es
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Ir al canal en Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Mostrar más
2 084
Suscriptores
-124 horas
-77 días
-430 días
Archivo de publicaciones
هەنگ و دەنگ هەنگ : خەجێ لۆرە دەنگ: علی علیرضایی رسانه مردم فرهیخته بوانلو @bubanloo

Stran: #Mestane ترانه : مستانه Stranbêj: #Yedî_Şakirî خواننده : یدی شاکری Stran ji Mamoste #Şahmuradî ( bakurê Xorasanê ) ترانه از استاد شاهمرادی شمال خراسان                  🍁 @Muzika_Kurdi 🍁 🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼 🍂🌺🍂🌸🍂🌺 🌺🍂🌸 🌸 Çavên te ne lê çavên maran چشمانت می ماند همانند چشمان مارها Rû yê sor e lê mîna naran صورتت اما می ماند مانند انار Te bigirim lê ji nav yaran تو را بر گیرم از میان یاران Xwarime, birime, ez dimirime , çavqeranê , lêvqeytanê , leylanê leylanê خورده ام ، برده ام (مستانه بودن ) من می میرم ... چشمانت زینت شده با پول نقره و لبانت به نازکی قیتان Mestanê can ای مستانه جان Ez nagirim lê serê rêyan من دیگر  سر راهی را نمی گیرم . Ez dixwînim lê elêfbêyan من پی خواندن الفبا رو می گیرم Keçik têne lê ji cem dêyan دختران گروه گروه می آیند از جمع مادران Xwarime , birime , ez dimirime çavqeranê, lêvqeytanê leylanê leylanê خورده ام ، برده ام (مستانه) ، من میرم چشمانت زینت شده با پول (قرانی های بافته بر کلاه زنان کورد) و لبانت به نازکی قیتان (بندک زینتی دوخته شده بر روی لباس دختران ) ای لیلانه ، لیلانه Mestanê can ای مستانه جان Navê yara min, lê Fatime ye نام یارم فاطمه است ... Denenara, lê nav dême ye مانند دانه انار دیمزار است. (انار خودرویش کرده) Wê mexwazin lo ew ya me ye نروید سراغ او (خواستن برای ازدواج) ، او مال من است . Xwarime birime ez dimirime çavqeranê, lêvqeytanê leylanê leylanê خورده ام ، برده ام (مستانه ) من میمرم ، ای چشم زینت شده با قران ها و ای لبانت نازک به مانند قیتان ... ای لیلانه ، لیلانه Mestanê can ای مستانه جان 🌸 🌺🍂🌸 🍂🌺🍂🌸🍂🌺 🌼🍂🌸🍂🌺🍂🌸🍂🌼 Wergêr : #DiyarElînîya Weşangeh : @Muzika_Kurdi 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇

✅ حق آموزش به زبان مادری ✍️مصطفی ملکیان حق آموزش و ترویج زبان مادری یکی از مباحث حقوقی و اخلاقی است. به چند دلیل اشاره می کنم که این دلایل مؤید این است که باید حق زبان مادری را به رسمیت بشناسیم و در مقام عمل هم پاس بداریم. 1️⃣قابل تحدید نبودن آزادی انسان ها دلیل اول از منظر اخلاقی محل بحث است؛ و آن این است که به لحاظ اخلاقی، آزادی هیچ کسی در هیچ حوزه ای قابل تحدید کردن و محدودسازی نیست مگر اینکه آزادی آن شخص به آزادی دیگری خدشه ای وارد کند. 🔹 تا وقتی به آزادی دیگران  تعرض  نشده  شخص  آزاد است و  فقط وقتی آزاد نیست که از آزادی خود سوء استفاده کند و متعرض آزادی دیگران  شود دیگرانی که درست به اندازه دیگری حق آزادی دارند. این سخن یک دلیل اخلاقی  است و در همه جا شمول دارد و یکی از موارد شمول آن آزادی سخن گفتن و  آموزش دادن به زبان مادری و آزادی ترویج زبان مادری است. این آزادی هم مانند هر آزادی دیگری هرگز تحدید بردار نیست و نمی‌شود حدی برای آن قائل شد مگر اینکه این آزادی متعرض آزادی نظیر خودش بشود، بر اساس این استدلال ما حق نداریم زبان مادری هیچ قوم و گروه اجتماعی را محدود کنیم مگر اینکه آزادی زبانی این گروه به آزادی زبانی گروه دیگر لطمه وارد کند و طبعا دانسته است و معلوم و مشهود است که این آزادی؛  آزادی زبانی هیچ گروه دیگری را تهدید نمی کند. 2️⃣ اینکه با چه زبانی به دنیا بیاییم در اختیار ما نیست پس نمی تواند مبنای مزیت یا محرومت باشد. دلیل دوم که باز دلیل اخلاقی و تا حدودی حقوقی است دلیلی است که نه از راه مفهوم آزادی که از راه مفهوم عدالت مورد بحث است، تکیه ما در این بحث بر عدالت است. یکی از خصیصه های هر مفهوم و هر برداشتی از عدالت این است، داشتن یا نداشتن ویژگی که خود من هیچ اراده و اختیار و دخل و تصرف و امکان تغییری در آن نداشته باشم نمی‌شود به واسطه داشتن آن ویژگی یا بواسطه نداشتن آن ویژگی من دارای مزیت بشوم یا داری محرومیتی گردم. با این ویژگی من به دنیا آمده‌ام و این نمی‌تواند مبنای محرومیت یا مزیتی برای من در قیاس من نسبت شما باشد. 🔹 اینکه من پسر یا دختر به دنیا بیاییم در اختیار من نیست و وقتی به اراده خودم نیست هرگز نمی تواند مبنای مزیتی برای من نسبت به دیگران باشد. اگر در جایی مزیتی پیدا کنم محرومیت و مزیتی که مبنایش را به اراده آزاد خودم به وجود آوردم می تواند مبنای مزیت باشد مثل سخت کوشی یا تبنلی. چون فرض بر این این است که این سخت کوشی ارادی است ولی وقتی چیزی در اراده  شخص نباشد نمی تواند مبنای مزیت یا محرومیت باشد. 🔹این نکته که از مفهوم عدالت توزیعی نشات می گیرد؛ به این معنا است: خود صاحب ویژگی وقتی دخالتی در خلق آن ندارد نباید به خاطر آن دارای مزیت و محرومیت شود و  بر این مبنا اینکه با چه زبانی به دنیا بیاییم در اختیار ما نیست پس نمی تواند مبنای مزیت یا محرومت باشد. زبان امر غیر اختیاری است، زبان اقلیت زبانی نمی تواند مبنای محرومیت باشد و بر همین اساس هم آن اقلیت نباید محروم شوند از ترویج و آموزش آن زبان. 🔹 همان طور که در عالم زیستی هر چه تنوع زیستی بیشتر باشد محیط زیست سالم ترخواهد بود و  سلامت به این نیست تعداد گیاهان را بیشتر کنیم بلکه  باید متنوع  شوند. محیطی که در آن هزاران درخت از یک نوع وجود داشته باشد با محیطی که  از آن ۱۰  نوع درخت هزار اصله وجود داشته محیط دوم پرنشاط تر است و نتیجه اینکه سلامت اکوسیستم های زیستی با تنوع افزایش می یابد. 🔹همین سخن در اکوسیستم های اجتماعی و فرهنگی  هم صادق است. در جامعه ای که مکتب های مختلف، مشرب های مختلف، مرام های مختلف ادیان مختلف، کیش های مختلف، آیین های مختلف و.. وجود داشته باشد در این مکان به سلامت اجتماعی و فرهنگی می رسیم و جوامعی که فقط با یک مکتب و مسلک و کیش اداره می شوند هرگز به آن سلامت نمی رسند سلامت به تنوع است و همین سخن در باب زبان صحیح است هر چه متنوع تر باشد حیات زبانی آن جامعه با نشاط تر می ماند اگر همه ما به انگلیسی یا فارسی سخن بگوییم دیر یا زود خسارت عظیم آن معلوم می شود و مصلحت اندیشانه است که از تنوع پشتیانی کنیم و این پشتیبانی این است که نگذاریم زبان های مادری دچار  انقراض شود و این امر هم با آموزش امکانپذیر است. 🔹 اقوام و ملل و قوم ها زندگی در جامعه‌ای را می پسندند که همه نیازهای آنان در آن جامعه پاسخ داده شود و اگر از مرکزگریزی اقوام می ترسیم راهش این است کاری کنیم که همه این احساس و استنباط را داشته باشند که همه نیازهای آنان برآورده می شود، یکی از مهم ترین نیازهای اقوام این است که زبان مادری آنان قدر ببیند و بر صدر بنشیند و اهانت و توهین تحقیری در این باره شاهد نباشند. ➖سخنرانی مصطفی ملکیان با عنوان «زبان مادری» در مراسم افتتاحیه نمایشگاه کتاب کردستان @buvanloo🌹🌹

فرزند عزیزم زهرا جان وقتی سخت تمرین می کردی همه ی ما می دانستیم که فقط یک قدم تا موفقیت فاصله داری توانایی تو برای تسلیم نشدن
+1
فرزند عزیزم زهرا جان وقتی سخت تمرین می کردی همه ی ما می دانستیم که فقط یک قدم تا موفقیت فاصله داری توانایی تو برای تسلیم نشدن در برابر مشکلات همیشه به تو کمک میکند تا بدرخشی کسب مقام دوم در مسابقات والیبال بین تمام مدارس متوسطه مقطع اول رو بهت تبریک میگوییم و موفقیت روزافزون برایت آرزومندیم.. از طرف خانواده قوی اندام

دەڤان وه ینن زنگل زیڤ کەن

🔰چرا «شعرگفتن» برای حفظ و پرورش زبان کُردیِ کُرمانجی کافی نیست؟! ✍️#برات_قوی_اندام 🔹 حدود چهار پنج سال پیش از این نوشته‌ی کوتاهی با همین مضمون و در رابطه با کُردیِ کُرمانجی در خراسان نوشتم که افراد زیادی با آن مخالفت کردند و البته معدودی هم پسند کردند. آنچه قصد دارم دوباره بنویسم تاکید بر همان نظر قبلی‌ام است. در این سال‌ها و با گسترش اهمیت زبان مادری، بیشترین فعالیت و تمرکز، در زمینه سرودن شعر بوده است که با نگاهی کوتاه بر فعالیت‌های فرهنگی حول محور زبان کُردی کُرمانجی به راحتی متوجه این امر می‌شویم. صرف انرژی زیاد برای مباحثی همچون سه‌خشتی و قالب‌های دیگر شعر و نمایش و برونداد تمام این فعالیت‌ها به نام ترویج و احیای زبان! اما وقتی بعد از سالها عمیق‌تر به این فعالیت‌ها نگاه می‌کنیم، تا ببینیم به‌راستی چه پیشرفتی در حوزه‌ی «احیای زبان» صورت گرفته است و به عبارت دیگر چقدر زبان احیاء شده است، در اکثر موارد با «شاعران» و «شعر»های آنها مواجه می‌شویم. گویی رفته رفته تعداد شاعران و «ماموستایان شعر» از تعداد گویشوران کُرمانج پیشی می‌گیرد. آنچه زبان را کاربردی می‌کند و آنرا قابل ارائه به دیگران - چه صاحبان زبان و چه سایرین - می‌کند، «نثر» و نوشتن است، نه فقط «شعر». این نثر است که زبان را کاربردی می‌کند. شعر تنگناهای دستوری و بعضا دستور زبان را دور می‌زند. شعر دشواریِ نظام حقوقی واژه‌ها را ندارد. به ویژه در شرایط کنونی که نیاز به یافتن یک چارچوب علمی و قابل ارتباط با گویشوران جهت نوشتن وجود دارد، ضرورت نوشتن و تجربه‌ی «نثر» خیلی بیشتر از «شعر» احساس می‌شود. این نثر است که تنگناهای زبان را آشکار می‌کند و برای آنها راه حل می‌یابد. نثر است که زبان را گسترش می‌دهد و در حوزه‌های مختلف جاری می‌کند.  نثر است که زبان را متناسب با نیازهای روز کارآمد و به‌روز می‌کند. اما؛ شعر فضای خاصی را به دور از پیچیدگی‌های زبان در کاربرد واقعی ترسیم می‌کند و کسی که شعر کُرمانجی می‌خواند و یا گوش می‌کند، لزوما با آن صحبت نمی‌کند. برای روشنتر شدن این مساله اگر به درستی دقت کنیم، اکثر گویشوران کُرمانج چه در خراسان و چه در مقیاس بزرگتر در کشور کنونی ترکیه، شعر را چه در قالب متن موسیقی و یا غیره گوش می‌دهند و یا می‌خوانند، اما لزوما به این زبان صحبت نمی‌کنند. هنرمندان و ترانه سرایان و ترانه‌هایی که می‌خوانند، از سوی مردم مورد استقبال قرار می‌گیرد؛ اشعار شاعران ولو اگر آنچنان قوی نباشد، کم و بیش خوانده می‌شوند؛ اما خبری از تکلم به کُرمانجی نیست! گرایش به سرودن شعر در این حجم و در این سطح، به نوعی تن ندادن به دشواری نوشتن و طفره رفتن از آن است. به راستی اگر یک زبان زنده و کاربردی در دنیا را در نظر بگیریم، چند درصد محتوای نوشتاری آن و به عبارتی «محتوای پیاده‌شده در قالب حروف» را شعر تشکیل می‌دهد؟ جایگاه نثر چقدر است؟ ضمن اعتقاد به اهمیت «شعر» در جایگاه خود - اگر به راستی شعر باشد - و ضمن احترام به جایگاه و مقام شاعران و فعالان عرصه‌ی شعر، باید این واقعیت را بپذیریم که در مرحله‌ی کنونی به نوعی کُردی کُرمانجی قربانی این حوزه می‌شود؛ بدون در نظرگرفتن عوامل دیگر که به نوبه خود موثر هستند، اکتفا به شعر - آنهم ماندن در یک قالب سنتی - و تن ندادن به نوشتن و «نثر» باعث افول روز به روز زبان در میان گویشوران و یا در بهترین حالت ماندن در همین سطح کنونی و شفاهی می‌شود؛ یعنی افرادی که شعر گوش می‌دهند و از آن لذت هم می‌برند، اما با این زبان صحبت نمی‌کنند. چه کسانی که این زبان را می‌دانند و چه کسانی که سال‌هاست کلا دست از آن شسته‌اند. گویی ناخودآگاه این گونه القاء می شود که زبان در همین حدِ لذت از شعر و موسیقی بماند. @buvanloo

🔸ذبح زبان مادری و امید به فردایی روشن 🖋اسماعیل حسین‌ پور 🔹در روز جهانی زبان مادری، وقتی می‌بینید یا می‌شنوید که در کشور ترکمنستان، پدر و مادر کُرمانج با فرزندان‌شان به زبان "ترکمنی" صحبت می‌کنند و حتی زن و شوهر کُرمانج نیز، با یکدیگر به زبان ترکمنی تکلم می کنند؛ به عنوان یک کُرد چه حسی به شما دست می‌دهد؟ 🔹وقتی می‌بینید در ارمنستان زن و شهر کُرد با فرزندان‌شان به زبان "ارمنی" صحبت می‌کنند؛ نسبت به آن دو کُرد پشت کرده به زبان مادری چه حسی پیدا می کنید؟ چه قضاوتی درباره این خانواده و فرهنگ‌شان می‌کنید؟ 🔹وقتی در ترکیه دو کُرد با فرزندان‌شان به زبان "ترکی" سخن می‌گویند و در سوریه دو کُرد به زبان "عربی" با فرزندان‌شان تکلم می‌کنند؛ حس‌تان نسبت به آن کُردها چیست؟ 🔹یا وقتی می‌بینید زن و شوهر کُرد خراسانی نه تنها با فرزندان‌شان کُرمانجی صحبت نمی‌کنند؛ بلکه دو نفر با هم نیز به زبان مادری صحبت نمی‌کنند؛ چه حسی نسبت به این افراد و خانواده‌ها پیدا می‌کنید؟ 🔹شگفتا این از خویش گریزان و زبان انکاران باز هم با افتخار خود را کُرد می‌نامند! در حیرتم وقتی زبان مادری -که سند هویتی هر ملتی است- در بین ما کُردها این گونه خاک و خاکستر می‌شود؛ ما کُردهای مدعی، به چه داشته دیگری افتخار می کنیم؟ 🔹به راستی ما کُردها در روز جهانی زبان مادری برای پاسداشت زبان مادری‌مان چه کرده‌ایم؟ جز این است که در چند سال آینده فقط بر شمار جمعیت ترکمن، ارمنی، ترک و عرب‌زبان خواهیم افزود؟ 🔹هر چند در برخی کشورها چون ترکمنستان و ترکیه سیاست یک‌سان سازی زبانی به شدت اعمال می‌شود ولی چرا کردها در سایر نقاط جهان عامدانه در حال نابودی زبان‌شان هستند؟ در خراسانِ ما، این ما هستیم که زبان‌مان را ذبح می‌کنیم لطفا گناه خودناباوری و بی‌هویتی‌مان را گردن دیگران نیندازیم. 🔹هر چند این بی‌مهری‌های بزرگ نسبت به کُردی وجود دارد ولی در روز جهانی زبان مادری، سپاسگزار و حرمت‌دار یاران دل‌آگاه، فرزانه و خودباوری هستیم که هر روز با شوقی شیرین، زبان کرمانجی در خانه، خیابان و محل کار، بر لب‌شان گل می‌کند و نیک می‌دانند‌: "شیرین و خوەشە زمانێ کوردی...". 🔹باید قدردان عزم سترگِ عزیزانی بود که در یک خانواده، گاه پدر یا مادر کُردزبان نیست؛ ولی فرزندان‌شان را کُردزبان پرورانده‌اند که این باور و اراده در کنار راه روشن جوانان خودباور، عالم و دانای کُرد که نیک می‌دانند ریشه در چه فرهنگ، دیار و تباری دارند و با آموزش زبان کُردی، هر خانه را مکتب‌خانه کرده‌اند؛ جانمان می‌بخشد و ما را به فردایی روشن امیدوار می‌سازد. @kaniyadil

MAEDE - HELBEST (1).mp311.85 MB

Repost from N/a
🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🇮🇷( تبادل) 🇮🇷🇮🇷🇮🇷🇮🇷 🔰ليست🌐 كانال هاى تبادل🌐 روستایی وهنری کرمانج زبانان منطقه خراسان بزرگ👇 🌐تبادل مورخه👈❤️۱۴۰۲/۱۱/۳۰❤️ ازساعت ۱۸الی ساعت۹صبح روز بعد می باشد. 🔸ريشه وفرهنگ عزیزان اين ديارمشترك مي باشد🔸 👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇 🔻کانال اصلی خبری قوچان وفاروج 👇 👉 @ghuchanBeautiful 🔻کانال روستای قلعه بیگ 👇 👉@DaryadelanGhaleBEIG 🔻کانال روستای تاریخی اولاشلو 👇 👉@olashlo 🔻رسانه مردم فرهیخته بوانلو👇 👉@buvanloo 🔻کانال رسمی روستا اینچه سابلاغ👇 👉@SabooLagh 🔻 کانال اصلی کهنه اوغاز👇 👉@oghazekohne 🔻 کانال تارنوازان(موسیقی مقامی) 👇 👉@tarnevazan 🔻کانال تاریخی روستای اوغازتازه👇 👉@oghaztazeh 🔻کانال رسمی روستای امام قلی👇 👉@Emamgholii 🔻کانالا که لا علی زینل👇 👉@AliiZeynal 🔻کانال رسمی نقاب، دره دند👇 👉@naghabdand 🔻کانال رسمی روستای قرچقه👇 👉@gharchegheh 🔻کانال چیای هورداغی مرغزار👇 👉@marghzar 🔻کانال هنر کرمانجی خراسان👇 👉@honarkormanjikhorasan 🔻کانال روستای الست علیا👇 👉@kh_online_alast 🔻کانال روستای زیبای مردکانلو👇 👉@mardkanlu 🔻کانال رسمی شهرآوا آشخانه👇 👉@shahreava1 🔻کانال کرمانج موزیک👇 👉@kormanjmusicl 💚زبان مادری(کرمانجی)افتخارماست💚 ❤️سلام دوستان همراه 👇 عزیزانی که مالک کانال روستایی وهنری خراسان در جمع ما حضور دارند و تمایل دارند درتبادل شرکت کنندجهت آشنایی با فرهنگ و مراسم منطقه ها می توانند به آیدی ذیل مراجعه کنندتادرلیست تبادل قرارگیرند. 💚درضمن تبادل درماه یک باربرگزار می شود 💚👇 @timsar_as_6142 💚به کانال موردعلاقه خودبازدن روی لینک کانال عضو شوید. 💚 ❤️لینک کانال تبادل سرحد مختص ادمین های محترم کانال های روستایی وهنری منطقه خراسان (کرمانج زبان)👇 @kormanjsarhad

+1
دنگبیژ مرحومه قیمت محمد دوست روحش شاد 🌷🌷

4_5920409617770222040.m4a1.03 MB

photo content
+6

photo content

4_5769463851145760991.mp36.63 MB

 ‌ «سیب میخک کوب» سمبل عشق و دوست‌داشتن در میان کُردها وقتی انسان این هدیه را می‌بیند بی اختیار همانند شی‌ای جادویی در برابر چشمانش می‌درخشد. خیلی اوقات صرفا با دیدنش متوجه نمی‌شوی. باید در دست بگیری، آن را بو کرده و جادویی‌بودن آن را حس کنی. این جادو و افسون نهفته در این هدیه انسان را کنجکاو می‌کند. اما وقتی انسان اندکی تحقیق می‌کند متوجه می‌شود که این در واقع «سیب میخک‌کوب» است، به عنوان یک هدیه و سوغاتی قدیمی با پیشینه‌ای طولانی در بین کُردها. هدیه‌ای که نماد و سمبل چند موضوع است. سیب میخک‌کوب در فرهنگ ملی کُردها معانی متمایز و جدایی دارد. در بسیاری نقاط به آن قسم خورده می‌شود و گفته‌های بسیار با ارزش و گران‌بهایی در مورد آن وجود دارد. در بسیاری از داستان‌های کهن عاشقانه نقش بسیار مهمی دارد. وقتی که دختری دلداده‌ی پسری می‌شود و نمی‌تواند عشق و علاقه‌ی خود را به وی ابراز کند، راه‌های زیادی را در برابر خود می‌بیند تا جهت آگاه کردن وی از عشق خود آنها را بیازماید. دادن یک سیب میخک‌کوب به عنوان یک هدیه یکی از این راه هاست. در قدیم به زبان‌آوردن و نشان‌دادن عشق و دلدادگی به طرف مقابل به جهت قاعده و قوانین موجود اجتماعی خیلی رایج نبوده است . بنابراین لزوماً نمی‌توانستند یا ناچار نبودند که آن را به زبان بیاورند؛ زیرا راه‌ها و شیوه‌های متفاوتی وجود داشته است تا عشق و دلدادگی خود را ابراز کنند. همانند تزیین‌کردن یک دستمال برای پسر همچنین هدایای دیگر. همه‌ی این موارد نشانه‌ها و نماد‌های عاشقانه‌ی قدیمی‌اند؛ سیب میخک‌کوب هم یکی از این هدایا است که دخترها بر اساس علاقه‌ی خود به پسرها هدیه می‌دادند. مدت زیادی است که این رسم دیرینه از یاد‌ها رفته است یا خیلی مردم به آن توجه نمی‌کنند؛ اما باز هم در برخی مناطق هنوز زنده و رایج است. هدیه‌دادن سیب میخک‌کوب تنها برای تقدیم و ابراز علاقه نیست. اگر دلتنگی و قهر و دوری‌ای بین دو عاشق و معشوق به وجود بیاید نیز از طریق هدیه دادن سیب میخک‌کوب بر طرف می‌شود. به عبارت دیگر هم آنها را با هم آشتی می‌دهد و هم عشق و علاقه‌ی آنها را قوی‌تر می‌کند. برات قوی‌اندام (توجه: این مطلب چند سال قبل از روی یک نوشته‌ی کُرمانجی به فارسی ترجمه شده است)