es
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Ir al canal en Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Mostrar más
2 086
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+330 días
Archivo de publicaciones
نواختن زیبای دوتار توسط هنرمند امیرعلی مردانی @buvanloo

⚫️⚫️⚫️(( انا لله و انا الیه راجعون ))⚫️⚫️⚫️ در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم محمود باقر زاده "داماد مرحوم محمد حسن قربانیان " دار فانی را وداع گفتند، در اینجا لازم است از طریق این رسانه این مصیبت دردناک را خدمت خانواده آن عزیز و دیگر بستگان و آشنایان تسلیت گفته و آرزوی مغفرت و آمرزش برای مرحوم و صبر جزیل برای بستگان وی از درگاه خداوند متعال مسئلت نماییم ⚫️⚫️⚫️ روحش شاد و یادش گرامی باد ⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

Ez qurbanê bejn û balê Merxa îlê, berxa malê Tune wek te gulhevalê _Spahî_Layîn #bakurê_Xorasanê ️💛❤️💚 @buvanloo
Ez qurbanê bejn û balê Merxa îlê, berxa malê Tune wek te gulhevalê _Spahî_Layîn #bakurê_Xorasanê ️💛❤️💚 @buvanloo

افتخاری دیگر از فرزندان شایسته بوانلو و این بار نوجوان دوست داشتنی آقای پویا زرپویان کسب مدال نقره مسابقات قهرمانی کشور انتخابی تیم ملی در رشته کاراته سبک کیوکوشین این موفقیت ارزشمند را خدمت خانواده محترم آقای مجید زرپوریان ،و همه مردم بوانلو تبریک عرض میکنیم به امید موفقیت های روز افزون برای تمامی فرزندان شایسته بوانلو در میادین علمی و ورزشی http://t.me/buvanloo

سطحِ توقعتان را نسبت به آدمهاى اطرافتان، بچسبانيد كفِ زمين! كنار بياييد با خودتان،كه آدمها همين اند؛ قرار نيست هميشه مطابقِ ميلِ تو رفتار كنند يك روز با تو ميخندند و فردايش به زمين خوردنِ تو! بگرديد و آنهايى را كه كنارشان خودِ واقعىِ تان هستيد پيدا كنيد! آنهايى كه مجبور نيستيد كنارشان نقش بازى كنيد كه مبادا فردا روزى برايتان حرف دربياورند... لبخند بزنيد به تمامِ آنهايى كه زندگيشان را گذاشته اند براى آزار دادنتان باور كنيد هيچ چيز به اندازه ى لبخندِ شما، معادلاتشان را بهم نميريزد! زندگی کن برای خود خودت 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

‍ 💥مردم شهرم همیشه عجول بوده اند!💥 همیشه همه ی کارهایشان را با عجله انجام داده اند! چای را داغ سر کشیدند ! پشت ترافیک بوق را یکسره کردند! شب را با استرس خوابیدند و صبح را با عجله سمت کار دویدند ! در پیاده رو به هم خوردند و بَد و بیراه گفتند! زود ازدواج کردند و زود هم پشیمان شدند ! آنقدر عجله کردند که وقتی رسیدند نفسی برایشان نمانده بود ! مردم شهرم همیشه عجول بودند! باور کنید انتهایش چیزی نیست وقتی به خودتان میرسید درون آینه فقط یک مرد ، یک زن با موهای جوگندمی نگاهتان میکند ! عمر به قدر کافی تند میدود شما آهسته راه بروید و به آرزو هایتان برسید به خودتان هر روز نگاه کنید و آدم ها را یواش یواش دوست بدارید چای را پای حرف های یکدیگر سرد کنید خیابان را باعشق قدم بزنید شما هرگز به سن و سالِ الانتان برنمیگردید ... زندگی را زندگی کنید!!!🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿🌿 🌺🌺🌺🌺@buvanloo

صبح دوستان عزیز بخیر چهارشنبه ۱۵شهریور رو امیدواریم با نگاهی جدید به زندگی شروع کنید. مقصدی بہ نام خوشبختے وجود نداره. از "مس
صبح دوستان عزیز بخیر چهارشنبه ۱۵شهریور رو امیدواریم با نگاهی جدید به زندگی شروع کنید. مقصدی بہ نام خوشبختے وجود نداره. از "مسیر" لذت نبری،زندگیتو باختے.! 🌹🌹🌹🌹🌹🌹🌹 @buvanloo

عکس مراسم عقد کنون آقای مهدی مردانی

۱۳۶۷/۰۱/۰۱ به درجه رفیع شهادت نائل آمدند ✍ مراد قوی اندام http://t.me/buvanloo

نام : خسرو نام خانوادگي : محمدزاده تاريخ تولد : 17/1/1349 محل تولد : روستاي بوانلو وضعيت تأهل : مجرد شغل : محصل ميزان تحصيلات : دوم متوسطه مسؤولیت در جبهه: تک تیر انداز يگان خدمتي : بسيج نام عمليات : والفجر 10 تاريخ شهادت : 01/01/1367 كيفيت شهادت : بر اثر تركش محل شهادت : خورمان محل دفن : شیروان ، روستاي بوانلو ويژگي هاي برجسته شهيد : خسرو روستازاده ای متين و خنده رو بود در كنار تحصيل در روستا در كارهاي كشاورزي و دامداري به پدرش كمك مي كرد زندگي روستايي اورا انساني مقاوم و سخت كوش بار آورده بود بطوري كه هررو پس از پايان كلاس در با سرعت از مدرسه به روستا ي خود باز مي گشت تا بتواند در كار به خانواده اش كمك كند و همزمان با تحصيل در بسيج نيز فعّاليّت مي كرد در انجا م فريض ديني كوتاهي نمي كرد وبه همراه دوستانش شبانه با پاي پياده مي رفت تا در جلسات دعاي توسل و كميل كه به وسيله معلم هايش در اوغاز تشكيل مي شد شركت كنند و در دهه اول محرم بيشتر وقتش در مسجد براي تدارك مراسم عزاداري و كمك در اين راه مي گذراند صالح و بي ريا بود او بيشتر به امام رضا متوسل مي شد هنگامي كه سرزمين اسلامي مورد تجاوز قرار گرفت او تصميم داشت به جبهه برود تا اينكه شرايط مناسب پيداكرد و به جبهه رفت سه ماه با دشمنان ميهن اسلامي مبارزه كرد تا اينكه راه عقيده و دفاع از آرمانهاي خود در صف شهدا قرار گرفت خاطره : مادر: « خسرو هنگامي كه به جبهه مي رفت آگاه شده بود كه شهادت مي رسد ودراين باره گويا به او الهام شده بود او خوابي ديده بود كه فقط براي دوستش نقل كرده بود وا او خواسته بود كه تا پس از شهادتش خواب را براي خانواد ه اش نگويد سيدي را در خواب مي بيند كه روي سرش آمد و گفت : « هر آرزويي داشته باشي برآورده مي كنم خسرو در همين هنگام در عالم خواب می بیند كه شهيد شده است وقتي از سيد سؤال مي كند تو كه گفتي آرزويت را برآورده مي كنم پس چرا ؟! كه در پاسخ مي شنود مگر از شهادت چيزي بهتر است !؟ خسرو مي گويد اين بار كه به جبهه بازگردم شهيد مي شوم . سفارش و وصيت شهيد : مادرش : « مي گفت : « بايد در راه دين شهيد شود » به برادر و خواهرانش مي گفت خوب باشيد سر به زيرباشيد با تربيت و متين حركت كنيد. زندگینامه: سال 1349 در روستای بوانلو به دنیا آمد. دوره ابتدایی را در بوانلو به پایان رساند و برای تحصیل در دوره راهنمایی به روستای اوغاز تازه رفت. او دومین فرزند خانواده و پسر بزرگ بود در نتیجه علاوه بر درس و تحصیل باید در کارهای کشاورزی و نگهداری از دامها به خانواده کمک می کرد . هر روز پس از پایان کلاس با سرعت از مدرسه به روستای خودشان باز می گشت تا بتواند کمکی به خانواده اش بکند… به ورزش فوتبال و دو علاقه زیادی داشت و معمولاً در مسابقات د و همیشه نفر اول بود در انجام فرایض دینی کوشا بود دعا خواندن را بسیار دوست داشت و در جلسات دعای توسل و کمیل که به وسیله معلم هایش در اوغاز تشکیل می شد شرکت می کرد و شبانه با پای پیاده همراه دوسانش به روستای خودشان باز می گشتند. با پایان دوره راهنمایی او برای ادامه تحصیل در هنرستان راهی درگز شد و همزمان با تحصیل در بسیج ثبت نام کرد و برای آموزش نظامی به بجنورد رفت پس از پایان دوره آموزشی و خداحافظی از خانواده به جبهه اعزام شد و سه ماه با دشمنان میهن اسلامی مبارزه کرد و سرانجام در اولین روز سال 1367 بر اثر اصابت ترکش خمپاره در منطقه خرمال به شهادت رسید. پیکرش را پس از تشییع در شیروان به روستای بوانلو منتقل کردند و در آنجا به خاک سپردند. خصوصیات اخلاقی واعتقادی: خسرو محمدزاده فردی متین و آرام و خنده روی بود نماز را اول و قت می خواند . روزه می گرفت و در مراسم مذهبی و جلسات دعا شرکت می کرد. دهه اول محرم بیشتر وقتش را در مسجد می گذراند و در انجام کارهای مسجد و پذیرایی از عزاداران امام حسین(ع) کمک می کرد او خیلی به امام رضا توسل می جست و همیشه دوست داشت به زیارت امام رضا برود. دفاع از میهن را وظیفه همه خصوصاً جوانان می دانست هنگامی که به جبهه می رفت به برادرانش گفت:«این بار من می روم اگر شهید شدم چه خوب ولی اگر برگشتم دفعه بعد باید شما هم بیایید چون وظیفه است. شوق وصال: شهید خسرو محمدزاده هنگامی که به جبهه اعزام می شد می دانست که شهید خواهد شد و در این باره الهاماتی نیز به او شده بود او خوابی دیده بود که فقط برای دوستش تعریف کرده بود و از خواسته بود تا پس از شهادتش خواب را برای خانواده اش نقل کند سیدی را در خواب می بیند که روی سرش آمد و گفت: هر آرزویی که داشته باشی برآورده می کنم خسرو در خواب می بیند که شهید شده است وقتی از سید سؤال می کند به او می گوید مگر آرزویی بهتر از شهادت وجود دارد؟ او به دوستش می گوید این بار که من به جبهه رفتم شهید می شوم و عاقبت همانگونه که خود پیش بینی کرده بود در تاریخ