"زنی کهگم کردم "
Ir al canal en Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Mostrar más4 546
Suscriptores
-124 horas
+837 días
+16930 días
Archivo de publicaciones
4 545
Repost from "زنی کهگم کردم "
خوب رفقا
بعد از این توی این اتاق کوچک سفید به همفکری راجع به مشکلاتی که فرستاده میشه میپردازیم.
اتاقمون هنوز تازه راه افتاده پس لطفا توش عضو بشید و لینک شو برای دوستان تون هم ارسال کنید .
قصد داریم با حرف زدن بارهای سنگین روی دوشمون رو کمی سبک تر کنیم..
4 545
«أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلُوبُ»
استادی میگفت:
این آیه معنایش این نیست که با ذکر خدا دل آرام می گیرد
این جمله یعنی خدا می گوید:
جوری ساخته ام تو را که جز با یاد من آرام نگیری
تفاوت ظریفی است
اگر بیقراری
اگر دلتنگی
اگر دلگیری
گیر کار آنجاست که هزار یاد،
جز یاد او، در دلت جولان میدهد
و خواسته هایت را از مردم طلب میکنی نه او
چاره ساز فقط خداست به دست مردم چشم ندوز
@adelehz
4 545
قدر آنچه از توست و حق مسلم خودت میدانی را تا روزی که از دستش ندهی نمیدانی ...
تا دیر نشده قدر داشته هایت را بدان
#عادله_زمانی
@adelehz
4 545
آدمها به فراموشی محتاجترند تا به خاطره.
آدمها از خاطرات، خنجر میسازند
و با خنجرِ خاطره خط میاندازند
روی همهچیزِ زندگی.
زندگی خجالت میکشد
که از ذهن بیرون بیاید،
بسکه تنوبدن و سروصورتش خطخطی خاطرات است.
گاهی خاطره،
خطرناکترین چیز جهان است.
👤سیمین دانشور
@adelehz
4 545
مادرم میگفت: وارد آشپزخانه که میشوید با لبخند و جانانه وارد شوید
آنجا برنج هست گندم و آرد هست، اینها برکت خدا هستند .
با اخم و نا امیدی وارد اشپزخانه نشوید که خدا خوشش نمیآید و برکت از شما خواهد رفت
مادرم میگفت: زنی که از آشپزخانهاش بوی غذا میآید، قشنگ دل به زندگی بسته، عاشق شوهرش شده...
مادرم این حرفها را طوری بیان میکرد که آدم دلش میخواست ساعتها در آشپزخانه بماند و آشپزی کند
حتی برای انارها و سیبهای گوشه آشپزخانهاش هم نجوا میکرد و
موقعی که خمیرها را به دیواره تنور میچسباند تنور گرم را قسم میداد تا نانش شفای هر بیماری شود و مزه دهان هر گرسنهای...
مادرم
گاهی از مرغ و خروسهای حیاطش هم عذرخواهی میکرد که به موقع آب و دانشان را نداده است...!!!
حتی درختان باغ را هم با اسم صدا میکرد انجیرک خانم، سیب خوشگلم....
حتی وقتی از فرط خستگی عرق از پیشانیاش میریخت باز هم به آرامی پدرم را صدا میزد و میگفت: مشتی! چای تازه دم بیارم؟
مادرم چیزی از روانشناسی نمیدانست...
او فقط یک زن سادهی روستایی بود که دکترای آرامش داشت با چندین زبان...
مهربانیاش همه را آرام میکرد...
پ.ن اسم نویسنده انتهای متن نبود لطفا اگر میدونید برام بفرستید اضافه کنم.
@adelehz
4 545
این شیرها یه طعم عجیبی داشتند که بعدها توی هیچ شیری تکرار نشد .
شاید این ها نماد کودکی ما بود ،کودکی ساده و بی تکراری که هرگز دوباره رخ نداد.
بوی خیلی خوبی داشت و دیدن شیشه هایش آدم را به هوس خوردن شیر تازه می انداخت.
از آن زر ورق و یک بند انگشت خامه ی رویش که دیگر نگویم .
هوس نوستالژی نکرده ام هوس کودکی کرده ام .
هوس این طعم های خاص ...
#عادله_زمانی
4 545
محبوب من
خواستم نخواهمتان
نشد که بشود ..
کی نوشته ی حک شده روی سنگ پاک میشود که عشقت ازقلبم برود .
#عادله_زمانی
4 545
اما فهمیدن این موضوع کار سختی نبود که زن خود زندگی ست .
و زندگی بدون زن معنا ندارد .
که گیسوان زن شاخه های حیات زندگانی ست .
که زندگی بدون زن درخت بی ریشه است.
که کسی تا بحال جنگلی از درختان بی ریشه ندیده است .
#عادله_زمانی
@adelehz
4 545
هیچ چیز قویتر از صبر و زمان نیست؛
و همه چیز برای کسی که میداند
چگونه صبر کند به موقع اتفاق میافتد.
📓 جنگ و صلح
✍🏻 لئو تولستوی
@adelehz
4 545
قابلیت جدید تلگرام برای مخفی کردن ممبر گروه ها برای گروه های بالاتر از 100 ممبر
قابلیت جدید برای افرادی که پروفایلشون رو مخفی کردن از حالا میتونن پروفایل جداگانه
برای نمایش پابلیک داشته باشند.
@adelehz
4 545
انسان مدرن مدتها از اهمیت استقلال میگوید از اینکه آنها موفقترند که تنها و مستقل زندگی کنند .و برای خودش تز می دهد ولی میدانی چه میشود.
یک عطر خوب چایی دم کشیده وقتی خواب باشی و بیدارت کند .
یا پرده ای که کنار زده شود و یا جلز و ولز تخم مرغی در روغن که هوشیاری نماید .تمام معادلات شان را برهم می زند و تو اعتراف میکنی دلت میخواهد کسی باشد که وقتی تو خوابی زندگی را در خانه ات جاری سازد.
انسان مدرن برغم تمام تلاشش در برابر معجزه ی نور و عشق حرفی برای گفتن ندارد.
4 545
کس نبود که فال قهوهی مرا بگیرد و نداند ،
که تو محبوبِ منی ...!
کس نبود که در دستم کفبینی کند ،
و حروف سه گانهی نامت را کشف نکند !
هر چیزی را میتوان تکذیب کرد ،
جز رایحهی کسی که دوست میداریم ...!
همه چیز را میتوان پنهان داشت ،
جز گامهای کسی که در درونِ ما میپوید ...!
نزار قبانی
هنگامه جان🖼
4 545
Repost from "زنی کهگم کردم "
خوب رفقا
بعد از این توی این اتاق کوچک سفید به همفکری راجع به مشکلاتی که فرستاده میشه میپردازیم.
اتاقمون هنوز تازه راه افتاده پس لطفا توش عضو بشید و لینک شو برای دوستان تون هم ارسال کنید .
قصد داریم با حرف زدن بارهای سنگین روی دوشمون رو کمی سبک تر کنیم..
4 545
من دوستت داشتم
و این راز سنگینی بود که قلبت دانستنش را تاب نیاورد.
قلبهای کوچک برای رازهای بزرگ مدفن های خوبی نیستند.
#عادله_زمانی
@adelehz
