es
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Ir al canal en Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Mostrar más
4 467
Suscriptores
+224 horas
+97 días
+8630 días
Archivo de publicaciones
سلام 🙏❤️مهمان خواهرم هستیم و منظره روبروی من دخترم هلنا و خواهر زاده ام دانیال که درحال تماشای کارتون هستن❤️💋🙏🦋🕊
سلام 🙏❤️مهمان خواهرم هستیم و منظره روبروی من دخترم هلنا و خواهر زاده ام دانیال که درحال تماشای کارتون هستن❤️💋🙏🦋🕊

روبه‌روی منم فیزیکه😂
روبه‌روی منم فیزیکه😂

غروب جمعه ما اومدم خونه دوستم
غروب جمعه ما اومدم خونه دوستم

این منظره ی روبروی ما در غروب جمعه ی گناباد،شهر قنات وقصبه هست . در این غروب آروم و خودمانی میریم که خستگی یه هفته رو بدر کنی
این منظره ی روبروی ما در غروب جمعه ی گناباد،شهر قنات وقصبه هست . در این غروب آروم و خودمانی میریم که خستگی یه هفته رو بدر کنیم و برای شنبه ای پر تب و تاب آماده بشیم❤️

از طرف خودم و بچه های کانال با تاخیر روز خبرنگار و به همه ی خبرنگاران پرتلاش و صادق تبریک میگم ❤️

سلام اوقات همه عزیزان بخیر و شادی باشه انشالله. به عمه جان بفرمایید که قدر برادرزاده اش رو با جان و دل بدونه. اون روز به جز همکاران و اهالی رسانه هیشکی از خانواده گرامی، بستگان و آشنایان یه تبریک خشک و خالی نگفتند. امروز جمعه بود. بیستم مرداد یک هزار و چهار صد و دو بود. تابستان بود. گرمای چهل درجه بود. سرعت اینترنت خیلی افتضاح بود. و بنده در این غم و کسلی و بی رمقی ذات جمعه شیفت بودم. از زندگی فقط دلم سفر میخاد؛ برم و برم و برم... لطفا اگر لایق دونستید منو سه ثانیه تو قلبتون دعا کنید.❤️

منی که داییم داره برامون میخونه.دایی احمد بیاد دایی احمد شما خدا رحمتشون کنه... پ.ن قلب من مچاله شد واقعا یه لحظه حس کردم داییم برگشته🥺باورم نمیشه اینقدر قشنگ به من نشونه نشون داد در این غروب جمعه برای دایی احمد جانی که دارن آواز میخواند طول عمری با برکت توام با شادی و سلامتی طلب میکنم❤️

سلام اینجایی که من نشستم تقریبا جای ثابت منه. روبروی تله و میزی که اغلب نوشتنی و مطالعه و پذیرایی از خودم و ... انجام میدم. و
سلام اینجایی که من نشستم تقریبا جای ثابت منه. روبروی تله و میزی که اغلب نوشتنی و مطالعه و پذیرایی از خودم و ... انجام میدم. و روبروم یکی از کنج‌های پذیرایی است. اغلب دلتنگیهامو همین‌جا سپری میکنم همونطور که شادیهامو...!

تابستون ما،منتظریم پاییز بیاد خرمالوهامون نارنجی بشن😍
تابستون ما،منتظریم پاییز بیاد خرمالوهامون نارنجی بشن😍

سد حسن ابدال زنجان❤️
سد حسن ابدال زنجان❤️

توی تاریکی، برق آشپزخانه را روشن می‌کنم. توی کاسه سفالی کمی نخود خیس می‌کنم که فردا آبگوشت بپزم. یادم می‌افتد، قندان خالی است. قندان را هم از قند پر می‌کنم. به‌گمانم نسبت من با زندگی را همین خرده‌کارهای زنانه‌ای می‌سازد که وقت‌های زیادی بس‌که همیشگی‌اند، در عین معجزه‌گری‌شان، زیادی ساده و بدیهی به‌نظر می‌رسند. این‌ روزها که زمان را گم کرده‌ام، خودم را گم کرده‌ام، دلم را گم کرده‌ام، ذکرهایم را گم کرده‌ام و از همه مهم‌تر سلامتی‌ام را گم کرده‌ام، کمی خاکِ قند ته قندان و دوتا سنگ‌ریزه بین نخودها، گوشهٔ دامنم را که مدت‌هاست دیگر گل‌های قشنگ تازه‌ای ندارد، می‌گیرد و می‌کشاند به زندگی. ساعت از یک نیمه‌شب گذشته بود که زنی در آشپزخانهٔ کوچکش با معجزهٔ چند نخود و خاک قند، احیایِ قلبی شد و به جریانِ زندگی برگشت! از همهٔ قندان‌ها و بستهٔ نخودهای پاک‌نشده ممنونـم! فاطمه بهروزفخر @adelehz

غروب دلگیر جمعه در حیاط بالکن خونمون در شهریار ، کاش پر پروازی بود...
غروب دلگیر جمعه در حیاط بالکن خونمون در شهریار ، کاش پر پروازی بود...

غروبای جمعه پرم از دلتنگی و غم...یاد اونایی که نیستن پیشم و ندارمشون
غروبای جمعه پرم از دلتنگی و غم...یاد اونایی که نیستن پیشم و ندارمشون

منظره ی روبروم کوه آبیدر کردستان نماد شهر سنندج و آزادگی و استقامت مردم این دیار
منظره ی روبروم کوه آبیدر کردستان نماد شهر سنندج و آزادگی و استقامت مردم این دیار

این گل افتابگردون قشنگو چند روزپیش برادرزادم واسه روز خبرنگار برام اورد ..خیلی سوپرایز شدم اونم در شرایطی که اصلا فکرشم نمیکر
این گل افتابگردون قشنگو چند روزپیش برادرزادم واسه روز خبرنگار برام اورد ..خیلی سوپرایز شدم اونم در شرایطی که اصلا فکرشم نمیکردم .روز خیلی خسته کننده ای داشتم و تقریبا کسی تبزیکم بهم نگفته بود تو راه برگشت به خونه از کنار چتدتا گلفروشی که عبور کردم چند تا مدل از این گلو دیدم دل دل کردم که بخرم باز بیخیالش شدم .آخرین گلفروشی دقیقا همین دسته گل رو دیدم رفتم که بخرمش دست کردم کیفم دیدم کارتم همراهم نیست با یه بغض یا کریم گونه ای از مغازه اومدم بیرونو عذرخواهی کردم ..تو راه به این فک میکردم که چه قد تنهام که کسی نبود که امروز این گلو برام بخره...راستش من خیلی گلی نیستم اما قصه افتابگردون یه چیز دیگست اصن انگار بوی زندگی میده .. وقتی رسیدم خونه بعد از نیم ساعت زنگ درو زدن دیدم برادرزادم پرید بغلم عمه روزت مبارک ..خلاصه که دل به دلدار رسید و این افتابگردون قشنگ قسمت ما شد ..دقیقا همون گلی که خودم میخواستم بخرمش.‌خدا قسمتتون کنه از این برادرزاده ها😉

الان اینجا نشستم حس خوبی ندارم دلم خیلی گرفته حالا که دقت می کنم میبینم این قسمت از فضا، همیشه وقت دلخوریها، قهرها، دعواها، د
الان اینجا نشستم حس خوبی ندارم دلم خیلی گرفته حالا که دقت می کنم میبینم این قسمت از فضا، همیشه وقت دلخوریها، قهرها، دعواها، دلتنگی‌ها، میزبان من بوده. .. چرا هیچوقت موقع شادیهام، اینجا ننشستم؟ نمیدونم

منظره ی جلوی صورتم و حس معشق و تشکر از خدا برای داشتن این زندگی ست.
منظره ی جلوی صورتم و حس معشق و تشکر از خدا برای داشتن این زندگی ست.

یه چالش بذاریم غروب جمعه ای تا دوساعت دیگه از هرچی همین حالا جلوی رو تون هست یه عکس بگیرید و با حستون اینجا بفرستین @aydel7

به پاییز بگید بیاد🥺✨🍁
به پاییز بگید بیاد🥺✨🍁