🍂coding TOEFL | کدینگ تافل 🍂
Ir al canal en Telegram
برای شرکت در دوره آموزش لغات تافل👇 ▪️ارتباط با @O2021 ▫️جهت تهیه مجموعه کامل آموزشی و شرکت در دوره ها وبسته های آموزشی ما👇 @Yekta_504 @Friends_en @extra_en ▫️نظرات شما عزیزان در مورد کانال👇 @coding_comments ️▪️ ابتدای کانال 👈 t.me/coding_toefl/5
Mostrar más6 208
Suscriptores
Sin datos24 horas
-57 días
-2230 días
Archivo de publicaciones
🎙🎙🎙🎙🎙👩🏫
ویس راهنمای دوره ی مکالمه با داستانک با تدریس خانم یکتا
#Guide_4
#Guide_Dastanak
ادمین ثبتنام داستانک های یکتا👇
t.me/silvermoon1000
@yektaenglishclass
با سه ترم داستانک دوستانتون حرف میزنن، تو کلاسهای زبان این فرصت تکرار و تمرین و رفع اشکال رو به یه نفر نمیدن، سر بزن تلاش دوستاتو ببین👇
@Yekta_YET_PRACTICE
کلاسهای مکالمه ی خانم استاد یکتا رو از دست ندین
نمونه👇👇👇روی تک تک لینک ها بزنین
https://t.me/YektaEnglishclass/28592
https://t.me/YektaEnglishclass/28786
https://t.me/en_courses/382
https://t.me/en_courses/454
https://t.me/YET_4000/31
ثبتنام
t.me/silvermoon1000
برای شرکت در کلاسهای دی ، لغت، لیسنینگ، مکالمه، محاوره ،4000 واژه،504 ،فیلم و سریال اقدام نمایید
@silvermoon1000
#vital
معنی: حیاتی، ضروری، اساسی
کدینگ: وای تلفن داره زنگ میزنه. یعنی چه کار ضروری پیش اومده؟
@coding_toefl
#vital
معنی: حیاتی، ضروری، اساسی
کدینگ: حضور ویدال تو تیم ضروری و حیاتیه.
@coding_toefl
گوش کنید اگه یاد گرفتید آیدی ثبت نام لغات ضروری تافل اینه👇
@O2021
کانال دوره ها و نمونه تدریسها👇
@en_courses
16) #vital /ˈvaɪtl/
(adj.) of great importance; full of life
(syn.) indispensable /ˌɪndɪˈspensəbəl◂/
حیاتی، ضروری، اساسی
(n.) vitality /vaɪˈtæləti, vaɪˈtælɪti/
(adv.) vitally
مثال👇👇
a. Money is vital to the success of the program.
b. His intense vitality was easily observable.
🔸 @coding_toefl 🔸
#turbulent
معنی: آشفته، متلاطم، نابسامان
کدینگ: اوایل کارتون توربو لنت ترمز تِئو خیلی نابسامان کار میکرد.
@coding_toefl
#turbulent
معنی: آشفته، متلاطم، نابسامان
کدینگ: ماشین های توربو، لنتشون ببره وضعیتشون نابسامان و آشفته میشه.
🔸 @coding_toefl 🔸
15) #turbulent /ˈtɜːrbjələnt, ˈtɜːrbjʊlənt/
(adj.) to be in a disordered, disturbed or unstable condition
(syn.) chaotic
آشفته، متلاطم، نابسامان
(n.) turbulence
(adv.) turbulently
مثال👇👇
a. The plane flew through an area of turbulence.
b. The turbulent crowd insisted on a meeting with the prime minister.
🔸 @coding_toefl 🔸
جهت ثبتنام دوره ی کدینگ لغات تافل با تدریس استاد یکتا به این آی دی پیام بدین👇👇🏿👇🏼
🆔 t.me/O2021
#staple
معنی: کالای اساسی، اصلی
کدینگ: شیر غذای اصلی(اسماعیل) اِسی تُپُل تا دو سالگیشه.
🔸 @coding_toefl 🔸
