Light Workers🔆
Ir al canal en Telegram
چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شبروی کن که تا زآن ماه بیهمتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers
Mostrar más395
Suscriptores
+224 horas
+97 días
+730 días
Archivo de publicaciones
منم که دیده به دیدارِ دوست کردم باز
چه شُکر گویَمَت ای کارسازِ بنده نواز
نیازمندِ بلا گو رخ از غبار مَشوی
که کیمیایِ مراد است، خاکِ کویِ نیاز
ز مشکلاتِ طریقت عِنان مَتاب ای دل
که مردِ راه نَیَندیشَد از نَشیب و فَراز
طهارت ار نه به خونِ جگر کُنَد عاشق
به قولِ مُفتیِ عشقش درست نیست نماز
در این مُقامِ مجازی به جز پیاله مگیر
در این سراچهٔ بازیچه، غیرِ عشق مَباز
به نیمْ بوسه دعایی بخر ز اهلِ دلی
که کِیدِ دشمنت از جان و جسم دارد باز
فِکَنْد زمزمهٔ عشق در حجاز و عراق
نوایِ بانگِ غزلهایِ حافظ از شیراز
#حافظ
@lightworkers
ما انسانها هر گاه به سخنان کسی گوش می کنیم ذهنمان پر از افکار مربوط به خودمان است و شنوندهای دروغین هستیم.
برای اینکه شنوندهای کامل و راستین باشیم؛ لازم است که ذهن ما در وضعیتی کاملاً آرام و ساکت و متوجه باشد.
باید به سادگی گوش فرا دهیم و کار دیگری نکنیم.
فقط در این زمان است که خواهیم شنید و خواهیم فهمید و این ادراک در شما تغییرات ناشی از شنیدن کامل را به وجود خواهد آورد. به غیر از این روش، شما همیشه شنونده خودتان خواهید بود و نه شخص دیگری... هنگامه و آشوب و التهاب درون شما، همه وجودتان را جذب خود کرده است.
این مشغولیت و مجذوبیت به شما اجازه هیچ نوع ارتباط قلبی و راستین را نمیدهد؛ به نظر میآید که مشغول شنیدن هستید؛
اما
چیزی نمیشنوید....
@lightworkers
تمرین
ده نفر از افرادی را که با آنان مراوده دارید انتخاب کنید.
یادداشت کنید که آنان را به چه صفاتی میشناسید.
کدام صفت در آنان پر رنگتر است..
به خودنگری بپردازید...
صادقانه ببینید در اعماق وجودتان آن صفات از آن شماست نه آن شخص...
چیزی که در دیگران میبینیم در نهانگاه خود داریم...
فقط شرایط بروز آن بر ما نبوده است....
#تمرین
@lightworkers
تمام کار یک انسان معمولی گدایی توجّه از دیگران است.
همهی قصّهی آدمی بر زمین همین است:
برای دیگران زیستن...
کار عاشق امّا توجّه به خداست.
همهی قصّهی سلوک همین است.
آن قدر توجّه ادامه مییابد تا سالک خود به پارهای از خدا بدل شود.
آنگاه چون خدا چشمی بر عالم میشود....
#حلمی
@lightworkers
هر فرد بالغی یعنی کسی که واژهی «من» را برای توصیف خودش بکار میبرد دارای من های بسیاری است.
در یک لحظه یکی از «من»ها حاضر میشود و درلحظهی دیگر «من» متفاوت دیگری که ممکن است با من قبلی همفکری داشته یا نداشته باشد.
این «من» ممکن است حتی نداند که من دیگری هم موجود است زیرا میان منها غالباً مقاومتهای نسبتاً غیر قابل نفوذی وجود دارد
که سپر حفاظتی نامیده میشود.
دستههایی از «منها شخصیتهای فرعی را به وجود میآورندکه بر مبنای همکاری و تعاون با یکدیگر مرتبطند.
بعضی برای تجارتند، بعضی برای خانواده و مابقی برای کلیسا و کنیسه این «من»ها ممکن است سایر دستهها را نشناسند، چرا که آنها برحسب همکاری با یکدیگر مرتبط نیستند.
یک «من» ممکن است متعهد شده و قول دهد در حالی که «من» دیگر هیچ چیزی از قول و تعهد ندانسته،به سپرها بچسبد و هیچ گرایشی هم به صداقت و شرافت در او نباشد.
یک گروه از منها ممکن است با شور و اشتیاق به میان ازدواجی روند که گروه دیگر را بی میل کرده و پس میزند.
«منهای خاصی ممکن است ارزشمند باشند و در جهت هدفی عمل کنند که دیگران از آن پرهیز میکنند و یکی هم ممکن است از ماهیت طغیان در رنج باشد...
#گرجیف
@lightworkers
گاهی وقتا فراموش کن کجایی،
به کجا رسیدی و به کجا نرسیدی،
گاهی وقتا فقط زندگی کن…
یاد قولهایی که به خودت دادی نباش،
یه وقتایی شرمنده خودت نباش،
تقصیر تو نیست
تو تلاشتو کردی اما نشد…
یه وقتایی جواب خودتو نده
هر كى پرسید: چرا اینجای زندگی گیر کردی لبخند بزن و بگو کم نذاشتم اما… نشد
یه وقتایی فقط از زنده بودنت لذت ببر…
از بودن کنار کسانی که دوستشان داری و دوستت دارن…
از طلوع خورشید از صدای آواز قناری ها…
از باد…باران از همه لذت ببر…
@lightworkers
بيزارى از ديگران...
احساسىست كه همراهِ هميشگى شكايت از ديگران و سرزنش آنهاست.
احساس بيزارى، به ايگو يا نٓفس غذا مى رساند و آن را تقويت میكند.
احساس بيزارى، احساسىست كه همچون خوره آدم را مىخورد.
احساس بيزارى، بسيار تلخ و گزنده است...
نٓفس ازجهل ديگران هويتى براى ديگران مى سازد.
يعنى نٓفس، نادانى ديگران را تبديل به هويت آنها ميكند و آنگاه دربارهى هويت آنها قضاوت ميكند...
يكى از راههاى مؤثر براى گذشتن از ايگوى شخصى، عكسالعمل نشان ندادن نسبت به ايگو يا نفسانيت ديگران است.
با اين كار،ما نه تنها بر نفس خود چيره میشويم، بلكه نفسانيت يا ايگوى جمعى را نيز محو ميكنيم...
تو تنها زمانى میتوانى نسبت به ايگو يا نفسانيت ديگران رفتارى واكنشى و عاطفى بروز ندهى كه بدانى رفتار آنها از ايگو و نفس شان سرچشمه مىگيرد.
صداى درون سر تو، صداى ايگو يا نفس توست.
مچ اين نفس را بگير.
اين صداى شاكى، يك فكر است، يك الگوى ذهنى شرطى شده.
اگر مچ نفس را بگيرى، متوجه مى شوى ؛
كه تو صداى درون سر خويش نيستى،
بلكه كسى هستى كه اين صدا را مىشنود...
@lightworkers
یک تمرین مدیتیشن را انتخاب کن و به آن بچسب....
اگر که میخواهی در مدیتیشن پیشرفت کنی،
با یک روش تمرین بمان.
هر روز مدیتیشن کن.همین حالا مدیتیشن کن.
فکر نکن که بعداً بیشتر انجام خواهی داد...
بر هر شرایطی میتوان فائق شد.هر کدام از ما قدرت فراوانی دارد.از آن میتوان برای کمک به خود و دیگران استفاده کرد...
تمرین صبوری کن.صبر یکی از مهمترین نیکی ها برای تکامل توجه و تمرکز است...
ذهن خود را آزاد کن.ذهن تو پر از داستان است.
آتش عواطف را خنک کن.خشم ، یک آتش است...
در طول مسیر،خوش مزاجی داشته باش.
اگر که تو به مدیتیشن کردن برسی،خوشبخت خواهی شد...
ساده باش.ساده زیستی کن.یک زندگی ساده،
چیز خوبی برای همه چیز است.تجمل زیاد، مانعی برای تمرین است....
روحی از برکت را پرورش بده.اگر که آنهایی را که در اطرافت هستند، برکت دهی این به تو انگیزه میدهد تا در هر لحظهای مراقب باشی...
این یک سفر دایره وار است. مدیتیشن همهی شخص را ادغام میکند.
آسوده باش
جایی برای رفتن نیست
چیزی برای شدن نیست...
#مراقبه
@lightworkers
آزاد ﮐﺮﺩﻥ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﻫﺎﯼ ﮔﻠﻮ ﻭ ﻣﻌﺪﻩ
ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﮐﻤﮏ ﺑﺰﺭﮔﯽ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﺭﺝ ﮐﺮﺩﻥ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽﻫﺎﯼ ﮔﻠﻮ ﻭ ﻣﻌﺪﻩ ﺍﺳﺖ.ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺍﻗﺒﻪ ﺧﺼﻮﺻﺎً ﺩﺭ ﻣﻮﺍﻗﻌﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻣﺸﮑﻼﺕ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮔﺮﻓﺘﺎﺭ ﺷﺪﻩﺍﯾﺪ ﺧﯿﻠﯽ ﻣﻔﯿﺪﺳﺖ...
ﺯﻣﺎﻥ :
ﻫﺮﻭﻗﺖ ﺩﺭ ﻣﻌﺪﻩ ﻭ ﮔﻠﻮ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﯾﺪ...
ﻣﺪﺕ : ﺳﻪ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﻔﺘﻪ
ﺩﺳﺘﻮﺭ
ﺑﺮﺍﯼ ﮔﻠﻮ
ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﮔﻠﻮﯼ ﺧﻮﺩ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﻭ ﭼﻮﺏ ﺷﺪﻥ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﺪ ﺑﻪ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩﻥ ﺻﺪﺍﻫﺎﯼ ﻣﺨﺘﻠﻒ ﻭ ﺑﯽﻣﻌﻨﯽ ﻣﺜﻞ ﺯﻣﺰﻣﻪ.ﻫﺮﻧﻮﻉ ﺻﺪﺍﯾﯽ ﺟﻮﺍﺏ ﻣﯽﺩﻫﺪ...
ﺻﺪﺍﯾﯽ ﻣﺜﻞ " ﺁﻫﺎﻫﺎﻫﺎﻫﺎ "
ﺣﺘﯽ ﺍﮔﺮ ﻣﯽﺗﻮﺍﻧﯿﺪ ﺷﻌﺮ ﯾﺎ ﺁﻭﺍﺯ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ ﺑﻼﻓﺎﺻﻠﻪ ﺷﺮﻭﻉ ﮐﻨﯿﺪ.ﺩﻗﺖ ﮐﻨﯿﺪ ﺗﺎ ﺻﺪﺍ ﮐﺎﻣﻼً
ﺍﺯ ﮔﻠﻮﯾﺘﺎﻥ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﯿﺎﯾﺪ...
ﺑﺮﺍﯼ ﻣﻌﺪﻩ
ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺒﻨﺪﯾﺪ. ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺭﻭﯼ ﻣﺤﻠﯽ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﺭﺩ ﻭ
ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﻣﯽﮐﻨﯿﺪ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﻫﯿﺪ.ﺑﻌﺪ ﺩﺳﺘﻬﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺑﺎﻻ ﺣﺮﮐﺖ ﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺣﺲ ﮐﻨﯿﺪ
ﻫﻤﺮﺍﻩ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﮐﺖ ﺗﻤﺎﻡ ﮔﺮﻓﺘﮕﯽ ﻭ ﺩﺭﺩﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﻣﻌﺪﻩ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺍﺳﺖ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ
ﺑﺎﻻ ﺣﺮﮐﺖ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﮔﻠﻮ ﻣﯽﺭﺳﺎﻧﯿﺪ.ﺍﮔﺮ ﻻﺯﻡ ﺍﺳﺖ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﺎﺧﻮﺷﺎﯾﻨﺪﯼ ﮐﻪ ﺩﺭ
ﻣﻌﺪﻩ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺣﺮﻑ ﺑﺰﻧﯿﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺑﮕﻮﯾﯿﺪ : " ﺑﯿﺎ ﺑﺎﻻ ". ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﮐﺎﺭ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ
ﻣﻌﺪﻩ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﺑﺎﻻ ﺑﮑﺸﯿﺪ.
ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺭﺳﯿﺪﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺑﻪ ﻧﺎﺣﯿﻪ ﮔﻠﻮ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺍﻭﻟﯽ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﺮﺩﻥ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ
ﮔﻠﻮ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ ﺍﻧﺠﺎﻡ ﺩﻫﯿﺪ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺟﻤﻊ ﺷﺪﻩ ﺩﺭ ﻣﻌﺪﻩ ﺑﻪ ﻓﺮﻡ ﺻﺪﺍ ﺍﺯ ﮔﻠﻮ ﺧﺎﺭﺝ ﺷﻮﺩ.
ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺩﺳﺘﻮﺭ ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺳﻪ ﺗﺎ ﭼﻬﺎﺭ ﻫﻔﺘﻪ ﺍﺛﺮ ﺧﯿﻠﯽ ﺧﻮﺑﯽ ﺩﺭ ﺑﺮﻃﺮﻑ ﮐﺮﺩﻥ ﺩﺭﺩ ﻭ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺩﻭ ﻗﺴﻤﺖ ﺑﺪﻥ ﺩﺍﺭﺩ...
#مراقبه
یک سوال:
خیلی وقتها با وجودی که نیازی هم برای عجله کردن وجود ندارد، در هنگام انجام کارها هول هستم. مخصوصا موقع غذا خوردن، چرا؟
جواب: یک چیز دیگری مشغول خوردن شما است.در واقع یک نگرانی عمیق در درون وجودتان باعث این عجله کردن می شود. یک گرفتگی و سفتی درونی که اجازه نمیدهد رها و آزاد باشید...
دستور:
دفعه بعد وقتی مشغول خوردن چیزی هستید نگاه کنید چه چیزی مشغول خوردن شما است؟
به همین صورت وقتی درحال عجله هستید فقط به آن نگاه کنید. آیا از جایی فرار می کنید؟ آیا سعی دارید از یک موقعیت حذر کنید؟ آیا سعی دارید از دیدن یک چیز ناراحت کننده در درون خود طفره بروید؟ آیا از چیزی نگران هستید که حتی حاضر به اذعان آن نیستید؟ آیا زخم کهنهای را در لابلای برگها و گلها پنهان میکنید؟ تمام مردمی که درحال عجله کردن هستند، یک نگرانی عمیق را در درون خود مخفی میکنند. آنها حتی جرات مواجه شدن با آن را ندارند. اجازه بدهید تا این نگرانی خود را نشان دهد.اجازه دهید تا به سطح برسد و بتوانید آن را ببینید. با آن مواجه شوید و تا دچار حیرت شوید...
به یاد داشته باشید: وقتی با یک مشکل چهره به چهره روبرو میشوید، آن مشکل از مقابلتان ناپدید میشود.
برای درمان یک مشکل در دنیای درون، فقط یک راه وجود دارد: باید آن را بشناسید. هیج راه دیگری هم نیست. مشکل فقط وقتی وجود دارد که شما آن را سرکوب میکنید. اگر نگذارید تا در مقابل دیدتان قرار بگیرد، همجنان باقی میماند. مردم روی مشکلات خود را میپوشانند و جای آن دائم در عجله هستند.در این عجله چیزی که اتفاق میافتد سرکوب کردن و مخفی شدن اصل داستان است...
تمرین امروز کاهش سرعت....
#تمرین
@lightworkers
تمرین رها کردن خاطرات...
اگه به لباس کلاس پنجم دبستان فکر کنید، معمولا" هیچ دلبستگی عاطفی به آن ندارید.تنها به چشم یک خاطره به ان نگاه می کنید. همهی خاطرات ما باید به همین شکل باشند.بگذارید خاطره فقط خاطره بماند.
باید سعی کنیم دلبستگیهای عاطفی را با خاطرات بد رها کنیم!
خیلی از ما در اعماق وجود هنوز خاطرات بد را دوست داریم!
اگر اینطور نیست پس چرا هنوز گاهگاهی در خلوت به آن فکر میکنید و نمیتوانید آنها را رها کنید؟!
برای این کار اولین کاری که باید انجام بدهید ، تهیهی یک لیست از تمام چیزهایی است که میخواهید رها کنید!
لیست خاطرات بد، عادات بد و خلاصه هر چیزی که آزارتان میدهد را بنویسید و زیر آنها بنویسید"
من مشتاقم نیاز به وابستگی به همهی اینها را رها کنم."
از خود بپرسید چقدر مشتاق انجام این کار هستید؟
به واکنشهای بدن و درون توجه کنید. از خود بپرسید برای این رها کردن چه کارهایی باید بکنم؟
بعد اینها را پاره کنید و دور بریزید...
یاد آوری :
مهمترین چیز زایدی که باعث انواع بیماریهای جسمی و برآورده نشدن آرزوها میشود
" عدم بخشایش دیگران و خود " است...
تمرین نابود کردن نفرت...
" امت فاکس" برای نابود کردن نفرت ، تمرینی قدیمی دارد.
او توصیه میکند که آرام بنشینید و بگذارید جسم و روحتان استراحت کند.
خود را در تئاتری تاریک مجسم کنید.صحنهای روبروی شماست که شخصی که از او نفرت دارید، روی آن صحنه ایستاده.
همهی موهبتهای نیکو را برای او مجسم کنید.
او را خوشحال، راضی و متبسم ببینید." بعد از این کار خود را هم بر بالای آن صحنه مجسم کنید و ببینید که همهی موهبتهای خوب به سراغ شما هم میآیند. خود را شاد و متبسم مجسم کنید.
اگر ما نتوانیم برکات را برای دیگران بخواهیم ، خود هم نمیتوانیم آنها را دریافت کنیم!
چون قانون کارما مانع تحقق آرزومان میشود...
فقط چیزی را میتوانی آرزو و دریافت کنی که بتوانی آن را برای دیگران هم بطلبی...
#تمرین
@lightworkers
وضعیت کنونی سیارهمان فقط آینه ذهن جمعی نوع بشر است.
این ناموزونی که در سیارهمان میبینی انعکاس ناموزونی درونی نوع بشر است.
ارتباط بین سیارهمان و نوع بشر ارتباطی غیر قابل گسستن است.
دنیای سیارهمان زمانی تغییر خواهد کرد که هر فرد از نوع بشر از درون تغییر کند.
یک انسان میتواند الهامبخش بیشمار انسان باشد، این بیشمار میلیونها نفر را متاثر کند که این میلیونها نفر خود الهامبخش میلیاردها انسان دیگر باشند،
و اینگونه میتوانیم هماهنگی را به سیارهمان زمین بازگردانیم...
@lightworkers
هر گاه آدمی در جایگاه معنوی خود بایستد تمامی حق خود را از این خزانه عظیم نعمت میستاند...
" من سالیانی که ملخها خوردهاند به تو باز خواهم گرداند"!
ملخها یعنی تردیدها و ترسها و نفرتها وحسرتهای تفکر فانی...
تنها راهزنی که دار و ندار آدمی را به یغما میبرد، اندیشههای منفی خود اوست.
زیرا هیچ کس به آدمی چیزی نمیدهد جز خود او و هیچ کس جز آدمی چیزی را از خود دریغ نمیدارد...
آدمی اینجاست تا خود اثبات خدا باشد. و شاهد حقیقت...
من زمانی میتوانم از آیت وجود خدا باشم که
از تنگدستی، توانگری بیافرینم
از بیعدالتی، عدالت
از غرور، تواضع
از حسادت، عشق
از طمع، بخشندگی
از شهوت، پاکدامنی
و از یأس، امید....
@lightworkers
بسی گفتند: «دل از عشق برگیر!
که نیرنگ است و افسون است و جادوست!»
ولی ما دل به او بستیم و دیدیم،
که این زهر است، اما!
نوشداروست...!
#فریدون_مشیری
@lightworkers
