزند به چشمانم و گاهی صدایم می زند و با خواهش میخواهد بغلم کند.
روبه راه نیستم چند شب است سقف اتاقم شعر میخواند و پنجره ی هرگز نداشته ام پرده اش را کنار میزند تا باد بوی عطر جدیدت را به قلبم برساند.مادرم می گوید دیوانه شدی؟و من میخندم
2 547
درد دارد از سر و کولم بالا می رود.
غمگینم.یک هفته است گریه نکرده ام.بغض دارد به مرز خفگی می رسد.حرف هایم را به دیوار ها زدم و به سخت بودن آدم ها بیشتر اعتماد کرده ام.هیچ چیز برایم تازگی ندارد.افسردگی کل قلبم را فراگرفته.پنجره ی اتاقم را گل گرفتم.دیوانگی از چشمانم دیده می شود.هیچکس تحملم را ندارد.خودم را گم کردم.پیدا هم نمی شوم.
@mobina_farahanii
2 547
پس از انقلاب زندانی بودم
ترانه "ای ایران ای سرای امید" در زندان پخش شد. زدم زیر گریه
یکی پرسید: چرا گریه میکنی؟
گفتم شاعر این ترانه منم
#هوشنگ_ابتهاج
@mobina_farahanii
