کانال روستای بوانلو
Ir al canal en Telegram
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
Mostrar más2 088
Suscriptores
-124 horas
+27 días
-530 días
Archivo de publicaciones
2 087
🔸مجوز استخدام 230 نفر در آموزش و پرورش استان صادر شد
🔺«خوش آيينه» معاون پژوهش، برنامه ریزی و منابع انسانی آموزش و پرورش خراسان شمالی:
🔺در استخدامی جدید آموزش و پرورش حدود 100 نفر برای آموزش ابتدایی و 130 نفر برای دیگر رشته های نظری و فنی جذب خواهند شد.
🔺نیروهایی که در این استخدامی جذب می شوند در مرکز استان فعالیت نخواهند کرد و در ديگر شهرستان های استان متناسب با نیاز به کار گرفته می شوند.
🔺مجوز استخدام از سوی سازمان برنامه و بودجه به آموزش و پرورش داده شده است و به طور حتم تا اسفند ماه فراخوان آن اعلام خواهد شد.
#استخدامی_استان
@buvanloo
2 087
ﺳﻪ ﺳﯿﻠﯽ ﻣﺤﮑﻢ ﮐﻪ ﺑﺸﺮ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﻫﺰﺍﺭ ﺳﺎﻟﻪ ﺍﺵ ﺑﯿﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ !
ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﮐﻮﭘﺮﻧﯿﮏ " ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺛﺎﺑﺖ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﺯﻣﯿﻦ ﻣﺮﮐﺰ ﮐﺎﺋﻨﺎﺕ ﻧﯿﺴﺖ بلکه ﺳﯿﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﮔﺮﺩ ﺧﻮﺭﺷﯿﺪ ﻣﯽﮔﺮﺩﺩ.
ﺩﻭﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ ﺩﺍﺭﻭﯾﻦ ﻧﻮﺍﺧﺖ . ﺍﻭ ﺑﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﮐﻪ "ﺍﺷﺮف ﻣﺨﻠﻮﻗﺎﺕ" ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﻣﯿﺸﺪ ، نشان ﺩﺍﺩ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺍﻥ ﺍﺧﺘﻼﻓﯽ ﺑﺎ ﺳﺎﯾﺮ ﺟﺎﻧﺪﺍﺭﺍﻥ ندارد.
ﺳﻮﻣﯿﻦ ﺳﯿﻠﯽ ﺭﺍ " ﻓﺮﻭﯾﺪ " ﺑﻪ ﮔﻮﺵ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﺯﺩ . ﺍﻭ ﺍﺛﺒﺎﺕ ﮐﺮﺩ ﮐﻪ ﻋﻘﻞ ﭘﺎﺩﺷﺎﻩ اﻧﺴﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ , ﺭﻓﺘﺎﺭ ﻭ ﮔﻔﺘﺎﺭ ﺑﺸﺮ ﺳﺮﭼﺸﻤﻪ ﻣﻬﻢ ﺗﺮﯼ ﺩﺍﺭﺩ ﻭ ﺁﻥ ﻧﺎﺧﻮﺩﺁﮔﺎﻩ ﺍﺳﺖ
و سیلی که امروز می بایست مردم خواب آلوده ی سرزمینهای به خواب رفته را بیدار کند
این است که
راه آزادی و مدنیت نه از خیابان با مشت های گره کرده بلکه از آرامش کتابخانه ها می گذرد برای همین است که کتابخانه ها در سرزمین های به خواب رفته امن ترین جا برای عنکبوت هاست.
@buvanloo
2 087
ارزش پدر
پنبه در آر تو زِ گوش قدر پدر دان پسر
نیست چو او یاوری در همه گیتی و دهر
نیک نگر ارزشش بیش ز دُرّ و گهر
حیف ز مهر و وفاش چشم وگوشت کور و کر
از پی خوشبختیت دید بسی درد سر
رنج کشید روز وشب گشت ز غمت خون جگر
شد همه عمرش تباه،گشت جوانیش هدر
تا که نجاتت دهد از خطر دام دهر
من مفیدو مختصر گویمت ای خیره سر
شمع رهت هست پدر در ره تاریک دهر
خیز ز خواب گران عمری نمانده دگر
تا پدرت زنده هست شو ز بَرَش بهره ور
گرد آورنده : جواد بهادری پور
@buvanloo 🌹🌹🌹🌹
2 087
پاری پنجان(۵)
داستان ورن هنی کیوی یان🏆🏆🏆🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫🇵🇫
....همه با سرعت تمام به کمک آمدند....
با تعجب نگاه می کردند و از این که می دیدند علی مردان چنین مقاومتی در این هوای سرد و کشنده کرده و جان سالم به در برده و هنوز نفس می کشد دست به دعا شدند و خدا را به پاس این لطف و محبتش که دوستشان را زنده نگاه داشته و لطف و کرمش شامل حال همه شده اشک شوق ریختندو سجده شکر بجای آوردند و بی درنگ او را در پتویی پیچیدند و به جای امنی انتقال دادند؛
عده ای مشغول جمع آوری هیزم و کُنده شدند...
آتش {اگن=کلمه اصیل کرمانجی در مقابل قرقون ترکی} تهیه شد؛ علی مردان را دور آتش گرم کردند ؛یکی پاهایش را زیر بغلش گرم می کرد،
یکی دستانش را می مالید و...
چای گرمی خوراندند و خوشحال و شکر گذار از لطف و محبت خدای رئوف ومهربان وجل جلاله....
از عزیزان قرچقه که به کمک شتافته بودند تشکر کرده، بعد از اینکه مطمئن شدند علی مردان سلامتی اش را به دست آورده و سالم سالم است ،همانطور که از خوشحالی در پوست خود نمی گنجیدند راه بوان را در پیش گرفتند...
آری دوستان و همراهان خوب من
باور و اعتقاد راسخ علی مردان و پرونده پاکش او را به زنده ماندن و تسلیم نشدن در برابر سرمای کشنده و جانسوز شبهای سرد کوهستان امیدوار کرد،
و این امید به زندگی بود که او را از مرگ حتمی نجات داد و بعدها به یاد این واقعه و به پاس زنده ماندن و رهایی از مرگ حتمی اسم پسرش را امید گذاشت ،
امیدی که یادآور خاطرات و تلاش و پاک دستی و صلابت بزرگ مردی است که همه ما بوانلویی ها به صداقت و انسانیت و پاکدستی و ساده زیست بودنش ایمان داشتیم....
آری از این واقعه سالهای سال است که می گذرد اما انگار که هنوز که هنوز است صدای بلند تیمور جهانگیری از رشته کوه های بلند آن دیار به گوش می رسد و یاد و نام این دلیر مردان و این مردان نیک و پاک وصادق در تاریخ این دیار ثبت شده و به یادگار خواهد ماند....انشاالله
با تشکر از صبر و حوصله کلیه عزیزانی که این داستان را دنبال کردند ،مسلما اسامی خیلی هااز قلم افتاده و شاید چند موردی هم به اشتباه نامشان در لیست ذکر شده که به بزرگواری خودتان برما ببخشید چرا که هدف بیان و یادآوری خاطرات ودلاوریها و سخت کوشیها و مقاومت بزرگان زادگاهمان است که شاید باعث عبرت آموزی خیلی از ماها شود.....
"پایان"
🌹لازم است در پایان از صبرو حوصله ادمین های پر تلاش و زحمتکش کانال بوانلو نهایت تقدیرو تشکر را داشته باشم ؛بخصوص از کلیه اعضای محترم کانال و علاقمندان به وقایع تاریخی آباء و اجدادی که در این مدت با نوشته ها و بضاعت کم و اندکم مزاحم وقت گرانبهای شما عزیزان شده ام
و در کمال صبرو حوصله وبردباری ما را همراهی فرمودید بی نهایت سپاسگزارم ؛
در اینجا فرصت را مغتنم شمرده، همه شما خوبان را به خدای منان می سپارم،
و از محضر شما همراهان عزیز مرخص، میدان فعالیت وهمکاری را، به جوانان و دیگر دوستان و اساتید که واقعا کم هم نیستند می سپارم.
اگر در این مدت خواسته و ناخواسته،سهوا باعث رنجش عزیزیا عزیزانی شده ام از همه طلب حلالیت و بخشش دارم🌹🙏🙏🙏
ایام به کام ♡با نهایت سپاس و درود♡
ارادتمند شما خوبان:علی محمدزاده بوانلو
@buvanloo
2 087
داستان ورن هنی کیوی یان
(پاری چاران)(۴)
🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌🦌
...در روستای قرچقه عمو مَمِش که برای وضو گرفتن به دالان منزلش آمده؛ صدای تیمور را که با تمام قدرت فریاد شده،با کمک باد،درآن سکوت شب شنیده ؛متوجه نور چراغ هایی می شود که به این طرف و آن طرف در حرکتند! انگار دنبال گم شده ای می گردند، او دریافت که باید اتفاقی افتاده باشد! نماز صبحش را خواند و دست دعا روبه آسمان بلند کرد، سپس گروهی از جوانان قرچقه را بیدار کرده ، سوار بر قاطر و اسبهایشان به طرف محل حادثه راهی کمک می شوند و راه بلندی های مشرف به خرخندو خرمانگاه را که محل ییلاق عشایر بوانلو در فصل بهارو اوایل تابستان است را در پیش می گیرند....
ناخودآگاه این شعر زیبای حضرت سعدی به پاس این همه نوع دوستی وانسانیت و... در اذهان تداعی می شودو اشک شوق در چشمهای بیدار دلان و اهل معرفت حلقه می زند:
{بنی آدم اعضای یکدیگرند
که در آفرینش زیک گوهرند
چو عضوی به درد آورد روزگار
دگر عضوها را نماند قرار
تو که از محنت دیگران بی غمی
نشاید که نامت نهند آدمی}
هر بار که نیروهای کمکی و امدادی از کنار کوله مرخ می گذرند تمام امیدش را از دست می دهد و در دلش غوغایی ...!
علی مردان هنوز هوش وحواسش را از دست نداده، اما دهانش از سرمای شدید باز نمی شود ، حال وحرکتی ندارد...!
اگر از نیروی اراده و ایمان و پاکی و صفا و صداقتش بهره نگیرد؛ مردن و خشک شدن زیر این درخت قطعی است!
از مولایش علی و سرور و سالار شهیدان امام حسین(ع)مدد می خواهد،در عالم خواب و بیداری به یاد مسجد رفتنهاو مراسم محرم و سینه زنی ها وفریاد زدنها از ته دل و عمق وجود،
بار دیگر در این کوهستان در دل زمزمه کردن و یادآوری آن صحنه ها:
حسن..........حسین
مظلوم ......حسین
شهید .......حسین و.... می افتد و گوئی انرژی و قدرتش چند برابر می شود و دوباره جان می گیرد!
تنها فکری که به ذهنش رسید این بود که هرطور شده حرکت کرده، با غلتیدن از زیر درخت خودش را به بیرون بکشد،چرا که شاید تنها راه نجاتش همین باشد...!
آخرین امید و آخرین تلاش است!
تمام قدرت و نیرو و انرژی اش را به کار بست و یا علی گویان تکانی خورد،گویا نیرویی غیبی به کمکش آمده باشد!
خودش هم باور نمی کرد چطور بدون رمق و بی حال بیرون آمده است!
با دوسه بار غلتیدن ناگهان از زیر کوله مرخ بیرون آمدو از سراشیبی به طرف پائین دره روی برفها غلت خورد! فقط در آخرین لحظات می دید که آسمان و خورشید ....
و سیاهی و سفیدی که آسمان و زمین به دورش می چرخند ودیگر چیزی متوجه نشد....!
چندین کله معلق و غلت خورد و روی
برف سنگین از روی کدام تخته سنگها و زنارها به پائین پرت شد بماند...!!!
در آخرین لحظات که همه قطع امید کرده بودند و چنین می پنداشتند که علی مردان در زیر خروارها برف گرفتارشده وجانش را از دست داده ...
با چشم های پر از اشک ونا امیدو سر افکنده در راه بازگشت و با خود می گفتند جواب فرزندان و زن و بچه های علی مردان را ....!
ناگهان دو نفر ردی را روی برف مشاهده کردند و پالتوی سیاه علی مردان که تنش بود و چندین متر به پایین دره غلتیده بود توجه این دو نفررا جلب کرد....
واقعا امداد غیبی رخ داده است..!!!
با عجله تمام خود را به سیاهی رساندند...
آری علی مردان است...
او هنوزنفس می کشد
فریادکمک کمک بار دیگر در دل رشته کوه های بلند منطقه پیچید.... ادامه دارد
✍علی محمدزاده (جاویه بوان)
@buvanloo
2 087
عکسی از بی بی) خالدار( نیکزاد ،و روضه گل حبیبی هردو مادر بزرگ های عزیزم
خداوند روحشان را قرین رحمت کند و بیامرزد.
ارسالی : از طرف یونس جعفرزاده نوه مرحومه ها
🌹🌹🌹🌹🌹
@buvanloo
2 087
پایان نامه فوق در ۱۰۵ صفحه با همکاری و راهنمایی جناب ظهیر بهادری پور در سال ۸۵ به رشته تحریر در آمد .
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@buvanloo
2 087
شجره نامه طایفه جنگلیها و تیره نادری ها که به علت کمبود فضای رسم نمودار ٬ فقط بعضی از شاخهای ان تا اخر نوشته شده است.با ادامه دادن نمودار تیره خود را کامل کنید.
🌹🌹🌹🌹🌹🌹
@buvanloo
2 087
آب یکی از ۴ چشمه پر آب بوانلو
بهشت شمال شیروان
حتما در فصول مختلف سال از زیبایی هایش دیدن فرمایید
بوانلو در ۴۴ کیلومتری شمال شیروان از جاده خانلق قرار دارد .
@buvanloo
