es
Feedback
هفت‌ سنگ

هفت‌ سنگ

Ir al canal en Telegram

هفت‌سنگ حکایتِ چیدن و برچیدن گفتند: داروی دل چيست؟ گفت: از مردمان دور بودن. @KomeilNiaki

Mostrar más
471
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
آدم دیر رازهای جهان را می‌فهمد آدم کلاً دیر می‌فهمد آدم نبردهای بزرگی می‌کند برای فتح هیچ برای فتح باد... از پیشم نرو... از گروه بُمرانی @Cafe7Sang

#پاره_خط اتفاقی که در کرمان پیش آمد قطعاً یک حادثه‌ی تروریستی است. اما چه پیش آمده که بسیاری از ما مردم در واکنش به این اتفاق تلخ، دچار تضاد و پارادوکس هستیم؟ چون در یک حادثه‌ی تروریستی در مراسم سالمرگ آدمی که مردم قابل توجهی از ایران و جهان نسبت به او و عملکردش حس خوبی ندارند و از او متنفرند، عده‌ی دیگری از مردم ایران کشته شده‌اند. من مسئول همه‌ی این اعوجاج و پیچیدگی‌های گیج‌ و مشمئزکننده را ساختار کثافت و روباه‌صفتانه‌‌ای می‌دانم که ما مردمِ انقلاب ۵۷، ما مردمِ جنگ نامقدس دهه‌ی شصت، ما مردم تابستان ۶۷، ما مردم تیر ۷۸، ما مردم خرداد ۸۸، ما مردم پلاسکو، ما مردم کشتی سانچی، ما مردم دی ۹۶ و آبان ۹۸، ما مردم هواپیمای اوکراینی، ما مردم ۱۴۰۱، ما مردم حادثه‌ی کرمان، ما مردم ایران برایش لقمه‌ی عزا و عروسی بودیم و هستیم. @Cafe7Sang

چشمات چه مهربونه زنده‌یاد الهه (بهار غلامحسینی) @Cafe7Sang

photo content

از الهه بشنویم:

محبوب من! هر شب این‌موقع از خودم می‌پرسم اسمِ شما روی زبان من چه می‌کند؟ دَم به دم اسم شما را از روی لبم پاک می‌کنم ولی باز باز آواز شما را می‌خوانم. هر شب، هر شب دهانم بوی اسم شما را می‌دهد. یاد شما در سینه‌ی من چه‌کار می‌کند؟ برای تو کاوه م. راد @Cafe7Sang

#پاراگراف فقط یک‌بار حس کردم یک‌نفر درکم کرد... تازه با ربه‌کا به‌هم زده بودم و حالم خیلی بد بود؛ توی کافه نشسته بودم که دختر پیش‌خدمت به من گفت چه‌قدر به‌هم ریخته‌ام. ماجرای دعوای با ربه‌کا و جدا شدن‌مان را برایش تعریف کردم و او در جواب به من نگفت همه درد دارند، نگفت باید شرمنده باشم که چنین چیزی اذیتم می‌کند، نگفت جنبه‌ی مثبت زندگی را ببین، نگفت که تقصیر خودم است، بحث مارکوس، نقاش فلجِ سر کوچه آگوستین را پیش نکشید... فقط چهره‌اش را در هم کشید و گفت: «آخ...» همین! انگار خوب می‌فهمید که همین درد ساده و پیش پا افتاده، چقدر دارد آزارم می‌دهد. تنها باری که حس کردم کسی درکم کرد، همان یک‌بار بود... همان یک‌بار. شب‌بخیر آقای رئیس‌جمهور ژاک‌ پریم @Cafe7Sang

#پاراگراف فقط یک‌بار حس کردم یک‌نفر درکم کرد... تازه با ربه‌کا به‌هم زده بودم و حالم خیلی بد بود؛ توی کافه نشسته بودم که دختر پیش‌خدمت به من گفت چه‌قدر به‌هم ریخته‌ام. ماجرای دعوای با ربه‌کا و جدا شدن‌مان را برایش تعریف کردم و او در جواب به من نگفت همه درد دارند، نگفت باید شرمنده باشم که چنین چیزی اذیتم می‌کند، نگفت جنبه‌ی مثبت زندگی را ببین، نگفت که تقصیر خودم است، بحث مارکوس، نقاش فلجِ سر کوچه آگوستین را پیش نکشید... فقط چهره‌اش را در هم کشید و گفت: «آخ...» همین! انگار خوب می‌فهمید که همین درد ساده و پیش پا افتاده، چقدر دارد آزارم می‌دهد. تنها باری که حس کردم کسی درکم کرد، همان یک‌بار بود... همان یک‌بار. شب‌بخیر آقای رئیس‌جمهور ژاک‌ پریم @Cafe7Sang

محبوب من! همه می‌گویند جادوگری‌ هست که وِردی می‌خواند و عاشق‌ها را به هم می‌رساند؛ همه می‌گویند تو چرا پیش آن جادوگر نمی‌روی؟! من همیشه ساکتم، حرفی نمی‌زنم؛ زیرا آن‌ها که می‌گویند، نمی‌دانند که خودِ آن جادوگر منم... راز دل وحید دُرّی @Cafe7Sang

در تمام مسیر باران می‌بارید؛ و شاهین می‌خواند: یه روز تو هم سرت میاد... تقدیر شاهین نجفی @Cafe7Sang

photo content

Salvatore Lana Del Ray @Cafe7Sang

photo content

photo content

My life is going on Cecilia Krull @Cafe7Sang

در اساطیر یونان، سیرن‌ها خواهرانی بودند که در بخش‌های پر صخره دریا می‌زیستند. آن‌ها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریانوردان را با آوای خود گمراه کرده و به کام صخره‌های مرگ‌آور می‌کشیدند. سیرن‌ها، فرزندان آکلوس (Achelous) خدای طوفان بودند. دقیقا معلوم نیست که چه شکل و سیمایی داشته‌اند چون هر کس که آن‌ها را می‌دید زنده بر نمی‌گشت! سیرن‌ها گاهی به صورت یک زن یا گاهی به صورت موجودی با بدن یک پرنده و سر یک زن نمایان می‌شدند. از جمله ویژگی‌های آن‌ها که در اساطیر یونان به آن اشاره شده یکی چهره بی‌نهایت زیبا و دیگری آواز خواندن بسیار دلربا و فریبنده‌ی آنان بود که به واسطه‌ی آن، ملوانان گمشده در دریا را به سوی جزیره‌ی خود کشانده و آن‌ها را هلاک می‌کردند. «فرانتس کافکا» نویسنده نامدار آلمانی در یکی از داستان‌های کوتاه خود به‌نام «سکوت سیرن‌ها» (The Silence of the Sirens) چنین گفته است: «اکنون دیگر سیرن‌ها سلاحی مرگ‌بارتر از آوازشان در اختیار دارند که آن سلاح، سکوت‌شان است.» @Cafe7Sang

سیرن اثر جان ویلیام سال ۱۹۰۰ میلادی @Cafe7Sang
سیرن اثر جان ویلیام سال ۱۹۰۰ میلادی @Cafe7Sang

در اساطیر یونان، سیرن‌ها خواهرانی بودند که در بخش‌های پر صخره دریا می‌زیستند. آن‌ها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریان
در اساطیر یونان، سیرن‌ها خواهرانی بودند که در بخش‌های پر صخره دریا می‌زیستند. آن‌ها آوازی بسیار زیبا و فریبنده داشتند و دریانوردان را با آوای خود گمراه کرده و به کام صخره‌های مرگ‌آور می‌کشیدند. سیرن‌ها، فرزندان آکلوس (Achelous) خدای طوفان بودند. دقیقا معلوم نیست که چه شکل و سیمایی داشته‌اند چون هر کس که آن‌ها را می‌دید زنده بر نمی‌گشت! سیرن‌ها گاهی به صورت یک زن یا گاهی به صورت موجودی با بدن یک پرنده و سر یک زن نمایان می‌شدند. از جمله ویژگی‌های آن‌ها که در اساطیر یونان به آن اشاره شده یکی چهره بی‌نهایت زیبا و دیگری آواز خواندن بسیار دلربا و فریبنده‌ی آنان بود که به واسطه‌ی آن، ملوانان گمشده در دریا را به سوی جزیره‌ی خود کشانده و آن‌ها را هلاک می‌کردند. «فرانتس کافکا» نویسنده نامدار آلمانی در یکی از داستان‌های کوتاه خود به‌نام «سکوت سیرن‌ها» (The Silence of the Sirens) چنین گفته است: «اکنون دیگر سیرن‌ها سلاحی مرگ‌بارتر از آوازشان در اختیار دارند که آن سلاح، سکوت‌شان است.» @Cafe7Sang

Cuando suba la marea Amaral @Cafe7Sang

photo content