کانال روستای بوانلو
Ir al canal en Telegram
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
Mostrar más2 112
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
+830 días
Archivo de publicaciones
2 112
*من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق*
با نهایت احترام و رعایت ادب و در کمال تواضع و ارادت و با عرض سپاس، بدین وسیله مراتب قدردانی و تشکرخود را از یکایک شما سروران،هم ولایتی ها، دوستان، آشنایان، بستگان ارجمندی که در مراسم تشییع، تدفین، مجالس ترحیم و یادبود مادر عزیزمان مرحومه (سکینه حسین پور) شرکت نموده ویا از طریق فضای مجازی و پیامک و تلفن با ابراز همدردی، موجب تسلی خاطرمان شدیدصمیمانه تقدیر و سپاسگزاری مینماییم
از این که به علت تألمات روحی حاصل از این مصیبت بزرگ و جانکاه، توفیق تشکر حضوری میسر نشد، قلباً پوزش میطلبیم
امیدواریم خداوند بزرگ عنایت فرماید تا بتوانیم.لطف و زحمات یکایک عزیزان را جبران نماییم
از طرف خانواده نصیری
@buvanloo🖤🖤🖤🖤
2 112
زن، زیباترین شعر خداست. در هیچ سبک و اثری به دنبال بهترین توصیف برای این مخلوق نگردید.
مادر، دیوان این شعر زیبای خداست.
چه بسیارند زنانی که در وصف نیامدند و رفتند و چه بسیارند آنانی که آمدند و در هیچ قالبی نگنجیدند و شاعران با تمام شعور خود، شعر سرودند ولی نگفتند. نه اینکه نگفتند، که نتوانستند بگویند.
لالایی لای لای مادرم لای
چه سخت می شکافد فرق واژگان در این منظومه.
گهواره خالیست، شتر یله شده در کوچ ایل، مهار می طلبد؛ عادت دارد به بوی دستی که پر بود از طعم انسانیت و مهربانی. ساربان، آهسته می رود. صدای درای کاروان، سنگین شده. اشتر، سرگردان است. زمزمه میش و بره، چیزی را حکایت می کند. مشهدی، آرام و قرار ندارد.
آهنگ کوچ است ولی پرده ای دیگر می زند این دوتار پیر. خروس، سحر نشده، می خواند. همه چیز گویای دردی سنگین است. موذن، اذان بگو. شب را به سحر رساندیم و صبحمان شب شد. زبانه می کشد این شعله های نابهنگام.
آری، برادر!
چه زیباست وقتی در و دیوار سیاه پوش تو می شود و محفل مملو از ارادتمندان. هر کسی ذکر خیری می گوید و غبطه می خورد به این همه زلالی.
بغض آسمان، گواه این مدعاست. ضجه ای که در بدرقه تابوت همراهی می کند این قافله را دلیل دیگر.
لالایی لای لای مادرم لای
مادر، مادر است.
روح همه مادران آسمانی، شاد
به ویژه این عزیز سفر کرده ای که نام نیکی از خود به یادگار گذاشت و خصال زیبایش میراث ماندگار همگان شد.
به قلم جناب یحیی خوشنما
@buvanloo😢🖤🖤🖤
2 112
بدرود ,کیوانی نمونه
بدرود ,آیینه صبر و استقامت
بدرود یادگار ییلاق و قشلاق ؛
بدرود سنگ صبور خانواده و ایل و تبار ,
بدرود ,یادگار و پاسداشت سنت و آداب و رسوم و فرهنگ وهنر( لالایی) و خاطرات زیبای گذشته عشایر .
افسار شتر را به دست گرفته بود و نوزادی بر پشت و فرزندی در بغل راه پر فراز و نشیب قشلاق را با پای پیاده در پیش گرفته بود...
در کنار مسئولیت سنگین زندگی برای شوهرش همسری با وفا،
برای فرزندان مادری مهربان
برای تمام آنان که او را می شناختند همسایه ای دلسوز بود که با زبان شیرین و صبر و متانتی که داشت همه را شیفته مرام و اخلاقش کرده بود...
از جمله کیوانی هایی که مورد احترام کوچک و بزرگ و حلال مشکلات خانواده ها و همسایه ها در اووبه ها و ییلاق و قشلاق و روزهای سخت زندگی بودندکسی نبود جز مرحومه( سکینه حسین پور )که چنین زنان و چنین همسران و مادرانی با خصلت والای انسانی انگشت شمارند...
دائیکه من له پشت کرم هجاندم
له ره کوچانو ناو بینان لوراندم
مه لاییک و ره فشا مالان دائیکن
وه بایسه وِه سزاواره کو جاندم
"روحش شاد و یادش گرامی"
از طرف مدیران کانال بوانلو
@buvanloo
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
2 112
بدرود ,کیوانی نمونه
بدرود ,آیینه صبر و استقامت
بدرود یادگار ییلاق و قشلاق ؛
بدرود سنگ صبور خانواده و ایل و تبار ,
بدرود ,یادگار و پاسداشت سنت و آداب و رسوم و فرهنگ وهنر( لالایی) و خاطرات زیبای گذشته عشایر .
افسار شتر را به دست گرفته بود و نوزادی بر پشت و فرزندی در بغل راه پر فراز و نشیب قشلاق را با پای پیاده در پیش گرفته بود...
در کنار مسئولیت سنگین زندگی برای شوهرش همسری با وفا،
برای فرزندان مادری مهربان
برای تمام آنان که او را می شناختند همسایه ای دلسوز بود که با زبان شیرین و صبر و متانتی که داشت همه را شیفته مرام و اخلاقش کرده بود...
از جمله کیوانی هایی که مورد احترام کوچک و بزرگ و حلال مشکلات خانواده ها و همسایه ها در اووبه ها و ییلاق و قشلاق و روزهای سخت زندگی بودندکسی نبود جز مرحومه( سکینه حسین پور )که چنین زنان و چنین همسران و مادرانی با خصلت والای انسانی انگشت شمارند...
دائیکه من له پشت کرم هجاندم
له ره کوچانو ناو بینان لوراندم
مه لاییک و ره فشا مالان دائیکن
وه بایسه وِه سزاواره کو جاندم
"روحش شاد و یادش گرامی"
از طرف اعضای کانال بوانلو
🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤
2 112
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون▪️
به اطلاع میرساند
مراسم تشیع و خاکسپاری مرحومه ((سکینه حسین پور))فردا شنبه ۲۲ دوم بهمن ساعت ۱۴ از محل سردخانه روستای اوغاز تازه بسوی آرامستان بوانلو انجام می گیرد .
ضمنا مراسم سومین روز در گذشت آنمرحومه روز یک شنبه ۲۳ بهمن ازساعت ۱۱ الی ۱۴ در محل مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسآلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی 🖤🖤🖤
@buvanloo
2 112
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که سرکار خانم
" سکینه حسین پور "(همسر آقای مشهدی علی نصیری )
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری و مراسم سوم مرحومه متعاقبا اعلام خواهد شد 🖤🖤🖤
@buvanloo
2 112
تکمیلی :
مراسم سومین روز درگذشت مرحومه مغفوره آیینه نادری فردا جمعه 1401/11/21 ساعت 11 تا 14 در مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.
روحش شاد
2 112
▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️
⚫️🌑 در کمال تاسف و ناباوری خبردار شدیم که خانم
" آیینه نادری "(همسر مرحوم شیرزادمحمد مردانی)
به سوی معبودش پر کشید. 🌑🌑
برای بازماندگان صبر و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم.
”روحش شاد و یادش گرامی باد ”
مراسم خاکسپاری مرحومه امروز پنج شنبه بیستم بهمن ماه ساعت 16 از میدان جعفرقلی به سمت آرامگاه ابدیش در روستایی بوانلو برگذار میشود 🖤🖤🖤
@buvanloo
2 112
عارفی ۴۰ شبانه روز چله گرفته بود تا خدا را زیارت کند
تمام روزها روزه بود.
در حال اعتکاف.
از خلق الله بریده بود.
صبح به صیام و شب به قیام.
زاری و تضرع به درگاه او
شب ۳۶ ام ندایی در خود شنید که میگفت: ساعت ۶ بعدازظهر، بازار مسگران، دکان فلان مسگر برو خدا را زیارت خواهی کرد
عارف از ساعت ۵ در بازار مسگران حاضر شد و در کوچه های بازار از پی دکان میگشت...
میگوید: پیرزنی را دیدم دیگ مسی به دست داشت و به مسگران نشان میداد،
قصد فروش آنرا داشت...
به هر مسگری نشان میداد، وزن میکرد و میگفت: ۴ ریال و ۲۰ شاهی
پیرزن میگفت: نمیشه۶ریال بخرید؟
مسگران میگفتند:
خیر مادر، برای ما بیش از این مبلغ نمیصرفد. پیرزن دیگ را روی سر نهاده و در بازار میچرخید و همه همین قیمت را میدادند.
بالاخره به مسگری رسید که دکان مورد نظر من بود.
مسگر به کار خود مشغول بود که پیرزن گفت: این دیگ را برای فروش آوردم به ۶ریال میفروشم، خرید دارید؟
مسگر پرسید چرا به ۶ ریال؟؟؟
پیرزن سفره دل خود را باز کرد و گفت: پسری مریض دارم، دکتر نسخهای برای او نوشته است که پول آن ۶ ریال میشود!
مسگر دیگ را گرفت و گفت: این دیگ سالم و بسیار قیمتی است. حیف است بفروشی،
امّا اگر اصرار داری من آنرا به ۲۵ریال میخرم!!!
پیرزن گفت: مرا مسخره میکنی؟!!!
مسگر گفت: ابدا"
دیگ را گرفت و ۲۵ ریال در دست پیرزن گذاشت!!!
پیرزن که شدیدا متعجب شده بود،
دعاکنان دکان مسگر را ترک کرد و دوان دوان راهی خانه خود شد.
من که ناظر ماجرا بودم
و وقت ملاقات فراموشم شده بود، در دکان مسگر خزیدم و گفتم: عمو انگار تو کاسبی بلد نیستی؟!!! اکثر مسگران بازار این دیگ را وزن کردند و بیش از ۴ ریال و ۲۰ شاهی ندادند،
آنگاه تو به ۲۵ ریال میخری؟!!!
مسگر پیر گفت: من دیگ نخریدم!!!
من پول دادم نسخه فرزندش را بخرد، پول دادم یک هفته از فرزندش نگهداری کند، پول دادم بقیه وسایل خانهاش را نفروشد، من دیگ نخریدم...
از حرفی که زدم بسیار شرمسار شدم در فکر فرو رفته بودم که ندایی با صدای بلند گفت:
با چله گرفتن و عبادت کردن کسی به زیارت ما نخواهد آمد!!!
دست افتادهای را بگیر و بلند کن، ما خود به زیارت تو خواهیم آمد!
گر دست فتادهای بگیری... مردی...
@buvanloo
2 112
قابل توجه اهالی محترم روستای بوانلو
امور تاسیسات ساختمانی شما را پذیرا هستیم.
انتخاب از شما، خدمت از ما(خوشنما)
@buvanloo👍💐
2 112
کسب مقام پهلوانی کشور در سال ۱۴۰۱ و دریافت بازوبند پهلوانی توسط جناب احمد میرزاپور از خطه چناران تبریک و شادباش عرض میکنیم .
@buvanloo💐💐💐💐
2 112
این شعر زیبا ...
تقدیم به پدران سفر کرده
روحشان شاد 🥀
روزت پدر ؛ می آید و بدجور دلتنگم
یاد تماس آخرت، آن آخرین زنگم
آن روزهایی که نفهمیدم حضورت را
امروز با دنیای خالی از تو در جنگم..
اشک از دو چشمم جاری و قابی ز لبخندت
جز خاطراتی خسته چیزی نیست در چنگم
ناباورانه از همان روزی که خوابیدی
گیجم، اسیرم، خسته ام ، بیچاره ام، منگم
هر هفته می گردم به دنبالت و می دانم
تا عمر دارم جای تو همصحبت سنگم!
با یاد لبخند تو من هر روز دلگیرم
با سمفونی های غم و هجران هماهنگم
زخم نبودِ تو دوباره بد نمک خورده
روزت پدر،می آید و بدجور دلتنگم💔🥀
@buvanloo💐💐💐💐💐
2 112
این شعر زیبا ...
تقدیم به پدران سفر کرده
روحشان شاد 🥀
روزت پدر ؛ می آید و بدجور دلتنگم
یاد تماس آخرت، آن آخرین زنگم
آن روزهایی که نفهمیدم حضورت را
امروز با دنیای خالی از تو در جنگم..
اشک از دو چشمم جاری و قابی ز لبخندت
جز خاطراتی خسته چیزی نیست در چنگم
ناباورانه از همان روزی که خوابیدی
گیجم، اسیرم، خسته ام ، بیچاره ام، منگم
هر هفته می گردم به دنبالت و می دانم
تا عمر دارم جای تو همصحبت سنگم!
با یاد لبخند تو من هر روز دلگیرم
با سمفونی های غم و هجران هماهنگم
زخم نبودِ تو دوباره بد نمک خورده
روزت پدر،می آید و بدجور دلتنگم💔🥀
2 112
حواسمان به چروکهای دور چشم و لرزش دستهای پدرانمان باشد. حواسمان به تر شدنهای گاه و بیگاه چشمهای کمسو و دلتنگیشان باشد! حواسمان باشد که آنها تمام عمر حواسشان به ما بوده است
از طرف اقا میثم
