es
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Ir al canal en Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Mostrar más
2 106
Suscriptores
+324 horas
+47 días
+830 días
Archivo de publicaciones
انارکی جدید با صدای برات حمیدی

در سالن  سیزده آبان ۱۴۰۴ شیروان، گویی دو رود خروشان از یک سرچشمه، مسیرهای خود را در زمین جستجو می‌کردند. دو تیم «بچه‌های بوانلو» نه به عنوان غریبه، که چونان دو برادر دوقلو، هم‌ریشه و هم‌خون، اما با رگه‌هایی یگانه از روحیه و هنر، به مصاف هم رفتند. از یک سو، قامت استوار و ریشه‌دار حسن قوی اندام پبشکسوت  ایستاده بود؛ مردی که قوت بازوهایش فقط نشان از عضلات نبود، بلکه حکایت از سال‌ها پایداری و تجربه‌ای می‌کرد که مانند درخت کهنسالی، سایه‌اش امنیت و تنه‌اش تکیه‌گاه تیم بود. هر حرکتش حساب شده و هر نگاهش، نقشه‌ای در دل داشت. قدرت او، آرام و عمیق، چون جریان زیرزمینی یک رود بزرگ بود. در مقابل و در همان زمین، جوانه‌های پرشور و خستگی‌ ناپذیر بوانلو از جمله تابش شیدایی قد علم کرده بودند. شیدایی که نامش گویای عشق و جنون به بازی بود، با آن سابقه درخشان و ساعات بی‌شماری که خالصانه در زمین گذرانده، چونان آتشی بود که گرمابخش حرکت تیمش می‌شد. بازی او و یارانش، پر از جوشش، نوآوری و شتابی رو به جلو بود؛ مانند رودی خروشان و جوان که با شیطنت و سرزندگی، مسیر خود را از میان سنگ‌ها می‌گشاید. رقابت این دو تیم، زیبایی تضادی مسحورکننده داشت: از یک سو، قدرت آرام و خردمند گذشته، و از سوی دیگر، شور نو و خستگی این برادران، در این زمین، با عشق یکسان به زادگاهشان، بوانلو، اما با بیانی متفاوت از این عشق، صحنه‌ای را آفریدند که در آن، احترام عمیق به پیشکسوتان و افتخار به جسارت جوانان، در هم تنیده شد. هر پاس، هر شیرجه، و هر امتیاز، نه برای غلبه بر دشمن، که برای بلندتر کردن نام مشترکشان بود؛ گویی در این مسابقه، هر دو تیم برنده بودند، زیرا شرافت، غیرت و عشق به ورزش را یک جا به نمایش گذاشته بودند. صحنه‌ای به یادماندنی از هم‌چشمی برادرانه که در پایان، پیروزی را برای همه‌ی بوانلو به ارمغان آورد 🌺❤️🙏 منصور دولخانی @buvanloo

در سالن  سیزده آبان ۱۴۰۴ شیروان، گویی دو رود خروشان از یک سرچشمه، مسیرهای خود را در زمین جستجو می‌کردند. دو تیم «بچه‌های بوانلو» نه به عنوان غریبه، که چونان دو برادر دوقلو، هم‌ریشه و هم‌خون، اما با رگه‌هایی یگانه از روحیه و هنر، به مصاف هم رفتند. از یک سو، قامت استوار و ریشه‌دار حسن قوی اندام پبشکسوت  ایستاده بود؛ مردی که قوت بازوهایش فقط نشان از عضلات نبود، بلکه حکایت از سال‌ها پایداری و تجربه‌ای می‌کرد که مانند درخت کهنسالی، سایه‌اش امنیت و تنه‌اش تکیه‌گاه تیم بود. هر حرکتش حساب شده و هر نگاهش، نقشه‌ای در دل داشت. قدرت او، آرام و عمیق، چون جریان زیرزمینی یک رود بزرگ بود. در مقابل و در همان زمین، جوانه‌های پرشور و خستگی‌ ناپذیر بوانلو از جمله تابش شیدایی قد علم کرده بودند. شیدایی که نامش گویای عشق و جنون به بازی بود، با آن سابقه درخشان و ساعات بی‌شماری که خالصانه در زمین گذرانده، چونان آتشی بود که گرمابخش حرکت تیمش می‌شد. بازی او و یارانش، پر از جوشش، نوآوری و شتابی رو به جلو بود؛ مانند رودی خروشان و جوان که با شیطنت و سرزندگی، مسیر خود را از میان سنگ‌ها می‌گشاید. رقابت این دو تیم، زیبایی تضادی مسحورکننده داشت: از یک سو، قدرت آرام و خردمند گذشته، و از سوی دیگر، شور نو و خستگی این برادران، در این زمین، با عشق یکسان به زادگاهشان، بوانلو، اما با بیانی متفاوت از این عشق، صحنه‌ای را آفریدند که در آن، احترام عمیق به پیشکسوتان و افتخار به جسارت جوانان، در هم تنیده شد. هر پاس، هر شیرجه، و هر امتیاز، نه برای غلبه بر دشمن، که برای بلندتر کردن نام مشترکشان بود؛ گویی در این مسابقه، هر دو تیم برنده بودند، زیرا شرافت، غیرت و عشق به ورزش را یک جا به نمایش گذاشته بودند. صحنه‌ای به یادماندنی از هم‌چشمی برادرانه که در پایان، پیروزی را برای همه‌ی بوانلو به ارمغان آورد 🌺❤️🙏

💥کانیێ مەشێ💥 نام چشمه ای است، این محل توسط شخصی بنام مشهدی رضا(تقریبا در سال ۱۳۰۰) که زمینهای دیمزار زیادی در قرچقه و ییلاق
💥کانیێ مەشێ💥 نام چشمه ای است، این محل توسط شخصی بنام مشهدی رضا(تقریبا در سال ۱۳۰۰)  که زمینهای دیمزار زیادی در قرچقه و ییلاق خرخندو خرمانگاه داشت برای کاشت و داشت و برداشت،رفت و آمد زیادی داشته و برای تهیه آب تا چشمه های اصلی مسافت زیادی را می پیمود... او که زیر سایه درختی برای تازه کردن نفس و استراحت نشسته بود ناگهان متوجه نمناکی زمین شده ،بلافاصله شروع به کندن زمین می کند ،چشمه کوچکی درست می شود که چون در مسیر عبورو مرور کاروانیان بوده ،در گذر زمان مورد استفاده رهگذران و پرندگان وحیوانات  قرار می گیرد. از آن تاریخ تا امروز این مکان به چشمه یا همان "کانیێ مەشێ" معروف است🌺🌺🌺 @buvanloo🌹🙏

هیرکانِ در آتش؛ ریه‌ای که از ایران جدا شد ✍️ قادر قادری هیرکان امشب مثل انسانی است که بر خاک افتاده باشد و نفس‌های آخر را بکشد؛ و ما، با چشم‌های باز، شاهد مرگش هستیم— مرگی که قرار نبود این‌گونه بی‌دفاع و بی‌صدا باشد. شعله‌ها از تنه‌ی درختان بالا می‌روند، مثل مارهای گرسنه‌ای که کمین نکرده بودند، بلکه دعوت شده بودند؛ دعوت توسط بی‌توجهی، توسط نظارتی که سال‌هاست خوابش برده، توسط تصمیم‌هایی که همیشه دیر می‌رسند. درخت‌هایی که هزار سال ایستاده بودند، حالا مثل پیرمردانی بی‌پناه روی زانو می‌افتند. صدای شکستن‌شان— صدای استخوان‌های ایران است. اما عجیب‌ترین بخش ماجرا این است که این صدا، در گوش بعضی‌ها هیچ‌وقت نمی‌پیچد. دود از قلب جنگل بالا می‌زند و به آسمان می‌چسبد. آسمانِ سیاه‌شده فریاد می‌زند: «چرا کسی پیش از آتش کاری نکرد؟» اما این فریاد هم مثل بقیه چیزها، گم می‌شود در هیاهوی وعده‌ها و عکس‌های یادگاریِ بحران. باد که می‌وزد، گریه‌ی جنگل را به دوش می‌کشد. فریاد پرنده‌هایی که خانه‌شان سوخت، جیغ جانورانی که پناهگاهشان خاکستر شد… و ما هنوز باید توضیح بشنویم، توجیه، تعویق، بی‌عملی. در دل جنگل، همان‌جایی که همیشه خنک بود، حالا گرم‌ترین جهنم جهان برپاست— نه فقط به دست آتش، بلکه به دست فراموشیِ ما. آتش با چشم‌های سرخش نگاه‌مان می‌کند و می‌پرسد: «چرا این‌قدر دیر رسیدید؟» و هیچ‌کس پاسخی ندارد چون حقیقتش را کسی نمی‌خواهد بشنود. هیرکان دارد خاموش می‌شود اما نه مثل شمع— مثل خورشیدی که با بی‌دقتی ما خاموش شد. خورشیدی که اگر مراقبت می‌کردیم، هنوز هزار سالِ دیگر طلوع می‌کرد. @buvanloo

photo content

مراسم تشیع جنازه مرحومه طوطی ضیغمی بوانلو-همسرنوروزعلی سطوی بوانلو-امروز۲۹آبانماه راس ساعت۲ ازمنزل ایشان واقع دربجنورد،روستای
مراسم تشیع جنازه مرحومه طوطی ضیغمی بوانلو-همسرنوروزعلی سطوی بوانلو-امروز۲۹آبانماه راس ساعت۲ ازمنزل ایشان واقع دربجنورد،روستای (کلاته حاج بیگلر) مراسم سومین روزهم جمعه۳۰آبانماه ساعت۱۲ظهرواقع درکلاته حاج بیگلر-خیابان عفتی-خیابان جهانی۶-حسینیه حضرت ابوالفضل-جنب منزل آنمرحومه برگزارمیگردد

مراسم سومین روزهم جمعه۳۰آبانماه ساعت۱۲ظهرواقع درکلاته حاج بیگلر-خیابان عفتی-خیابان جهانی۶-حسینیه حضرت ابوالفضل-جنب منزل آنمرح
مراسم سومین روزهم جمعه۳۰آبانماه ساعت۱۲ظهرواقع درکلاته حاج بیگلر-خیابان عفتی-خیابان جهانی۶-حسینیه حضرت ابوالفضل-جنب منزل آنمرحومه برگزارمیگردد

@buvanloo🥀🥀🥀🖤🖤🖤
@buvanloo🥀🥀🥀🖤🖤🖤

▪️اِنالِله و اِنا اِلیهِ راجِعون ▪️ ⚫️🌑 در کمال تاسف و تاثر خبردار شدیم که مرحومه طوطی ضیغمی بوانلو فرزند امامقلی (همسر نوروزعلی سطوی) به «انا الیه راجعون » لبیک گفت وبه دیار باقی شتافت . 🌑🌑 برای بازماندگان صبرو شکیبایی و برای آن مرحومه علو درجات از خداوند متعال مسئلت داریم. ”روحش شاد و یادش گرامی باد ” محل سکونت ایشان بجنورد روستای کلاته حاج بیگلر میباشد مراسم تشییع و سوم... متعاقبا اعلام خواهد شد.   🖤🖤🖤 @buvanloo

@buvanloo🥀🖤
@buvanloo🥀🖤

🖤هوالباقی🖤 متاسفانه هم اکنون با خبر شدیم شادروان مرحوم( شهباز محمدزاده ) فرزند مرحوم عبدالله محمدزاده دار فانی را وداع وبه دیار حق شتافتند ضمن عرض تسلیت به خانواده‌های محترم  محمدزاده  مراسم خاکسپاری وتشییع متعاقبا اعلام خواهد شد. روحش شادو یادش گرامی باد @buvanloo🥀🖤🖤🖤

Repost from شیروان من
به اطلاع می‌رساند؛ برنامه «ملاقات مردمی» این هفته فرماندار شهرستان شیروان به همراه مدیران دستگاه‌های اجرایی، فردا «دوشنبه، ۲۶
به اطلاع می‌رساند؛ برنامه «ملاقات مردمی» این هفته فرماندار شهرستان شیروان به همراه مدیران دستگاه‌های اجرایی، فردا «دوشنبه، ۲۶ آبان‌ماه ۱۴۰۴»، از ساعت ۰۸:۰۰ تا اذان ظهر، در مسجد روستای اوغاز تازه در دهستان سیوکانلو برگزار خواهد شد. 🔹اهالی محترم این حوزه می‌توانند برای طرح مسائل، مشکلات و ارائه پیشنهادات خود، در زمان و مکان یادشده حضور بهم رسانند. 💎شیروان من، اولین رسانه مجازی شیروان👇 https://telegram.me/shirvan_man

4_5821246442177572296.mp35.41 MB

به اطلاع اهالی محترم روستای بوانلو میرساند ،روزدوشنبه درروستای اوغازمیزخدمت توسط مسولین شهرستان شیروان : فرماندار ،بخشدارو رئیس بنیادمسکن وریس اداره کشاورزی .....برگذارمیشود لذا درخواست می‌شود عزیزان جهت بازگو کردن مشکلات در این جلسه شرکت نمایید. با سپاس دهیاری روستای بوانلو @bucanloo