es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

🍎 روان حامی

🍎 روان حامی

Ir al canal en Telegram

نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

Mostrar más
285
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones
کمال‌گرایی نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 090190959
کمال‌گرایی نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

🖊🍎 به وقت سر درد... #حامی_درخت_سیب خیلی از سردردها، ریشه‌ای عصبی و روانی دارند؛ گاهی آن‌قدر عمیق که هیچ مسکنی نمی‌تواند آرامشان کند. اما گاهی یک نگاهِ محبت‌آمیز، یک کلامِ همدلانه، یک نوازشِ ساده، یا حتی یک آغوشِ کوتاه، می‌تواند تمام درد را تسکین دهد. شاید همیشه درمان، در قرص و نسخه نباشد؛ گاهی حضورِ یک آدمِ امن، خودِ درمان است. نمی‌دانم تو کدام آدمی هستی؛ آن‌که گرفتارِ درد شده، یا آن‌که محبتش را از دیگری دریغ می‌کند... ۸مهر۱۴۰۵ #محمدرضا_مهدوی https://t.me/derakhtesib_hami

🍎اختلال شخصیت خودشیفته (Narcissistic Personality Disorder; NPD) در DSM-5-TR در گروه اختلالات شخصیت خوشه B قرار می‌گیرد. مشخصه اصلی آن الگوی فراگیر بزرگ‌منشی، نیاز به تحسین و کمبود همدلی است که از اوایل بزرگسالی شروع می‌شود و در موقعیت‌های مختلف دیده می‌شود. 🌱معیارهای تشخیصی DSM-5-TR برای تشخیص، حداقل ۵ مورد از ۹ معیار زیر باید وجود داشته باشد: ۱. احساس بزرگ‌منشی و اهمیت افراطی نسبت به خود؛ مانند بزرگ‌نمایی دستاوردها و استعدادها و انتظار اینکه فرد بدون دستاورد متناسب، برتر شناخته شود. ۲. اشتغال ذهنی با خیال‌پردازی درباره موفقیت نامحدود، قدرت، درخشش، زیبایی یا عشق ایده‌آل. ۳. باور به اینکه فرد «خاص» و منحصربه‌فرد است و فقط افراد یا مؤسسات خاص و سطح‌بالا می‌توانند او را درک کنند یا شایسته ارتباط با او هستند. ۴. نیاز شدید و افراطی به تحسین. ۵. احساس محق‌بودن (Entitlement)؛ یعنی انتظار غیرمنطقی برای دریافت رفتار ویژه یا برآورده‌شدن خودکار خواسته‌ها. ۶. استثمار بین‌فردی؛ یعنی استفاده از دیگران برای رسیدن به اهداف شخصی. ۷. کمبود همدلی؛ ناتوانی یا بی‌میلی در تشخیص یا درک احساسات و نیازهای دیگران. ۸. حسادت به دیگران یا باور اینکه دیگران به او حسادت می‌کنند. ۹. رفتارها یا نگرش‌های متکبرانه و ازخودراضی. نکته مهم درباره تشخیص صرفاً داشتن چند ویژگی خودشیفته‌وار به معنی داشتن اختلال شخصیت خودشیفته نیست. DSM-5-TR تأکید می‌کند که ویژگی‌ها باید به صورت الگویی پایدار و فراگیر وجود داشته باشند و موجب اختلال قابل‌توجه در عملکرد فرد یا رنج بالینی شوند. همچنین باید علل و اختلالات دیگری که می‌توانند این ویژگی‌ها را توضیح دهند در نظر گرفته شوند. تفاوت مهم: «خودشیفتگی» به‌عنوان یک ویژگی شخصیتی می‌تواند تا حدی در بسیاری از افراد وجود داشته باشد؛ اما NPD یک تشخیص بالینی است و صرفِ اعتمادبه‌نفس بالا، خودمحوری، حساسیت به انتقاد یا علاقه به تحسین برای آن کافی نیست. نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

🍎 خنده عصبی خندهٔ عصبی معمولاً یک واکنش غیرارادی به استرس، اضطراب، خجالت یا فشار اجتماعی است و لزوماً به این معنی نیست که واقعاً چیزی برای خندیدن وجود دارد. می‌شود تا حد زیادی کنترلش کرد. وقتی همان لحظه شروع می‌شود ۱. بازدم را طولانی کن: ۴ ثانیه دم، ۶–۸ ثانیه بازدم؛ چند بار تکرار کن. ۲. عضلات صورت و فک را شل کن و زبانت را از سقف دهان جدا کن. ۳. به‌جای تلاش برای «نخندیدن»، توجهت را روی یک چیز خنثی بگذار؛ مثلاً کف پاهایت روی زمین یا یک شیء جلویت. ۴. یک جرعه آب بخور یا برای چند ثانیه لب‌هایت را به‌آرامی روی هم نگه دار. ۵. اگر موقع صحبت کردن اتفاق می‌افتد، سرعت حرف زدنت را کم کن و بین جمله‌ها مکث کوتاه داشته باش. 🍎برای کاهش آن در بلندمدت اگر متوجه شدی در موقعیت‌های خاصی بیشتر رخ می‌دهد، بعد از هر بار یادداشت کن: چه اتفاقی افتاد → چه فکری از ذهنت گذشت → چه احساسی داشتی → خنده چقدر شدید بود. این کار کمک می‌کند محرک اصلی را پیدا کنی. تمرین‌های تنفسی، خواب کافی و کاهش مصرف کافئین هم می‌توانند کمک‌کننده باشند. اگر خنده‌ها خیلی شدید، غیرقابل‌کنترل، ناگهانی و بدون ارتباط با احساساتت هستند، یا همراه با علائم دیگری مثل تغییر سطح هوشیاری، حرکات غیرعادی یا حملات تکرارشونده‌اند، بهتر است با پزشک بررسی شود. نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

۷ راهکار علمی برای کاهش خستگی بعد از ورزش 🔹 ۱. تغذیه مناسب پس از تمرین؛ مصرف کربوهیدرات برای بازسازی انرژی و پروتئین برای تر
۷ راهکار علمی برای کاهش خستگی بعد از ورزش 🔹 ۱. تغذیه مناسب پس از تمرین؛ مصرف کربوهیدرات برای بازسازی انرژی و پروتئین برای ترمیم عضلات. 🔹 ۲. جبران آب و الکترولیت‌ها؛ جایگزینی مایعات و مواد معدنی از دست‌رفته هنگام تعریق. 🔹 ۳. خواب کافی و باکیفیت؛ فرصتی ضروری برای بازسازی عضلات و بهبود عملکرد بدن. 🔹 ۴. افزایش تدریجی شدت تمرین؛ جلوگیری از فشار ناگهانی و کمک به سازگاری بدن. 🔹 ۵. انجام حرکات سبک پس از ورزش؛ مانند پیاده‌روی آرام یا فعالیت‌های ملایم برای کمک به ریکاوری. 🔹 ۶. استفاده از روش‌های ریکاوری مانند ماساژ؛ برای کاهش احساس خستگی و درد عضلانی. 🔹 ۷. اختصاص زمان کافی برای استراحت بین تمرین‌ها؛ زیرا بدن برای ترمیم و بازیابی انرژی به زمان نیاز دارد. 📌 جزئیات بیشتر درباره علت خستگی بعد از ورزش و روش‌های علمی مقابله با آن را در مقاله کامل بخوانید. جزئیات کامل را در در وب اپلیکیشن ویرا بخوانید: 👈🏻 لینک مطالعه مقاله #آموزش_توسعه‌فردی  #سبک‌زندگی‌سالم نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

🍎فومو (FOMO) چیست؟ فومو مخفف Fear of Missing Out است؛ یعنی ترس از دست دادن. به حالتی گفته می‌شود که فرد احساس می‌کند دیگران در حال تجربه کردن فرصت‌ها، لذت‌ها یا موفقیت‌هایی هستند که او از آن‌ها جا مانده است. 🌱نشانه‌های رایج فومو مدام چک کردن شبکه‌های اجتماعی مقایسه خود با دیگران ترس از اینکه «نکند فرصت مهمی را از دست بدهم؟» سختی در نه گفتن به دعوت‌ها یا پیشنهادها تصمیم‌گیری عجولانه به‌خاطر ترس از عقب ماندن احساس نارضایتی حتی وقتی شرایط فرد خوب است دنبال کردن مداوم اخبار، ترندها و اتفاقات جدید 🌱مثال: فردی را تصور کنید که قصد خرید ندارد، اما چون می‌بیند دیگران در حال خرید یک ارز، سهام یا خودرو هستند، می‌ترسد قیمت بالا برود و او جا بماند؛ بنابراین بدون بررسی کافی خرید می‌کند. این می‌تواند نمونه‌ای از FOMO باشد. از نظر روان‌شناختی، فومو بیشتر با مقایسه اجتماعی، نیاز به تعلق، عدم تحمل ابهام و نگرانی درباره تصمیم اشتباه ارتباط پیدا می‌کند. نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

"داستانی از اتاق روانکاوی: آخرین نگاه" سردردهای بیست‌و‌پنج سالگی‌اش یک بیماری ساده نبود؛ فریادِ جسمی بود که زیر بار یک خاطره خرد می‌شد. وقتی به اتاق روانکاو در لبنان پا گذاشت، پیش از آن‌که از سردردهایش بگوید، از روزهای باروت و گلوله در جنگ‌های داخلی این کشور سخن گفت. او مأمور بود تا یک خیابان را ببندد؛ دستوری صریح داشت که هر جنبنده‌ای را با سربی داغ متوقف کند. وقتی زنی همراه کودکش از گوشه خیابان عبور کرد، جوان دو بار هشدار داد. در سومین هشدار، دستش روی ماشه رفت و صدای شلیک در فضا پیچید. اما یک ثانیه قبل از فروافتادن زن، زمان برای همیشه ایستاد: مادر برگشت و با تمام هستی‌اش به چشمان شلیک‌کننده نگریست. آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند؛ نگاهی که هرگز بسته نشد، هرگز نمرد و به یک سردرد بی‌پایان بدل شد. نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است که نمی‌توان آن را در واژه‌ها گنجاند؛ چرا که هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با «دیگری» است—همان آغوشی که نخستین‌بار ورود ما به این جهان را خوش‌آمد گفت. سوپرایگو از هیچ توجیه اداری، سازمانی یا نظامیِ سرباز پیروی نمی‌کند. ناخودآگاه رشوه نمی‌پذیرد و با جملهٔ «من فقط مأمور بودم و معذور» آرام نمی‌گیرد. دادگاه واقعی در درونِ فرد برپا می‌شود و قاضیِ آن، همان نگاهِ خاموشی است که تا ابد به متهم چشم دوخته است. 🍎🍎🍎 این متن به‌نظر می‌رسد از چند ایده و روایت واقعی/فلسفی مختلف ترکیب شده منم سعی کردم ببینم می تونم منبعی براش پیدا کنم یا نه ... ۱. بخش «نگاه» و «چهره دیگری» بسیار به امانوئل لویناس نزدیک است (🍎 امانوئل لویناس فیلسوف فرانسوی-لیتوانیایی قرن بیستم بود که بیشتر به خاطر فلسفه اخلاق و مفهوم «دیگری» شناخته می‌شود. خلاصه اندیشه‌اش: اخلاق را برتر از شناخت و حتی فلسفه می‌دانست. معتقد بود مواجهه با «چهره دیگری» ما را در برابر او مسئول می‌کند. از نظر او، رابطه با دیگری نباید صرفاً برای شناختن، کنترل کردن یا استفاده از او باشد. جمله کلیدی اندیشه‌اش را می‌توان این‌طور خلاصه کرد: «من در برابر دیگری مسئولم.» لویناس تأثیر زیادی بر فلسفه اخلاق، روان‌شناسی، الهیات و نظریه‌های معاصر درباره رابطه انسانی گذاشت.) قسمت: > «نگاهِ انسان، حامل چهره‌ای بیکران است... هر چهره، عهدی ازلی با انسانیت و با دیگری است» از نظر مفهومی به‌شدت یادآور فلسفه امانوئل لویناس است؛ مخصوصاً مفهوم Face of the Other یا «چهره دیگری». در فلسفه لویناس، مواجهه با چهره دیگری یک مواجهه صرفاً دیداری نیست؛ چهره دیگری انسان را با یک تعهد اخلاقی روبه‌رو می‌کند. حتی یکی از صورت‌بندی‌های مشهور او این است که چهره دیگری فرمان اخلاقی «نباید بکشی» را در خود دارد. بنابراین عبارت‌های متن درباره «چهره»، «بی‌نهایت»، «دیگری»، «نگاه» و مسئولیت اخلاقی، به احتمال زیاد الهام‌گرفته از لویناس هستند، نه اینکه نقل‌قول مستقیم از یک روانکاو باشند. ۲. حتی ارتباط «چهره ـ قتل» در لویناس خیلی مهم است این قسمت متن: > «آن گلوله زن را کُشت، اما نگاهش در چشمان جوان زنده ماند» با ایده لویناس بسیار همخوان است. از نظر لویناس، حتی وقتی انسان دیگری را می‌کشد، نمی‌تواند «دیگری بودن» او را کاملاً از میان ببرد؛ مواجهه با چهره، مسئولیت اخلاقی را به سوژه تحمیل می‌کند. در واقع متن شما تقریباً یک داستان ادبی برای توضیح فلسفه لویناس ساخته است. ۳. «من فقط مأمور بودم» از یک زمینه تاریخی واقعی می‌آید عبارت: > «من فقط مأمور بودم و معذور» نیز ایده‌ای واقعی و بسیار قدیمی در بحث مسئولیت فردی سربازان است؛ یعنی دفاع معروف «I was only following orders». این استدلال در محاکمات جنایات جنگی، از جمله پس از جنگ جهانی دوم، موضوع بحث جدی بوده و در ادبیات حقوقی و اخلاق نظامی نیز فراوان بررسی شده است. اما این موضوع به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که داستان سرباز لبنانی واقعی است. ۴. یک شباهت جالب دیگر: جنگ داخلی لبنان و زن و کودک در منابع مربوط به جنگ داخلی لبنان، روایت‌ها و تصاویر مستندی از کشتار غیرنظامیان، زنان و کودکان وجود دارد. برای نمونه، در پژوهش مربوط به نمایشنامه Incendies اثر وجدی معوض، به واقعه‌ای در آغاز جنگ داخلی لبنان اشاره شده که در آن زنی همراه کودک خود هدف حمله قرار می‌گیرد. 🍎🍎 وقتی درد نمی ذاره بخوابی و متن تراپیست خودت رو به چالش می کشی... 😵‍💫😎 https://t.me/derakhtesib_hami

#اعتماد_به_نفس
#اعتماد_به_نفس

#عزت_نفس
#عزت_نفس

🖊🍎🎶 درباره «بنی ریورز»؛ یک حال‌وهوای قدیمی و آمریکایی این روزها چند آهنگ خارجی هست که زیاد گوش می‌دم؛ آهنگ‌هایی در سبک‌های
🖊🍎🎶 درباره «بنی ریورز»؛ یک حال‌وهوای قدیمی و آمریکایی این روزها چند آهنگ خارجی هست که زیاد گوش می‌دم؛ آهنگ‌هایی در سبک‌های Blues، Soul / Southern Soul و R&B که یه حال‌وهوای نوستالژیک از آمریکای قدیم رو برام زنده می‌کنن. گوش دادن به موسیقی غیر فارسی همیشه این فرصت رو بهم داده که برای چند دقیقه از شلوغی و روزمرگی فاصله بگیرم و وارد حال‌وهوای متفاوتی بشم. یکی از این پروژه‌های موسیقی که اخیراً توجهم رو جلب کرده، Benny Rivers هست. اما یک نکته جالب درباره‌اش وجود داره: Benny Rivers یک خواننده واقعی با هویت و زندگی‌نامه مستقل نیست؛ بلکه یک پروژه و پرسونای موسیقی ساخته‌شده با هوش مصنوعیه. موسیقی این پروژه از فضای Blues و Southern Soul اواسط قرن بیستم الهام گرفته و حال‌وهوای آثار هنرمندانی مثل Ray Charles، Sam Cooke و Muddy Waters رو تداعی می‌کنه. 🎵 چند قطعه‌ای که این روزها بیشتر شناخته شده‌اند: • Step by Step in Time • I Won’t Fall Again • Rise On Up • Tell Me What We’re Doing • The Past Still Calls • Still a Man در بین این‌ها، Step by Step in Time یکی از قطعات شاخص پروژه محسوب می‌شه. 💿 اولین آلبوم Benny Rivers با عنوان Where The Hurt Lives در سال ۲۰۲۶ منتشر شده و ۱۰ قطعه داره. نکته جالب‌تر اینه که حتی صدای خواننده و تصویر شخصیتی که از Benny Rivers می‌بینیم هم بخشی از همین پروژه هوش مصنوعی هست. بنابراین آن تصویر از یک خواننده سالخورده بلوز که شاید با دیدن عکس‌ها یا ویدئوها در ذهن شکل بگیره، یک زندگی واقعی و بیوگرافی واقعی پشت خودش نداره. با این حال، فارغ از اینکه سازنده‌اش انسانه یا هوش مصنوعی، به نظرم موسیقی می‌تونه کار خودش رو بکنه؛ یعنی برای چند دقیقه ما رو از حال‌وهوای روزمره جدا کنه و ببره به جایی که شاید قبلاً تجربه‌اش نکرده‌ایم. گفتم این پروژه و آهنگ‌هاش رو با شما هم به اشتراک بذارم؛ شاید شما هم باهاش ارتباط گرفتید و حال‌وهوای متفاوتی رو تجربه کردید. 🎧 در کانال درخت سیب آهنگ های این خواننده رو می‌تونید دانلود کنید #محمدرضا_مهدوی #حامی_درخت_سیب https://t.me/derakhtesib_hami

🍎رفتار (Behavior): رفتار به فعالیت‌ها و پاسخ‌های یک موجود زنده در واکنش به محرک‌های درونی یا بیرونی گفته می‌شود. APA رفتار را فعالیت‌های موجود زنده در پاسخ به محرک‌های خارجی یا داخلی تعریف می‌کند. در معنای محدودتر، رفتار به فعالیت‌هایی گفته می‌شود که بتوان آنها را به‌طور عینی مشاهده یا اندازه‌گیری کرد. 🌱مثلاً: صحبت کردن گریه کردن لبخند زدن فرار کردن مطالعه کردن اجتناب کردن دست تکان دادن همگی نمونه‌هایی از رفتار هستند. در روان‌شناسی، البته مفهوم رفتار بسته به رویکرد نظری می‌تواند معنای متفاوتی پیدا کند؛ برای مثال رفتارگرایی تعریف محدودتری از رفتار دارد، در حالی که در برخی تعاریف روان‌شناختی، فعالیت‌های قابل مشاهده و برخی فرایندهای درونی نیز در دامنه رفتار قرار می‌گیرند. https://t.me/ravan_hami

🍎احساس (Feeling): احساس بیشتر به تجربه ذهنی و آگاهانه فرد از یک حالت عاطفی اشاره دارد. APA احساس را یک تجربه پدیداری و ذهنی می‌داند که با ارزیابی فرد ارتباط دارد و از نظر تجربه درونی می‌تواند خوشایند یا ناخوشایند باشد. در تعریف APA، احساس از هیجان متمایز است: احساس بیشتر جنبه ذهنی و درونی دارد، در حالی که هیجان علاوه بر تجربه درونی، با تعامل فرد با محیط و پاسخ به آن نیز ارتباط دارد. 🌱برای مثال: فردی وارد اتاق می‌شود و ناگهان متوجه حضور یک سگ خشمگین می‌شود. ممکن است: بدنش آماده واکنش شود و ضربان قلبش بالا برود → بخشی از هیجان در درون خود تجربه کند: «می‌ترسم» → احساس ترس با خود فکر کند: «ممکن است سگ به من حمله کند» → فکر از اتاق خارج شود → رفتار پس می‌توان گفت: احساس = آن چیزی که فرد از نظر ذهنی و درونی تجربه می‌کند. https://t.me/ravan_hami

🍎هیجان (Emotion): هیجان مفهومی گسترده‌تر از احساس است. APA هیجان را یک الگوی پیچیده از واکنش‌ها می‌داند که عناصر تجربی، رفتاری و فیزیولوژیک را دربرمی‌گیرد و معمولاً در پاسخ به یک رویداد یا موضوع مهم برای فرد ایجاد می‌شود. مثلاً وقتی فرد متوجه می‌شود که ممکن است امتحان مهمی را از دست بدهد: ممکن است ضربان قلبش بالا برود → پاسخ فیزیولوژیک ممکن است احساس ترس کند → تجربه ذهنی/احساس ممکن است شروع به مطالعه فوری کند → گرایش یا پاسخ رفتاری بنابراین «ترس» فقط یک احساس درونی نیست؛ مجموعه‌ای از تغییرات ذهنی، بدنی و رفتاری است. منابع علوم اعصاب نیز هیجان را با تجربه‌های ذهنی، تغییرات فیزیولوژیک و پاسخ‌های حرکتی/رفتاری مرتبط می‌دانند. 🍎هیجان یعنی یک واکنش روانی و جسمانی نسبت به یک موقعیت یا اتفاق که در ما ایجاد می‌شود و معمولاً ما را برای انجام کاری آماده می‌کند. مثلاً وقتی یک سگ ناگهان به سمت شما می‌دود: هیجان: ترس تغییر بدنی: تند شدن ضربان قلب احساس: «من می‌ترسم» رفتار: فرار کردن 🌱به زبان خیلی ساده: هیجان = واکنش ذهن و بدن ما به یک اتفاق مهم. https://t.me/ravan_hami

🍎فکر (Thought / Thinking) : فکر به فرایندهای شناختی مربوط است؛ یعنی فعالیت‌هایی که در آن فرد ایده‌ها، تصاویر ذهنی، مفاهیم، خاطرات یا بازنمایی‌های ذهنی را تجربه یا دستکاری می‌کند. طبق تعریف APA، thinking نوعی رفتار شناختی است که شامل تجربه یا دستکاری ایده‌ها، تصاویر و بازنمایی‌های ذهنی می‌شود و فرایندهایی مانند تصور کردن، به یاد آوردن، حل مسئله، خیال‌پردازی و شکل‌دهی مفهوم را دربرمی‌گیرد. بنابراین فکر فقط «جمله‌ای که در ذهن می‌گوییم» نیست؛ بلکه می‌تواند شامل موارد زیر باشد: «حتماً از من ناراحت شده.» «اگر این کار را انجام بدهم، چه اتفاقی می‌افتد؟» تصور کردن یک اتفاق آینده یادآوری یک خاطره مقایسه دو گزینه حل کردن یک مسئله 🌱خلاصه: فکر = فرایند پردازش و دستکاری اطلاعات و بازنمایی‌های ذهنی. https://t.me/ravan_hami

#اقتصاد_مریض

🍎 سردرگمی احساسی یا Emotional confusion : #محمدرضا_مهدوی سردرگمی احساسی حالتی است که فرد نمی‌تواند به‌وضوح تشخیص دهد چه احسا
🍎 سردرگمی احساسی یا Emotional confusion : #محمدرضا_مهدوی سردرگمی احساسی حالتی است که فرد نمی‌تواند به‌وضوح تشخیص دهد چه احساسی دارد، چرا آن احساس را تجربه می‌کند، یا نسبت به یک موقعیت یا شخص چه می‌خواهد. در این وضعیت، ممکن است چند احساس متناقض راد هم‌زمان تجربه کنید و همین باعث شود تصمیم‌گیری یا واکنش مناسب دشوار شود. 🌱نشانه‌های رایج سردرگمی احساسی عبارت‌اند از: احساس کشمکش درونی، مثل اینکه هم به کسی علاقه دارید و هم از او فاصله می‌گیرید. ناتوانی در نام‌گذاری احساسات (مثلاً نمی‌دانید ناراحتید، عصبانی هستید یا مضطرب). تغییر سریع احساسات نسبت به یک موضوع یا فرد. تردید مداوم در تصمیم‌گیری. احساس خستگی ذهنی یا فشار روانی به دلیل فکر کردن بیش از حد. این حالت می‌تواند به دلایل مختلفی ایجاد شود، از جمله: تجربه تغییرات مهم در زندگی (مثل پایان رابطه، شروع شغل جدید یا مهاجرت). تعارض بین خواسته‌های شخصی و انتظارات دیگران. استرس، اضطراب یا افسردگی. تجربه احساسات شدید یا حل‌نشده از گذشته. کمبود شناخت از احساسات و نیازهای خود. برای مدیریت سردرگمی احساسی می‌توانید: احساساتتان را یادداشت کنید و سعی کنید برای هر کدام نامی پیدا کنید. از خود بپرسید: «الان دقیقاً چه اتفاقی افتاده که این احساس را دارم؟» تصمیم‌های مهم را تا زمانی که احساساتتان کمی آرام‌تر شود، به تعویق بیندازید. با فردی مورد اعتماد یا یک روان‌شناس صحبت کنید تا بتوانید احساساتتان را بهتر بررسی کنید. خواب کافی، فعالیت بدنی و کاهش استرس را جدی بگیرید؛ این موارد می‌توانند به شفاف‌تر شدن احساسات کمک کنند. اگر این سردرگمی برای مدت طولانی ادامه داشته باشد، زندگی روزمره، روابط یا عملکردتان را مختل کند، یا با احساس ناامیدی شدید، اضطراب زیاد یا علائم افسردگی همراه باشد، بهتر است از یک متخصص سلامت روان کمک بگیرید. #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی https://t.me/third_generation

photo content

خطای شناختی (Cognitive Bias) به الگوهای سیستماتیکِ خطا در فکر کردن و قضاوت گفته می‌شود که باعث می‌شوند واقعیت را آن‌طور که هست نبینیم. این خطاها معمولاً به‌صورت ناخودآگاه رخ می‌دهند و نتیجه‌ی تلاش مغز برای تصمیم‌گیری سریع و صرفه‌جویی در انرژی هستند. به بیان ساده، خطای شناختی یعنی ذهن ما گاهی میانبرهایی می‌زند که همیشه به نتیجه‌ی درست منجر نمی‌شوند. چند نمونه‌ی رایج از خطاهای شناختی: سوگیری تأیید (Confirmation Bias): تمایل داریم فقط اطلاعاتی را ببینیم یا بپذیریم که باورهای قبلی ما را تأیید می‌کنند و اطلاعات مخالف را نادیده بگیریم. اثر لنگر (Anchoring Bias): اولین اطلاعاتی که دریافت می‌کنیم، بیش از حد بر قضاوت‌های بعدی ما اثر می‌گذارند. مثلاً اگر قیمت اولیه‌ی یک کالا بسیار بالا باشد، قیمت‌های بعدی را ارزان‌تر از آنچه واقعاً هستند تصور می‌کنیم. سوگیری در دسترس بودن (Availability Heuristic): احتمال وقوع اتفاقی را بر اساس اینکه چقدر راحت مثال‌های آن به ذهنمان می‌آید، برآورد می‌کنیم. مثلاً بعد از دیدن اخبار یک سانحه‌ی هوایی، ممکن است پرواز را خطرناک‌تر از واقعیت تصور کنیم. اثر هاله‌ای (Halo Effect): اگر یک ویژگی مثبت در فردی ببینیم (مثلاً ظاهر آراسته)، ممکن است به اشتباه تصور کنیم در سایر زمینه‌ها نیز توانمند یا قابل اعتماد است. خطای هزینه‌ی ازدست‌رفته (Sunk Cost Fallacy): فقط به این دلیل که زمان، پول یا انرژی زیادی صرف کاری کرده‌ایم، به ادامه‌ی آن اصرار می‌کنیم؛ حتی اگر ادامه دادن منطقی نباشد. چرا خطاهای شناختی به وجود می‌آیند؟ مغز انسان هر روز با حجم زیادی از اطلاعات روبه‌رو است. برای اینکه سریع‌تر تصمیم بگیرد، از میانبرهای ذهنی (Heuristics) استفاده می‌کند. این میانبرها اغلب مفید هستند، اما گاهی باعث قضاوت‌های نادرست می‌شوند. آیا می‌توان از آن‌ها جلوگیری کرد؟ به‌طور کامل نه، اما می‌توان اثرشان را کاهش داد: آگاه بودن از وجود این خطاها. بررسی شواهد موافق و مخالف. مشورت با دیگران، به‌ویژه کسانی که دیدگاه متفاوتی دارند. تصمیم‌گیری با فاصله‌ی زمانی، به‌خصوص در موضوعات مهم. همه‌ی انسان‌ها، صرف‌نظر از میزان هوش یا تحصیلات، دچار خطاهای شناختی می‌شوند. تفاوت اصلی در این است که افراد آگاه‌تر تلاش می‌کنند هنگام تصمیم‌های مهم، این سوگیری‌ها را تشخیص دهند و اثرشان را کمتر کنند. نشر و اطلاع رسانی سلامت و روانشناسی تخصصی و عمومی https://T.me/ravan_hami #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی 09019095990

#طرحواره_درمانی #طرحواره_درمانی_تحلیلی #طرحواره_محرومیت_هیجانی #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی ادامه طرحواره ها در کانال https
#طرحواره_درمانی #طرحواره_درمانی_تحلیلی #طرحواره_محرومیت_هیجانی #محمدرضا_مهدوی_روانشناس_بالینی ادامه طرحواره ها در کانال https://t.me/psycho_Coaching