es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

📚کافه کتاب 📚

📚کافه کتاب 📚

Ir al canal en Telegram
591
Suscriptores
-124 horas
+37 días
+530 días
Archivo de publicaciones
«ما آينه‌ايم. اگر در ايشان گريزى است در ما ظاهر مى‌شود. آينه آن است كه خود را در وى بينند، اگر ما را ملول مى‌بينند آن ملالت ايشان است.» - فیه مافیه؛ مولانا.

زندگی همین است. اراده‌ی راسخ‌تان را در ترک سیگار تحسین می‌کنید و بعد یک صبح سرد زمستانی تصمیم می‌گیرید چهار کیلومتر پیاده بروید تا یک پاکت سیگار بخرید. "آنا گاوالدا"

‏«سرم، گویی جمجمه برایش کوچک باشد، مرتباً از درون می‌کوبد.» • فرانتس کافکا / نامه به فلیسه

«ما آينه‌ايم. اگر در ايشان گريزى است در ما ظاهر مى‌شود. آينه آن است كه خود را در وى بينند، اگر ما را ملول مى‌بينند آن ملالت ايشان است.» - فیه مافیه؛ مولانا.

برای آغاز روز با صدای خانوم مهستی ...🍃

4_5823233289753728693.mp38.24 MB

«آن‌ها پیاده شدند و راننده نتوانست برای چیزی که از اتومبیل بیرون می‌رفت، کلمه‌ای بهتر از تنهایی پیدا کند…» • یوزپلنگانی که با من دویده‌اند / بیژن نجدی

4_5945151953699872486.mp35.11 MB

قطعه قولي أحبك (بگو دوستت دارم) شعر: نزار قبانی خواننده: كاظم الساهر https://t.me/NAZAR_QABANY

من نمی‌خواهم تو را مانند یک ماهی یخ‌زده در حافظه‌ام نگه دارم بلکه دوست دارم همیشه مواج همچون دریا و برافروخته از کنجکاوی باشی - نزار قبانی

«در درونِ هر زن، زن دیگری وجود دارد که هیچ‌کس او را نمی‌شناسد. هنگام شکسته‌شدن بیدار می‌شود و وقتی مطمئن شد که هيچ‌کس در این دنیا با او نخواهد بود، ناگهان قوی‌تر می‌شود.» - منسوب به ماجد مقبل.

با ماشین وارد گاراژ خانه‌ شدم. درِ گاراژ را بستم. و به اندازهٔ سه ترانه در ماشینِ خاموش نشستم. با خودم فکر کردم: اندوه گاهی به شکلِ «نشستن-در-ماشینِ-خاموش» است، به شکلِ «جایی-نرفتن». • ابراهیم سلطانی

«بازوهای‌تان را نمی‌خواهم شانه‌هایتان را نمی‌خواهم من خودم را دارم» • چارلز بوکوفسکی

مردم با هم نامهربانند. مردم با هم نامهربانند. مردم با هم نامهربانند. گمان می‌كنم هرگز با هم مهربان نخواهند بود، من چنين چيزی را نخواهم خواست. اما گاهی به آن فكر می‌كنم. دانه‌ها تاب می‌خورند، ابرها سايه می‌اندازند، و قاتلی سر كودكی را قطع می‌كند مانندِ گازی از سرِ بستنی قيفی. خيلی زياد، خيلی كم خيلی چاق، خيلی لاغر، يا هيچ‌کس. آدم‌های متنفر بيشتر از آدم‌های عاشقند. آدم‌ها با يک‌ديگر مهربان نيستند، اگر بودند، شايد مرگ آن‌قدر غم‌انگيز نبود. در همين‌حال، من به دختران جوان می‌نگرم كه جوانه‌های فرصتند. بايد راهی باشد. قطعا بايد راهی باشد كه هنوز به ذهنمان خطور نكرده است. چه كسی اين مغز را در سرِ من قرار داد؟ فرياد می‌زند، درخواست می‌كند، می‌گويد كه فرصتی باقی‌ست. نخواهد گفت، نه... چارلز بوکوفسکی - شاعر‌ آمریکایی برگردان: مهیار مظلومی کتاب: عشق سگی‌ست از جهنم #چارلز_بوکوفسکی #مهیار_مظلومی

اندوه خاکستری‌اش هیچ شباهتی به منطق ارسطویی ندارد زنی که بهار‌نارنج می‌نوشد فلسفه می‌خواند و با گل‌ها حرف می‌زند زنی که در تمام سطرهای بعد از این غمگین می‌شود روی طعم بهارنارنج‌ها خاکستر می‌ریزد و سعی می‌کند پریشانی‌اش را به سمت بی‌تفاوتی شانه کند #سینا_زرعی #سیاهخوانی۱۳۹۰

گفت بس غلظتِ اندوه در تو لایه انداخت قیقاج قرواول در آسمان را از یاد برده‌ای و گفت من یادگار گریه‌های تو ام.. با ابری کرایه‌ای آمدم ناودان‌ت را از عزا دربیاورم اما قلب که میرا باشد هیچ فصلی روی خوش به بهار نشان نخواهد داد! ای نشانه‌ی دل‌مردگی در جوانی‌ام یا ببارَدَم یا بکارَدَم جوانه‌ای مغرورم رو به‌دشت‌های تهی با اینهمه، عاشقانه دوستت دارم.. (برشی از شعر بلند) #بهرنگ_قاسمی

حتی دشمن باشکوهی هم نیستید . اوباش هستید ؛ بی سر و پا ، بی‌ قید و بند ، بی‌رحم و بی‌افتخار #نرگس_صرافیان_طوفان #مکثی_در_ادبیات

برای تمامی صبح هایی ک پرنده های وطن ب اسمانی با شکوه پریدند ...... 🥀

▪️غَزیسو : سرزمین مادری ▪️#موسیقی 🌱

«بکندند موی و شخودند روی از ایران برآمد یکی های‌وهوی. شما نیز دیده پر از خون کنید همه جامه‌ی ناز بیرون کنید.» • شاهنامه