سرای شعر
Ir al canal en Telegram
ارتباط بامدیر درتلگرام t.me/HOS_SE_IN سرای شعر (شوریده دلان) گلچینی ازبرترین ونابترین اشعارکهن ومعاصربا زیباترین اهنگهای خاطره انگیز و موزیک ویدیوهای جذاب
Mostrar más9 311
Suscriptores
+224 horas
+467 días
+20130 días
Archivo de publicaciones
9 309
🚀این #پروکسی قطع نمی شه خودم دارم استفاده می کنم
زودتر وصل شین :🚀
https://t.me/+VQuNOQpw8sg4MmNk
چه سرعتی داره #پروکسیاش
9 309
گفتم به ره ببینم و دامن بگیرمش
کای رشک آفتاب جمال منیر تو
شهری بر آتش غم هجران بسوختی
اول منم به قید محبت اسیر تو
انعام کن به گوشهٔ چشم ارادتی
تا بندهٔ تو باشم و منت پذیر تو
صاحبدلی به تربیتم گفت زینهار
غوغا مکن که دوست ندارد نفیر تو
شاهد منجمست چه حاجت به شرح حال
در وی نگاه کن که بداند ضمیر تو
#سعدی
9 309
بهترین کانالهای تلگرامی تقدیم به نگاهتون😍♥️
https://t.me/addlist/HOr_XoSFDWQ3NmFk
حتما کلیک کن پیشنهاد ویژه ی امروز فرصت از نده😍😍👌👌
9 309
🚀این #پروکسی قطع نمی شه خودم دارم استفاده می کنم
زودتر وصل شین :🚀
https://t.me/+VQuNOQpw8sg4MmNk
چه سرعتی داره #پروکسیاش
9 309
آن لحظه که ریزم چو فلک از مژه کوکب
بیدار کسی نیست که گیرم به گواهی
چشمی به رهت دوختهام باز که شاید
بازآئی و برهانیم از چشم به راهی
دل گرچه مدامم هوس خط تو دارد
لیک از تو خوشم با کرم گاه به گاهی
تقدیر الهی چو پی سوختن ماست
ما نیز بسازیم به تقدیر الهی ....
شهریار
9 309
ای که بوی باران شکفته در هوایت
یاد از آن بهاران که شد خزان به پایت
شد خزان به پایت بهار باور من
سایه بان مهرت نمانده بر سر من
جز غمت ندارم به حال دل گواهی
ای که نور چشمم در این شب سیاهی
چشم من به راهت همیشه تا بیایی
باغ من بهارم بهشت من کجایی؟
جان من کجایی کجایی که بیتو دل شکستهام
سر به زانوی غم نهادهام، به گوشهای نشستهام
آتشم به جان و خموشم چو نای مانده از نوا
مانده با نگاهی به راهی که میرود به ناکجا
ای گل آشنا بیقرارم بیا داد از این غم جدایی
داد از این غم جدایی ....
#قیصر_امین_پور
9 309
دلم پایِ پیاده راهِ عشقت را به جان طی کرد
کنون گم گشته و آزرده در این ره گرفتار است
#مجتبیخوشزبـان
9 309
سرکتاب های استاد شیخ بهایی
آموزشهای پیشرفته علوم غریبه
پیشرفت در متافیزیک و کائنات
@oloomgharibe90
❌پاسخ نيت شما،تا لحظاتي ديگر اينجاست👆
📿••••••••📿•••••••••📿••••••••📿
9 309
.
ای سفر کرده، دلم بیتو بفرسود،بیا
غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا
سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد
گر زیانست درین آمدن از سود، بیا
مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو
تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا
ز اشتیاق تو در افتاد به جانم آتش
وز فراق تو در آمد به سرم دود، بیا
ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو
باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا
گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من
دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا
زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم
دیر گشت آمدنت، دیر مکش، زود بیا
کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن
کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا
گر بپالودن خون دل من داری میل
اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا
اوحدی
9 309
در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
حاصل خرقه و سجاده روان دربازم
حلقه توبه گر امروز چو زهاد زنم
خازن میکده فردا نکند در بازم
ور چو پروانه دهد دست فراغ بالی
جز بدان عارض شمعی نبود پروازم
صحبت حور نخواهم که بود عین قصور
با خیال تو اگر با دگری پردازم
سر سودای تو در سینه بماندی پنهان
چشم تردامن اگر فاش نگردی رازم
مرغ سان از قفس خاک هوایی گشتم
به هوایی که مگر صید کند شهبازم
همچو چنگ ار به کناری ندهی کام دلم
از لب خویش چو نی یک نفسی بنوازم
ماجرای دل خون گشته نگویم با کس
زان که جز تیغ غمت نیست کسی دمسازم
گر به هر موی سری بر تن حافظ باشد
همچو زلفت همه را در قدمت اندازم
حافظ
9 309
بهترین کانالهای تلگرامی تقدیم به نگاهتون😍♥️
https://t.me/addlist/KCnaxw8kruRmYTY0
حتما کلیک کن پیشنهاد ویژه ی امروز فرصت از نده😍😍👌👌
9 309
بهترین استاد سرکتاب و دعا از دستش نده معجزه میکنه حتما جوین بده. این آخرین باره لینک کانالشو میزارم اونم بدون اجازه خودش چون واقعا شلوغن
@oloomgharibe90
9 309
هرگزم نقشِ تو از لوحِ دل و جان نَرَوَد
هرگز از یادِ من آن سروِ خرامان نَرَوَد
از دِماغِ مَنِ سرگشته خیالِ دَهَنَت
به جفایِ فلک و غُصهٔ دوران نرود
در ازل بست دلم با سرِ زلفت پیوند
تا ابد سر نَکشَد، وز سرِ پیمان نرود
هرچه جز بارِغمت بر دلِ مسکینِ منست
برود از دلِ من وز دلِ من آن نرود
آنچنان مِهرتوام در دل و جان جای گرفت
که اگر سر برود، از دل و از جان نرود
گر رَوَد از پِی خوبان دلِ من معذور است
درد دارد چه کُنَد کز پِی درمان نرود
هرکه خواهدکه چوحافظ نشودسرگردان
دل به خوبان ندهد وز پِی ایشان نرود
#حافظ
9 309
زیرکی را گفتم این احوال بین خندید و گفت
صعب روزی بوالعجب کاری پریشان عالمی
سوختم در چاه صبر از بهر آن شمع چگل
شاه ترکان فارغ است از حال ما کو رستمی
در طریق عشقبازی امن و آسایش بلاست
ریش باد آن دل که با درد تو خواهد مرهمی
#حافظ
9 309
میسوزم از فــراقت با دیدگانِ تر من
هم آبم و هم آتش دریـای شعلهور من
چشم انتظاری من شب را سیاهتر کرد
از بس ستاره چیدم از شام تا سحر من
سعید -بیابانکی
