es
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Ir al canal en Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Mostrar más
4 435
Suscriptores
-224 horas
Sin datos7 días
-2830 días
Archivo de publicaciones
وضعیت قطع شدن فیلترشکن منو آخر به جنون نزدیک میکنه🥺

AnimatedSticker.tgs0.07 KB

هیچ اشکالی ندارد احساساتی داشته باشیم  که دیگران چیزی از آن درک نکنند؛ هر کسی سفر خودش را می‌رود ... ✍🏻 جوجو مویز @adelehz

اگر زودتر عاشقت میشدم اگر زودتر پیدایم میکردی مثلا قبل از جنگ یا پیش از آنکه مزه ی همه چیز خراب شود. یا در آن روزهایی که هنوز زمستان‌ها برف می بارید. زندگی زیباتر میشد . بعد من جایی از شهرهایی که بوی زندگی میداد پیدایت میکردم . یا در تهران یا در کابل شاید در هرات یا گوشه ای از شیراز اما حالا... حالا عاشق شدن سخت ست . پیدا کردن آن که می‌توان عاشقش بود سخت تر ... حالا که نه برف می بارد نه زمستان ،زمستان ست نه هیچ چیز بوی زندگی می دهد. #عادله_زمانی @delehz

نشد عشق آن طور که باید رخنه نکرد در زندگی مان اگر رخنه کرد ماندگار نماند . تن و بدنمان با دیدن یک نفر نلرزید اگر لرزید، گم شد . خانه آراممان نکرد اگر کرد رهایش کردیم و رفتیم. نشد که بشود بعضی شبها باید قبول کنی نشد . حتی اگر تمام روز خودت را گول زده باشی که می شود . #عادله_زمانی @adelehz

‍@zhuanchannel میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبا
‍@zhuanchannel میگویند در ۱۰۰ سال پیش در بازار تهران واقعه عجیبی اتفاق افتاد و آن این بود که یکی از دکانداران به نام حاج شعبانعلی عزم سفر کربلا نموده و دکان را به دو پسرش سپرده و روانه میشود. بعد از چند ماه که مراجعت میکند میبیند که پسرانش دکان را از وسط تیغه کشیده اند و هر نیمی را یکی برداشته و به کسب و کار مشغول است. چون خواست داخل شود راهش ندادند و در سوال و جواب و گفت و گو که این چه کاری است که شما کردید پسرانش میگویند: حوصله نداشتیم تا مردن تو صبر بکنیم سهممان را جلو جلو برداشتیم. از قضای روزگار به سالی نمیکشد که در بلوای مشروطیت یکی از پسران جلوی میدان بهارستان تیر خورده و دیگری چندی بعد به مرض وبا که آن موقع در تهران مسری شده بود از دنیا رفته و دو مرتبه دکان دست حاجی میافتد و تیغه را از وسط برداشته و کسب خود را از سر میگیرد.... تهران در قرن سیزدهم - جعفر شهری

انگار مثلا سه متر برف اومده😒

Afshin Moghadam Zemestoon.mp32.47 MB

به شب موسم دوباره جوانه زدن سلام آنگاه که از میان بالش خیس اشکت رویایی دوباره جوانه می زند . و از لابلای سیاهی که احاطه کرده تورا نور بیرون می دود .. به شب گاهِ دوباره عاشق شدن سلام #عادله_زمانی

جایی که تو دستت نمی رسد خدا شاخه ها را پایین می آورد. پیش خدا آرزوها نمی‌میرند... @adelehz

اگر کاسه‌ی خود را بیش از اندازه پر کنید؛ لبریز می‌شود. چاقوی خود را بیش از حد تیز کنید؛ کند می‌شود. در پیِ پول و راحتی باشید، دلتان هرگز آرام نمی‌گیرد. دنبال تایید دیگران باشید؛ برده آنها خواهید بود. کار خود را انجام دهید، سپس رها کنید. این تنها راه آرامش یافتن است ... ✍🏻 #لائوتسه @adelehz

❤️💋💋

بعَضی از نوشته های من و خیلی نوشته های زیباتر و میتونید توی این پیج اینستا ببینید https://www.instagram.com/amn.nejati?igsh=bzY5NzF1cGJvbmJ2

آرزو می کنم کتاب های خوب بخوانی، آهنگ های خوب گوش کنی، عطر های خوب ببویی، با آدم های خوب حرف بزنی و فراموش نکنی که هیچ وقت دیر نیست بودن چیزی که دوست داری باشی! ‌ •روزبه معین @adelehz

زنی که ترکش کردی شبیه زنی که روزی دوباره اورا خواهی دید نیست . دختری که عاشقش ماندی هم‌شبیه دختری که پیدایش کردی نیست . اولی غریبه تر و دومی عاشق تر ست . میبینی همه چیز بشمول عشق و نفرت بازهم به تو برمی‌گردد مرد کوچک #عادله_زمانی @adelehz