es
Feedback
"زنی که‌گم کردم "

"زنی که‌گم کردم "

Ir al canal en Telegram

برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70

Mostrar más
4 543
Suscriptores
+324 horas
+827 días
+17330 días
Archivo de publicaciones
مرا دردیست اندر دل که گر گویم زبان سوزد وگر پنهان کنم ترسم که مغز استخوان سوزد منجم کوکب بخت مرا از برج بیرون کن که من از طالعم ترسم ز آهم آسمان سوزد... @adelehz

Repost from کاف
عادل فردوسی پور گزارش بازی های جام جهانی را نپذیرفت 🔹فردوسی‌پور بازی‌های ایران در جام جهانی را گزارش نمی‌کند. 🔹گفته می‌شود
عادل فردوسی پور گزارش بازی های جام جهانی را نپذیرفت 🔹فردوسی‌پور بازی‌های ایران در جام جهانی را گزارش نمی‌کند. 🔹گفته می‌شود عادل فردوسی‌پور، در هفته‌های اخیر، پیشنهادهای متعددی برای گزارش بازی‌های جام‌جهانی دریافت کرده اما به همه آن‌ها جواب رد داده است. او ضمن تایید این موضوع گفت: 🔹پس از نزدیک به چهار سال ممنوعیت، گفتند جام جهانی را گزارش کن. 🔹در دورانی که ایران عزیز در ماتم و اندوه فرزندان خود نشسته ،صدای مردم از هر صدایی شنیدنی تر است./خبرآنلاین @Kafiha

ولی من اونیم که وقتی واسه کسی مینویسم عزیز سریع ادیت میکنم و یه میم بهش اضافه میکنم تا مبادا ناراحت بشه با من از دل شکستن حرف نزنید 🥺

شب بخیر 🖤 رفقا

Alireza-Talischi-Ghaf-320.mp37.95 MB

🎧 @adelehz کجا باید برم ..

به هدف کمک به کسب و کارهای خانگی با این وضعیت لباسای گرون پاییزه و زمستونه فقط بیا اینجاااا ⬇️⬇️⬇️⬇️ کللللی لباسای شییییک اور
به هدف کمک به کسب و کارهای خانگی با این وضعیت لباسای گرون پاییزه و زمستونه  فقط بیا اینجاااا   ⬇️⬇️⬇️⬇️ کللللی لباسای شییییک اوردیم ❗️❗️❗️❗️ 🔴همه کارهامون ارسال رایگان🔴 با بانولند شیک پوش ترين باشید✨ https://t.me/banooland74 👗

هر که آمد در نم آباد جهان چون گردباد روزگاری خاک خورد، آخر بخود پیچید و رفت... @adelehz

عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند ، تمام روزها روزه بود. در حال اعتکاف. از خلق الله بریده بود. صبح به صیام و شب به قیام. زاری و تضرع به درگاه او شب سی و ششم ندایی در خود شنید که می گفت: ساعت ۶ بعد از ظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را ز یارت خواهی کرد عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان می گشت... می‌گوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان می داد، قصد فروش آنرا داشت... به هر مسگری نشان می داد، وزن می کرد و می گفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی پیرزن می گفت:نمیشه۶ریال بخرید؟ مسگران می گفتند: خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمی صرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار می چرخید و همه همین قیمت را می دادند. بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود. مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ ریال می فروشم، خرید دارید؟ مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟ پیر زن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخه ای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال می شود! مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی، امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ ریال می خرم!!! پیر زن گفت: مرا مسخره می کنی؟!!! مسگر گفت: ابدا" دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!! پیرزن که شدیدا متعجب شده بود؛ دعا کنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد. من که ناظر ماجرا بودم و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند آنگاه تو به ۲۵ ریال می خری؟!!! مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!! من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانه اش را نفروشد، من دیگ نخریدم... از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت: با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!! دست افتاده ای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد ! @adelehz

حالا وسط این هیری ویری روزگار این خوشگل پسر و ببینید دلتون باز بشه 😍
حالا وسط این هیری ویری روزگار این خوشگل پسر و ببینید دلتون باز بشه 😍

همین و بس... @adelehz
همین و بس... @adelehz

شب بخیر رفقا دوستتون دارم ❤️ به امید روزهای آفتابی... @adelehz

وقتی کسی  شما را بدون هیچ توضیحی رها می‌کند در واقع این شما هستید که توضیحی به او داده نشده وگرنه آن آدم مدت‌هاست رفتنش را برای خودش شرح داده ست . هیچ کس ناگهانی نمی رود ،بلکه رفتن آرام آرام رخ می دهد . اینگونه که او قبلا هم بارها رفته ،روزهای زیادی با شما حرف نزده،سرد رفتار کرده است . بارها بهانه جویی کرده و دعوا به راه انداخته است اما هربار این شما بودید که نادیده گرفتید، کوتاه آمدید و تصور کردید همه چیز  بخاطر مشغله های وی بوده اما در واقع دلیلش این نبوده است. اینکه شما این چیزها را دیده اید و باور نکرده بودید او می‌خواهد برود و فقط منتظر یک فرصت مناسب است. تنها ممکن ست به دو دلیل رخ دهد : یا خیلی احمق بودید و یا آنقدر دوستش داشتید و به حرفهایش باور داشتید که گمان می کردید او همان آدم روزهای اولی ست که آن وقتها برایتان له له می زد . که در هر دو صورت نتیجه یکی ست .و آن نتیحه این است که چشمتان را بروی تصمیم رفتنِ او بسته بودید . تا آن هنگام که زمانش فرا برسد ،فرصت مناسبی که برای رفتن به دنبالش بوده به دستش آمده باشد و حالا یک‌بهانه گیری، یک دعوای براه انداخته شده،سپس رها کردن و بی هیچ توضیحی رفتن... آدمهایی که ناگهانی می روند ،مدت‌هاست رفته اند فقط جرات بیان کردنش را ندارند. این ست که یک شبی ناپدید می‌شوند و برای آرامش وجدان شان تلاش می کنند همه چیز را بر گردن طرف مقابل بیندازند دریغ از اینکه واقعیت شبی دیر یا زود در تنهایی شان یقه شان را می‌گیرد و آنها را با خود به عمق تاریکی فرو می برد . آدمهای بی وفا آنها که مرد ماندن نیستند ولی دیگران را با حضور شان فریب می دهند یک شب به خود می آیند . شبی که دیگر برای برگشتن دیر است . شبی که تا آخر دنیا بخاطر دلی که شکستند بخشیده نخواهند شد. #عادله_زمانی @adelehz

فرض کنیم کسی که دروغ گفته آمده است و عذرخواهی کرده .ان کسی که حرف تندی زده و دل آدم را شکسته هم پشیمان برگشته و گفته ببخشید . فرض کنیم یک نفر بعد دعوا گفته تو دعوا حلوا پخش نمیکنند که حرفهای من عمدی نبوده تو ببخش. یا آنکه پشت سرمان صفحه گذاشته و احیانا برایمان مشکلی تراشیده هم درخواست حلالیت کرده . فرض کنیم تمامش درست . ما هم بخشیدیم و حلال کردیم و گذشتیم... با این دل لکه شده چه کنیم ؟ هی به خودمان بگویم بابا یه چیزی گفت تمام شد هی یک صدایی از درونمان بگوید من که راضی نمی شوم .. با این دل چرکین چه کنیم ؟ چه کنیم وقتی نمیتوانیم به طرف دیگر اعتماد کنیم ، دوستش داشته باشیم و فکر کنیم راست میگوید ؟ با این لکه ی لعنتی پاک نشدنی چکار کنیم ‌؟ بعضی وقتها عذرخواهی ها و حلالیت خواستن ها هیچ چیز را درست نمیکند .رابطه ای که بمیرد مرده است تنفس مصنوعی ها اصلا جوابگو نیست .. همین #عادله_زمانی @adelehz

‏زن‌ها وانمود ميکنند ضعیفتر هستند، تا مرد احساس تکیه‌گاه بودن کند.. ولی تازه بعد از رفتنشان ميفهمی؛ این تویی که تکیه داده بود
‏زن‌ها وانمود ميکنند ضعیفتر هستند، تا مرد احساس تکیه‌گاه بودن کند.. ولی تازه بعد از رفتنشان ميفهمی؛ این تویی که تکیه داده بودی...! @adelehz

به هدف حمایت از کسب و کارهای خانگی ❤️ https://instagram.com/yaz_handcraft?utm_medium=copy_link
به هدف حمایت از کسب و کارهای خانگی ❤️ https://instagram.com/yaz_handcraft?utm_medium=copy_link

photo content