es
Feedback
کانال روستای بوانلو

کانال روستای بوانلو

Ir al canal en Telegram

بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44

Mostrar más
2 085
Suscriptores
-124 horas
-57 días
-330 días
Archivo de publicaciones
با درود ووارادت به اطلاع باغداران بوانلو میرساند بر اساس پیشنهاد ریش سفیدان و باغداران بوانلو مقرر گردید طبق جریب بندی تابستان ۴۰۳ ،آب باغات بصورت نوبت دهی انجام گیرد تا برای یخ آب زمستانه تداخل صورت نگیرد .لذا از فردا شب روز شنبه اولین آب شروع میشه خواهشا اطلاع رسانی کنید تا همه باغداران از این تصمیم مطلع شوند . با تقدیم احترام دهیاری روستای بوانلو @buvanloo🌹🌹🙏🙏

آموزش هرس شلیل و هلو @buvanloo

@buvanloo 🌹🌹🌹

یکم زیبایی ببینیم 😍 برداشت محصول با مدرنترین ماشین آلات 🚜 🥦🌶🫑🥕🌽🧅🥬🥒🍅 @buvanloo

منشأ دو ضرب المثل در فارسی: ۱_"کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد!" در دامنه دو کوه بلند، دو آبادی بود که یکی «بالاکوه» و دیگری «پایین کوه» نام داشت؛ چشمه ای پر آب و خنک از دل کوه می جوشید و از آبادی بالاکوه می گذشت و به آبادی پایین کوه می رسید. این چشمه زمین های هر دو آبادی را سیراب می کرد. روزی ارباب بالا کوه به فکر افتاد که زمین های پایین کوه را صاحب شود. پس به اهالی بالاکوه رو کرد و گفت: «چشمه آب در آبادی ماست، چرا باید آب را مجانی به پایین کوهی ها بدهیم؟ از امروز آب چشمه را بر ده پایین کوه می بندیم.» یکی دو روز گذشت و مردم پایین کوه از فکر شوم ارباب مطّلع شدند و همراه کدخدایشان به طرف بالا کوه به راه افتادند و التماس کردند که آب را برایشان باز کند. اما ارباب پیشنهاد کرد که یا رعیت او شوند یا تا ابد بی آب خواهند ماند و گفت: «بالاکوه مثل ارباب است و پایین کوه مثل رعیت. این دو کوه هرگز به هم نمی رسند. من ارباب هستم و شما رعیت!» این پیشنهاد برای مردم پایین کوه سخت بود و قبول نکردند. چند روز گذشت تا اینکه کدخدای پایین ده فکری به ذهنش رسید و به مردم گفت: بیل و کلنگ تان را بردارید تا چندین چاه حفر کنیم و قنات درست کنیم. بعد از چند مدت قنات ها آماده شد و مردم پایین کوه دوباره آب را به مزارع و کشتزارهایشان روانه ساختند. زدن قنات ها باعث شد که چشمه بالاکوه خشک شود. این خبر به گوش ارباب بالاکوه رسید و ناراحت شد اما چاره ای جز تسلیم شدن نداشت؛ به همین خاطر به سوی پایین کوه رفت و با التماس به آنها گفت: «شما با این کارتان چشمه ما را خشکاندید، اگر ممکن است سر یکی از قنات ها را به طرف ده ما برگردانید.» کدخدا با لبخند گفت: «اولاً؛ آب از پایین به بالا نمی رود، بعد هم یادت هست که گفتی: کوه به کوه نمی رسد. تو درست گفتی: کوه به کوه نمی رسد، اما آدم به آدم می رسد ۲_.مظفرالدین شاه در سفر اروپا مردی به نام ابوالقاسم خان را همراه خود  برده بود که در مواقع معین سبیل او را چرب می کرد و جلا می داد. هنگامی  که سبیل شاه چرب می شد و از زیبایی و ابهت آن شاد می شد و سر حال  می آمد، چرب کنندۀ سبیل و اطرافیان شاه موقع را مغتنم شمرده و هر تقاضایی داشتند می نمودند، زیرا می دانستند که او سر کیف است و حتماً  تقاضاهایشان را بر خواهد آورد و بدین ترتیب عبارت "سبیل کسی را چرب  کردن" در آن دوره به معنی اخاذی کردن و گرفتن چیزی از صاحب سبیل  فهمیده می شد و به عنوان اصطلاح در میان مردم رایج و مرسوم شد.   امروز اما این اصطلاح در مفهومی وارونه و به معنی دادن چیزی به کسی  به قصد برآورده شدن خواسته فهمیده می شود که در این معنا با رشوه دادن  برابر و به همین معنی نیز دریافت می شود. به عبارت دیگر اصطلاح "سبیل کسی را چرب کردن" در گذشته به معنی گرفتن چیزی از کسی و امروزه  در مقام رشوه به معنی دادن چیزی به کسی فهمیده می شود @buvanloo

مروری بر داشته های فراموش شده

مزرعه باغ گردوی یک ایرانی در کشور استرالیا . از صفر تا صد کار مکانیزه بدون دخالت دست انسان . آیا باغداران ایرانی صرفا باتیلر و بیل و کلنگ و سرغ توان رقابت با چنین تکنولوژی روز دنیا را خواهند داشت ؟؟؟؟ @buvanloo🌹👍🙏

عروسی سنتی که آینه تجلی شور ونشاط ، حجب وحیا وغیر ت و رشادت در آداب وفرهنگ غنی کرمانجی است

نماهنگ شاد محمد رسول الله از محسن میرزازاده

عید مبعث رسول خدا(ص) مبارک باد : حضرت محمد (ص)در روز ۲۷ رجب در سن ۴۰ سالگی و در غار حرا  که مشغول عبادت ومناجات با خدا یش بود با پیام جبرئیل از جانب خدا به پیامبری مبعوث شد وهدف از بعثت پیامبر(ص),دعوت مردم به یکتا پرستی وتعلیم کتاب وآموزش حکمت بود. مبعث رسول الله ، پیام‌آور عدالت و کرامت انسانی  وامید به فردایی روشن بود. بعثت، نشانه مهرورزی خدا با خاکیان و باران رحمت بی حد او بر زمینیان  بود. این عید خجسته را محضر همه مسلمانان مخصوصا شما محبان  پیامبر خدا(ص)تبریک وشادباش می گوییم 🌹🌹💐💐 @buvanloo

چه نگارین نقشی است برفرش طبیعت، آنگاه که موسیقی گوشنواز آبشارها،کبکها، گوسفندان ومحافظ گله ، بهترین سمفونی این بزم می شود و ازدسترنج عشایر پاکدست ،برخوان گسترده طبیعت نعمتهای رنگین چیده می شود. . @buvanloo

حکایتی پندآموز از بزرگان ۱. عاقبت ترس از مرگ! در روزگاران قدیم دو همسایه بودند که همیشه با هم نزاع و دعوا داشتند. یک روز با هم قرار گذاشتند که هر کدام دارویی بسازد و به دیگری بدهد تا یکی بمیرد و دیگری که می‌ماند لااقل در آسایش زندگی کند! برای همین سکه‌ای به هوا انداختند و شیر و خط کردند که کدام یکی اول سم را بخورد. قرعه به نام همسایه دوم افتاد. پس همسایه اول به بازار رفت و از عطاری قوی‌ترین سمی که داشت را خرید و به همسایه‌اش داد تا بخورد. همسایه دوم سم را سرکشید و به خانه‌اش رفت. قبلا به خدمتکارانش گفته بود حوض را برایش از آب گرم پر کنند و یک ظرف دوغ پر نمک هم آماده بگذارند کنار حوض. او همینکه به خانه رسید، ظرف بزرگ دوغ را سر کشید و وارد حوض شد. کمی دست و پا زد و شنا کرد  و هر چه خورده بود را برگرداند و پس از آنکه معده‌اش تخلیه و تمیز شد، به اتاق رفت و تخت خوابید. صبح روز بعد سالم بیدار شد و به سراغ همسایه‌اش رفت و گفت: من جان سالم به در بردم، حالا نوبت من است که سمی بسازم و طبق قرار تو آن را بخوری. او به بازار رفت و نمد بزرگی خرید و به خانه برد. خدمتکارانش را هم صدا کرد و به آنها گفت که از حالا فقط کارتان این است که از صبح تا غروب این نمد را با چوب بکوبید! همسایه اول هر روز می‌شنید که مرد همسایه که در تدارک تهیه سم است!!! از صبح تا شب مواد سم را می‌کوبد. با هر ضربه و هر صدا که می‌شنید نگرانی و ترسش بیشتر می‌شد و پیش خودش به سم مهلکی که داشتند برایش تهیه می‌کردند فکر می‌کرد! کم کم نگرانی و ترس همه‌ی وجودش را گرفت و آسایشی برایش نماند. شب‌ها ترس، خواب از چشمانش ربوده بود و روزها با هر صدایی که از خانه‌ی همسایه می‌شنید دلهره‌اش بیشتر می‌شد و تشویش سراسر وجودش را می‌گرفت. هر چوبی که بر نمد کوبیده می‌شد برای او ضربه‌ای بود که در نظرش سم را مهلک‌تر می‌کرد. روز سوم خبر رسید که او مرده است. او قبل از اینکه سمی بخورد، از ترس مرده بود!! این داستان حکایت این روزهای برخی از ماست. هر شرایط و بیماریی مادامیکه روحیه‌ی ما شاداب و سرزنده باشد قوی نیست. خیلی‌ها مغلوب استرس و نگرانی می‌شوند تا خود بیماری .مولوی دلبستگی به وجود خود را موجب ترس و ریشه همه استرس‎ها مي داند @buvanloo

مرحوم استاد رمضان سلمانی (بردری) اجرای قسمتی از آهنگ لو در سال ۱۳۷۰ هنر را بنگرید که پنجه های طلایی استاد و غلیان درونی اش چه شوری بر جان دوتار انداخته است روحش شاد ونامش جاودان @buvanloo

🔴چهار مرحله حذف در زندگی وجود دارد : اصلا مهم نیست بستگی به وجود خودت دارد ۱-  در ۵۵ سالگی : محل کار ، شما را حذف میکند مهم نیست که در طول حرفه خود ، چقدر موفق یا قدرتمند بوده اید ، به یک فرد معمولی باز خواهید گشت بنابراین : به طرز فکر و احساس برتری شغل گذشته خود نچسبید  ، نفس خود را رها کنید ، وگرنه ممکن است احساس راحتی خود را از دست بدهید ۲- در ۶۵ سالگی : جامعه بتدریج شما را حذف میکند دوستان و همکارانی که قبلاً با آنها ملاقات میکردید و معاشرت داشتید ، کمتر میشوند و بندرت کسی شما را در محل کار قبلی تان می شناسد " نگویید : قبلاً من مدیربودم،رئیس بودم ،سرهنگ بودم،من برای خودم کسی بودم یا «یک ..... بودم..» ، " زیرا نسل جوان شما را نمی شناسد و شما نباید از این بابت احساس ناراحتی کنید ۳ - در ۷۵ سالگی : خانواده به آرامی شما را حذف میکند حتی اگر فرزندان و نوه های زیادی دارید ، بیشتر اوقات با همسرتان یا خودتان زندگی میکنید وقتی فرزندان شما گهگاه به ملاقات می آیند ، این یک ابراز محبت است ، بنابراین آنها را بخاطر کمتر آمدنشان سرزنش نکنید زیرا آنها درگیر زندگی خود هستند ۴ - در ۸۵ سالگی : زمان میخواهد شما را از بین ببرد برخی از افرادی که می شناختید ، برای همیشه رفته اند در این مرحله غمگین نباشید ، زیرا این رسم زندگی است و همه در نهایت این راه را خواهند رفت بنابراین : در حالی که هنوز کمی قدرت وتوانایی دارید ، زندگی را به بهترین شکل اداره کنید هر چه از اموال خود می خواهی بخور ، هرسفری میتونی برو ، هر کمکی می خواهی بکن ، هر چه میخواهی بنوش ، بازی کن و کارهایی را که دوست داری ، انجام بده " به یاد داشته باشید که ، تنها گروهی که شما را حذف نمیکند :  دوستان / رفقا و همکاران قدیمی هستند👏👏 👈پس : بیشتربا دوستان قدیمی و صمیمی خود ارتباط برقرار کنید و هیچ وقت آنهارا فراموش نکنید. روزگار همواره به کامتان 🌹🌹❤️❤️🙏🙏 @buvanloo

1030_50689707511805.mp353.40 MB

فردوسی بزرگ  کل کتب دینی را در دو بیت خلاصه کرده است                       به روز گذر کردن اندیشه کن پـرستیدن دادگـر پیشه کـن به نیکی گرای و میازار کـس ره رستگاری همین است و بـس یکم بهمن زاد روز فردوسی بزرگ مرد ایران زمین است. این روز بر همه پارسی زبانان جهان گرامی باد🌸🍃 @buvanloo

باسلام بنا به درخواست مکرر اعضای محترم کانال و اهالی روستا لیست عروسی های سال 1404 تاکنون، به شرح زیر به اشتراک گذاشته میـشود. کانال بوانلو فقط در جهت اطلاع عزیزان لیست رو به اشتراک میگذارد. (( هرگونه تداخل احتمالی خارج از اختیارات کانال میباشد اما بهتر است با توجه به برنامه ریزی های مختلف، دوستان نسبت به تاریخ های خالی، موعد و زمان مشخص کنند تا انشالله شاهد هیچ تداخلی نباشیم)) ۱- سجاد قوی هیکل  فرزند  نجف  1404/06/04 ۲- صادق محمدزاده فرزند قربانعلی 1404/06/5  ۳_حسین  حسین پور  فرزند شاولایت   1404/6/6   ۴-میثم ملت فرزند مرحوم مجید ملت  1404/06/07 ۵-هابیل مردانی فرزند همت 1404/06/08 ۶-فریبرز محمد زاده  فرزند چنگیز 1404/06/13 ٧-آرمین حسین پور فرزند ذکریا   1404/6/14 ٨-صادق  نادری  فرزند جانمحمد 1404/06/17 ٩- عیسی مردانی فرزند بیگلر 1404/06/20 ١٠-صادق جعفرزاده فرزند کرم 1404/06/21 ١١-  محمد رحیم رمضانیان فرزند سارخان 1404/06/28 مجددا اعلام می نماییم هر گونه تداخل احتمالی خارج از اختیار کانال می باشد و صرفا جهت اطلاع رسانی و آگاهی اهالی، لیست به  اشتراک گذاشته می شود. 🙏🌺❤️ @buvanloo

درود بر اهالی دوستان توجه فرمایید اگر چنانچه فرزند دلبندتان جزو نخبگان در هر رشته ی ورزش یا احیانا تحصیلات محسوب میگردد جناب دهیار عزیز را در جریان قرار بگذارید تا اسامی این عزیزان به فرمانداری اعلام گردد ناگفته نماند فرمانداری در نظر دارد به این عزیزان نخبه در هر روستایی هدایایی اهدا نماید جهت اطلاعات بیشتر با دهیار عزیز تماس حاصل فرمایید.

صعود گروهی از فرزندان بوانلو به قله چاهک شیروان ‌ جمعه ۲۸ دیماه ۴۰۳ همیشه ورزشکار بمانید @buvanloo
صعود گروهی از فرزندان بوانلو به قله چاهک شیروان ‌ جمعه ۲۸ دیماه ۴۰۳ همیشه ورزشکار بمانید @buvanloo