"زنی کهگم کردم "
Ir al canal en Telegram
برای نوشتن که جهان از نوشتن زیباست عادله زمانی راه ارتباطی با من : @Aydel70
Mostrar más4 466
Suscriptores
+424 horas
+377 días
+7930 días
Archivo de publicaciones
4 466
اگر کاسهی خود را بیش از اندازه پر کنید؛
لبریز میشود.
چاقوی خود را بیش از حد تیز کنید؛
کند میشود.
در پیِ پول و راحتی باشید،
دلتان هرگز آرام نمیگیرد.
دنبال تایید دیگران باشید؛
برده آنها خواهید بود.
کار خود را انجام دهید،
سپس رها کنید.
این تنها راه آرامش یافتن است ...
✍🏻 لائوتسه
@adelehz
4 466
بنیاد موقوفات دکتر محمود افشار یزدی شاعر، محقق و ادیب ایرانی به مناسبت انتقال پیکر محمدعلی اسلامی ندوشن به ایران نامه او به محمود افشار را منتشر کرده است که در بخشی از آن آمده «بنده هم مانند جنابعالی راجع به افغانستان علاقهمند هستم و این کشور را که شبیهترین کشور به ایران است دوست میدارم.»
در این نامه که ۲۵ اسفند/حوت ۱۳۵۹ نوشته شده او از چهار سفرش در دورههای مختلف به افغانستان یاد میکند و مینویسد «زمانی اشتیاقم آن بود که زمینی در پغمان بخرم و باغچهای تهیه کنم؛ زیرا نقطهای بود که چهل سال پیشِ ایران، یعنی دوران کودکی مرا به یاد میآورد.»
او در ادامه نوشت «متأسفانه ایران و افغانستان در دوران اخیر روابط بسیار ناهمواری داشتند. خود من پس از بازگشت از سفر اول افغانستان سفرنامۀ کوتاهی انتشار دادم که کوشش بنده در جهت یادآوری مشترکات دو کشور بود.»
«صفیر سیمرغ» نام سفرنامه آقای ندوشن به افغانستان است.
در این نامه که پس دریافت کتاب «افغاننامه» اثر محمود افشار نوشته شده است آمده: « کتاب جنابعالی برای بنده مقداری تجدید خاطرۀ افغانستان ایجاده کرده و کوشش شما قابل ستایش است.»
محمدعلی اسلامی ندوشن، ادیب و پژوهشگر فقید ایرانی در اردیبهشت ۱۴۰۱ در ۹۷ سالگی در کانادا درگذشت و پیکر او موقتا در کانادا دفن و صبح روز یکشنبه ۲۸ آبان ۱۴۰۲ به تهران رسید و پس از استقبال در پایتخت به نیشابور منتقل و امروز ۲ آذر/ قوس به خاک سپرده شد.
پغمان در شمال کابل از مکانهای تاریخی افغانستان است. شاه امانالله اولین جشن سالگرد استقلال این کشور را در سال ۱۲۹۸ در دره پغمان گرفت.
در کنار اینکه پادشاهان افغانستان در این محل چندین قصر اعمار کردهاند. پغمان بعد از جشن استقلال چندین بار شاهد گردهماییهای تاریخی دیگرهم بوده است؛ از جمله لویهجرگه(مجلس بزرگان) تصویب نخستین قانونی اساسی افغانستان که در سال ۱۳۰۷/۱۹۲۸ در این محل برگزار شد.
📷ایرنا
@adelehz
4 466
مادرم شاید هرگز باخبر نبود که من شبهای زیادی به خودکشی،مهاجرت یا رها کردن همه چیز فکر کردم و تنها به خاطر او بود که از آن افکار خجالت کشیدم .
که هربار به رها کردن و رفتن از هر نوعش فکر کردم مادرم را دیدم که عاشقانه در خانه چرخ می زند و بوی غذایش تمام محله را پر کرده است . که هربار به خاطر گرمای آغوشش به زندگی روزانه برگشتم .
بقول آقا حمید دعا کن سالم باشیم تا مادران مان خوشحال باشند.
همین
#عادله_زمانی
4 466
پاییز اینجوریه که همه کارهایی که همیشه تنهایی انجام میدادی رو دلت میخواد دونفره انجام بدی، از قدم زدن بگیر تا فیلم دیدن، کتاب خوندن، سیگار کشیدن، آهنگ گوش دادن...
@adelehz
4 466
مدامم مست میدارد نسیمِ جَعدِ گیسویت
خرابم میکند هر دَم، فریبِ چشمِ جادویت
پس از چندین شکیبایی شبی یا رب توان دیدن
که شمعِ دیده افروزیم در محرابِ ابرویت
👤#حافظ
@adelehz
4 466
چرا هر کلیپی تو اینستا میبینم اشکم می ریزه ...چمون شده که اینقدر دنبال بهانه برای اک ریختنیم؟
4 466
Repost from "زنی کهگم کردم "
در این سرزمین و در زندگی های قبلی،زنی که معشوقه ی معماری بوده بی گمان زنی خوشبخت بوده است،من قرن ها بعد ناز چشمان آن زن را نقش زده بر دیوارها ،طره ی مویش را حک کرده بر طاق ها و آیینه ی درخشان چشمانش را بر حوض های فیروزه ای عمارتهای قدیمی دیده ام .
تمام آنچه که فریاد می زند مردی عاشق خلق شان کرده است دستان مردی که در جنگل گیسوان آن معشوقه پیج و تاب خورده باشد قادر خواهد بود چنین قوسی بر سقف ها بیافریند .
و پنجره ها،پنجره های چنین عمارت هایی همان چشمان زیبای معشوق است که دنیایت را روشن می کند و گمان میکنم معشوقه ی آن معمار کهن کار چشمانی دلفریب تر از آهو داشته است .
کاش اگر مردی عاشق میشود اینگونه در عشق بیفتد ..که از او خلقی زیبا باقی بماند آنگونه که صدها سال بعد نیز با نگاه به خلقش به زیبایی و شور معشوقش پی برد .
کاش نسل معماران عاشق چون درختان فراخ بر هر سرزمین ریشه دوانند...
#عادله_زمانی
#کاخ_گلستان
@adelehz
4 466
دو بیمار زیر در کتابهای منبع همواره برایم تداعیگر قدرت و کارکرد ذهن و روان انسان است:
به بیمار آب مقطر میدهند و میگویند،مورفین است، تعداد آب مقطرها که زیاد میشود بیمار اوردوز میکند؛ با تمام مشخصات اوردوز مثل مردمکهای کوچک شده، نفس های منقطع و... و در نهایت مجبور میشوند با داروهای ضدمخدر مثل نالوکسان بیمار را برگردانند وگرنه بیمار بلافاصله فوت میشد.
دوم بیمار با حاملگی کاذب (Pseudocyesis) است که زنیست که فکر میکند حامله شده و تمام مراحل حاملگی مثل قطع پریود و بزرگ شدن شکم و حتی دردهای زایمان را بطور واقعی تجربه میکند ولی رحم خالیست و نوزادی وجود ندارد.
این شاهکار روان انسان است که میتواند تا حد مرگ و زایش، انسان را بفریبد. چراکه از مهمترین کارهای روان،همخوان کردن اجزای روان با هم است حتی به کمک دروغ گفتن یا پذیرفتن دروغ.
به همین خاطر همواره کسی که بتواند اجزای آشفتهی روان جامعهای را حتی با دروغ یکپارچه کند، مورد استقبال خواهد بود.یکپارچگی یاCoherence بودن به معنی کنارهم قراردادن اجزا به نوعی است که یک واحد و مجموعه را شکل بدهد، مثل قرارگرفتن آجر،مصالح و ستونها در کنارهم و ساختن خانه است و در روان انسان ناپخته،همیشه وحدت دروغین(خانهی پوشالی)آرامش بخشتر از تفرقهی راستین(اصالت اجزا)است.
💬روح الله صدیق
@adelehz
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
