es
Feedback
احسان‌نامه

احسان‌نامه

Ir al canal en Telegram

برگزیده‌ها، خوانده‌ها و نوشته‌های یک احسان رضایی. اینجا یادداشت‌ها، مقالات و داستان‌هایم را در معرض دل و دیده شما می‌گذارم، خبر کتاب‌ها و کارهایم را می‌دهم و از کتابهایی که خوانده‌ام می‌گویم، شاید قبول طبع مردم صاحب‌نظر شود

Mostrar más
7 818
Suscriptores
+224 horas
-107 días
+1530 días
Archivo de publicaciones
📚برخلاف آنچه که به نظر می‌رسد، میزان خودکشی در سالمندان بیشتر است. نرخ خودکشی در کل جمعیت ۵.۳ در ۱۰۰هزار نفر است اما در بالا
📚برخلاف آنچه که به نظر می‌رسد، میزان خودکشی در سالمندان بیشتر است. نرخ خودکشی در کل جمعیت ۵.۳ در ۱۰۰هزار نفر است اما در بالای ۶۰ساله‌ها، ۷.۸ در ۱۰۰هزار نفر می‌شود و در بالای ۸۰ساله‌ها، این رقم به ۸.۴ در ۱۰۰هزار نفر می‌رسد. (منبع) پس در این روزگار سخت، بیشتر با سالمندان مهربان باشیم، حرفهایشان را بشنویم و در ضمن خواندن این داستان‌ها را هم به همدیگر پیشنهاد کنیم. داستان‌هایی که دربارۀ کسانی است که تصمیم به خودکشی می‌گیرند ولی منصرف می‌شوند یا به بررسی دلایل خودکشی می‌پردازند. البته سوژه اغلب داستان‌ها جوان‌ها هستند، جز «مردی به نام اوه» که تصمیم یک مرد مسن برای خودکشی بعد از مرگ همسرش را روایت می‌کند. @ehsanname

🔸سنگ‌نگارۀ جدید ساسانی در اتاق شماره ۵۳ موزه بریتانیا به نمایش درآمده و تصاویر جدیدی از آن منتشر شده (عکسهای بالا از لیندزی
+2
🔸سنگ‌نگارۀ جدید ساسانی در اتاق شماره ۵۳ موزه بریتانیا به نمایش درآمده و تصاویر جدیدی از آن منتشر شده (عکسهای بالا از لیندزی آلن، متخصص تاریخ هخامنشی +). جز توجه به جزئیات مشخص در تصاویر، آخرین بحثها در مورد اصلی یا جعلی بودن آن است. کسانی که در اصالت اثر تردید دارند (از قبیل ابوالحسن اتابکی + حسین اصغری ثانی + پل برفورد + عبدالله شهبازی + میلاد وندایی +) می‌گویند: آثار تخریب روی اثر عمدی و دستی به نظر می‌رسد نه فرسایش طبیعی؛ نقش برجسته‌های ساسانی بزرگتر از این هستند و کم‌ارتفاع‌ترین آن‌ها در برم‌دلک شیراز ۱۴۰ سانتی‌متر است (در مقابل ارتفاع یک متری این نقش)؛ و این اثر بر خلاف سایر حجاری‌های ساسانی قاب گنبدی‌شکل دارد. البته همۀ باستان‌شناس‌ها موافق این نظر نیستند. مثلاً علی هژبری (+) گفته کادر هلالی در یک نقش‌برجستۀ اواخر اشکانی در کردستان عراق هم هست و چند نقش برجسته دیگر از بهرام دوم همینطور زبرتراش است چون می‌خواستند رویشان را گچ کرده و رنگ‌آمیزی کنند و خلاصه باید اثر را دقیق بررسی کرد. اثبات اصالت این سنگ‌نگاره از آنجا اهمیت دارد که اصل بودنش، یعنی وجود یک محوطه باستانی جدید که از آن بی‌اطلاعیم @ehsanname

🔹یک سکانسی هم ساخته بودید آقای پوراحمد آن آخرهای فیلم «صبح روز بعد» که بی‌بی از دفتر ناظم و مدیر آمد بیرون، نگاهی انداخت به
🔹یک سکانسی هم ساخته بودید آقای پوراحمد آن آخرهای فیلم «صبح روز بعد» که بی‌بی از دفتر ناظم و مدیر آمد بیرون، نگاهی انداخت به مجید که گرفتار خشم ناظم شده و حالا پشت در ایستاده بود. بی‌بی نگاهش کرد، دست کشید به صورتش، مکث کرد، بعد یواش یواش رفت و رفت و دور شد ... حال امروز ما بعد از شنیدن خبر شما، درست مثل وضعیت مجید در همان صحنه است. سفرتان بخیر آقای عزیز @ehsanname

➖دو اظهارنظر جدید در مورد سنگ‌نگارۀ ساسانی جدید: @ehsanname 🔹مهدی حسینی متین، کاردار ایران در لندن (گفتگو با فارس): سنگ‌نگار
+2
➖دو اظهارنظر جدید در مورد سنگ‌نگارۀ ساسانی جدید: @ehsanname 🔹مهدی حسینی متین، کاردار ایران در لندن (گفتگو با فارس): سنگ‌نگارۀ ساسانی ژانویه ۲۰۱۶ در فرودگاه استندستد انگلیس کشف و ضبط شد و سفارت ایران بعد شش سال پیگیری حقوقی مالکیت این اثر باستانی را اثبات کند. چون اثر دچار شکستگی بوده و موزه بریتانیا نسبت به ترمیم آن اقدام کرده، با درخواست این موزه برای سه ماه نمایش عمومی آن موافقت شده و بعد از این سه ماه، این قطعه به ایران برخواهد گشت. @ehsanname 🔸احسان شواربی مقدم، سکه‌شناس و باستان‌شناس (توییتر): برآورد من‌ این است که این اثر متعلق به نیمهٔ دوم قرن سوم میلادی و احتمالاً از زمان بهرام دوم باشد. شکل کلاه و آرایش مو و ریش این فرد شباهت زیادی به بلندپایهٔ سمت راست (با نشان هلال ماه روی کلاه) در سنگ‌نگارهٔ بهرام دوم در نقش رستم دارد. ادای احترام در این قطعه بیانگر آن است که روبروی این فرد باید نقشی از یک ایزد یا شاه باشد. اما چرا نقش این فرد به تنهایی در یک قاب محاط شده؟ یک احتمال این است که سنگ‌نگارهٔ اصلی یکپارچه نبوده و در چند قطعه با فاصله از هم حجاری شده باشد، مانند سنگ‌نگارهٔ بَرم دِلَک.

🔸خبر حیرت‌انگیز، کشف یک سنگ‌نگارۀ ساسانی در فردودگاهی در لندن بود. یک سنگ‌نگاره‌ی باستانی را بریده‌اند و بسته‌بندی کرده‌اند
🔸خبر حیرت‌انگیز، کشف یک سنگ‌نگارۀ ساسانی در فردودگاهی در لندن بود. یک سنگ‌نگاره‌ی باستانی را بریده‌اند و بسته‌بندی کرده‌اند و صاف صاف برده‌اند سوار هواپیما کرده‌اند! در این نقش‌برجسته، که ارتفاعش کمی بیشتر از یک متر است، اشرافزاده‌ای که یک دستش را بالا برده دیده می‌شود. چون در هنر ساسانی حالت بردن انگشت به جلوی دهان نشانۀ احترام است، احتمال دارد سنگ‌نگاره بزرگتر از این بوده و اشخاص دیگری مثل شاه هم در آن حضور داشته‌اند و حالا قاچاقچی‌ها آن را به چند قطعه تقسیم کرده‌اند. جان سیمپسون، باستان‌شناس موزه بریتانیا، به گاردین گفته: «حتی می‌توانید جای ماژیک را ببینید که خط کشیده‌اند و بعد با دستگاه فرز سنگ را اریب بریده‌اند.» قرار است این عتیقه قاچاق، پس از سه ماه نمایش در موزه بریتانیا به ایران بازگردانده شود. (گاردین) این از آن دست خبرهاست که آدم امیدوار است شوخی اول آوریل باشد. تاکنون فقط ۳۷ نقش برجسته از روزگار ساسانی شناسایی شده که اغلبشان (۲۸ تا) در استان فارس خاستگاه ساسانیان است. حجاری هنر مورد علاقۀ شاهان اولیه ساسانی بود و فقط خسرو پرویز دوباره این سنت را احیا کرد. @ehsanname

🎧 آیا هوش مصنوعی جای حافظ و شکسپیر را می‌گیرد؟ سخنرانی #احسان_رضایی در دهمین نمایشگاه اینوتکس (اردیبهشت ۱۴۰۰) @ehsanname 🔸نسخۀ تصویری را در اینستاگرام می‌توانید ببینید و گزیده‌ای از متن را هم در ایبنا می‌توانید بخوانید

📚آینده، بی‌توجه به اینکه ما چه گرفتاری‌هایی داریم، دارد به سرعت از راه می‌رسد. بیشتر از ۲۰۰ عنوان کتاب در آمازون ارایه شده که ماشین هوش مصنوعی ChatGPT نویسنده یا همکار نگارش آنهاست. کتابی که بیشتر از بقیه مورد توجه قرار گرفت، کتاب کودکی است که متن آن را ChatGPT نوشته و تصاویرش را یک نرم‌افزار دیگر کشیده شد. داستان دربارۀ سنجابی است که اتفاقی یک سکه طلا پیدا می‌کند و قرار است به بچه‌ها آموزش مدیریت مالی بدهد. کسی که نگارش کتاب را به ماشین سفارش داد، برای کتابش قیمت ۲.۹۹ دلار برای نسخۀ الکترونیک و ۹.۹۹ دلار برای نسخه چاپی گذاشت و هرچند کمتر از ۱۰۰ دلار درآمد داشت ولی این‌که توانسته ظرف سه ساعت اولین کتابش را بنویسد، خبرساز شد. بجز داستان‌های کودک، کتابهای خودیاری، رژیم‌های غذایی، آموزش برنامه‌نویسی، شعر، رمان (داستانی با عنوان «پاانداز کهکشانی» که ظاهراً جلد اول از یک مجموعه است) هم توسط هوش مصنوعی ChatGPT نوشته شده. حتی یک زیرژانر جدید به آمازون اضافه شده: کتاب‌هایی در مورد ChatGPT که توسط ChatGPT نوشته شده است. (رویترز) @ehsanname 🔸سال گذشته در یک سخنرانی در مورد داستان نوشتن هوش مصنوعی، سابقۀ موضوع و آیندۀ ادبیات چند نکته‌ای گفته بودم. اگر خواستید اینجا گوش بدهید.

در باب بهاریه‌های غمگین بهاریه‌سرایی و گفتن از بهار دلکش، همزاد شعر فارسی است. نسل اول سخن‌سرایان بزرگ، طبیعت‌گرا بودند و همین بود که وصف بهار و ستایش زیبایی آن در شعرشان جایی باز کرد. اشعاری شادمانه که به سنتی ادبی تبدیل شد. با این حال، در قرن اخیر، نوع دیگری از اشعار بهاریه هم پیدا شدند. بهاریه‌هایی که نه با خود بهار و توصیف اتفاقات خوشایند آن، که برعکس با حسرت و افسوس آنچه قرار بود بشود و نشده، سروده می‌شوند. 🔸استفاده از بهار و نمادهایش برای زدن حرفهای دیگر، البته که در شعر کهن هم سابقه دارد. فردوسی در مقدمۀ داستان رستم و اسفندیار، با وصف بهار دریغش بر مرگ اسفندیار جوان به دست پهلوان پیر را بیان می‌کند. ناصرخسرو بهار را فرصتی برای اندیشه در ناپایداری و بی‌وفایی دنیا می‌داند. و خیام، فلسفۀ دم غنیمت شمردنش را با عمر کوتاه سبزه و سنبل بهاری بیان می‌کند: «ساقی گل و سبزه بس طربناک شده است/ دریاب که هفته‌ای دگر خاک شده است...» اما همان‌طور که در مشروطه، شعر اجتماعی رونق گرفت، بهاریه‌های با مضامین دیگر هم از همین عهد باب شد. 🔹تا جایی که دیده‌ام، اولین نمونه از این دریغ خوردن‌ها بر بهار به عنوان نمادی از آرزوهای محقق‌نشده را ملک‌الشعرای بهار در سال ۱۲۸۷ سروده. این شعر، ترکیب‌بندی است در انتقاد از «انجمن همت» (از انجمن‌های مخالف مشروطه در مشهد): «ای همایون بهار طبع‌گشای/ وای از فتنۀ زمستان، وای/ بی تو دیهیم لاله گشت نگون/ بی تو سلطان باغ گشت گدای/ بی تو شد روی سبزه خاک‌آلود/ بی تو شد چشم لاله خون‌پالای/ ... باغ دیری‌ست دور مانده ز تو/ زود بشتاب و سوی باغ گرای/ که به هر گوشه‌ای ز تو سخنی است/ وز خس و خار طرفه انجمنی است» 🔸تصنیف معروف «از خون جوانان وطن لاله دمیده» عارف را هم که بعد از افتتاح دومین مجلس شورای ملی (۲۴ آبان ۱۲۸۸) سرود باید از همین دسته دانست: «هنگام می و فصل گل و گشتِ چمن شد/ دربارِ بهاری تهی از زاغ و زغن شد/ از ابرِ کرَم خطۀ ری رشگِ خُتَن شد/ دلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد ...» 🔹در روزگار بعد از کودتای ۲۸ مرداد هم چنین بهاریه‌هایی را می‌شود سراغ گرفت که معروفترین نمونه‌اش شعر «سرود گل» از فریدون مشیری است که جزو پرکارترین بهاریه‌سراهای معاصر است: «با همین دیدگان اشک‌آلود/ از همین روزن گشوده به دود/ به پرستو، به گل، به سبزه درود!/ به شکوفه، به صبحدم، به نسیم/ به بهاری که می‌رسد از راه/ چند روز دگر به ساز و سرود./ ما که دلهایمان زمستان است/ ما که خورشیدمان نمی‌خندد/ ما که باغ و بهارمان پژمرد/ ما که پای امیدمان فرسود/ ما که در پیش چشممان رقصید/ این‌همه دود زیر چرخ کبود/ سر راه شکوفه‌های بهار/ گریه سر می‌دهیم با دل شاد/ گریۀ شوق، با تمام وجود!» 🔸شعر معروف «نوروز آوارگان» شاعر افغانستانی، خلیل‌الله خلیلی که بعد از تهاجم شوروی به افغانستان (دی ۱۳۵۸) و در غربت سروده شده هم از همین جنس است: گوييد به نوروز که امسال نیاید/ در کشور خونین‌کفنان ره نگشاید بلبل به‌چمن نغمۀ شادی نسراید/ ماتم‌زدگان را لب پرخنده نشاید خون می‌دمد از خاک شهيدان وطن، وای - ای وای وطن، وای ... 🔹حسین منزوی عاشقانه‌سرا، همین مضمون بهاری که دیگر بهار نیست را خطاب به یار می‌سراید: مرا به باغ و بهاران چه کار دور از تو؟ مرا چه کار به باغ و بهار دور از تو؟ بهار آمده امّا نه سوی من که نسیم زند به خرمن عمرم، شرار دور از تو به سرو و گل نگراید دل شکستهٔ من که سر به سینه زند سوگوار دور از تو هم از بهار مگر عشق، عذر من خواهد اگر ز گل شده‌ام شرمسار دور از تو... 🔸اما بدون شک، بهترین سرایندۀ این نوع از بهاریه‌ها، هوشنگ ابتهاج سایه است. او در غزلی (که به استقبال از بهاریۀ حافظ سروده) می‌گوید: «نه لب گشایدم از گل، نه دل کشد به نبید/ چه بی‌نشاط بهاری که بی رخ تو رسید ...» در شعر معروف «ارغوان» از درخت محبوبش «بیرق گلگون بهار» می‌پرسد:‌ «این چه رازیست که هر بار بهار با عزای دل ما می‌آید؟» و بالاخره در مثنوی «بهار غم‌انگیز» که تاریخ فروردین ۱۳۳۳ دارد و بعد از کودتا و دستگیری دوست صمیمی‌اش مرتضی کیوان سروده شده، این سوالات را ردیف می‌کند: بهار آمد، گل و نسرین نیاورد نسیمی بوی فروردین نیاورد پرستو آمد و از گل خبر نیست چرا گل با پرستو همسفر نیست؟ چه افتاد این گلستان را، چه افتاد که آیینِ بهاران رفتش از یاد؟ چرا خون می‌چکد از شاخۀ گل چه پیش آمد؟ کجا شد بانگِ بلبل؟ چه درد است این؟ چه درد است این؟ چه درد است؟ که در گلزارِ ما این فتنه کرده‌ست؟ چرا در هر نسیمی بوی خون است؟ چرا زلفِ بنفشه سرنگون است؟ چرا پروانگان را پَر شکسته‌ست؟ چرا هر گوشه گَردِ غم نشسته‌ست؟ چرا خورشیدِ فروردین فروخفت؟ بهار آمد، گلِ نوروز نشکفت!… @ehsanname

🔹رمان سه جلدی «بازگشت به اعماق» موعود خالقی، نویسندۀ شهرکردی را انتشارات قدیانی در دست انتشار دارد. موضوع این رمان، بحران آب
🔹رمان سه جلدی «بازگشت به اعماق» موعود خالقی، نویسندۀ شهرکردی را انتشارات قدیانی در دست انتشار دارد. موضوع این رمان، بحران آب در دنیای آینده است. بحرانی که این روزها نویسنده و همشهری‌هایش گرفتار آن هستند @ehsanname

«مردن عاشق نمی‌ميراندش ...» شعر و صدای #سایه @ehsanname

🎼 قطعه «شوق یوسف»، از مثنوی «بانگ نی» #سایه، کاری از حسین علیزاده با صدای حسین بهاربین از موسیقی متن سریال «زیر تیغ» در سال ۱۳۸۶ @ehsanname

🎼 بخشهایی از مثنوی «بانگ نی» #سایه با صدای شهرام ناظری و تار محمدرضا لطفی، اجرا در تابستان ۱۳۵۹ و انتشار در آلبوم «چاووش ۸» @ehsanname

🎼 بخشهایی از مثنوی «بانگ نی» #سایه با صدای محمدرضا شجریان و نیِ حسن ناهید، از گروه پایور. این کار سال ۱۳۵۸ و ظاهرا به مناسبت افتتاح مجلس شورای اسلامی اول اجرا شد @ehsanname

🔻چند اجرا از مثنوی «بانگ نی» هوشنگ ابتهاج #سایه. این اجراها از ابیاتِ مندرج در صفحات ۵۷ تا ۶۵ کتاب است @ehsanname
🔻چند اجرا از مثنوی «بانگ نی» هوشنگ ابتهاج #سایه. این اجراها از ابیاتِ مندرج در صفحات ۵۷ تا ۶۵ کتاب است @ehsanname

➖درگذشت سایه، شاعر بزرگ نسل ما، مرگ دوره‌ای از ادبیات و فرهنگ است. با او نوعی از سخنسرایی برای همیشه رفت. شیوه‌ای که ریشه‌‌های عمیقی در سنت داشت و حتی در بیان امروزی‌ترین حرفها هم از زبان و خیال کهن استفاده می‌کرد. شعری که خواندنش برای ما، طعم خوش و امنیت‌بخش سر زدن به خانۀ پدری و سرزمین مادری را داشت. شعر او، تجسم زندۀ شعرای بزرگ ما بود. معروف است که هانری کربن بعد از درگذشت سیدجلال‌الدین آشتیانی گفته بود: ملاصدرا دوباره مرد. بی‌وجه نیست که امروز بگوییم: حافظ دوباره مرد. @ehsanname

🔺در جریان مسابقه اوپن شطرنج مسکو، روبات شطرنج‌باز انگشت یک پسربچه هفت ساله را شکست. علت قاطی کردن روبات این بوده که پسرک بعد از انجام حرکت خودش، عجله کرده و به روبات فرصت انجام حرکت نداده و بازوی روباتی هم انگشت او را گرفته و فشار داده. آیزاک آسیموف، نویسنده معروف داستان‌های علمی-تخیلی هشتاد سال پیش در یک داستان کوتاه (و بعد هم در رمانِ «من، روبات») سه قانون برای ساخت روبات‌ها وضع کرد که هنوز هم مبنای کار تمام دانشمندان حوزه هوش مصنوعی است. قانون اول این بود: روبات نباید به انسان آسیب بزند. نویسندگان بعدی اما اصلاً نسبت به روبات‌ها خوشبین نبودند. انبوهی رمان قاتل، رمان جنایتکار و ... در داستان‌ها و بعد پرده سینما ظاهر شدند. معمولاً از روباتهای قاتل رمان «آیا آدم مصنوعی‌ها خواب گوسفند برقی می‌بینند؟» فیلیژ کی. دیک به عنوان شرورترین روباتها یاد می‌شود (نسخۀ سینمایی این داستان «بلید رانر»‌است) ولی من خبیث‌ترین روبات ادبیات را شهر روباتی می‌دانم که در داستان کوتاه «شهر» از کتاب «مرد مصور» ری بردبری تصویر شده است. شهری که تماماً یک روبات است که ۲۰هزار سال انتظار کشیده تا نوع بشر را از بین ببرد. @ehsanname

❗️مترجمی که همه نوع کتابی در کارنامه دارد: از متن‌های فلسفی نیچه، تا رمان‌های روانشناسی، رمان کلاسیک و آثار حوزۀ خودیاری و مو
❗️مترجمی که همه نوع کتابی در کارنامه دارد: از متن‌های فلسفی نیچه، تا رمان‌های روانشناسی، رمان کلاسیک و آثار حوزۀ خودیاری و موفقیت. تمام این کتابها قبلاً توسط مترجمهای دیگری ارایه شده‌اند، همگی در یک نشر خاص منتشر شده و در سایتها با تخفیفهای ۵۰ درصد ارایه می‌شوند (به نقل از استوریهای صفحه اینستاگرام پیمان خاکسار) @ehsanname

🗞روزنامه «شهروند» پرونده‌ای منتشر کرده در مورد پدیدۀ کتابسازی با انتشار ترجمه‌های جعلی. در این پرونده ابتدا گفته شده که ناشر
🗞روزنامه «شهروند» پرونده‌ای منتشر کرده در مورد پدیدۀ کتابسازی با انتشار ترجمه‌های جعلی. در این پرونده ابتدا گفته شده که ناشرانی هستند که کتابهای موفق و پرفروش را با مترجم‌هایی خیالی یا گمنام چاپ و با تخفیف بالا ارایه می‌کنند، درحالی‌که ترجمۀ آنها صرفاً رونویسی از ترجمه‌های مشهور است. در این مقدمه سه نشر آتیسا، آزرمیدخت و نیک‌فرجام به عنوان نمونه‌ای از این دست ناشرها معرفی شده‌اند. (+) سپس با ارسلان فصیحی، مترجم «ملت عشق» و مریم مفتاحی مترجم رمان‌های جوجو مویز به عنوان قربانیان این پدیده مصاحبه شده است. (+ و +) در بخشی از مصاحبه ارسلان فصیحی می‌خوانیم که اسم اصلی رمان الیف شافاک در ترکی Aşk (عشق) و در انگلیسی Forty rules of love (چهل قانون عشق) است و فصیحی خودش عنوان «ملت عشق» را برای ترجمه‌اش انتخاب کرده، اما کتابهای جعلی با این نام آن‌قدر زیاد شدند که ارشاد دیگر به اسم «ملت عشق» مجوز نداد، اما باز ناشرهای کاسبکار اسامی روی کتابشان گذاشتند تا مجوز بگیرند و مخاطب را فریب بدهند: چیزهایی مثل «ملت عشق مصور»، «چهل قانون ملت عشق» و «علت عشق»! کارکاتور این پرونده (تصویر بالا) اثر هادی حیدری است @ehsanname

📚 نیمه پنهان کاهش شمارگان کتاب ✍احسان رضایی: پای صحبت اهالی فرهنگ که بنشینی، همه از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانۀ مطالعه گلایه دارند که خب حرف درستی هم هست. هم عددهای توی صفحات شناسنامه کتابها همه چیز را نشان می‌دهند و هم آمارها و نمودارها گویا هستند. اگر در نیمۀ اول دهه شصت، تیراژ متوسط کتابها ۸۴۰۰ نسخه در هر نوبت چاپ بود، حالا این عدد به هزار رسیده که البته همین هم از صدقه سر ناشران کمک‌آموزشی است. از بین هفت ناشر پرکاری که مجموع شمارگان کتابهایشان در طول دهه اخیر بالای ۳۰میلیون نسخه بوده، جز کانون پرورش فکری و هنری، بقیه کمک‌آموزشی هستند و اهل فن می‌دانند که یک دلیل تیراژ بهتر کتابهای کانون هم شبکه کتابخانه‌ای عظیم این نهاد در سرتاسر کشور است که حداقل از چاپ اول هر کتاب کانون، هزار نسخه برای این کتابخانه‌ها می‌رود - وگرنه هر هفت ناشر پرکار و پرتیراژ ما از کمک‌آموزشی‌ها بودند. کاهش تیراژ کتابهای عمومی و غیردرسی، واقعیتی است. بخشی از عوامل این اتفاق، البته ناگزیر هستند که کاری نمی‌شود و اصلأ نباید برایشان کرد، اما بخش دیگر عوامل چنین نیست. آن بخش ناگزیر ماجرا، پیشرفت تکنولوژی و تبعات آن است. حالا گروهی از کتابخوان‌ها، کتاب مورد علاقه‌شان را به شکل الکترونیک و روی دستگاه‌های دیجیتال می‌خوانند و گروهی دیگر هم از کتاب صوتی استفاده می‌کنند. به علاوه پیشرفتهای حوزه چاپ باعث شده تا دیگر نیازی به فیلم و زینک و سایر تجهیزات نباشد که زمانی هزینۀ همین‌ها باعث می‌شد چاپ در زیر تعداد مشخصی به صرفه نباشد. حالا روش چاپ بر اساس تقاضا ( print on demand) شکل گرفته که اتفاقاً برای کتابهای تخصصی در حوزه‌های کم‌مخاطب بسیار هم مفید و کار راه‌انداز است. به اینها اضافه کنید رواج انواع و اقسام روشهای سرگرمی و وقت گذراندن را که قبلاً یا نبود یا این‌همه نبود. بخشی از افرادی که قبلاً اوقات فراغتشان را با کتاب پر می‌کردند و با دل به دل شخصیتهای یک داستان خوب دادن، سر خودشان را گرم می‌کردند، حالا با فیلم و سریال و شبکه‌های اجتماعی وقت می‌گذرانند. و درست همینجاست که دستۀ دوم دلایل افت تیراژ خودشان را نشان می‌دهند. وقتی یک نفر رقیب قدر پیدا می‌کند، طبیعتاً باید خودش را تقویت کند تا زورش بر حریف بچربد. آیا چنین اتفاقی در حوزه نشر ما افتاده است؟ کتابها در روزگار دیجیتال جذابتر از قبل شده‌اند؟ جوابش واضح است. در همۀ این سال‌ها ما شاهد توسعۀ کمی و عددی بوده‌ایم. طبق آمارها، در سال ۹۷ در مجموع ۱۰۰هزار و ۹۲۷ عنوان کتاب منتشر شده که فقط ۳۸٪ چاپ مجدد بودند که یعنی در آن سال ۶۱هزار و ‌۳۵۰ عنوان کتاب جدید منتشر شده است. در سال ۹۸ هم ۱۰۵ هزار و ۵۸ عنوان کتاب منتشر شده که ۵۷ هزار و ۸۸۴، کتاب چاپ اول و الباقی تجدید چاپ بوده‌اند. به زبان ساده‌اش، سالی حدود ۶۰هزار عنوان کتاب جدید منتشر می‌شود و ۴۰هزار کتاب تجدید چاپ. اگر فرض کنیم که بازچاپ‌های هر سال، فقط از تازه‌های سال قبل است، یعنی هر سال ۲۰هزار عنوان کتابی چاپ می‌شود که ارزش دوباره خواندن ندارد. درحالی که می‌دانیم چنین نیست و تجدید چاپی‌ها از مجموع آثار چاپ اول همۀ سالیان قبل است. یعنی تعداد کتابهای بی‌کیفیت و کم‌ارزش هر سال، خیلی بیشتر از عدد ۲۰هزار عنوان است. وقتی از پایین آمدن تیراژ کتاب و سرانه مطالعه حرف می‌زنیم، یادمان باشد که بخشی از تولیدات نشر ما چنین کتابهای بنجل و ایضاً کتاب‌سازی‌های کاسبکارانه است. آثاری که باعث شلوغ شدن پیشخوان نشر و کمتر دیده شدن کتاب‌های خوب و خواندنی هستند. 🔸این یادداشت در روزنامه فرهیختگان منتشر شده است @ehsanname

🔺استاد سروش حبیبی، مترجم معروف در کتابخانه‌اش. حبیبی که خرداد امسال ۹۰ساله شد، مترجم چیره‌دستی است که نوسندگانی مثل رومن گاری، ایوان گنچاروف و اریک امانوئل اشمیت را به ما معرفی کرد و از بسیار آثار مهم و شاخص ترجمه‌های دلنشین منتشر ساخت. او نیم‌قرنی است که ساکن پاریس شده و با این وجود، یکی از فصیح‌ترین مترجمان عصر ماست. مدام کار می‌کند و در در دهه هفتم عمرش زبان روسی یاد گرفت تا کلاسیک‌های روس را از زبان اصلی برگرداند. این ویدیو کوتاه از «مسیو اَبیبی» را مصطفی خلجی به تازگی منتشر کرده است @ehsanname