es
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Ir al canal en Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Mostrar más
2 083
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-730 días
Archivo de publicaciones
مردی که مردم را عاشق بود! سوگ سترگ فرزند شایسته و آگاه این سرزمین، استاد فرهیخته و اندیشمند دانشگاه شادروان « پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو » را به خانواده معزز آن رفته ی نارفته از دل، همه ی دلدادگان این ملک و میهن، به ویژه به دلدادگان فکر و فرهنگ این دیار تسلیت عرض می کنم. در آینده بیشتر از این عزیز خواهم نوشت. پیشنهادی به اعضای محترم شورای شهر و شهردار گرانقدر شیروان دارم که امیدوارم عملی شود: لطفا به پاس تلاش های علمی، میهن دوستانه و حق مدارانه ی این استاد دانشگاه و به منظور الگوپذیری فرداییان از این مرد برخاسته از دیار درد، یکی از معابر شهر شیروان را به نام پروفسور اسماعیل حسین زاده نام گذاری کنید. اسماعیل حسین پور @buvanloo

لحظه ی ورود مرحوم پروفسور اسماعیل حسین زاده به زادگاه خویش روستای بوانلو بعد از 18 سال دوری مرداد 1370 روحش شاد و یادش گرامی @buvanloo

◼️خبر درگذشت دانشمند توانا،چهره علمی و نامدار کشور، استاد دانشگاه دریک امریکا پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو موجب تاسف و تا
◼️خبر درگذشت دانشمند توانا،چهره علمی و نامدار کشور، استاد دانشگاه دریک امریکا پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو موجب تاسف و تاثر گردید،این ضایعه دردناک را به خانواده محترم ایشان، جامعه علمی و دانشگاهی کشور، بالاخص استان خراسان شمالی و شهرستان شیروان، اهالی محترم روستای بوانلو تسلیت عرض می کنم ◽️دکتر عزیزی نماینده مردم فرهیخته شیروان و رئیس کمیسیون اجتماعی مجلس ☑️ @DrAzizi_ir ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

روحش شاد و یادش گرامی @buvanloo

ضایعه درگذشت چهره علمی و نامدار کشور،استاد برجسته دانشگاه دریک امریکا پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو موجب تاثر و تالم گردید
ضایعه درگذشت چهره علمی و نامدار کشور،استاد برجسته دانشگاه دریک امریکا پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو موجب تاثر و تالم گردید. فقدان ایشان نه‌تنها برای خانواده و دوستان بلکه برای تمامی افرادی که با شخصیت گرانقدر، و علمی پروفسور حسین زاده آشنایی دارند، مصیبت جبران‌ناپذیری است. درگذشت آن استاد ارجمند و گرانقدر را به خانواده محترم ایشان، جامعه علمی و دانشگاهی و تمامی دوست داران ایران و شیروان عزیز تسلیت عرض می کنم و از پروردگار مهربان برای روح بلندش رحمت و مغفرت و برای بازماندگان شکیبایی و سلامت خواهانم. #پروفسور_آفریده #دکتر_اسدی #پویش_مردمی_دکتر_اسدی @DrGhAsadi ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

ضایعه درگذشت، فرزندی دانشمند، خاضع، صادق و صمیمی از دیار دانش خیز بوانلو شیروان، پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو را به جامعه
ضایعه درگذشت، فرزندی دانشمند، خاضع، صادق و صمیمی از دیار دانش خیز بوانلو شیروان، پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو را به جامعه علمی کشور، بالاخص استان خراسان شمالی، شهرستان شیروان و اهالی محترم روستای بوانلو و خانواده بزرگ حسین زاده تسلیت عرض می کنم و آرزوی مغفرت ایشان را از خدای تبارک و تعالی دارم با احترام دکتر علی جدی @ali_jeddi @buvanloo

‍ ◼️ شهردار و اعضای شورای اسلامی شیروان در پیامی درگذشت پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو را به مردم ولایتمدار شیروان و خانواد
‍ ◼️ شهردار و اعضای شورای اسلامی شیروان در پیامی درگذشت پروفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو را به مردم ولایتمدار شیروان و خانواده ایشان تسلیت گفتند. متن پیام بسم الله الرحمن الرحیم انالله واناالیه راجعون درگذشت پروفسور حسین زاده بوانلو موجب تاثر و تالم فراوان گردید ، اینجانبان درگذشت این عزیز را به مردم ولایتمدار شیروان و خانواده ایشان تسلیت می گوییم و از خداوند بزرگ برای آن عریز از دست رفته، علو درجات و برای بازماندگان صبر و اجر مسالت داریم. ⚫️ شورای اسلامی شهر و شهردار شیروان #شهرداری_شیروان 🔻 اداره فرهنگی اجتماعی شهرداری شیروان @shirvaniabadd ⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️⚫️ @buvanloo

انالله و اناالیه راجعون خبر درگذشت پرفسور و بزرگ مرد روستای بوانلو و افتخار کرمانج های ... چنان سنگین و جانسوز است که به باور
انالله و اناالیه راجعون خبر درگذشت پرفسور و بزرگ مرد روستای بوانلو و افتخار کرمانج های ... چنان سنگین و جانسوز است که به باور می نشیند ولی در مقابل تقدیر پروردگار نیست جز تسلیم و رضا خداوند رحمتش کند روحش شاد 🖤 این ضایعه بزرگ و دردناک را از طرف اهالی روستای #کهنه_اوغاز به اهالی محترم روستای بوانلو تسلیت و تعزیت می گوئیم 🖤

این ترتیب اسماعیل راهی دانشگاه میشود. حدود دو ماه پس از رسیدن به تهران، یعنی اواسط ترم اول دانشگاه، اسماعیل شروع به کاریابی میکند. در همین راستا و از طریق دوستان سابقش در باجگیران متوجه میشود که کسی از حوالی باجگیران بنام آقای شمخالی در تهران موسسه آموزشی شبانه ای (بنام موسسه آموزشی مشعل دانش، واقع در میدان خراسان) دارد که اگر احتیاج به معلم داشته باشد، ممکن است او را بعنوان معلم استخدام نما ید. اسماعیل این خبر را به فال نیک گرفته و بی درنگ سراغ آقای شمخالی میرود. پس از مصاحبه نسبتا مختصری، آقای شمخالی به او پیشنهاد همکاری یعنی تدریس شبانه در موسسه اش را میدهد. تدریس اسماعیل در مشعل دانش (اکثرا بصورت نیمه وقت، گاهی هم بصورت تمام وقت) تا موقع فارغ التحصیلی او از دانشگاه ادامه پیدا کرده و به اینترتیب مشکل تامین هزینه تحصیلی او بر طرف میشود. البته، طی سالهای دانسجویی در تهران اسماعیل گاهگاهی تدریس خصوصی هم میکند. از اوایل سال چهارم دانشگاه اسماعیل به فکر ادامه تحصیل تا مقطع دکترا می افتد تا بتواند پس از احراز این مدرک در سطح دانشگاه تدریس کند. منتها چون مدرک دکترای اقتصاد در آن زمان در ایران داده نمیشد، لازمه تحصیل در این مقطع و اخذ مدرک مربوطه رفتن به خارج بود. از این نظر باز هم اسماعیل با مشکل تامین هزینه لازم برای ادامه تحصیل مواجه میشود. ولی وقتی متوجه میشود که اگر بتواند به آمریکا برود، میتواند هزینه تحصیلی خود را از طریق کار در آنجا فراهم کند، در پیش بردن هدفش برای ادامه تحصیل در خارج مصمم تر میشود. در این راستا، پس از فارغ التحصیلی از دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و طی خدمت سربازی (بعنوان افسر وظیفه، در “فرح آباد” تهران) به سا عات کاری خود در مشعل دانش افزوده و به این ترتیب پول لازم برای بلیت پرواز به آمریکا را پس انداز میکند. منتها گرفتن ویزای دانشجویی از کنسولگری آمریکا در آن موقع مستلزم شرایط مالی دیگری هم بود که فراهم کردن آنها برای اسماعیل مقدور نبود. مشکل ترین این شرایط از نظر اسماعیل داشتن حساب بانکی با موجودی حد اقل معادل هفت هزار دلار آمریکایی بود. خوشبختانه، یکی از دوستان اسماعیل در تهران (بنام آقای ح. غلامی) با قرض دادن چند روزه مبلغ مورد لزوم به او این مشکل را بر طرف کرده، و لذا اسماعیل موفق به گرفتن ویزای دانشجویی به مقصد آمریکا میشود. (او هنوز خوب یادش هست که فقط با هفتاد و سه دلار پول به آمریکا آمد.) و توانست دوره کارشناسی ارشد را در دانشگاه کویین کالج و دکترای تخصصی (P.h.d) را در دانشگاه New school نیویورک دریافت کند. او سپس  به عنوان استاد وارد دانشگاه Drake (دریک) در ایالت ایووا در شهر مرکزی دموین (deef-moames) شد و به تدریس دوره هایی در زمینه اقتصاد سیاسی، سیستم های اقتصاد تطبیقی، اقتصاد بین المللی و توسعه اقتصادی پرداخت و توانست در مدت کوتاهی یکی از استادان برجسته دانشگاه های آمریکا شود. وی دارای پژوهش های ارزشمندی در زمینه علم اقتصاد هم چون موج های طولانی توسعه و تنزل اقتصاد، بحران های اقتصادی، سیاست های سازماندهی مجدد، خرید و فروش ارز، NAFTA (قرارداد تجارت آزاد آمریکای شمالی)و تولید، بدهی(کشورهای)جهان سوم، تعیین سیاست های اقتصادی ریاست جمهوری است. وی هم چنین استاد ارشد دانشگاه دریک از 1988 تاکنون، دانشگاه لانگ آیلند و کالج هایی هم چون جورجیا، منهتن وپیترز در نیوجرسی بوده است و به دلیل پژوهش ها و مقالاتش در دانشگاه دریک و دیگر دانشگاه های ایالات متحده جوایز متعددی دریافت کرده است. او علاوه بر تالیف کتاب های مختلف درباره اقتصاد دارای 40 مقاله در موضوعات مختلف علم اقتصاد است که در دانشگاه های آمریکا مورد استفاده قرار می گیرد. @buvanloo

یدهم که از اداره آموزش و پرورش برایش بگیرم.” به محض شنیدن این خبر، اسماعیل در عین حال که سعی میکند پدرش را متقاعد کند که با ادامه تحصیلش موافقت کند، تصمیم به رفتن با باجگیران میگیرد. ولی وقتی میبیند که پدرش بازهم مردد است، صبح روز بعد، قبل از اینکه کسی از خواب بیدار شده باشد، یواشکی از خانه در رفته و تک و تنها با پای پیاده از طریق مرز زیلان راهی باجگیران میشود. عصر آنروز وقتیکه به باجگیران میرسد، مستقیما پیش آقای پاکزاد میرود. ایشان هم به قولش مبنی بر فراهم کردن مسکن برای وی وفا کرده و اتاقی را در گوشه ای ازحیاط دبیرستان در اختیار او میگذارد تا بتواند در آن سکونت اختیار کند. البته آن شب، یعنی شب اول پس از رسیدن به باجگیران را در منزل یکی از دوستانش بنام ر. کرد (که از دو سال قبل می شناخت) خوابید. روز بعد، پدر اسماعیل مقداری خواروبار و وسایل مورد لزوم او را بار اسبشان کرده و برایش به باجگیران میبرد. به این ترتیب اسماعیل موفق میشود دوباره به مدرسه برگشته و به تحصیلا تش ادامه دهد. او پس از اتمام دوره سیکل اول در دبیرستان نادرشاه باجگیران، سیکل دوم را در دبیرستان جوینی قوچان تحصیل میکند. در سال آخر دبیرستان اسماعیل به فکر رفتن به دانشگاه می افتد. منتها به دلیل کمبود امکانات مالی این فکر بیشتر از حد یک رویا بنظر نمیرسد. تا اینکه روزی یکی از دبیرهای او بنام آقای م. پهلوانی بهش میگوید “من فکر میکنم شانس قبول شدن تو در امتحان ورودی دانشگاه (کنکور) خوبست و از اینرو قویا پیشنهاد می کنم که در کنکور شرکت بکنی.” وقتی اسماعیل در جوابش میگوید که بضاعت مالی خانواده اش بهش اجازه نمیدهد به دانشگاه برود، آقای پهلوانی میگوید “حالا امتحان کنکور را بدی اگر قبول شدی بعد نگران هزینه دانشگاه رفتن باش.” شرکت در امتحان کنکور در آن روزها مستلزم رفتن به تهران بود. ولی چون اسماعیل پول لازم برای این سفر را نداشت، به ناچار از خیر شرکت در کنکور گذشت—نکته ای که روش نشده بود به آقای پهلوانی بگوید. در این موقع اسماعیل در اطاق کوچکی که در منزل خانواده محمدزاده در قوچان اجاره کرده بود زندگی میکرد. سرپرستی خانواده محمدزاده را مادر خانواده بنام زیور خانم، که اسماعیل او را خاله زیور صدا میکرد، به عهده داشت (پدر خانواده فوت شده بود). خاله زیور یک پسر (محمدرضا) و یک دختر (منور) داشت–محمدرضا همکلاس اسماعیل بود. وقتی زیور خانم از طریق محمدرضا متوجه میشود که اسماعیل نمیتواند در امتحان کنکور شرکت کند چون پول رفتن به تهران را ندارد، ایشان داوطلبانه پول لازم را به اسماعیل قرض میدهد. اسماعیل چیزی را که خاله زیور در آن لحظه بهش گفت هنوز خوب بخاطر دارد: “این پول سفرت. لزومی هم ندارد به خانواده ات بگویی. در پس دادنش هم عجله ای نیست. مطمعنم روزی آن را پس خواهی داد.” به این ترتیب اسماعیل توانست به تهران مسافرت کرده و در امتحان کنکور شرکت نماید بدون اینکه به خانواده اش بگوید. حدود دو هفته بعد وقتیکه روزنامه های کیهان و اطلاعات نتیجه امتحانات کنکور را منتشرکردند، معلوم شد که اسماعیل در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران قبول شده است. دوستان و همکلاسی های او در قوچان این خبر را جشن گرفتند. اسماعیل خوب به یاد دارد که چطور خانواد او از خبر قبولی اش هم خوشحال و هم متأثر شده بود. خوشحال، از این نظر که قبولی یکنفر در دانشگاه تهران در آن زمان نه تنها ازبوانلو بلکه از تمام آن منطقه موفقیت نسبتا نادری بود. متأثر، از این نظر که کمبود منابع مالی به آنها اجازه نمیداد که او را به دانشگاه بفرستند. در این موقع آقای حاجی ق. رضائیان، یکی از مردان با سخاوت و دانشدوست کرد (باجگیرانی) که هم با سابقه تحصیلی اسماعیل (به خاطر هم دوره و همدرس بودن او با بچه های فامیلها یش) آشنایی داشت، و هم از وضع مالی خانواده اش آگاهی داشت، به او میگوید که نگران رفتن به دانشگاه نباشد، چون ایشان با کمال میل حاضر است هزینه تحصیلی دانشگاهی او را تقبل نماید. منتها غرور پدر و برادر اسماعیل مانع قبول کردن این پیشنهاد بسیار سخاوتمندانه آقای رضائیان میشود. از قضا، در خلال همین روزهای استیصال و دست بسربودن اسماعیل و خانواده اش، آقای ب. محمدزاده اوغازی، که در آن زمان افسر (همافر) نیروی هوایی بود و برای مرخصی از تهران به روستا آمده بود، وقتی که از خبر قبولی اسماعیل در دانشگاه و از درماندگی او بخاطر کمبود مخارج تحصیلی مطلع میشود، به دیدن او در بوانلو میرود. در این دیدار، ایشان به اسماعیل میگوید: “اگر بتوانی فقط حدود هزار یا هزار و دویست تومان برای رسیدن به تهران و مخارج یکی دو ماه اول زندگی در آنجا را فراهم بکنی، پس از آن میتوانی کار پیدا کرده و مخارج تحصیلی خودت را فراهم بکنی.” این خبر اسماعیل و خانواده او را خیلی خوشحال میکند. خانواده اش بزودی مبلغ هزار تومان (از طریق فروش چند راس گوسفند ومقداری هم قرض) را برای سفرش فراهم کرده وبه

زندگی نامه پرفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو اسماعیل حسین زاده در دانشگاه drake در ایالت Iowa آمریکا اقتصاد تدریس میکند. آثار منتشر شده ایشان عبارت است از سه کتاب و دهها مقاله مختلف در زمینه های گوناگون اقتصاد سیاسی. یکی ازسه کتاب ایشان، که تحت عنوان “اقتصاد سیاسی نظامی گری آمریکا” به فارسی ترجمه شده است، اخیرا توسط نشر نی در تهران به چاپ رسیده است. دکتر حسین زاده از کردهای شمال خراسان، متولد روستای بوانلو، از روستاهای شهرستان شیروان، میباشد. ایشان تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان رودکی اوغاز، دوره متوسطه را در دبیرستان نادر شاه افشار باجگیران، دوره دبیرستان را در دبیرستان جوینی قوچان، و دوره لیسانس را در دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران طی کرد. برای ادامه تحصیل بعد از لیسانس ایشان در سال ۱۳۵۴ به آمریکا رفت و مدرک دکترای خود در رشته اقتصاد سیاسی را در آنجا از دانشگاه نیواسکول (New School) واقع در شهرنیو یورک کسب کرد. اسماعیل در سال ۱۳۲۵ در یکی از مراتع ییلاقی روستای بوانلو، به نام صفرآقا، واقع در منطقه کوهستانی بین شیروان (ایران) و عشق آباد (ترکمنستان)، در یک چادر مشکی گله داری که از موی بز درست شده بود، متولد شد. در آن زمان، گله داری سنتی، یعنی چادر نشینی و مهاجرت بهمراه دام بین مراتع ییلاقی (واقع در نواحی کوهستانی بجنورد و شیروان و قوچان) در تابستان و مراتع قشلاقی (واقع در مراوه تپه و دیگر نواحی نسبتا گرم شرق دریای خزر) در زمستان شیوه عمده فعالیت اقتصادی خیلی از کردهای نوار مرزی بین ایران و ترکمنستان بود. بر این روال، خانواده اسماعیل هم در آنموقع مانند دیگر گله داران بوانلو و نواحی اطد راف هر سال بین مراتع ییلاق و قشلاق کوچ میکرد. از این رو وقتی که اسماعیل به سن مدرسه رسید، مهاجرتش به همراه کوچ نشینان به مراوه تپه متوقف شد زیرا که والدینش او را در روستای بوانلو پیش پدر بزرگ و مادر بزرگش گذاشتند تا بتواند به مدرسه برود. البته چون در آن روزها بوانلو (مانند اکثر روستاهای ایران) مدرسه نداشت، اسماعیل و دیگر بچه مدرسه ای های بوانلو مجبور بودند به تنها مدرسه موجود در منطقه که در روستای اوغازواقع بود بروند. استثنائات خیلی نادر به کنار، شش سال آموزش ابتدایی حد اکثر تحصیل در آن زمان (مخصوصا در نقاط غیر شهری) بود. خیلی از بچه ها هم یا اصلا مدرسه نمی رفتند ویا اگر هم میرفتند پس از دو سه سال، یعنی به محض اینکه سواد خواندن و نوشتن را در حدی مقدماتی کسب میکردند، ترک تحصیل کرده و به ادامه کار آباو اجدادی دامداری یا کشاورزی میپرداختند. (البته نا گفته نماند که اکثریت قریب به اتفاق خانواده های ایرانی در آن موقع، مخصوصا خانواده های روستایی و عشیره ای، دخترانشان را اصلا به مدرسه نمی فرستادند.) طبق این سنت، وقتی اسماعیل دوره شش ساله تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانید، خانواده اش انتظار داشت که او هم مثل دیگر بچه های هم سن و سال خودش به روال دیرینه شیوه زنگی و کمک به خا نواده به زندگی گله داری و عشیره ای ادامه دهد. ولی اسماعیل قصد ادامه آن شیوه زندگی را نداشت. درعوض، او مصمم بود که به تحصیلاتش تا سطح دیپلم ادامه دهد تا بتواند بعد از فارغ التحصیل شدن از دبیرستان معلم بشود. گر چه به دلیل تنگنا های مالی پدرش با این تصمیم اسماعیل موافق نبود، معذالک بر اثر خواهش و پا فشاری وی و نیز توصیه دو تن از معلم هایش در مدرسه اوغاز راضی شد که او را به دبیرستان بفرستد (دبیرستان نادر شاه باجگیران). منتها بعد از کلاس اول دبیرستان به خاطرعدم بضاعت مالی اسماعیل مجبور شد که به مدت دو سال (دو سال تحصیلی۴۱-۱۳۴۰ و ۴۲-۱۳۴۱) ترک تحصیل کند. خوشبختانه، بعد از دو سال ترک تحصیل، یعنی در اواخر تابستان سال ۱۳۴۲، فرصتی پیش آمد که با استفاده بموقع از آن اسماعیل توانست دو باره به مدرسه برگشته وبه ادامه تحصیلاتش (از سال دوم دبیرستان) بپردازد. داستان آن فرصت از این قرار است: در شهریور ماه ۱۳۴۲ رییس دبیرستان باجگیران، بنام آقای پاکزاد، که از مدارس روستاهای حوزه باجگیران بازدید میکرد، توقف کوتاهی هم درروستای بوانلوداشت. طی این توقف از کد خدای روستا میپرسد: “دو سال پیش دانش آموزی از ده شما بنام اسماعیل حسین زاده در دبیرستان باجگیران داشتم که با وجود اینکه دانش آموز ممتازی بود پس از اتمام کلاس هفتم دیگر به دبیرستان برنگشت. میدانی او الان کجاست، چه کار میکند، و چرا ترک تحصیل کرد؟” کدخدا هم (پس از پرس و جو از حاجی غلام حسین، عموی اسماعیل، که در آن جمع حضور داشت) جواب میدهد که: “اسماعیل در روستا است ولی امروز پیش گوسفند ها به چوپانی مشغول است. علت ترک تحصیلش هم عدم بضاعت مالی خانواده اش میباشد.” آقای پاکزاد به وی سفارش میکند که “از قول من به خانواده اسماعیل بگوکه اگر بتوانید فقط خرج خوراک و پوشاک او فراهم بکنید، بقیه مخا رج تحصیلی اش (مانند مسکن، شهریه، کتاب، نوشت افزار، و غیره) را من قول م

*خبردرگذشت(بزرگ مرد تاریخ روستای بوانلو که نه بلکه کل تاریخ کرمانجهای...)عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می
 *خبردرگذشت(بزرگ مرد تاریخ روستای بوانلو که نه بلکه کل تاریخ کرمانجهای...)عزیز چنان سنگین و جانسوز است که به دشواری به باور می‌نشیند، ولی در برابر تقدیر حضرت پروردگار چاره‌ای جز تسلیم و رضا نیست خداوند قرین رحمتش فرماید. این ضایعه بزرگ را از طرف کلیه اهالی روستای #قرچقه به برادران وخواهران روستای بوانلو تسلیت و تعزیت میگوئیم. @gharchegheh @buvanloo

♣️تنها اوست که می ماند♣️ "همانا ما از آن خداییم و به سوی او باز می گردیم" متاسفانه با خبر شدیم یکی از نخبه گان علمی فعال و دوستدار فرهنگ و زبان کوردی کرمانجی پرفسور اسماعیل حسین زاده دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافته این ضایعه اسفناک را به ملت عزیزمان تسلیت عرض مینماییم روحش شاد و یادش گرامی باد ......................................... ♣️Tenê ew e ku dimîne♣️ Bêguman em ê/a Xwedê ne û ber bi wî ve jî diçin Mixabin agahdar bun ku yek ji mirovên têkoşîn û çandhez û kurdewar ên zimanê Kurdîya Kurmancî #profesor_Êsmaîl_Hosênzade vexwendina Xwedê bersiv daye û çûye warê dawî, ji ber wê yekê wê xwema giran û nayê bawer kirin, bi hemî gelê Kurd sersaxîyê dibêjin. Ruha wî mezinmêrî şa û bîr û bawerên wî hêja 😔😔😔😢😢😢♣️♣️♣️🖤🖤🖤 @buvanloo

🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتم زده بـه انتظار بنشیند و این بارزترین تفسی
  🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 مشیت الهی بـر ایـن تعلق گرفـته کـه بهار فرحناک زندگی را خـزانـی ماتم زده بـه انتظار بنشیند و این بارزترین تفسیر فلسفـه آفـرینش درفـراخـنای بـی کران هـستی و یـگانه راز جـاودانگی اوسـت درگذشت پرفسور حسین زاده را به خانواده ایشان ، ملت بوانلو و همشهریان عزیز و محترم تسلیت عرض نموده برایشان از درگاه خداوند متعال مغفرت برای سایر بازماندگان صبر جمیل و اجر جزیل خواهانم. ♣️♣️♣️♣️♣️♣️♣️ نجف روشن عضو شورا شهر شیروان @najaf_roshn 😔⚫️😔⚫️😔⚫️😔 @buvanloo

انا لله و انا الیه راجعون متاسفانه با خبر شدیم یکی از زحمتکشان و دوستداران فرهنگ و زبان کرمانجی پرفسور اسماعیل حسین زاده دعوت
انا لله و انا الیه راجعون متاسفانه با خبر شدیم یکی از زحمتکشان و دوستداران فرهنگ و زبان کرمانجی پرفسور اسماعیل حسین زاده دعوت حق را لبیک گفته و به دیار باقی شتافته این ضایعه اسفناک را به ملت کورد و مخصوصا بوانلویی های عزیز تسلیت عرض مینماییم مراسمات تشیع و تدفین متعاقبا اعلام خواهد شد روحش شاد و یادش گرامی باد رسانه کرمانجی روستای بردر @bardarvillage @buvanloo

🌑رازی که در غیب نگفتیم ونگوییم 🌑بادوست بگوییم که او محرم راز است ⬛️پروفسور اسماعیل حسین زاده⬛️ در پیچ وخم عشق به زندگی و فتح قلّه های رفیع دانش ،چه مسیرهای را گذراند!!!؟ تازه دلبستۀ آرامش و استراحت بود که دست قَدَر به ناگهانی به نِگَهی گذراند زبان در به رشته کشیدن عزمت در کسب علم و دانش ناتوان است وداع ابدی بزرگمردی از اهالی بوانلو بر همه ی بستگان وخویشان و فرهنگیان.... تسلیت وتعزیت باد روحت شاد ویادت گرامی باد❤️🌹 محمد مصافی وروح الله پیرزاده @buvanloo

بالاتر از ســــــــیاهی غمی ست به وسعت از دست دادنت مـــــــــــــــــــــــــــــــرد بزرگ و دیگر هیچ🖤🖤🖤🖤🖤🖤🖤 احمد علی نیا اوغاز @buvanloo

🌑تسلیت....تسلیت 🌑 👈خانواده محترم حسین زاده 👈اهالی محترم بوانلو 👈اهالی محترم دهستان سیوکانلو 👈مردم محترم شیروان 👈مردم محترم خراسان شمالی 👈مردم محترم ایران سفر ابدی پروفسور اسماعیل حسین زاده را به دیار باقی..... تسلیت و تعزیت عرض مینماییم روحش شاد و یادش گرامی باد 💎گروه بزرگ فرهنگیان شیروان @buvanloo🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑

بگذار بگریم چون ابر در بهاران کزسنگ ناله خیزد روز وداع یاران ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️ درگذشت نخبه علمی ایران پرفسور اسماعیل حسین زاده بوانلو ضایعه ای اسفناک برای جامعه علمی و دوستداران ایشان بود . کانال بوانلو در گذشت این اندیشمند بزرگ و فرهنگ دوست که سالیان درازی عمر گرانبهای خویش را صرف علم اندوزی و آموزش نمود به همسر و خانواده داغدار ش و اهالی روستای بوانلو تسلیت و تعزیت عرض می نماید. روحش قرین شادی ◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️◾️ @buvanloo😢😢😢😢😢😢