es
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Ir al canal en Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Mostrar más
381
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
+730 días
Archivo de publicaciones
ببین چه می‌کنی و چرا... ببین چه می‌گویی و چرا.. آن‌گاه تمام بازیهایی که با دیگران و نه فقط با دیگران ، که با خودت کرده‌ای را
ببین چه می‌کنی و چرا... ببین چه می‌گویی و چرا.. آن‌گاه تمام بازیهایی که با دیگران و نه فقط با دیگران ، که با خودت کرده‌ای را ، خواهی دید... @lightworkers

انسانهای ساده دل، روحهای بزرگی دارند، چون نفس و نفسانيات و ايگوهای كمتری دارند و فضيلت‌های وجود آنها بر رذيلت شان غلبه و برتری دارد، به همين خاطر همانند فرشته‌ها و بچه‌ها رفتار می‌كنند. وقتی رذيلتی همانند ايگوی حسادت در وجود كسی نباشد، هر چقدر هم در جهان بيرونی تلاش نمايد كه حسادت كند، قادر به اين كار نخواهد بود، چون بذر حسادت (ايگوی حسادت) را در درون‌اش ندارد و تا بذر و يا علت اصلی در درون ما نباشد، معلول حاصل از آن علت يا ايگو هم به وجود نخواهد آمد. به همين خاطر نيز چون شخصيت در بچه‌ها در طول هفت سال اول تولد شكل می‌گيرد،بچه‌های زير هفت سال، اسنس خالص و پاك و ساده می‌باشند و رفتارهای معصومانه‌ای از خود نشان می‌دهند. بعدها كه شخصيت بچه‌ها شكل می‌گيرد، ايگوها فرصت ابراز خود را پيدا می‌كنند و همه چيز عوض می‌شود و ديگر به ندرت آن معصوميت و فرشته خويی را در همان بچه مشاهده می‌كنيم، چون ايگو به تدريج بر تمام قسمت‌های بدن او و مراكز پنجگانه اصلی و چاكراهايش، تسلط و احاطه پيدا می كند و ماشين بدن او را در كنترل خود دارد. عيسی، كبير بزرگ می‌گويد: «تا همانند كودكان نشويد نمی‌توانيد به ملكوت آسمانها يا بهشت وارد شويد.» هرچقدر به طرف بعدهای بالاتر می‌رويم، بر معصوميت ما افزوده می‌شويم، به همين خاطر روحهايی كه به ابعاد بالاتر رسيده‌اند،حالتی معصوم و عاری از ايگوها و نفسانيات دارند؛ همانند كودكان و فرشته‌ها. به همين خاطر، در برخی تجربه‌ها و خوابها، برخی از اساتيد را به صورت بچه و يا نوزاد مشاهده می‌كنيم. در حديثي از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه: «اكثر اهل الجنة البُله» (اكثر افراد بهشت، از انسانهای ساده دل است.) منظور از كلمه البله، همين افراد ساده دل و معصوم است كه قلبی پاك و روحی بزرگ دارند. شمس تبريز در مقالات، اكثر افراد جهنم را دانايانی معرفی می‌كند كه علم و دانش آنها باعث حجاب و گمراهی و سرگردانی آنها شده است، هرچند كه دارای علم اكتسابی بيرونی هستند. شمس می‌گويد : « اغلب دوزخيان از اين زيركان‌اند.از اين فيلسوفان، از اين دانايان؛ كه آن زيركی شان، حجاب ايشان شده.» یکی از بدترین کارهایی که در رابطه با این انسانهای ساده دل و معصوم انجام می‌دهیم، مسخره کردن و دست انداختن آنها، برای خنداندن اطرافیان است. عمل به ظاهر بی‌اهمیتی که می‌تواند کارمای بزرگی برایمان ایجاد کند، چرا که هرچقدر فرد دارای درجه روحی بیشتری باشد، عمل بد (کارما) و عمل خوب (دارما) ما نیز به همان نسبت بیشتر می‌شود. به همین خاطر، افرادی که پیامبران، امامان، عارفان واقعی و انسانهایی با روحهای وارسته را شکنجه کرده و یا کشته‌اند، کارمای بسیار بیشتری دریافت خواهند کرد. چرا که هر چقدر اسنسی در مراتب بالاتر خودشناسی باشد، وجود بسیار ارزشمندتری نسبت به سایر افرادی که خودسازی نمی‌کنند و از لحاظ روانی در خواب هستند، می‌باشد.... #مهدی_آذری @lightworkers

اگر به دیگران کمک نکنیم چون فکر می‌کنیم که آنان لیاقت دریافت کمک را ندارند، به ما کمک نخواهد شد تا زمانی که لیاقت دریافت آن ر
اگر به دیگران کمک نکنیم چون فکر می‌کنیم که آنان لیاقت دریافت کمک را ندارند، به ما کمک نخواهد شد تا زمانی که لیاقت دریافت آن را نداشته باشیم.... @lightworkers

دیگر هیچ آینهٔ آزرده‌ای از اضطرابِ سنگ نخواهد گریست بلبل‌های غمگینِ آن باغ دور دوباره در صبحِ روشنی از نور بازخواهند گشت... و دیگر کسی در آوازهای آسانِ ما کلمهٔ کوچکی حتی از قول این شبِ نامرد نخواهد شنید... همین برای رضایتِ آب و الفتِ آینه کافی‌ست تا تشنگان خسته بفهمند که ما با پیاله‌های نوشانوشِ خویش خیلی زود از کوچه‌های قُرقْ‌شدهٔ این شبِ نامرد خواهیم گذشت... #سید_علی_صالحی @lightworkers

چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش.... #حافظ @lightworkers
چو غنچه گرچه فروبستگیست کار جهان تو همچو باد بهاری گره گشا می‌باش.... #حافظ @lightworkers

نمی‌دانم مشاهده کرده‌ای یا نه که تنفست با احساساتت تغییر می‌کند..... وقتی عصبانی هستی،طور دیگری نفس می‌کشی... وقتی عصبانی می‌شوی سعی کن مشاهده کنی که چگونه نفس می‌کشی،و وقتی عصبانی می‌شوی سعی کن طور دیگری نفس بکشی. دیگر نمی‌توانی عصبانی باشی.... فقط در حالت خاصی می‌توانی عصبانی باشی،با ریتم معینی از تنفس.... وقتی عاشقی،تنفست را مشاهده کن : ریتم را ، موسیقی را ، هارمونی را . آن هارمونی را خراب کن تا عشق ناپدید شود... یا هارمونی را ایجاد کن تا عشق ظاهر شود... اگر بتوانی ارباب تنفست شوی و این علم عمیقی است.... ارباب احساساتت می‌شوی..... @lightworkers

‍ فرزانه‌ای به وقت رحیل، پسین خود را گفت: نگاهت را به خدا هدیه کن هشیاری را به نگهبانی گمار صبر را قانون خود کن و وسوسه‌ی داش
‍ فرزانه‌ای به وقت رحیل، پسین خود را گفت: نگاهت را به خدا هدیه کن هشیاری را به نگهبانی گمار صبر را قانون خود کن و وسوسه‌ی داشتن و انباشتن را فرو گذار دل را هجرت بیاموز و زبان را جز به ضرورت مگشا که جهان گرفتار زایمانی سخت است #مسعود_ریاعی @lightworkers

ملالت، روي ديگر "چشم داشت" است. ملالت و دلمردگی يعني من معتقد هستم که به يك شي یا فردِ بيروني نياز دارم كه مرا خوشحال كند. يا مستقيم قدم ميذاری درون داستان زندگيت و حقيقت خودت رو زيست ميكني، يا خارج از حقيقتِ خودت برای تاييد ارزشمندی‌ات دست و پا ميزنی و روز به روز ناامیدتر خواهی شد... باید شادمانه در مسیرِ زیستنِ حقیقتِ خود قدم بگذاری و داستان خود را رقم بزنی. به خاطر داشته باش،شادماني در این راه مقصد سفر نيست بلكه اخلاق سفر است..... #دكتر_برنه_بروان @lightworkers

من می‌دانستم اگر تلخی و کینه را کنار نگذارم باز هم زندانی خواهم بود، حتی اگر درِ سلولم را باز می‌گذاشتند! #نلسون_ماندلا @ligh
من می‌دانستم اگر تلخی و کینه را کنار نگذارم باز هم زندانی خواهم بود، حتی اگر درِ سلولم را باز می‌گذاشتند! #نلسون_ماندلا @lightworkers

اگر در برادرِ خود عیبی می‌بینی، آن عیب در توست که در او می‌بینی. عالَم همچون آینه است، نقشِ خود را در او می‌بینی. آن عیب را از خود جدا کن، زیرا آن چه از او می‌رنجی،از خود می‌رنجی. گفت؛ پیلی را آوردند بر سرِ چشمه‌ای که آب خورَد.خود را در آب می‌دید و می‌رَمید.او می‌پنداشت که از دیگری می‌رمد، نمی‌دانست که از خود می‌رمد. همه اخلاق بد از ظُلم و کین و حَسد و حرص و بی‌رحمی و کِبر چون در توست نمی‌رنجی، چون آن را در دیگری می‌بینی می‌رمی و می‌رنجی. پس بدان که از خود می‌رمی و می‌رنجی.... #فیه_ما_فیه @lightworkers

ذوالنّون مصری را پرسيدند از تصوّف. ذوالنون گفت: قومی باشند خدای را بر همه چيزها برگزيده..... @lightworkers
ذوالنّون مصری را پرسيدند از تصوّف. ذوالنون گفت: قومی باشند خدای را بر همه چيزها برگزيده..... @lightworkers

تو از انواع قضاوتهای مردم رنج می‌بری و همان قضاوت را نثار دیگران می‌کنی و این بازی ابعادی نامتناسب پیدا کرده است. تمامی بشر از آن در رنج است. اگر می‌خواهی از آن خلاص شوی، نخستین چیز این است: خودت را داوری نکن. نقصهایت را، شکست‌هایت را و نقاط ضعف خودت را متواضعانه بپذیر. نیازی نیست که طور دیگری وانمود کنی. فقط خودت باش: "من چنینم، پر از ترس. نمی‌توانم شب تاریک بیرون بیایم، نمیتوانم به جنگلی انبوه بروم." چه اشکالی در این وجود دارد؟ وقتی که خودت را پذیرفتی، قادر خواهی بود تا دیگران را بپذیری، زیرا بینشی روشن داری که آنان نیز از همان بیماری در رنج هستند. و این پذیرش تو به آنان نیز کمک می‌کند تا خودشان را بپذیرند. میتوانیم تمام این روند را معکوس کنیم : خودت را بپذیر. این تو را قادر می‌سازد تا دیگران را بپذیری. و چون کسی آنان را پذیرفته، آنان برای نخستین بار زیبایی پذیرفتن را یاد می‌گیرند، چه آرامشی دست می‌دهد، و آن وقت آنان نیز دیگران را پذیرا می‌شوند. اگر تمام بشریت به نقطه‌ای برسد که در آن هر کس خودش را چنان که هست بپذیرد، تقریبا نود درصد از مصیبتها از بین خواهد رفت، زیرا که پایه‌ای ندارند، و قلبها به خودی خود باز می‌شوند و عشق شما جاری خواهد شد. هم اینک چگونه میتوانی عشق بورزی؟ وقتی که این همه خطا و این همه نقص و ضعف ببینی، چگونه می‌توانی دوست بداری؟ تو میخواهی کسی کامل باشد، هیچ کس کامل نیست، بنابراین باید حالت دوست نداشتن را قبول کنی و یا اینکه بپذیری که مهم نیست که کسی ناقص باشد. عشق را میتوان سهیم شد با انواع مردم، متوقع نباش.داوری کردن زشت است، مردم را آزار می‌دهد. از یک طرف به آزردن و زخمی کردن آنان ادامه می‌دهی و از سوی دیگر خواهان عشق و احترام آنان هستی، این ناممکن است. آنان را دوست بدار، به ایشان احترام بگذار و شاید عشق و احترام به آنان کمک کند تا بسیاری از ضعف‌ها و نقصهایشان را تغییر دهند، زیرا عشق به آنان انرژی تازه‌ای میدهد، معنای جدید، نیرویی جدید. عشق به آنان ریشه‌هایی تازه می‌بخشد تا در برابر تندبادها، آفتاب سوزان و باران سنگین بایستند. قلب خودش باز می‌شود. نگران قلب نباش..... @lightworkers

الهی! گریخته بودم تو خواندی، ترسیده بودم بر خوان نشاندی، ابتدا می‌ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون می‌ترسم که مرا بفری
الهی! گریخته بودم تو خواندی، ترسیده بودم بر خوان نشاندی، ابتدا می‌ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون می‌ترسم که مرا بفریبی به عطای خویش..... #خواجه_عبدالله_انصاری @lightworkers

بهارِ پیشِ رو بهارِ جانم خواهدبود قول می‌دهم مدهوشِ نسیمِ بهاری سرمستِ سپیدیِ شاخه‌ی گیلاس‌ها و بهت‌زده‌ی شکوفه‌های بادام نشوم تنها سر در گریبان کنم ببویم عطرِ یادت، شکوفه‌های مهرت و خیالِ دستهایت را در بهارِ پیشِ رو بهارِ جانم.... #عزیز_حاجی_علیاری @lightworkers

این سخن مبالغه است که فلان کس به تمامی لطف است و خوبی محض .پندارند که کمال در این است؛چنین نیست.آنکه همه لطف باشد و زیبایی، ناقص است بلکه هم لطف می‌باید و هم قهر. پس معنی ولایت و بزرگی چه باشد؟آنکه او را لشکرها باشد و شهرها و ده‌ها؟خیر؛ بلکه ولایت و بزرگی آن باشد که او را ولایت وتسلط باشد بر نفس خویش؛بر کلام خویش؛برسکوت خویش؛ برخشم در زمان خشم؛ لطف در جای لطف؛جواب در محل جواب ؛غیر از این باشد،تمام صفات وی در وی مایه عذاب باشد و بلا... #شمس_تبریزی @lightworkers

بهار پیش از آن که حادثه‌ای در طبیعت باشد، حادثه‌ای است در قلب آدمی و پیش از آن که در طبیعت محسوس باشد،در حسی انسانی وقوع می‌ی
بهار پیش از آن که حادثه‌ای در طبیعت باشد، حادثه‌ای است در قلب آدمی و پیش از آن که در طبیعت محسوس باشد،در حسی انسانی وقوع می‌یابد... #نادر_ابراهیمی @lightworkers

پيامبري‌ از كنار خانه‌ ما رد شد.باران‌ گرفت. مادرم‌ گفت: چه‌ بارانی می‌آيد! پدرم‌ گفت: بهار است. و ما نمی‌دانستيم‌ باران‌ و بهار نام‌ ديگر آن‌ پيامبر است.آسمان‌ حياط‌ ما پر از عادت‌ و دود بود. پيامبر، كنارشان‌ زد. خورشيد را نشانمان‌ داد... پيامبری‌ از كنار خانه‌ ما رد شد. لباس‌های ما خاكی‌ بود. او خاك‌ روی‌ لباس‌هايمان‌ را به‌ اشارتی تكانيد. لباس‌ ما از جنس‌ ابريشم‌ و نور شد و ما قلبمان‌ را از زير لباسمان‌ ديديم.... پيامبری‌ از كنار خانه‌ ما رد شد. آسمان‌ حياط‌ ما پر از عادت‌ و دود بود. پيامبر، كنارشان‌ زد. خورشيد را نشانمان‌ داد و تكه‌ای‌ از آن‌ را تويی دست‌هايمان‌ گذاشت..... پيامبری‌ از كنار خانه‌ ما رد شد و ناگهان‌ هزار گنجشک‌ عاشق‌ از سرانگشت‌های درخت‌ كوچك‌ باغچه‌ روييدند و هزار آوازی‌ را كه‌ در گلويشان‌ جا مانده‌ بود، به‌ ما بخشيدند. و ما به‌ ياد آورديم‌ كه‌ با درخت‌ و پرنده‌ نسبت‌ داريم....‌ پيامبر از كنار خانه‌ ما رد شد. ما هزار درِ‌ بسته‌ داشتيم‌ و هزار قفل‌ بی‌‌كليد. پيامبر كليدی‌ برايمان‌ آورد. اما نام‌ او را كه‌ برديم، قفل‌ها بی‌رخصت‌ كليد باز شدند.... من‌ به‌ خدا گفتم: امروز پيامبری‌ از كنار خانه‌ ما رد شد. امروز انگار اينجا بهشت‌ است. خدا گفت: كاش‌ می‌دانستی‌ هر روز پيامبری‌ از كنار خانه‌تان‌ می‌گذرد و كاش‌ می‌دانستی‌ بهشت‌ همان‌ قلب‌ توست..... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

آرامش از درون می‌آید آن را در بیرون خویش جستجو مکن.... #بودا @lightworkers
آرامش از درون می‌آید آن را در بیرون خویش جستجو مکن.... #بودا @lightworkers

ما هزاران سال است كه يك چيز را چون ذكر مدام تکرار کرده ایم زندگی بي معني است زندگی عبث است زندگی رنج است زندگی فقط براي ترك كردن آن خوب است و این دنیا دار مکافات است اين ها از بس كه تكرار شده، همچون صخره در وجودمان سخت شده است. به همين دليل، زندگی شروع كرده به تبديل شدن به يک رنج بزرگ و به نظر عبث مي آيد. اگر چشمان درستی براي ديدن داشته باشی، خواهي ديد كه نردبان رسيدن به الوهيت نيز از همين زندگی برمی خيزد. در ميان اين بدن خاكی كه از خون است و گوشت و استخوان، چيزی نهفته كه ورای اين هاست، چيزي كه ربطي به گوشت و پوست و استخوان ندارد. در همين بدن كه امروز زاده شده و فردا می ميرد و به خاک باز می گردد، آنكه هرگز نمی ميرد زندگی می كند، آنچه كه هرگز زاده نشده و هرگز نمی ميرد. #اشو @lightworkers

اگر نمی‌توانی خورشید باشی، لااقل کاسه‌ی آبی باش تا تمامیت خورشید در تو طلوع کند..... @lightworkers
اگر نمی‌توانی خورشید باشی، لااقل کاسه‌ی آبی باش تا تمامیت خورشید در تو طلوع کند..... @lightworkers