کانال روستای بوانلو
Ir al canal en Telegram
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
Mostrar más2 088
Suscriptores
+124 horas
+27 días
-330 días
Archivo de publicaciones
2 088
Helebçe😢
۲۵ اسفند سالروز بمباران شیمیایی حلبچه توسط صدام حسین ملعون ( نه میبخشیم نه فراموش میکنیم)
@buvanloo
2 088
سالروز کشتار 5000 انسان مظلوم و بی دفاع حلبچه که در سال 1366توسط
رژیم دیکتاتوری صدام جنایتکار صورت گرفت،بر همه کسانی که خواهان آشتی هستن تسلیت باد.
روحشان شاد و یادشان گرامی. 🖤
@buvanloo😔😔
2 088
جشن عروسی ماه داماد نعیم نادری فرزند مرحوم براتقلی نادری اسفندماه نودوشش.
اعضای محترم کانال بوانلو در آستانه شروع سال نو برای این عروس وداماد آرزوی خوشبختی وسلامتی دارد.
@buvanloo💐🌷🌹🥀🌻
2 088
وقتی چیزی در حال اتمام است عزیز میشود
یک لحظه آفتاب در هوای سرد
یک قطره نور درتاریکی
عزیزی که رفت
زمستان وقتی تمام شد
و ما دیر متوجه میشویم
قدر داشتهها را
چرا که زود،دیر میشود
@buvanloo 🌹🌹
2 088
🌹او که در شوخ طبعی بی همتا بود🌹
یکی از مردان مرد
دلش ز زمانه پر درد
دلش غوغا وآتشفشانی بود
اما لبخند به لب و کاروهنرش خنداندن ونشاط و شادی بود...
...در دامنه رشته کوه های زیبا وسر به فلک کشیده قرچقه
دیده به جهان گشود،
در خانواده ای زحمتکش در کنار برادران و خواهرانش روز به روز بزرگ می شد..
دوران پر فراز و نشیب کودکی و نوجوانی را در روستای قرچقه از همان بچگی با کار و تلاش در کنار پدرو مادر شروع کرد،در زمان کارو فصل کشت و داشت و برداشت،آن هم شخم زدن زمینهای دیم ناهموار و درو کردن حمل یا کشیدن دسته های گندم و جو، با چهارپایان از مسیرهای دور و ناهموار به طرف مکانی بنام (سر خرمانان) از او جوانی با تجربه ساخته بود،
برادر بزرگش که در روستای بوانلو ازدواج کرده بود،او را که گاه گاهی ناگزیر بین دو روستای قرچقه و بوانلو رفت و آمد می کردگرفتارکرده!
سرانجام روزی از روزها با یک دل نه صد دل عاشق دختری شد که این عشق پاک منجر به ازدواج و تشکیل خانواده گردید،
با ازدواج در روستای بوانلو تا آخر عمر با برکتش در آنجا ماندگار شد...
مرادخان ولی زاده بزرگ مردی که در مرام و منش لنگه و همتائی نداشت...
بعد از وفات پدر مدتی نیز سرپرستی مهربان مادرش را بنام مرحومه نهار(نارگل)را برعهده داشت و بارها او را به پابوس شاه غریب امام رضا می برد...
او که بدون اغراق می توان گفت بزرگترین هنرمند زمانه بود!
در بداهه گوئی و حاضر جوابی و بیان کلمات و جملات طنزو شیرین سرآمد زمانه خویش بود...
چراکه در نهایت احترام به مخاطبانش باچنان مهارت و ظرافتی باعث شادی و نشاط و شور و شعف در جمع دوستان می شد که همه از مصاحبت و همنشینی اش لذت می بردند...
سخن گفتن از مردان بزرگ و هنرمنددر چند سطر و صفحه نمی گنجد ،
حکایتها و کلمات شیرین که از ایشان جمع آوری شده است در این وقت و مجال میسر نیست....
در این پایان سال و آخرین پنجشنبه که زمان قرائت قرآن و فرستادن هدیه و خیرات برای اموات است خداوند روح این عزیز را با همسر مهربانش،اموات حقیرو شما عزیزان شاد و مورد لطف و رحمت واسعه اش قرار دهد {صلوات}بفرست.🌹🌹🌹
@buvanloo
2 088
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸
ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺳﺎﻝ ﻫﻤﻪ ﺁﺭﺍﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﺑﻪ ﺭﺳﻢ ﺑﺮ ﭘﺎﯾﯽ ﺳﻨﺖ ﺩﯾﺮﯾﻨﻪ " ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ ” ﭘﺮ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺍﺯ ﺣﻀﻮﺭ ﻣﺎ ﺯﻧﺪﮔﺎﻥ، ﺣﻀﻮﺭﯼ ﺗﻮﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﺑﺮﻫﺎﯼ ﺍﺳﻔﻨﺪ ﻣﺎﻩ ﻭ ﺯﻣﺴﺘﺎﻧﯽ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻫﺎﯼ ﺁﺧﺮ ﺑﻮﺩﻧﺶ ﺭﺍ ﻧﻔﺲ ﻣﯽ ﮐﺸﺪ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺁﻣﺪﻥ ﺍﺳﺖ .
ﺳﺨﺖ ﺗﺮﯾﻦ ﻗﺴﻤﺖ ﺧﺎﻧﻪ ﺗﮑﺎﻧﯽ ﭘﺎﮎ ﮐﺮﺩﻥ ﻗﺎﺏ ﻋﮑﺲ ﮐﺴﺎﻧﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﯾﮕﺮ ﺩﺭ ﺑﯿﻦ ﻣﺎ ﻧﯿﺴﺘﻨﺪ .
ﺁﺭﺍﻣﺴﺘﺎﻥ ﻫﺎ ﭘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ” ﺣﻤﺪ ﻭ ﺳﻮﺭﻩ ” ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮ ﺯﺑﺎﻥ ﻣﯽ ﺭﺍﻧﯿﻢ ، ﭘﺮ ﺍﺳﺖ ﺍﺯ ﺣﺴﺮﺕ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻋﺰﯾﺰﯼ ﮐﺸﯿﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ﻭ ﺑﻪ ﺣﺮﻣﺖ ﺣﮑﻤﺖ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎ ﮔﻔﺘﻦ ” ﻫﺮ ﭼﻪ ﺣﮑﻤﺖ ﺍﻭﺳﺖ ” ﻓﺮﻭ ﻣﯽ ﻧﺸﯿﻨﺪ .
ﺣﺎﻻ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ ﻋﯿﺪ ﺳﺒﺰ ﺗﺮ ﺍﺯ ﺳﺒﺰﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺯ ﯾﮑﻤﺎﻩ ﭘﯿﺶ ﺳﺒﺰﺷﺎﻥ ﮐﺮﺩﻩ، ﺑﻪ ﻣﺸﺎﻡ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ، ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﻟﻤﺎﻥ ﺧﯿﻠﯽ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻥ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺑﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ ! ﺩﻟﻤﺎﻥ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﮐﻪ ﺧﺎﮎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﺁﻏﻮﺵ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺑﻪ ﻫﺮ ﺭﺳﺘﯽ ﻭ ﺳﺒﺰﻩ ﺍﯼ ﻧﺰﺩﯾﮑﺘﺮﻧﺪ !
ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﻨﺠﺸﺒﻪ ﺳﺎﻝ . ﺩﻟﺖ ﺑﺮﺍﯼ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺗﻨﮓ ﻣﯿﺸﻮﺩ، ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﻓﺮﺯﻧﺪﺕ؟ ! ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻝ ﺗﻨﮓ ﺑﺎﺷﯽ ! ﺣﻖ ﺩﺍﺭﯼ ﺩﻝ ﺗﻨﮕﯽ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺍﺷﮑﯽ ﺍﺯ ﭼﻬﺮﻩ ﻓﺮﻭ ﺑﻨﺸﺎﻧﯽ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻗﺪﺭﺕ ﻭﺻﻒ ﻧﺸﺪﻧﯽ ” ﺭﻭﯾﺎ ” ﺑﺴﭙﺎﺭﯼ ﻭ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﺍﺗﺖ ﺑﺎ ﺍﻭﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﯿﺪ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﻧﯿﺴﺖ، ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ .
ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺁﺧﺮ ﺳﺎﻝ، ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺭﻭﺯ ﻫﺎ ﺧﻔﺘﮕﺎﻥ ﺍﺑﺪﯼ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺭﺍﻫﻨﺪ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺧﺎﮎ ﻭ ﺳﻨﮕﺸﺎﻥ ﯾﺎﺩﯼ ﮐﻨﯿﻢ .
ﺷﻌﺮ ﺯﯾﺒﺎﯼ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﯾﺎﺩﻡ ﻣﯽ ﺁﯾﺪ ﻭﻗﺘﯽ ﺳﺒﺰﻩ ﻫﺎﯼ ﺭﻭﺑﺎﻥ ﻗﺮﻣﺰ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﯼ ﻣﺰﺍﺭﻫﺎ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ، ﺁﺭﯼ ﺑﯿﺸﺘﺮ ﯾﺎﺩ ﺍﯾﻦ ﺷﻌﺮ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﻣﯽ ﺍﻓﺘﻢ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﯼ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺑﯿﻨﻢ ﮐﻪ ﺑﺎ ﭼﺸﻤﯽ ﺍﺷﮏ ﺁﻟﻮﺩ ﺑﺎ ﮔﻼﺏ ﺳﻨﮓ ﻣﺰﺍﺭ ﻓﺮﺯﻧﺪﺵ ﺭﺍ ﻣﯽ ﺷﻮﯾﺪ !
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﻬﻤﺎﻧﯽ ﻭ ﺟﺸﻦ ﺁﻣﺪﻥ ﻫﺎ ﻭ ﺭﻓﺘﻦ ﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ .
یادشان بخیر. یاد همه آنهایی که دیروز بودند و امروز نه، همه آنهایی که پارسال رخت و لباس عید خریدند و امسال نه، هم آنهایی که لحظه تحویل سال صورتشان را بوسیدیم و عید زمان را تبریک گفتیم و امسال تنها با خواندن فاتحه ای یادشان می کنیم..
ﻣﺮﺩﻡ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺍﺳﻼﻣﯽ ﺩﺭ ﺁﺧﺮﯾﻦ ﭘﻨﺠﺸﻨﺒﻪ ﺳﺎﻝ ﺑﺎ ﺣﻀﻮﺭ ﺩﺭ ﮔﻠﺰﺍﺭ ﺷﻬﺪﺍ ، مزار عزیزان ﻭ ﺍﻣﺎﻣﺰﺍﺩﻩ ﻫﺎ ﯾﺎﺩ ﻋﺰﯾﺰﺍﻥ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺭﻓﺘﻪ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ گرامی میدارند
🌸🍀🌸🍀🌸🍀🌸🍀
@buvanloo🌹🌹🌹
2 088
2 088
باورهای کرمانجها
چلَه گر و چلَه قچک
بعد از شَوه چلَه(شب یلدا)، چله ی بزرگ یا چلَه گر (Kurmancî=çelle gir) از اول دی ماه الی دهم بهمن ماه و چله ی کوچک (چلَه قچک) (kurmancî=çelle qiçik) از دهم بهمن ماه الی اول اسفند قرار دارد. معمولا اوج سرما در اواسط چله ی بزرگ و اوج بارش برف نیز در چله ی کوچک می باشد. در روزهایی که شب قبل برف آمده باشد معمولا جوان ها و بعضی از مردها برای سرگرمی و تفنن هم که شده برای گرفتن کبک (Kew) به کوه ها می روند.
مردم که در این مدت 60 روز دو چهله (چله) از دوره ی سرمای طولانی مدت به ستوه آمده اند سه شب آخر چله ی کوچک یعنی شب های 28 و 29 و 30 بهمن ماه را از هنگام غروب تا پاسی از شب به آتش بازی و شادی طی می کنند. کودکان و نوجوانان و جوانان چند روز قبل از این تاریخ با تهیه ی گوگ (gûg) (گوی درست شده از البسه و پارچه های کهنه که به صورت دستی با سیم و مفتول پیچیده شده و یک سیم یک متری از آن آویزان است) و قرار دادن آن در نفت به استقبال این شب ها می روند. در این سه شب مردم با روشن کردن آتش و پرتاب گوگ های آتشین به هوا در حیاط های بزرگ روستا و در میان کوچه ها و روی تپه ها و محوطه های باز به شادی و خوشحالی می پردازند. آنها با پرش از روی آتش اشعار زیر را می خوانند:
چله چو … مه دا دوو (çelle çû … mi da dû)
(چله رفت … من دنبالش کردم)
یا شعر زیر:
سرخی من از تو … زردی تو از من
اَمَن دَمَن
بعد از این سه شب اَمَن دَمَن (اهمن وبهمن) (Emen demen) می آید که شامل 10 روز اول اسفند ماه می باشد.
اسکلو گیسکلو (Oskilû gîskilû)
بعد از اَمَن دَمَن ، اسکلو گیسکلو (Oskilû gîskilû) می آید که از روز دهم الی بیستم اسفندماه طول می کشد.
هَوْدَه مال (Hevde mal)
در اسکلو گیسکلو شبی بنام هَوْدَه مال (Hevde mal) (هفده منزل) وجود دارد که به شب سیزدهم اسفند گفته می شود و از این شب تا عید نوروز 17 منزل باقی مانده است. این شب نیز شبی عزیز و به اصطلاح کرمانج ها شبی آزیز (Azîz) است. این شب را با کوماج (Kûmaj) معروف آن می شناسند. در این شب کوماج (نوعی نان یا کیک ضخیم که بسته به سلیقه ی افراد از آرد و شیر و جزغاله و روغن زرد و … در داخل یک دیگ یا قابلمه ی بزرگ ساخته می شود) پخته می شود. در داخل خمیر کوماج یک عدد دکمه ی سبز یا آبی انداخته و مخفی می شود. سپس سر سفره و هنگام تقسیم آن بین افراد خانواده این دکمه قسمت هر کدام از اعضا شود، اصطلاحا او فردی با روزی و با کوزی! است.
اسکیلو گیسکلو معمولا همراه باد گرم کووات (Kûwat) است که به سرعت باعث آب شدن یخ ها و برف های داخل حیاط و کوچه ها می شود.
اِشَه پشَه
اِشَه پشَه (Eşe pişe) از بیستم تا بیست و پنجم اسفند ماه بوده به معنای ملایم شدن تدریجی هوا و پیدا شدن حشرات است.
ژنَه بی (jine bî)
ژنَه بی از 25 اسفند تا عید نوروز طول می کشد. ژنَه بی (jine bî) (زن بیوه) آخرین مرحله ی زمستان است که معمولا همراه با مجالس روزه خوانی برای مردگان و اموات می باشد و برخی سالها هوا به شدت برفی و سرد می شود و به اصطلاح زمستان آخرین زور و بی رحمی اش! را نشان می دهد.
کانال رسمی روستای بوانلو
@buvanloo🌹🌹🌹🌹
2 088
مراسم سنتی علفه ( الفه)
"علفه" سنتی کهن در فرهنگ مردم خطه خراسان و آیینی است که در آستانه نوروز برای به یاد آوردن رفتگان از این دنیای فانی بر گزار میشود . قوم ایران و قومیت ایرانی با فرهنگ ،سنت ها و آیین ها ی خاص خود زنده و پا بر جا مانده و اگر امروز ایرانی و ایرانیت افتخاری برای ما محسوب میشود به همین پیشینه قوی فرهنگی و سنتی بر می گردد.
پیوندهای فرهنگی ما در واقع همواره جلوه ای از قدمت و تاریخ ما در ابعاد مختلف سیاسی ، فرهنگی و اجتماعی است و زیباییها و جلوه های فراوان در خود دارد . نوروز زیباترین مظهر ایران باستان که با خود سبزی ، زندگی و در دل دوستی ،اتحاد و یگانگی را به ارمغان می آورد و در کنار خود بسیاری از آیین ها را که نشانی از اصالت آن است به همراه دارد .
خطه خراسان سرزمین خورشید نیز آیین هایی را با این سنت دیرین همراه دارد که بر زیبایی های نوروز می افزاید . مردم این خطه نیز چون بسیاری از نقاط ایران زمین با شادی به استقبال نوروز رفته و جامه و خانه را نو میکنند ، سبزه می رویانند و آتش می افروزند اما در کنار همه اینها در بسیاری از شهرها و روستاها با در آمیخته شدن خرده فرهنگهای اقوام ، این آیین ها رنگی دگر به خود گرفته است این موجب شده مراسم و آیین های خاصی در کنار این سنت دیرین ایجاد شود که شاید در نوع خود بی نظیر باشد . "علفه" یکی از همان آیین هاست ، آیینی از زیبا ترین مظهر فرهنگ ایران باستان و نوروز . نام علفه به واسطه وجود علف و سبزی که یک پای سفره هفت سین وروز علفه است بر آن گذاشته شده است . علفه آیینی ویژه است که در آن هم یاد و جای رفتگان سبز می شود و هم سنتی زنده سبزبرای زندگان و سبزی زندگی است . درون مایه علفه ، تهیه ومقدمات و به استقبال نوروز رفتن و یاد کردن از در گذشتگان هر خانواده در سالی که گذشت می باشد .
پژوهشهای مردم شناسی بیانگر آن است که این مراسم شاخصه برجسته مردم خطه خورشید است . در مناطق روستایی این مراسم در قالبهای جذابتر ، زیباتر و سنتی تر اجرا می شود . اهالی این منطقه بر اساس همان اعتقادی که از ایرانیان باستان بر جای مانده از چند روز به نوروز مانده در خانه مشک و عنبر می سوزانند و شمع چراغ می افروزند تا زمینه خوشحالی ارواح مردگانشان را فراهم کنند . حتی زنان درشب آخرین جمعه سال بهترین غذا را می پزند تا بوی آن خشنودی مردگان را موجب شود و کاه بر گور مردگان می پاشند در میان آنان که در گذشته ای در آن سال داشته اند عید می گیرند و دعا می خوانند .
در بین کرمانجهای خراسان سه روز مانده به نوروز علفه نامیده می شود آنانکه در طول سال مرده ای داشته و صاحب عزا هستند و به صورت گروهی به منازل اینهامراجعه میکنند فاتحه خوانی برگزار می کنند.
علفه کهن که در آخرین روز سال است مردم با حضور در قبرستانها برای شادی روح اموات خود قرآن و فاتحه خوانده و خیرات می کنند .
علفه در اکثر شهرها و روستاهای خطه خراسان با اندکی تفاوت در نوع و کیفیت اجرای آن برگزار می شود . این تفاوتها و شباهتها که عناصر اصلی علفه هستند حایز اهمیت است زیرامیتوان با اصل همگرایی فرهنگی آن را توجیه کرد . سه عنصر همسان و همگرا در مراسم علفه تمامی مناطق خراسان با وجودپراکندگی زیاد به چشم می خورد و آن تهیه مقدمات نوروز ،آوردن سبزه به خانه و بزرگداشت یاد در گذشتگان است
@buvanloo🌹🌹🌹
